تبليغاتX
سرمایه‌گذاری
درباره سرمایه‌گذاری در شرکت پالینور

دوستان!

فقط 15 روز به پایان فرصت سرمایه­گذاری با 500 دلار باقیست. چنین فرصتی را به سادگی از دست ندهید و نگذارید که سرمایه­گذاران جدید آن را از دست بدهند. با همه­ی افراد فهرست­هایتان تماس بگیرید و چنین فرصت بی­نظیری را به آن­ها یادآوری کنید.

سرمایه­گذاری با 500 دلار، یعنی کم­ترین میزان سرمایه­ی اولیه برای رسیدن به آزادی مالی. این جمله را خیلی خیلی خیلی خیلی جدی بگیرید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 22:13  توسط علیرضا 

پیام هفته:

«هر روز، راهی برای کمک کردن به یک نفر دیگر پیدا کنید. این کار، به اندازه­ی آن­ها به شما نیز کمک می­کند. این کار باعث می­شود شما احساس شادمانی و اطمینان کنید.»

دوستان!

پالینوراینترنشنال بزرگ و باشکوه ما، روز به روز دامنه­ی فعالیت­ها، خدمات و آموزش­های خود را گسترش می­دهد. به آن­ها که مشاوره می­کنید بگویید که به زودی، بسیار بیشتر و بیشتر از پالینور از اطرافشان خواهند شنید! باور کنید یا نه، این روزها روزهای طلایی است!

شادمان باشید!

نیازی به تذکر نیست! می­دانم بحث سیستم­ها نصفه مانده! به زودی به آن می­رسیم!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 13:17  توسط علیرضا 

به این وبلاگ تازه کشف شده (البته توسط من!) سر بزنید! خوش حالیم از این که دوستانمان روز به روز بیشتر می شوند!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:3  توسط علیرضا 

دوست خوب من!

می­دانم که در بسیاری مجموعه­ها، در جمعه­ی گذشته به عنوان روز تعطیل نیمه­ی ماه، Eventهای بسیار بزرگ، موفق و پرانرژی برگزار شده و همه­ی ما با ذخیره­ی کامل انرژی نیم­ی دوم ماه بزرگ می را شروع کرده­ایم. مهم­ترین ویژگی خاص ماه می را هم که حتماً همه­تان می­دانید: شما می­توانید هر نیروی تازه نفس در سازمانتان را تنها و تنها با 500 دلار سرمایه­گذاری جذب کنید!

درباره­ی اهمیت سیستم نوشتیم و خواندید. امیدوارم توانسته­باشم این اهمیت را به خوبی انتقال دهم؛ چون در واقع، اگر نتورک را فقط در یک کلمه تعریف کنیم، آن کلمه «سیستم» است و بس. یک سیستم که مقدس دانسته­شود و قدم­به­قدم اجرا شود.

حال درباره­ی سیستم سازمان خودمان، پالینور صحبت می­کنیم. می­دانم که هم­اکنون گروه­های بسیار گوناگونی در سراسر جهان مشغول کار در نتورک پالینور هستند و سیستم­های مربوط به خود را دارند. به همین دلیل، در این وبلاگ عمومی، نمی­توان یک نسخه را برای همه پیچید! بهترین کار آن است که همین حالا با بالاسری خود تماس بگیرید و سیستم سازمانتان را دقیق و کامل از او بپرسید و ببینید که اجرا شده یا نه؛ با وجود این، در این­جا تنها به بعضی کلیات اشاره می­کنیم که احتمالاً در همه­ی مجموعه­ها و سازمان­های پالینور به کار می­رود.

افرادی که در پالینور سرمایه­گذاری می­کنند، عمدتاً نه به خاطر کار کردن در نتورک و جذب سرمایه، که برای دریافت سود بالای ثابت و بی­نظیر کمپانی ما به پالینور می­پیوندند. حتی اکثر لیدرهای بسیار برگ پالینور نیز، در ابتدا به همین دلیل به آن پیوسته­اند و قصد یا تصمیمی برای کار کردن نداشته­اند. بسیار نادرند افرادی که قبل از ورود، فرصت و موقعیت درآمدزایی (نه سود ثابت) پالینور را دریافته و به خاطر آن به پالینور می­پیوندند. البته این کاملاً طبیعی است؛ چرا که به ندرت پیش می­آید که انسان­ها به چیزی که هنوز تحقق پیدا نکرده، باور پیدا کنند و بر اساس آن تصمیم بگیرند؛ که اگر همه­ی انسان­ها این­گونه بودند، دنیای ما بی­نهایت زیباتر، رشدیافته­تر و دل­پذیرتر می­بود!

در نتیجه، نخستین وظیفه­ی شما پس از سرمایه­گذاری فردی که تاکنون فقط به سود ثابت فکر کرده و به خاطر آن سرمایه­گذاری کرده، آن است که موقعیت درآمدزایی بی­نظیر این سیستم را برای او شرح دهید. در واقع تا قبل از سرمایه­گذاری، اگر چنین کنید، فایده­ی چندانی ندارد. فرد مورد نظر اولاً حرف شما را نمی­شنود؛ چون فعلاً در فکر امنیت سرمایه­گذاری خودش است؛ و ثانیاً ذهنش منحرف می­شود و گمان می­کند که برای دریافت سود ثابت باید کاری انجام دهد یا شما از او چنین انتظاری دارید!

اما وقتی فرد، سرمایه­گذاری خودش را انجام داد، شما در واقع با تشریح سیستم، به رایگان کار جدیدی را به او معرفی می­کنید که درآمدی بی­نظیر دارد! چون فرد قبلاً برای دریافت سود ثابت، سرمایه­گذاری­اش را انجام داده، نیازی نیست که برای این کارجدید هزینه­ای پرداخت کند!

خوب؛ حالا این دعوت به کار را چه­گونه انجام دهیم؟ در مطلب بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 10:54  توسط علیرضا 

از امروز و در چند روز آینده، می­خواهیم به مهم­ترین مبحثی بپردازیم که در نتورک، موفقیت شما را ضمانت می­کند و پس از آن ترجمه­ی درس 6 گناه کبیره در نتورک را خواهید خواند! اگر درس­های شش­گانه­ی رندی گیج را از لینک کنار صفحه دریافت کرده­باشید یا ترجمه­ی آن را از بالاسری­تان گرفته­باشید، (و البته آن را خوانده باشید!) حتماً در درس دوم، اهمیت سیستم را دیده­اید.

سیستم یعنی روندی که یک سازمان دارد، تا هرکس، در هر شرایطی که کاری را شروع کرد، به نتیجه­ی دل­خواه برسد.

شما می­توانید به دلیل قدرت شخصی، خوب صحبت کردن، روحیه­ی قوی و ... خودتان مقدار زیادی سرمایه جذب و در نتورک موفقیت اولیه کسب کنید؛ اما نمی­توانید این موفقیت را ادامه دهید؛ چون بالاخره آدم­هایی که می­شناسید، تمام می­شود! برای آن که سازمان شما رشد کند و شما در نتورک موفق شوید، کلید این است: «افراد شما نیز باید مانند شما باشند».

به این منظور، شما نمی­توانید روی توانایی­های شخصی افراد حساب کنید. باید شرایطی ایجاد کنید که هرکس، که شروع به کار کرد، دقیقاً مشخص باشد که چه باید بکند!

در سیستم شما، هر کس باید بداند که روز اول چه باید بکند؛ روز دوم را چه­گونه بگذراند و مثلاً در روز چهاردهم چه وظیفه­ای به عهده دارد!

این روزها در جلسات، مرتب به سؤالاتی برمی­خورم که در نتیجه­ی نداشتن سیستم مشخص پیش می­آید. افراد سرمایه­گذاری می­کنند؛ بعد بالاسری­شان به آن­ها می­گوید: «خوب؛ حالا برو سرمایه جذب کن!» و یا حداکثر، جزوه­ای به طرف می­دهند و می­گویند: «این­ها را بخوان؛ بعدش برو سرمایه جذب کن!!»

یعنی یا سیستمی وجود ندارد یا این که اصلاً به کار نمی­رود.

سیستم شما باید مقدس باشد. باید ساعت به ساعت و دقیقاً اجرا شود. در غیر این صورت، اهمیت آن منتقل نمی­شود و یکی دو سطح پس از شما، اجرای آن متوقف می­شود!

قبلاً نیز در بحث روند کاری به این بحث پرداخته­ایم؛ ولی به نظر می­رسد که این روند کاری، هم نیاز به یادآوری دارد و هم تغییر. این بحث را ادامه خواهیم داد و پس از آن سیستم دقیقی را برای موفقیت در پالینور به شما پیش­نهاد خواهیم کرد!

پیروز باشید!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 17:28  توسط علیرضا 

 

همه‌ي ما، هر روز در زندگي به دو راهي بالا مي‌رسيم. دو راه جدا؛ كه يكي به «موفقيت» مي‌رسد و ديگري به «شكست». جالب آن‌كه معمولاً هم اين دو راه، درست مانند همان تابلويي كه در تصوير مي‌بينيد برايمان مشخص شده‌اند. به همين وضوح كه مي‌بينيد ...

اما متأسفانه، بسياري از ما، با وجودي كه تابلو را مي‌بينيم، راه موفقيت را برنمي‌گزينيم!

برخي به راه شكست مي‌روند و با وجودي كه همه‌ي شواهد از مشخص بودن پايان راه حكايت مي‌كند، آن را ادامه مي‌دهند! همين حالا به كارهايي كه داريد مي‌كنيد فكر كنيد؛ با توجه به تجربيات ديگران، پايان اين راه چيست؟ مثل كساني كه سيگار مي‌كشند و دلشان را خوش مي‌كنند كه ريه‌هاي آن‌ها مانند ديگران خراب نمي‌شود!

برخي هم اصلاً به هيچ كدام از راه‌ها نمي‌روند! به خاطر ترس، دودلي و ضعف تصميم‌گيري، پاي تابلو مي‌نشينند و نظاره‌گر رفتن ديگران مي‌شوند و كلي هم ادعايشان مي‌شود!!

و خوشا به حال كساني كه چون يك انسان، سر هر دوراهي، تابلو را مي‌خوانند و به راه درست مي‌روند ...

 

همه‌ي شما، در مقطعي كه پالينور بهتان معرفي شده، يك بار در برابر اين تابلو ايستاده‌ايد؛ و اگر كه سرمايه‌گذاري كرده‌ايد، به شما به خاطر انتخابتان تبريك مي‌گوييم!

