|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 16:6 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 23:34 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همپا در چند روز گذشته با توجه به دو واقعهی بزرگی که در پیش داریم، جلسات متعددی در مجموعههای مختلف برقرار شده و میشود. آنچه در جلسات اصلی چند روز گذشته بیشتر از همه برای من جلب توجه کرده، استراتژی