اما با اين كار، شما در راه رسيدن به آزادي مالي و موفقيت، تنها از نخستين تابلو گذشته‌ايد ... هر روز اين تابلوها در اين راه در برابر شماست ... با آن‌ها چه مي‌كنيد؟!

شاد شاد شاد، و موفق موفق موفق باشيد!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 20:57  توسط علیرضا 

پیام هفته:

«موفقیت، نه چندان با موقعیتی که فرد در زندگی به آن می­رسد، بلکه بیشتر با موانعی که فرد برای رسیدن به موفقیت بر آن­ها غلبه می­کند سنجیده­می­شود.»

T.Washington  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 14:8  توسط علیرضا 

دوستان با ایمان!

در کتاب با ارزش «گفت­وگو با بزرگ­ترین بازاریاب شبکه­ای دنیا» نوشته­ی جان میلتون فاگ، به نکته­ی جالبی برخوردم که عیناً می­آورم:

«ذهن نمی­تونه افکار منفی و مثبت رو در یک زمان درون خودش نگه داره. علم کشف کرده وقتی شما لبخند میزنین، مغز ماده­ی اندورفین آزاد می­کنه. اندورفین باعث می­شه حالت نشاط و شادی به وجود بیاد و افکار منفی خودبه­خود از بین می­ره.

من این لب­خندو یاد دادم به خودم. یه آینه گذاشتم کنار تلفنم. هروقت می­خواستم برای پی­گیری، قرار گذاشتن، گرفتن جواب یا صحبت با زیرمجموعه­هام تلفن بزنم، خودمو تو آینه نگاه می­کردم و دقت می­کردم همیشه در حال لب­خند زدن باشم. نتیجه­ی این کارم خیلی مبهوت­کننده بود! نمی­تونم بگم چه­قدر راحت­تر تلفن می­زدم و چه­قدر موفقیت­های بیشتری نصیبم می­شد! این لب­خند اثرشو خیلی زود نشون داد!»

این کار را امتحان کنید و این کتاب باارزش را نیز بخوانید!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 0:53  توسط علیرضا 

دوستان بانفوذ!

مبحثی که می­خواهیم امروز (یا بهتر بگویم؛ امشب) به آن بپردازیم، بحثی است که در جلسات این روزها در مجموعه­های گوناگون به آن برخورده­ام. با یک پرسش آغاز می­کنم:

به نظر شما، برای موفقیت در نتورک پالینور و رسیدن به آزادی مالی، هر کس باید چند سرمایه­گذار را به صورت مستقیم جذب کند؟

به زودی در درس «هفت گناه کبیره»­ی رندی گیج مفصل به این سؤال خواهیم پرداخت. در این جا تنها اشاره­ای می­کنیم و می­گذریم. جالب است که بعضی دوستان یکی از این گناهان کبیره را عیناً تکرار می­کنند! روی کاغذ، امکان دارد که شما تنها با جذب دو نفر، یکی طرف راست و یکی طرف چپتان و رشد آن­ها به آزادی مالی برسید. ولی دوستان عزیز! این اتفاق، هرگز از روی کاغذ به دنیای واقعی منتقل نمی­شود!

واقعیت این است: از میان افراد موفق در پالینور، کسی را نمی­شناسم که با جذب کم­تر از 10 نفر در این کار مجموعه­ای ساخته­باشد؛ حتی به جرأت می­توانم بگویم که اکثر این افراد، بیش از 20 نفر را برای سرمایه­گذاری مستقیماً جذب کرده­اند!

دوستان؛ ما معتقدیم که محصولی که در پالینور عرضه می­کنیم، سرمایه­گذاری با سودی استثنایی است. اگر چنین باشد، جذب 20 سرمایه­گذار کاری است بسیار ساده که تمامی افراد موفق در پالینور به راحتی از پس آن برآمده­اند؛ چرا که برنامه­ی سوددهی پالینور به سادگی این امکان را در اختیار ما قرار داده­است.

آن­چه در این جلسات دریافتم، این بود: تا وقتی شما حداقل این تعداد سرمایه­گذار را به طور مستقیم در سازمان خود جذب نکرده­اید، صحبت کردن از لیدرشیپ و ... بی­معناست؛ چرا که شما اصلاً ماده­ی خام اولیه را برای ساختن یک سازمان در اختیار ندارید! خوش­بختانه با برنامه­ی کمپانی در ماه می (سرمایه­گذاری با ۵۰۰ دلار) کار افزایش تعداد افراد مستقیم برای ساختن یک سازمان موفق بسیار ساده­تر است!

اگر ترجمه­های وعده داده شده آماده شد که هیچ؛ وگرنه فردا به بحث شیرین «سیستم» خواهیم پرداخت!

پیروز باشید!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:47  توسط علیرضا 

دوستان پرتلاش و کارآفرین!

حدود 5 روز از آغاز طرح Invest با 500$ گذشته و استقبال از این طرح تازه دارد شروع می­شود. همیشه افرادی که در پالینور سرمایه­گذاری می­کنند دو دسته­اند. اگرچه ما عموماً به عنوان یک فرصت سرمایه­گذاری به کار نگاه و آن را معرفی می­کنیم، ولی به هر حال بعضی هم هستند که فرصت بی­نظیر کسب درآمد به دلیل جذب سرمایه را در می­یابند و به این دلیل سرمایه­گذاری می­کنند.

آن­ها که صرفاً سرمایه­گذاری می­کنند تا از سود پالینور بهره­مند شوند، معمولاً مقادیری سرمایه به این کار اختصاص می­دهند که سود آن، بتواند تغییر عمده­ای در زندگی­شان ایجاد کند؛ با این دسته، صحبت کردن از سرمایه­گذاری با 500 دلار بی­معناست. اما برای آن­ها که به هزینه­ی سرمایه­گذاری به عنوان سرمایه­ی اولیه­ی یک کار نگاه می­کنند، کاهش حداقل به 500 دلار می­تواند بسیار مهم باشد.

بسیارند افرادی که به شدت علاقه­مند به کار کردن و جذب سرمایه و کسب درآمدند؛ و در حقیقت به پالینور به عنوان شغل اصلی خود نگاه می­کنند؛ اما با توجه به وضعیتشان، کمی طول می­کشد تا بتوانند 1000 دلار اولیه را تهیه کنند و در نتیجه زمان طلایی را از دست می­دهند.

فرصت سرمایه­گذاری با 500 دلار دقیقاً برای همین افراد طراحی شده­است! برای افرادی که موقعیت استثنایی امروز پالینور را درمی­یابند و می­خواهند کار اصلی­شان پالینور باشد! این­هایند که در نهایت رشد شما را نیز تضمین می­کنند!

بنابراین، فرصت ایجاد شده را به شدت جدی بگیرید و از آن برای گسترش هرچه بیشتر مجموعه­ی خود و پر کردن آن از افراد دارای هدف و نیت کار حسابی استفاده کنید! آیا می­دانید که سرمایه­گذاری با هزینه­ی 500 دلار، تمامی مزایای یک سرمایه­گذاری 1000 دلاری را شامل می­شود و می­توان با آن همه­گونه درآمد کسب کرد؟!

پیروز باشید!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:27  توسط علیرضا 

«آن‌چه فرداي شما را تغيير مي‌دهد، كاري است كه امروز انجام مي‌دهيد؛ و كاري كه امروز انجام مي‌دهيد، نتيجه‌ي احساسي است كه امروز داريد.

نارضايتي از امروزتان، تنها نارضايتي بيشتر مي‌آورد؛

ترس، ترس بيشتر مي‌آورد؛

حس شكرگزاري، شكرگزاري‌هاي بيشتر براي داشته‌هاي بيشتر به ارمغان مي‌آورد

و شادماني، شادماني بيشتر به همراه خواهد داشت!»

پيروز باشيد و سرافراز!

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 1:19  توسط علیرضا 

هم‌راهان پيش‌رو!

مطلب امروز را به دو مژده اختصاص مي‌دهيم:

حتماً در صفحه‌ي اصلي سايت، لينك كوچكي را كه تحت عنوان Policies and Procedures در زير صفحه قرار دارد ديده‌ايد و اميدوارم آن را خوانده باشيد. به هر حال، ترجمه‌ي فارسي اين صفحه كه شامل سياست‌هاي كلي كمپاني و براي اطلاعات شما به عنوان سرمايه‌گذار و نيز جذب‌كننده‌ي سرمايه بسيار مفيد است، به زودي در اين وبلاگ قرار خواهد گرفت!

ديگر آن‌كه، به زودي ترجمه‌ي «هفت گناه كبيره در Network Marketing » را نيز در اين‌جا خواهيد خواند!

توضيح آن كه، اگرچه دانستن همواره براي ما لازم است؛ كافي نيست. بايد عمل كنيد:

تعداد مشاوره‌هاي خودتان يا مجموعه‌تان در روز چند تاست؟

از هر ده مشاوره، چند تا به سرمايه‌گذاري مي‌انجامد؟

مرحله‌ي نهايي عمل شما را پس از همه‌ي دانستن‌ها، پاسخ شما به اين دو پرسش تعيين مي‌كند!

شادمان باشيد!

تذكر: گه‌گاه به آرشيو نظرات سري بزنيد. آن‌جا هم براي خودش يك وبلاگ است!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:28  توسط علیرضا 

هم‌راهان دوست‌داشتني!

يكي از بزرگ‌ترين موانع در كار ما، هم‌چنان كه مي‌دانيد، «ترس» است. در واقع راه كاملاً مشخص است و موقعيت هم استثنايي است؛ مهم ترين چيزي كه تفاوت آدم‌هاي موفق با غير موفق را در اين كار مشخص مي‌كند، همين ترس است.

شما قبل از سرمايه‌گذاري، از سرمايه‌گذاري خودتان مي‌ترسيد و بعدش هم، از نتيجه‌ي سرمايه‌گذاري ديگران.

ترس، به خودي خود چيز بد نيست؛ ترس در نهاد انسان يك پديده‌ي طبيعي براي فرار از خطر است. شما مي‌ترسيد؛ در نتيجه ممكن است با وسيله‌اي كه به آن اطمينان نداريد به سفر نرويد. مي‌ترسيد؛ در نتيجه حركتي را كه در تجارتتان انجام نمي‌دهيد و...

تا اين‌جاي قضيه مشكلي نيست. اما مشكل از آن‌جا بروز مي‌كند كه اين ترس، مبناي تصميم‌گيري قرار مي‌گيرد!

ترس، هشدار است؛ براي آن كه شما با عقل و منطق، جوانب امر را بسنجيد و تكليف خودتان را روشن كنيد. آن وقت ممكن است بر اساس علم و منطق به اين نتيجه برسيد كه كاري را انجام بدهيد يا ندهيد. در اين صورت، اگر به نتيجه‌اي خلاف ترستان رسيديد، بر آن غلبه مي‌كنيد و در غير اين صورت، نه به دليل ترس، كه به دلايل منطقي، آن كار را انجام نمي‌دهيد!

مثلاً فرض كنيد شخصي از پرواز با هواپيما مي‌ترسد. او حق دارد؛ چون هواپيما ممكن است سقوط كند!

تصميم بر اساس ترس: من از پرواز با هواپيما مي‌ترسم؛ پس پرواز نمي‌كنم! من هرگز سوار هواپيما نمي‌شوم؛ در نتيجه بسياري از سفرها و ديدن بسياري از نقاط جهان، هم‌چنين مزاياي رسيدن سريع به مقصد را براي تمام زندگي از دست مي‌دهم!! دليل اين تصميم، فقط و فقط احساس «ترس» است!

تصميم منطقي: من از سقوط هواپيما مي‌ترسم؛ بنابراين بررسي مي‌كنم كه چه‌قدر احتمال خطر در اين كار وجود دارد؟ آمار مي‌گويد كه ميزان تلفات و خسارات سوانح هوايي، يك سوم تصادفات جاده‌اي هم نيست. از طرفي همه به اين شركت هواپيمايي اطمينان دارند. بنابراين من از نظر منطقي به اين تنيجه مي‌رسم كه هشدار ترسم منطقي نيست. نتيجه آن است كه با وجود احساس ترس، بر آن غلبه مي‌كنم و سوار هواپيما مي‌شوم!

 

در اين كار هم با خودتان روراست باشيد. اول فكر كنيد كه دقيقاً از چه مي‌ترسيد و دليل ترديد شما در معرفي به ديگران، اطمينان دادن به ديگران يا سرمايه‌گذاري خودتان چيست؟ صادقانه به خودتان بگوييد كه دقيقاً نگران چه احتمالاتي هستيد؟ و بعد، با كمك اطلاعاتي كه داريد، و با پرسش از بالاسري‌تان، ارزيابي كنيد كه احتمال رخ‌داداين نگراني‌ها چه‌قدر است؟!

مهم اين است: منتظر نمانيد! انتظار و شاهد بودن پيش‌رفت ديگران چيزي را حل نمي‌كند و تنها و تنها منجر به عقب ماندن شما مي‌شود! هيچ كس، هرگز، به خاطر تصميم گرفتن بر اساس ترس به جايي نرسيده‌است!

پيروز باشيد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:55  توسط علیرضا 

دوستان هم‌پيمان!

درباره‌‌ي رشد شخصي بسيار نوشتيم؛ اما باز هم كم است!

باز از شما مي‌پرسم؛ آيا نيم ساعت در روز را براي تنها بودن و انجام رشد شخصي كنار گذاشته‌ايد؟ اين جمله براي اين نيست كه آن را حفظ كنيد و با هيجان به زيرمجموعه‌هايتان بگوييد! اين جمله، براي آن است كه خودتان اجرايش كنيد و نيم ساعت در روز را تنها باشيد و به رشد شخصي اختصاص دهيد.

حداقل نصف اين مدت را مي‌توانيد به نوشتن ليست شكرگزاري و بازخواني و تجسم اهدافتان بگذرانيد. و نصف ديگر را به انبوه خواندني‌ها و ديدني‌هاي اين زمينه اختصاص دهيد. در اين مدت بايد خودتان را برنامه‌ريزي مثبت كنيد.

مثلاً مي‌توانيد سري به اين وبلاگ بزنيد و نگاهي به برخي مطالب قديمي و پر انرژي بيندازيد. مي‌توانيد درس‌هاي رندي  گيج را از بالاسري‌تان بگيريد و بخوانيد. مي‌توانيد يك ربع از فيلم راز را تماشا كنيد. مي‌توانيد از انبوه كتاب‌ها و CDهايي كه در زمينه‌ي مثبت انديشيدن (در نتورك يا غير آن) وجود دارد، با مشورت بالاسري‌تان استفاده كنيد.

مثلاً خود من، در چهار روز اخير، روزي يك ربع را، در صبح زود، به خواندن كتاب «بزرگ‌ترين بازارياب شبكه‌اي دنيا» گذرانده‌ام. يكي از دوستانم از CDهاي موجود در بازار در زمينه‌ي خودسازي و تفكر مثبت استفاده مي‌كند (كه در حال حاضر كم هم نيست؛ كه بسيار فراوان و در دست‌رس است) و ديگري مشغول مطالعه‌ي كتاب راز شاد زيستن است؛ نيم ساعت در روز!

پس از اين نيم ساعت، احساس مي‌كنيد كه مثل كوهيد و در آغاز كار روزانه‌ي نتوركتان، هيچ موج منفي نمي‌تواند شما را تكان دهد!

امتحان كنيد تا تأثير آن را بر مجموعه‌تان ببينيد!

پيروز باشيد!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:5  توسط علیرضا 

ترجمه از صفحه‌ي اول سايت:

«فرصت استثنايي

به آگاهي افراد علاقه‌مند به پيوستن به پالينور مي‌رسانيم، حداقل مبلغ مورد نياز براي سود بردن از مزاياي عضويت در پالينور، 500 دلار است. افرادي كه قادر به پرداخت حداقل مبلغ قبلي نبوده‌اند، مي‌توانند از اين فرصت كه از 5 مي تا 4 ژوئن 2008 برقرار خواهد بود، استفاده كنند!»

اين جمله يعني آن كه به جاي 1000 دلار، مي‌توانيد فقط با مبلغ 500 دلار عضو پالينور شويد! دلتان مي‌خواهد يك سخن‌راني ديگر درباره‌ي فرصت‌ها و ضرورت استفاده از آن‌ها راه بيندازيم يا فرصت به اندازه‌ي كافي واضح است؟!

پيروز باشيد!

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:30  توسط علیرضا 

پيام هفته:

«هر چيزي را به به عنوان يك حقيقت و ارزش مسلم نپذيريد. درباره‌ي همه چيز پرس‌وجو كنيد!»

 

هم‌راهان با ايمان!

PLBها و نيز سود باينري طرح PLANT رسيده‌است. كسب اين درآمد بي‌نظير را به همه، به وي‍ژه آن‌ها كه براي نخستين بار سود باينري را تجربه مي‌كردند، تبريك مي‌گوييم!

به ادامه‌ي بحثمان درباره‌ي رشد شخصي ((personal development مي‌پردازيم. 30 دقيقه، هر روز صبح، براي آن كه شادمان باشيد؛ زره آهنين بپوشيد و هيچ منفي بر شما اثر نكند. به نظر شما اين 30 دقيقه چه‌گونه بايد بگذرد؟

يك روش، خواندن و تجسم كردن اهداف است. تجسم كردن، رؤيا پردازي و پر و بال دادن به آن‌چه به عنوان اهداف بزرگ خود نوشته‌ايد و تجربه‌ي شادماني ناشي از رسيدن به آن. اين تجربه، تجربه‌ي شادماني، ذهن شما را مي‌شويد و منجر مي‌شود كه در طول روز، به جاي جذب موارد منفي و فكر كردن به آن‌ها، كارهاي شاد انجام دهيد و اين شادماني را دوباره و دوباره تجربه كنيد. مثلاً مجسم كنيد كه در خانه‌ي دل‌خواه خود نشسته‌ايد و كار دل‌خواه خود را –كتاب خواندن يا ميهماني دادن- انجام مي‌دهيد. اين فقط مربوط به اهداف مالي نيست. مجسم كنيد كه در دانشگاه مطلوبتان، در رشته‌اي كه خيلي دوست داريد در كلاس نشسته‌ايد و استاد مشغول صحبت است! جزئيات را خوب مشخص كنيد و اجازه بدهيد ذهنتان به رؤيا پر و بال بدهد!

كار دومي كه مي‌توانيد انجام دهيد؛ شكر گزاري است؛ هم‌چنان كه در فيلم راز از آن صحبت مي‌شود. فهرستي تهيه كنيد و روزانه، در جملاتي بنويسيد كه شكرگزار داشتن چه چيزهايي هستيد. هم‌چنين اهدافتان را در جملاتي در زمان حال بنويسيد و شكرگزار داشتنشان باشيد!

اين دو مورد – پرورش ذهني اهداف و شكر گزاري به خاطر آن‌چه هم‌اكنون داريد و نيز شكر گزار به خاطر داشتن اهدافتان- را تجربه كنيد. با اين راه‌كارها شعاري برخورد نكنيد. آن‌ها را واقعاً امتحان و تجربه كنيد. بدون اين كارها، پيروزي در نتورك ناممكن است!

فردا بحث روش‌هاي رشد شخصي را كامل خواهيم كرد!

شاد شاد شاد باشيد!

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:29  توسط علیرضا 

دوستان بزرگ­اندیش

رشد شخصی، یعنی 30 دقیقه هر روز، با خودتان تنها باشید و طوری در این نیم ساعت خودتان را آماده کنید که اگر بقیه­ی 24 ساعت را، تا نوبت بعدی رشد شخصی، با منفی بمباران شوید، هیچ اتفاقی برایتان نیفتد و هیچ تغییری در اندیشه­ی مثبت شما، نگاه مثبت شما به کار و توانایی­های خودتان و روی ریل بودنتان ایجاد نشود.

رشد شخصی، یعنی 30 دقیقه برنامه­ی خودسازی در روز، به صورتی که در باقی روز، اگر مثلاً در ساعت 6 غروب بشنوید که بدترین اتفاقی که ممکن است در نتورک برای شما بیفتد، رخ داده، بتوانید با تمام قدرت و انرژی در ساعت 6:30 در جلسه­ای که قرار بوده شرکت کنید و هیچ کس ذره­ای در پرانرژی و مثبت­اندیشی شما شک نکند.

رشد شخصی یعنی خودتان را بزرگ کنید. یعنی لیاقت درآمد 10 هزار دلار در ماه را داشته­باشید وقتی به آن می­رسید. یعنی روحتان به اندازه­ی درآمدتان رشد کند تا پول، به جای وسیله­ی آسایش و خلاقیت و آفرینش و زندگی پربار شما، نابودکننده­ی زندگی و انسانیت شما نشود.

همین حالا فکر کنید. آیا شبیه یک انسان بزرگ و ثروتمند هستید؟ آیا اگر هم­اکنون شما را در جمعی قرار دهند که نسل در نسل ثروتمند بوده­اند، دیگران متوجه خواهند شد که شما جزو این جمع نیستید؟ از حرف زدنتان، ظاهرتان، اهمیت دادنتان به رقم­های کوچک بی­ارزش؟ و ...؟ رشد شخصی یعنی هر کس که شما را ببیند، شک نکند که شما حقانیت و ظرفیت رؤیایی­ترین درآمد ممکن را دارید.

رشد شخصی یعنی از هم­اکنون، قبل از این که به چنین درآمدی برسید، در همه چیز شبیه به کسی باشید که درآمدی نامحدود و آزادی مالی دارد؛ طوری که کسی نتواند در برابر اطمینان شما و آرامش شما مقاومت کند.

رشد شخصی یعنی بزرگ­اندیشیدن و بی­نیاز بودن و لایق بودن برای آن­چه به دنبالش هستید. رشد شخصی یعنی مستأصل شدن بدخواهانی که به هر روش تلاش می­کنند جلوی موفقیت شما را بگیرند. و رشد شخصی یعنی این که شما منشأ اطمینان، آرامش و اندیشه­ی مثبت و سازندگی برای تمامی اطرافیان و جامعه­تان باشید.

باور می­کنید که این­ها، همه، تنها با 30 دقیقه «تنها ماندن» در روز، و برنامه­ی منظم خودسازی، ممکن است؟ باور می­کنید چه معجزه­ی بزرگی درون شما نهفته­است؟ باور می­کنید که انسان کاملاً نامحدود است؟ و باور می­کنید که شما یک انسانید؟

این متن را یک بار دیگر بخوانید. 30 دقیقه در روز ... باز هم خواهیم نوشت!

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:8  توسط علیرضا 

دوستان هم‌نوا!

آخرين درس رندي گيج درباره‌ي رشد شخصي را چند روز پيش با هم خوانديم. در چند مطلب آينده، تلاش مي‌كنيم درباره‌ي آن بيشتر بدانيم و آن را به اصطلاح عملياتي كنيم.

هم‌چنان كه خود رندي گيج مي‌گويد، به اين درس كم‌تر از همه اهميت داده‌مي‌شود؛ با وجود اين كه اين درس، مهم‌ترين درس و شايد مادر بقيه‌ي ويژگي‌ها و درس‌ها در نتورك است.

رشد شخصي، Posture ايجاد مي‌كند. رشد شخصي تعهد و ثبات را تضمين مي‌كند. رشد شخصي است كه Eventهاي شما را مؤثر مي‌سازد و رشد شخصي است كه Image شما را تغيير مي‌دهد و مناسب مي‌سازد. نكته‌ي مهم آن است كه زماني كه شرايط سخت پيش مي‌آيد و منفي‌ها در طول كار نتورك به شما هجوم مي‌آورند، مهم‌ترين اسلحه‌ي شما رشد شخصي است؛ اين در حالي است كه بسياري افراد، از اولين چيزي كه در شرايط سخت از آن صرف نظر مي‌كنند، همين برنامه‌ي رشد شخصي است!

بارها شده كه من از يكي از زيرمجموعه‌ها پرسيده‌ام كه امروز براي رشد شخصي خود چه كرده‌است. بسياري افراد، در شرايطي كه رشد خوب است؛ درآمد خوب است و ...، رشد شخصي منظم و خوبي دارند و برنامه‌هاي خود را ارائه مي‌دهند. اما اگر رشد خوب نباشد، يكي از زيرمجموعه‌هايشان دست از كار كشيده‌باشد، مادرشان با كارشان مخالفت كرده‌باشد (!)، پنج مشاوره‌ي اخيرشان با پاسخ منفي روبه‌رو شده باشد و ...، بلافاصله مي‌شنويد كه مي‌گويند: «اي بابا ... با اين اوضاع چه وقت رشد شخصيه آخه؟!»

آن‌ها كه روزهاي سخت و منفي‌هاي فراوان را تجربه كرده‌اند، به خوبي مي‌دانند كه نيم ساعت برنامه‌ي ثابت رشد شخصي در روز، چه تأثير شگفت‌انگيزي دارد و چه‌گونه ما را روي ريل نگه مي‌دارد. اين اصل آن‌قدر مهم است كه بدون آن، مي‌توان به قطع گفت كه دير يا زود فرد از روي ريل خارج شده و كار را رها خواهدكرد! جالب آن كه فرقي نمي كند شما در كدام رده باشيد. هرگز، هرگز و هرگز شما به جايي نخواهيد رسيد كه از اين «نيم ساعت خودسازي در روز» بي‌نياز شويد!

خوب؛ حالا اين نيم ساعت رشد شخصي را چه‌گونه بگذرانيم؟ در اين باره صحبت خواهيم كرد!

فراموش نكنيد كه پالينور براي همه ماست!

پيروز باشيد!

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 18:57  توسط علیرضا 

چندي پيش به آمار وبلاگمان نگاه مي‌كردم. يكي از آمار ارائه شده، كلماتي بود كه مراجعه‌كنندگان با سرچ كردن آن‌ها در موتورهاي جست‌وجو به اين وبلاگ هدايت شده بودند. طبيعتاً يكي از اين كلمات كه مكرر جست‌وجو شده و از طريق آن مراجعه كنندگان به وبلاگ ما آمده بودند، «پالينور» بود. اما در ميان اين كلمات، به چند كلمه برخوردم كه بي‌اختيار مرا به ياد يك خاطره‌ي جالب انداخت.

چند سال پيش، ددر نتورك ديگري، براي معرفي كار به نزد شخصي رفته‌بودم. وقتي معرفي به صورت كامل انجام شد، از آن شخص خواستم كه اگر سؤالي دارد بپرسد. او هم گفت:

«خوب، شما كلاً سؤالايي رو كه وجود داره جواب بدين!»

-منظورتون چيه؟! چه سؤالايي؟

-نمي‌دونم ... حتماً تا حالا كه شما اين كارو با ديگران مطرح كردين، كلي سؤال پرسيدن از شما كه ممكنه به ذهن من نرسه. شما لطف كنين كل سؤالاتو خودتون مطرح كنين و جواب بدين!!

 

و من مانده‌بودم حيران كه جواب اين دوست عزيز را چه بدهم!

اما مي‌دانيد آن كلمات سرچ شده چه بود كه مرا به ياد اين خاطره انداخت و لب‌خند به لبم آورد؟ دوستان ما، با جست‌وجوي چنين عباراتي به وبلاگ ما هدايت شده بودند: «معايب پالينور»، «ايرادهاي پالينور»، «پالينور اشكال»!!

دوست عزيز!

راه تحقيق يك انسان خردمند، دربارهِ‌ي يك فرصت كه در زندگي در پيش رويش قرار مي‌گيرد، اين نيست كه برود از ديگران بپرسد كه اين كار چه معايبي دارد؛ به ويژه وقتي خودش ايرادي به ذهنش نرسد! راه برخورد درست با چنين فرصتي، بررسي دقيق موقعيت، تفكر درباره‌ي جنبه‌هاي مثبت و منفي، طراحي پرسش‌ها و پرسيدن سؤالات و سپس قرار دادن نكات منفي و مثبت به دست آمده از اين «پرسش‌هاي هدف‌دار و جامع» در كفه‌ي ترازو و تصميم‌گيري بر اساس سنگين بودن يكي از دو كفه است! شما نمي‌توانيد مسؤوليت فكر كردن خود را به دوش ديگران بيندازيد و با دنباله‌رو بودن، هرگز، هرگز و هرگز در هيچ زمينه‌اي از زندگي از بقيه‌ي انسان‌ها جلوتر نخواهيد افتاد!

پالينور، يك موقعيت استثنايي و تكرارنشدني براي تمام كساني است كه قصد دارند براي هميشه در زندگي با دغدغه‌هاي مالي خداحافظي كنند. اين هدف، بزرگ‌تر از آن است كه با دنباله‌روي حاصل شود!

پالينوراینترنشنال روزبه‌روز به هدف خود براي تبديل به يك كمپاني بزرگ سرمايه‌گذاري بين‌المللي، با جذب سرمايه به صورت نتورك نزديك تر مي‌شود و به زودي برنامه‌هاي جديدتر و جالب‌تر آن را خواهيد ديد. فراموش نكنيد كه پالينور براي همه‌ي ماست؛ و اين جمله يعني هريك از ما نيز به سهم خود، در اين رشد فراموش نشدني سهيم هستيم و به اندازه‌ي همين سهم و به اندازه‌ي پذيرش مسؤوليت، از اين رشد بي‌نظير بهره‌مند مي‌شويم!

پالينور براي همه‌ي ماست. این جمله را هر روز تکرار کنید!

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 6:42  توسط علیرضا 

هم‌نبردان دوست‌داشتني!

ماه آوريل هم به پايان رسيد و بسياري از ما جهش بزرگي را تجربه كرديم. يك مقايسه‌ي كوچك انجام دهيد؛ آيا همان فردي هستيد كه در آغاز آوريل بوديد؟ اگر اين‌طور است، ماه آوريل را از دست داده‌ايد. اين ماه، چه از نظر رشد سرمايه‌گذاري در مقايسه با دو ماه پيش از آن (فوريه و مارس) بي‌نظير بود و شايد اين جهش رشد بي‌سابقه باشد. اما مهم تر از آن، ذهنيت ما و وضعيت ماست. ماه آوريل، براي بسياري مجموعه‌ها، ماه رشد شخصي و ماه «قرار گرفتن روي ريل» بود؛ به گونه‌اي كه هم‌اكنون تعداد افراد قدرتمندي كه نتورك پالينور مي‌تواند رويشان حساب كند بسيار بيشتر است؛ و اين يعني سرمايه‌ي رشد!

به عنوان مثال، به اين وبلاگ تازه تأسيس شده سر بزنيد تا ببينيد كه چه اتفاقاتي در حال وقوع است! ورود وبلاگ «جادوي پالينور» به دنیای پالینور را به اين هم‌كارانمان تبريك مي‌گوييم!

نتورك، يعني 1 تا 2 سال تلاش همه‌جانبه، با ثبات و تعهد، و پس از آن بازنشستگي و چشيدن معناي حقيقي زندگي، با شخصيتي رشد يافته و نيز بي‌نياز از نظر مالي. در اين يك سال، ثبات حرف اول را مي‌زند. آوريل تمام شد و از امروز روزهاي ماه بهاري «مي» را مي‌شمريم! مجموعه‌اي باثبات است كه از همين امروز با تمام قوا آغاز كند.

منتظر مطالب بعدي در mypalinure باشيد. مطالب بسيار مفيدي در راه است!

نکته: از خواندن این مطلب زیبا و مفید هم محروم نشوید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:58  توسط علیرضا 

دوستان!

ساعت­های پایانی امروز، بهترین فرصت برای ارزیابی خودتان است. تعداد PLB های شما و نیز سرمایه­ی جذب شده توسط مجموعه­ی شما، به خوبی میزان و کیفیت تلاش شما را طی ماه گذشته نشان می­دهد. البته برای ارزیابی، تا آخرین ساعات امروز (حدود 5/2 شب) فرصت دارید!

علاوه بر آن، 6 درس رندی گیج از سری «روی ریل باشید» را به پایان رساندیم. این دروس ارزشمند و به­کار بردن آن­ها، می­تواند تأثیر شگفت­انگیزی روی رشد شما، میزان درآمدتان و نیز شخصیت شما داشته­باشد. پیش­نهاد می­کنم که همین امشب، هم­زمان با ارزیابی مجموعه­تان از نظر رشد، در این 6 ویژگی به خودتان از 10 صادقانه نمره دهید و ببینید از 60 چه نمره­ای می­گیرید؛ در کدام زمینه­ها ضعیفید و در کدام قوی؛ تا بتوانید زمینه­های ضعیف را با کمک بالاسری­تان ترمیم کنید و نمره­ی خود و در نتیجه میزان درآمدتان را افزایش دهید.

پیروز باشید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:50  توسط علیرضا 

پيام هفته‌ي كمپاني:

«تمام جنبه‌هاي متفاوت شخصيت خود را شكوفا كنيد و به خودتان برچسب نزنيد كه گمان كنيد تنها يك چيز هستيد. شما تنها يك كارگر سخت‌كوش نيستيد؛ گاهي هم اتفاق مي‌افتد كه خيلي خوب مي‌رقصيد! شما تنها يك مادر نيستيد؛ بلكه يك آدم بسيار خوش صحبت هم هستيد!»

 

روز ۳۰ آوریل آغاز شده است ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:13  توسط علیرضا 

دوستان هم‌نفس!

اين روزها تعداد زيادي جلسه، به دلايل گوناگون در مجموعه‌ها برگزار مي‌شود. در اين ميان يك نكته بسيار جالب است. همه‌ي كساني كه در رشد كردن به مشكلي برمي‌خورند، به راحتي، بسيار بسيار راحت مي‌توان علت مشكل را در آن‌ها رديابي و معرفي كرد.

ممكن نيست كسي مشاوره را خوب بلد باشد و تعداد كافي مشاوره هم انجام داده‌باشد و به در مسير موفقيت قرار نگرفته‌‌باشد! كار ما بسيار بسيار ساده است!

فردا آخرين روز ماه آوريل است و از پس‌فردا، ماه مي آغاز مي‌شود. ماه‌ها يكي ‌يكي مي‌گذرند و سرنوشت موفق‌ها از ناموفق‌ها جدا مي‌شود. شما جزو كدام قافله‌ايد؟

شادمان باشيد!

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 22:38  توسط علیرضا 

هم‌راهان هميشه موفق!

تاكنون كه نيمي از روز را پشت سر گذاشته‌ايم، مي‌توانيم اين پرسش‌ها را بپرسيم:

امروز صبح به شوق كدام شادماني از خواب برخواستيد؟

امروز براي رشد شخصييتان چه كرديد؟

تاكنون با چند نفر درباره‌ي كار صحبت كرده‌ايد؟ (چه براي مشاوره و چه با زيرمجموعه‌هايتان) و تا غروب با چند نفر صحيت خواهيد كرد؟

آيا اهداف خود را يك بار براي خودتان يادآوري كرده‌ايد؟

براي امروز عصر –كه مهم ترين ساعات كار در شغل ماست- چه برنامه‌اي داريد؟

امروز چند مشاوره انجام خواهيد داد؟ چند مشاوره را تعيين تكليف خواهيد كرد؟ در پايان امروز، موقعي كه مي‌خواهيد برويد و بخوابيد، چه احساس خواهيد داشت؟ موفقيت يا عدم موفقيت؟ پيش‌رفت يا ايستادن سر جاي خود؟

امروز نيز هم‌چون هر روز، امواج منفي به شما خواهد رسيد. آيا زره‌ي مثبت بودن را به ذهن خود پوشانده‌ايد؟

هميشه پيروز باشيد!

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 13:48  توسط علیرضا 

به این وبلاگ خواندنی هم سر بزنید!

سه روز به پایان آوریل باقی مانده است! 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 10:2  توسط علیرضا 

دوستان شادمان!

بی هیچ توضیحی بخوانید. درباره­ی این درس استاد رندی گیج، بسیار و بسیار صحبت خواهیم کرد. این درس را خیلی خیلی خیلی جدی بگیرید.

3 روز دیگر تا پایان آوریل فرصت دارید!

 

در این­جا به ششمین چیزی می­پردازیم که در باعث موفقیت شما در نتورک می­شود.

این 6 ویژگی، مهارت نیستند؛ بعضی­ها عادتند؛ بعضی یک وضعیت ذهنی­اند؛ و بعضی دیگر، به سادگی چیزهایی هستند که شما باید به طور مؤثر از آن­ها استفاده کنید تا سازمانتان را بسازید.

تمام آن­ها که در نتورک درآمد کسب کرده­اند، این 6 ویژگی را داشته­اند؛ و موفق­ترین افراد، از هر 6 ویژگی را به صورت کامل استفاده کرده­اند. مهم­ترین نکته این است: هرچه این ویژگی­ها در شما پیش­رفت کند، درآمد شما افزایش خواهد یافت!

کسی که این 6 چیز را داشته­باشد، روی ریل قرار دارد.

بگذارید به مورد ششم بپردازیم: رشد شخصی (Personal Development)

مورد ششم مهم­ترین عادتی است که باید در این تجارت داشته­باشید و نیز عادتی است افراد جدید بیشترین مقاومت را در برابر آن می­کنند. چرا؟ چون گفتن به کسی که باید روی خودش کار کند چندان جذاب نیست! آن­ها علاقه دارند که بشنوند چه­گونه باید با دیگران برخورد می­کنند؛ چه­گونه افراد جدید را جذب کنند؛ چه­گونه یک مجموعه بسازند که پیش برود و چه­گونه سازمان خود را رهبری کنند.

آن­ها این نکته را درنمی­یابند که تکنیک­های مشاوره و رهبری، کاملاً بیهوده و بی­اثر خواهند بود اگر آن­ها از جنس افراد مورد اعتماد دیگران نباشند؛ افرادی که دیگران باورشان دارند و دوست دارند با آن­ها کار کنند. نکته­ی مهم این است: برای موفقیت در این کار، دانستن چند روش و تکنیک کافی نیست؛ شما باید اطمینان و شخصیت  کاملاً ویژه­ای داشته­باشید. این شخصیت، از ماهیت شما می­آید و این ماهیت، محصول رشد شخصی شماست.

اگر به یاد داشته­باشید، در آغاز این درس­ها درباره­ی Posture صحبت کردیم. اگر ذهنیت درستی نداشته­باشیم و زمان خاصی را صرف رشد شخصی نکنیم، هرگز Posture  خوبی نخواهیم داشت.

این یک واقعیت است: کار ما آسان نیست. ساده است؛ ولی آسان نیست. ما گاهی به افراد شکاک و ایرادگیر برمی­خوریم؛ آن­ها که تفاوت بین پیرامیدهای غیر قانونی و بازاریابی شبکه­ای را نمی­فهمند. ما ناچاریم بسیاری از بدیهیات اقتصادی را برای کسانی که تاکنون هیچ کار مستقل اقتصادی نکرده­اند تشریح کنیم. ما بسیاری آدم­ها را وارد کار می­کنیم که هرگز رئیس خود نبوده­اند. بنابراین، عوض شدن تیممان، رفتن یکی و آمدن دیگری، و بالا و پایین رفتن انگیزه و احساس ما بخشی از کار است؛ ما باید تلاش کنیم که همواره «بالا» باشیم. ما «باید» با مشکلات، به عنوان فرصت رشد روبه­رو شویم؛ از ناکامی­ها تجربه بیاموزیم و احساس بیچارگی و بدبختی را «نیاز بیشتر به ساختن شخصیتمان» تلقی کنیم! واین کار واقعاً دشوار است زمانی که ما همه­ی روز با منفی­ها احاطه شده­ایم؛ که اکثر ما چنینیم!

این یک حقیقت است. بیشتر فامیل، هم­کاران و دوستان ما منفی­اند. آن­ها نمی­خواهند چنین باشند؛ ولی ناخواسته، هستند! آن­ها بدین صورت برنامه­ریزی می­شوند؛ روزی 24 ساعت و هر 7 روز هفته! برای داشتن یک ذهنیت مثبت، باید ناخودآگاه خودتان را به صورت حساب­شده با برنامه­های مثبت برنامه­ریزی کنید. هر لیدر بزرگ نتورک، این کار را هم­چون یک آیین مذهبی، روزانه برگزار می­کند!

به نظر من، بهترین روش اجام این کار، این است که هر روز صبح، به عنوان اولین کار روزتان، 30 دقیقه را به این کار اختصاص دهید.انجام این کار به عنوان اولین اقدام روزانه، خودآگاه شما را برای تمام روز می­سازد و نتایجی را که در طول روز خواهید گرفت، تعیین می­کند. (اگر شما فیلم «راز» را دیده­اید یا کتاب آن را خوانده­اید، این موضوع به خوبی به شما اثبات می­کند که قانون جذب چه­گونه عمل می­کند).

به دلایلی اکثر افراد جدید فکر می­کنند که یک لیدر سطح بالا، هرگز با کار نکردن یک زیرمجموعه روبه­رو نشده؛ به هرکس کا کار را پیش­نهاد داده، جواب مثبت گرفته و هرگز به هیچ مشکل و معضلی دچار نشده­است. البته چنین نیست؛ لیدرهای سطح بالا قطعاً چالش­ها و مصیبت­های بیشتری را تحمل کرده­اند؛ اما آن­ها به اندازه­ی کافی روی رشد شخصی­شان تمرکز کرده­اند که این مشکلات نتوانسته مانع رسیدن آن­ها به موفقیت شود! آن­ها به شدت روی ریل هستند (می­بخشید؛ نتوانستم ترجمه­ی بهتری برای این عبارت رندی گیج پیدا کنم!-مترجم)؛ آن­قدر که حتی اگر زلزله­ای کمپانی مرکزی را ببلعد، هیچ مشکلی نیست! آن­ها از جایگاهشان تکان نمی­خورند! بازهم راهی برای موفق شدن می­یابند و هرگز از روی ریل موفقیت خارج نمی­شوند!

ولی نکته­ی بسیار مهم این است: این وضعیت، یک مقصد نیست که شما به آن برسید و بعد از آن این­گونه باشید؛ بلکه یک فرآیند در جریان است. آن­ها همواره روی خودشان کار می­کنند تا وضعیت ذهنی­شان را مثبت نگه دارند تا وزن افکار منفی هرگز از افکار مثبت بیشتر نشود.

شما باید به این­جا برسید.

این وضعیت، فقط برای این نیست که شما را روی ریل نگه دارد تا از کار خارج نشوید؛ بلکه داشتن این وضعیت، به شدت منجر به پیش­رفت نتایجی که همه روز و هر روز در هر زمینه­ای می­گیرید می­شود. برنامه­ی رشد شخصی هر روز صبح، تغییر فیزیولوژیکی در شما ایجاد می­کند که منجر می­شود شما از همان کارهای روزمره، نتیج بهتری بگیرید.

من به شما قول می­دهم که اگر هر روز صبح، 30 دقیقه به CD جیم ران (Jim Rohn) گوش دهید، از تلفن زدن به 10 نفر برای دعوت به مشاوره در آن روز، نتیجه­ی بسیار بهتری خواهید گرفت و درصد موفقیت شما به شدت بالا می­رود؛ در مقایسه با این که همین ده دعوت را بدون برنامه­ی رشد شخصی انجام دهید. (درباره­ی منابع در دست­رس ما در ایران برای رشد شخصی روزانه خواهیم نوشت-مترجم)

اگر شما وقتی که صبح از خواب بیدار می­شوید، سی دقیقه کتاب «مانند ثروتمندان فکر کنید» را بخوانید، آن شب در جلسه­ی مشاوره­تان فرد کاملاً متفاوتی خواهید بود. حالت بدنتان متفاوت خواهد بود؛ تون صدایتان متفاوت خواهد بود و نگاهتان و چشم­هایتان متفاوت خواهد بود.

اگر روزتان را با تماشای تلویزیون آغاز کنید و ساعت 7 عصر، کسی به شما «نه» بگوید، شرط می­بندم که شما گوشی تلفن را می­گذارید و به سراغ همان تلویزیون می­روید. اما اگر روزتان را با خواندن کتاب «وقتی انسانی می­اندیشد» به مدت 30 دقیقه آغاز کنید و در ساعت 7 عصر جواب رد بشنوید، شرط می­بندم که شما به نفر بعدی در ساعت 7:03 تلفن خواهید کرد!

شما در زندگی و در تجارتتان چه­قدر از رشد شخصی بهره می­برید؟ این عادت، مهم­ترین عادتی است که انسان­های بزرگ را موفق می­سازد! این عادت، کلید طلایی موفقیت در هر کاری در زندگی است!

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:47  توسط علیرضا 

تنها 3 روز و نيم تا پايان ماه آوريل فرصت باقيست!

دوست مردد من، براي بهره بردن از سود كم‌نظير پالينور و نيز براي استفاده از ظرفيت درآمدي آن منتظر چه هستي؟ هرچه زودتر ترديدهايت را مطرح و برطرف كن. براي هر پرسشي پاسخي وجود دارد. قافله‌ي موفقيت در انتظار آن‌ها كه ترديد دارند نمي‌ماند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 16:12  توسط علیرضا 

دوستان هم‌نفس!

درس آخر رندي گيج در حال آماده شدن است و متأسفانه به دليل مشغله‌ي روزهاي آخر ماه و جلسه‌هاي پياپي، هنوز كامل نشده و فردا در وبلاگ قرار خواهد گرفت. اين روزهاي پاياني ماهي مثل آوريل واقعا نفس آدم را مي‌گيرد و در عين حال، بي‌نهايت پر انرژي و پر شور است! به قول يكي از دوستان در جلسه‌ي ديروز، آدم نمي‌داند كه چرا در مشاوره‌هاي آخر ماه، تعيين تكليف‌هاي آخر ماه و ... اين‌قدر متفاوت و قدرتمند است. انگار نه انگار كه همان آدم قبلي است!

درس ۶، به عقيده‌ي من مهم‌ترين و جذاب‌ترين درس رندي گيج است؛ چرا كه اولاً موضوعات ديگر را كم و بيش در جاهاي ديگر هم شنيده‌ايم و كم‌تر از همه به همين رشد شخصي توجه شده؛ ثانياً به نظر من، Posture، Image، تعهد، ثبات و برگزاري Event، همه و همه مي‌توانند نتيجه‌ي رشد شخصي باشند.

رندي گيج به خوبي و با جزئيات درباره‌ي اين ويژگي و نتايج معجزه‌آساي آن صحبت كرده‌است. ما نيز به ويژه درباره‌ي نتورك پالينور، به آن را بيشتر خواهيم پرداخت و جنبه‌هاي گوناگون آن را بررسي خواهيم كرد. منتظر خواندن اين درس بي‌نظير باشيد!

 

26 آوريل نيز به پايان رسيد و فقط 4 روز طوفاني به پايان ماه بزرگ آوريل فرصت باقي مانده‌است ...

 

و يك نكته: آيا هم‌اكنون، رفتارتان متناسب با جايگاهي كه مي‌خواهيد به آن برسيد هست؟! آيا شادي PLB زدن در روز پايان آوريل را هم‌اكنون تجربه مي‌كنيد و سپاس‌گزار آن هستيد؟ شما براي رسيدن به هدفتان، بايد آينده‌ي مطلوبتان را در ظاهر، ذهنيت و رفتار اكنونتان تجسم بخشيد!

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 23:54  توسط علیرضا 

دوستان پالينوري!

روز 25 آوريل از راه رسيده‌است و 5 روز، يعني تا آخر وقت چهارشنبه، تا پايان ماه ميلادي فرصت باقيست. تجربه‌ي ماه‌هاي پيش به خوبي نشان مي‌دهد كه آن‌چه در اين چند روز اتفاق مي‌افتد، به تنهايي از كل ماه بيشتر است. البته ما در 12 روز ابتداي آوريل، امتياز بهره‌مندي از طرح PLANT را داشتيم كه باعث شد در آغاز ماه، نيرويي مضاعف براي ادامه‌ي كار در اختيار داشته‌باشيم و بتوانيم ماه آوريل را، هم‌چنان كه گفته‌ايم، به قدرتمندترين ماه نتورك پالينور تاكنون تبديل كنيم!

اين روزها در جلسات مختلف، به دوستان تازه‌واردي برمي‌خورم كه با شوق و انرژي بي‌نظير، تصميم خود را گرفته‌اند كه سرنوشت خود را به دست گيرند. واقعيت اين است كه كسب درآمد از طريق پالينور، كار بسيار ساده‌ايست. (منظورم درآمد باينري است البته؛ دريافت سود ماهيانه كه اصلاً ساده و مشكل ندارد!) و رشد سرمايه‌گذاري در پالينور در مقايسه با سابقه‌ي ساير نتورك‌ها به خوبي اين موضوع را نشان مي‌دهد. سود پالينور، تقريباً از تمام زمينه‌هاي سرمايه‌گذاري كه هم‌اكنون در كشور ما در دست‌رس است، بيشتر و سرمايه‌گذاري در آن هم از همه‌جا امن‌تر است و همين كار ما را به عنوان مشاور آسان مي‌كند!

دوستان؛ هفته‌ي كاري اصلي ما، از فردا آغاز مي‌شود و خوش‌بختانه 5 روز غير تعطيل در پيش داريم. البته خوب مي‌دانيد كه آخر ماه آوريل دیگر قابل تمديد شدن نيست!

ايده‌آل آن است كه تمامي واردشدگان طرح PLANT به يك PLB در ماه آوريل برسند. اگر بتوانيم براي بعضي از اين افراد استثنا قائل شويم، براي كساني كه يك تعادل 4000$ را تجربه كرده‌اند، رسيدن به يك PLB قطعي و بديهي است!

فردا، ترجمه‌ي آخرين درس رندي گيج را درباره‌ي «روي ريل باشيد» روي وبلاگ خواهيم گذاشت: رشد شخصي (Personal Development).

از امروز تا چهارشنبه، روزهاي شاد و پركاري را در پيش رو داريم! امروز كه تعطيليد، بنشينيد و برنامه‌ي كامل و دقيقي براي 5 روز آينده بريزيد و دقيقاً محاسبه كنيد كه به چند مشاوره، پي‌گيري چه كساني (چه سرمايه‌گذاران و چه آن‌ها كه هنوز دارند با خودشان كلنجار مي‌روند!) و ... احتياج داريد! فهرست هایتان را دوباره بخوانید!

پيروز باشد!  

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 14:9  توسط علیرضا 

ذهن شما تفاوت واقعیت و رؤیا را درک نمی‌کند. ذهن شما تفاوت آن‌چه  می‌خواهید با آن‌چه نمی‌خواهید را هم در نمی‌یابد. ذهن شما دقیقا مطابق آن‌چه به آن می‌دهید عمل می‌کند. پس افکار و اهداف خوب به آن بدهید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 18:2  توسط علیرضا 

دوستان هم‌نفس

امروز 23 آوريل بود و دقيقا يك هفته تا پايان ماه آوريل –بزرگ‌ترين ماه پالينور در 7 ماه گذشته- فرصت داريد. تعداد جلسات اين روزها بسيار زياد است و شما مي‌توانيد از درياي انرژی و دانش نتورك به سادگي بهره‌مند شويد.

قبل از اين كه بحث رندي گيج را ادامه دهيم، مي‌خواهم امروز درباره‌ي يك جمله از درس قبلي –Image- صحبت كنم كه مرا بسيار بسيار تحت تأثير قرار داد. آن جمله اين بود:

ما، رؤيا مي‌فروشيم.

اين حقيقت بسيار تكان‌دهنده است. آن‌چه ما به ديگران عرضه مي‌كنيم، رؤيايي است؛ رؤياست. چه ديگران را فقط به عنوان سرمايه‌گذار وارد كنيم و چه از آغاز به عنوان نتوركر به سراغ كسي برويم، دقيقاً داريم به رؤياهاي افراد جامه‌ي عمل مي‌پوشانيم. البته واضح است كه دومي، رؤيايي‌تر است.

واقعيت اين است كه در بسياري موارد و درباره‌ي بسياري آدم‌ها، اين فرصت آن‌قدر رؤيايي است كه باورنكردني به نظر مي‌رسد! بسياري افراد از رسيدن به رؤيايشان مي‌ترسند؛ چرا كه خود را محق نمي‌دانند و گمان مي‌كنند كه داشتن يك زندگي دل‌خواه، حقشان نيست يا اصولاً غير ممكن است! در نتيجه بلافاصله، وقتي مي‌بينند كه همه‌چيز عالي است، به دنبال اشكالي مي‌گردند تا اين موقعيت فوق‌العاده را مشكل‌دار جلوه دهند!

افرادي را ديده‌ايد كه گرفته و غمگينند و مشكلي را دليل اين گرفتگي عنوان مي‌كنند؟ هفته‌ي بعد كه آن‌ها را مي‌بينيد، مي‌دانيد كه مشكل هفته‌ي پيش حل شده، ولي طرف باز همان قيافه را دارد! اين بار او مشكل ديگري دارد و اصولاً بدون مشكل نمي‌تواند سر كند!

مهم‌ترين دليل افراد براي ترديد در پذيرش پيش‌نهاد سرمايه‌گذاري در پالينور، اين است كه اين فرصت از نظر آن‌ها زيادي خوب است؛ پس حتماً مشكلي دارد يا ايجاد مي‌كند! هم‌چنين، براي سرمايه‌گذاراني كه شروع به كار نمي‌كنند، مهم‌ترين دليل اين است كه آن‌چه در ازاي كار به آن‌ها مي‌رسد، زيادي فوق‌العاده و در نتيجه باورنكردني است! شايد باورنكردني به نظر برسد؛ اما ترس از موفقيت، بيش از ترس از شكست، مانع موفقيت مي‌شود.

براي موفقيت در هر كاري و از جمله كار در پالينور و هر نتورك ديگر، اول بايد رؤيا داشت و اين رؤياها را باور كرد. مسئوليت مهم ما به عنوان مشاور، آن است كه به افراد كمك كنيم رؤياي خود را بسازند و تحقق آن را باور كنند!

و به گفته‌ي رندي گيج، وقتي شما با كسي مشاوره مي‌كنيد، تصوير شما، مثالي است از رؤيايي كه در ذهن او مي‌سازيد! آيا قيافه‌تان شبيه آدم‌هاي موفق و دوست‌داشتني است؟ آيا هميشه لب‌خند مي‌زنيد؟ آيا آراميد و مطمئن و اين آرامش و اطمينان را منتقل مي‌كنيد؟ آيا براي فرد مشاوره شونده، يك رؤيا تصوير مي‌كنيد؟

رؤيا فروشي بسيار لذت‌بخش است. شما به قلب ديگران راه مي‌يابيد و مستقيماً انگشت روي خواسته‌ها و آرزوهاي او مي‌گذاريد.

بزرگ‌ترين راز موفقيت پالينور، و در عين حال بزرگ‌ترين دليل عدم موافقت بعضي، تنها و تنها اين است كه پالينور، ممكن شدن تمامي رؤياهاي ناممكن شماست!

پيروز باشيد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 23:40  توسط علیرضا 

دوستان هم­پیمان!

اول به این نکته دقت کنید؛ اگرچه یک بار در این وبلاگ به این نکته اشاره کردیم؛ به دلیل پرسش­های مداوم مطرح شده تکرار می­کنیم:

اخیراً گروهی با نام­های جعلی وبلاگ­هایی ایجاد کرده و ادعا می­کنند که مستقیماً با کمپانی و آقای گاردنر در تماسند. اکیداً اعلام می­شود چنین ادعاهایی کذب محض است و نیت این افراد برای چنین ادعاهایی هم برای ما پوشیده­است! تأکید می­کنیم به هیچ عنوان از مطالب نوشته­شده در این وبلاگ­ها و راه­نمایی­های آن­ها استفاده نکنید و با آن­ها ارتباط برقرار نکنید.

و حالا، برسیم به پنجمین درس شیرین استاد رندی گیج!

روی ریل نتورک باشید ...

                  Randy Gage's Leadership Report
              for Network Marketing Professionals

در این­جا به پنجمین چیزی می­پردازیم که در باعث موفقیت شما در نتورک می­شود.

این 6 ویژگی، مهارت نیستند؛ بعضی­ها عادتند؛ بعضی یک وضعیت ذهنی­اند؛ و بعضی دیگر، به سادگی چیزهایی هستند که شما باید به طور مؤثر از آن­ها استفاده کنید تا سازمانتان را بسازید.

تمام آن­ها که در نتورک درآمد کسب کرده­اند، این 6 ویژگی را داشته­اند؛ و موفق­ترین افراد، از هر 6 ویژگی را به صورت کامل استفاده کرده­اند. مهم­ترین نکته این است: هرچه این ویژگی­ها در شما پیش­رفت کند، درآمد شما افزایش خواهد یافت!

کسی که این 6 چیز را داشته­باشد، روی ریل قرار دارد. درباره­ی «روی ریل قرار داشتن» قبلاً بحث کرده­ایم. ویژگی اول، Postre بود که یک وضعیت ذهنی است و با تمرین در شما ایجاد می­شود. ویژگی دوم، Event بود که باید مطابق آن­چه گفتیم، برگزار کنید تا عامل نگه­دارنده­ی مجموعه­ی شما باشد. و ویژگی سوم ثبات بود و در ویژگی چهارم، درباره­ی Commitment یا تعهد صحبت کردیم و حالا نوبت ویژگی پنجم است ... Image (تصویر).

 

درباره­ی این ویژگی صحبت کنید. خواهید دید که اکثر مردم گمان می­کنند که می­دانند منظورتان چیست؛ و بیشترشان حس می­کنند که تصویرشان خوب است! بیشترشان اشتباه می­کنند؛ خیلی هم اشتباه می­کنند!

درباره­اش فکر کنید.

معمولاً، با افرادی که قصد معرفی کار به آن­ها را دارید، کجا برخورد کرده­اید؟ مطمئناً در جلسه­ی مشاوره یا یک Event کمپانی نبوده­است. شما با آن­ها بیشتر آن­ها در زندگی روزمره روبه­رو می­شوید و آن­ها را آماده می­کنید تا به جلسه­ی مشاوره بیایند!

بسیار خوب. می­دانم. شما در جلسه­ی مشاوره یا معرفی کار یا جلسات، کت و شلوار یا لباس رسمی بسیار آراسته­ای می­پوشید و همه­چیز را رعایت می­کنید؛ اما زمانی که به آن­جا می­رسید، دریافت آن­ها از تصویر شما (و در نتیجه خود شما) کاملاً شکل گرفته و تغییری نمی­کند؛ در واقع در بیشتر مواقع، این تصویر در نخستین دیدار شکل گرفته­است! در ویدئوکلوپ محله­تان، در سوپرمارکت، در میهمانی، در یک کنسرت یا یک تجمع فرهنگی، در کارواش، در یک رستوران زمانی که با دوستانتان برای شام بیرون رفته­اید ... به عبارت دیگر، در زندگی روزمره. وقتی می­روید دنبال بچه­ها، وقتی به خشک­شویی محله­تان می­روید و وقتی به خرید می­روید، آن­جاست که نخستین تصویر از شما در شکل افرادی که در آینده زیرمجموعه­ی شما خواهند شد شکل می­گیرد.

خوب؛ در این شرایط چه­گونه به نظر می­رسید؟

آیا هر روز که خانه را ترک می­کنید، ظاهرتان مطابق با آن­چه می­خواهید باشید هست؟ یا کاملاً شلخته­اید و به تصویری که دیگران از شما می­بینند توجهی ندارید؟

منظورم این نیست که هر بار که از خانه بیرون می­روید کت و شلوار و کراوات بپوشید! اما باید هوشیار و سرحال به نظر برسید. ممکن است شلوار جین بپوشید و سرحال به نظر برسید؛ مهم این است که با هدف لباس بپوشید و به آن اهمیت بدهید.

آیا لباس­هایتان اتو دارد؟ تمیز است؟ نفستان تازه و خوش­بوست؟ موهایتان مرتب است؟ لب­­­خند به لب دارید؟

و از آن مهم­تر، شرایط روحی­تان چه­طور است؟ مثبت هستید؟ صمیمی هستید؟ از آن آدم­ها هستید که همه دوست دارند دور و برشان باشند؟ با دیگران برخورد مناسب، مؤدب و متواضع دارید؟

بگذارید خاطره­ای برایتان بگویم. برای دیدن شخصی که می­خواست با من کار کند، به شهر دیگری سفر کرده­بودم. او در فرودگاه به دنبالم آمد و تا آن­جا که می­توانست، به من احترام گذاشت تا نشان دهد که من چه­قدر برایش مهم هستم. اما من تصمیم گرفتم که با او کار نکنم و اصلاً کار را به او معرفی نکردم. می­دانید چرا؟!

به خاطر این که او به جز من به هیچ کس دیگر احترام نمی­گذاشت. وقتی از فرودگاه به سمت اتوموبیلش می­رفتیم، او به باربر سلام نکرد و حتر سرش را برای او تکان نداد.

او به پولی که به باربر داد اکتفا کرد؛ وسایل را از گرفت؛ در اتوموبیل گذاشت و رفت. به نظر من رفتار ظالمانه­ای بود.

در رستوران هم همین اتفاق افتاد. او با من شاهانه رفتار کرد؛ ولی با گارسن مثل یک آشغال رفتار کرد. من واقعاً درباره­ی حسن نیت او در احترامش به من تردبد کردم و کاملاً از این که با کسی باشم که این قدر به دیگران بی­توجه است، معذب بودم.

پس، ما این تصویر را هر بار که از خانه بیرون می­رویم نشان می­دهیم. آیا تصویر شما، دیگران را برای این که با شما کار کنند، جذب می­کند؟

و اما بخش دوم ... تصویری که شما در گروهتان دارید. هر کسی یک Brand (آرم، نشانه) دارد؛ حسی که افراد گروهش از او دارند. این "حس"، مخلوطی است از چند عامل:

جوری که شما صحبت می­کنید؛ جوری که لباس می­پوشید؛ استیل کلی­تان؛ رفتارتان با دیگران؛ مهارت­هایی که دارید؛ درآمد و جایگاه شما و خلاصه، آن­گونه که شما نه برای کارتان، که برای خودتان بازاریابی می­کنید! شما نه کارتان، که خودتان را معرفی می­کنید!

بازاریابی خودتان در گروهتان عجیب به نظر می­رسد؛ اما شما همواره دارید چنین می­کنید؛ چه به آن آگاه باشید و چه نه. وقتی جایگاه شما بالاتر می­رود، یکی از چیزهایی که باید به لیدرهایتان یاد بدهید این است که «تصویر شخصی­شان» را ارتقا دهند.

وقتی کسی سودش را می­گیرد، من اغلب او را به یک لباس­فروشی می­برم تا تصویرشان را درست کنم! در رده­ی بالاتر، ممکن است لازم باشد آن­ها را به یک جواهرفروشی ببرید و باز در رده­ی بالاتر، لازم است با آن­ها صحبت کنید که اتوموبیلشان را عوض کنند!

ما به لیدرهایمان یاد می­دهیم بسیار مهم است تصویری بسیار قدرتمند داشته­باشند که در یک Event قابل استفاده باشد. در یک Event آموزش لیدرشیپ، من از مربیان آداب معاشرت کمک می­گیرم تا به ما کمک کنند. ما سالی یک بار، یک Event کاملاً رسمی با کراوات­های سیاه­رنگ رسمی برگزار می­کنیم!

اگر شما یک مرد هستید و نمی­پذیرید یا از یاد می­برید که به احترام خانمی که می­خواهد روی صندلی کناری شما بنشیند، بلند شوید و صندلی را برای او از زیر میز بیرون بکشید، یا اجازه می­دهید که در بعد از عبور شما به صورت او کوبیده­شود، تصویر شما یک آدم خشن زمخت بی­نزاکت است که قطعاً تصویر خوبی نیست. و اگر شما در یک گردهم­آیی نتورکی در یک رستوران، سوپتان را هورت بکشید یا با غذا در دهانتان صحبت کنید، به سختی دیگران را تحت تأثیر قرار خواهید داد!

ما در تجارتمان، رؤیا می­فروشیم. ما این رؤیا را به افرادی که قصد ورودشان را داریم و نیز به تیممان می­فروشیم و خودمان، باید مثال زنده­ی این رؤیا باشیم. تصویری که شما ایجاد می­کنید، تعیین می­کند که فرد مورد نظر به تیم شما وارد می­شود یا نه. آیا شما تصویر رؤیای آینده­ی او هستید که انتظار دارید به شما بپیوندد؟ در واقع، حتی همین تصویر شماست که تعیین می­کند آیا آن­ها اصلاً به حرف­های شما در جلسه­ی معارفه گوش می­دهند یا نه؛ و آیا آن­ها به Event شما می­آیند یا نه. حتی اگر شما در این کار کاملاً تازه­کارید، می­توانید تصویری از اطمینان، باور و حرفته­ای بودن ارائه کنید؛ و هیچ چیز بیش از این جذب دیگران را به سازمان شما سرعت نخواهد بخشید!

و تصویری که شما در تیمتان دارید، تعیین­کننده­ترین عامل است برای دانستن این که شما در این کار به کجا خواهید رسید و چه­قدر طول می­کشد به آن­جا برسید! تصویر شما، تصویر یک لیدر است یا یک پیرو؟ آیا شما اعتماد می­آفرینید یا تردید؟ آیا شما حرفه­ای به نظر می­رسید یا آماتور؟!

به صورت جدی به تصویرتان فکر کنید و به خودتان در این زمینه نمره بدهید. در پایان این درس­ها، خواهیم دانست که شما از چند تا از این 6 ویژگی دست استفاده می­کنید و کجاها باید پیش­رفت کنید!

شاد شاد شاد شاد باشید! (مترجم!)

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 22:49  توسط علیرضا 

«تجارت اعلام یک رسالت است؛ یک مأموریت. مأموریت و رسالت خود را اعلام کنید و در آن بگویید که می­خواهید چه­گونه زندگی کنید؛ چه چیزهایی برایتان مهم است؛ می­خواهید چه کسی باشید و می­خواهید چه کنید و چه کاری انجام دهید.»

دوستان پرشور و پر تلاش!

متن پیام این هفته­ی کمپانی را در بالا آورده­ایم. این پیام، هم­چون پیام چند هفته پیش (هر روز به خاطر یک دل­خوشی کوچک هم که شده از تخت خواب بیرون بجهید) از آن جملاتی است که می­تواند زندگی ما را عوض کند.

هر گروه و مؤسسه­ای در بدو تشکیل، اعلامیه­ای با عنوان بینش و مأموریت صادر می­کند و در آن برای دیگران و البته خودش اعلام می­کند که کیست؛ چرا به وجود آمده و چه می­خواهد بکند. از جمله می­توانید اعلامیه­ی پالینور را نیز در سایت بخوانید.

هر انسان، مثلاً خود شما، آفریده­ای است توانا بر همه چیز، و دارای قدرت­های فراوان نهان و آشکار. زندگی هر انسان یک فرآیند است به سوی آن­چه باید باشد؛ و هر انسان نیز باید اعلامیه­ی مأموریتی داشته­باشد برای اعلام به دیگران و تعیین هدف و جهت به خود.

به ویژه شما که در پالینور سرمایه­گذاری کرده­اید، یک شرکت تجاری تأسیس کرده­اید. آیا اعلامیه­ی رسالت و مأموریت شرکتتان را نوشته­اید؟ این شرکت قرار است به کجا برسد؟ 

از آن بزرگ­تر، این جمله پشت آدم را می­لرزاند. اعلامیه­ی رسالت زندگی­تان را نوشته­اید؟ آیا می­دانید که قرار است که باشید و چرا؟ یک بار دیگر متن پیام هفته­ی کمپانی را بخوانید. مطمئناً نمی­توانید الآن این اعلامیه را بنویسید. به آن فکر کنید و چرایی هستی­تان را تعیین کنید. شما قرار است که باشید و چه کنید؟

به اعلامیه­ی رسالت شرکت و نیز زندگیتان فکر کنید ...

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 1:2  توسط علیرضا 

آینده­ی شما با آن­چه همین امروز انجام می­دهید ساخته­می­شود؛ نه آن­چه فردا انجامش خواهید داد!

رابرت کیوساکی

و امروز، ۲۱ آوریل است!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 8:15  توسط علیرضا 

دوستان متعهد!

رندی گیج به دو نوع تعهد به خوبی اشاره کرده است: یکی تعهد ساعت کار و دیگری تعهد یک سال کار کردن در نتورک. اما تعهدهای دیگری که حتماً در جزوه­ی آموزشی خود به آن برخورده­اید و در کار ما ضروری به نظر می­رسد، دو مورد زیر است:

1-تعهد به اهداف

2-تعهد تعداد مشاوره در ماه اول کاری

درباره­ی تعهد به اهداف قبلاً هم صحبت کرده­ایم. حقیقت این است که این تعهد، درونی است و تا کسی خودش نخواهد و درکش نکند، گرفتن آن از دیگران بی­معنی است! تعهد به اهداف به این معنی است که اولاً، وقتی هدفی تعیین می­کنیم، آن را در ذهنمان تصویر کنیم؛ برای آن و بر اساس آن برنامه­ریزی کنیم؛ با تکرار آن، بیان آن، و زندگی با آن کاری کنیم که از هم­اکنون احساس داشتن آن را تجربه کنیم تا ذهنمان دقیقاً به سوی آن هدف­گیری شود. این را مقایسه کنید با دوستانی که یک هفته پس از نوشتن هدف، در جلسه از بغل دستی­شان می­پرسند: «و یادته من هدفم چی بود؟!» به همین دلیل است که می­گوییم حتماً اهدافتان را بنویسید و آن را جلوی چشمتان در جایی نصب کنید و هر روز آن را با صدای بلند بخوانید ... به این منظور، ضروری است که هدف واقعاً از عمق وجودتان و نیاز واقعی­تان سرچشمه بگیرد؛ اجبار بالاسری­تان! اهداف را به دو دسته­ی «نیازهای اجبار کننده» و «اشتیاق­های سوزان» تقسیم می­کنند که بعداً درباره­شان صحبت خواهیم کرد!

ثانیاً، تعهد به هدف به این معناست که شما برای رسیدن به آن، هرگز، هرگز و هرگز ناامید نشوید و عقب نکشید! بعضی دوستان اول ماه یک هدف دارند؛ وسط ماه یک هدف و آخر ماه هم یک هدف دیگر! یعنی شرایط است که اهداف  آن­ها را تعیین می­کند و تغییر می­دهد! تعهد به این معناست که حتی در صورتی که یک یا دو بار در رسیدن به آن هدف شکست هم خوردید، نا امید نشوید و این بار با تجربه­ی یک شکست، محکم­تر و قاطع­تر و البته درست­تر برای رسیدن به آن تلاش کنید!

هیچ پیروزی در طول تاریخ بشر بی­تجربه­ی شکست قبلی رخ نداده­است. این یک اصل بدیهی است. مهم این است که هرگز، هرگز و هرگز، در هیچ شرایطی، از آن­چه می­خواهید به آن برسید صرف نظر نکنید!

اما تعهد دوم، یعنی برگزاری حداقل 20 مشاوره در ماه اول ورود، یک اصل ضروری برای موفقیت در نتورک پالینور است. رندی گیج ساعات کار را به خوبی تعریف می­کند و متذکر می­شود که بخش اعظم ساعات کاری حدود 2 ساعت در روز شما باید به مشاوره کردن بگذرد. می­توانم با اطمینان بگویم که اگر کسی این تعداد شماوره را رعایت کند، موفق نشدنش غیر ممکن است!

دوستان؛ 20 آوریل از راه رسیده­است. برای نام­گذاری آوریل 2008 به پربارترین ماه زندگی­تان، فقط 10 روز فرصت دارید!    

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:19  توسط علیرضا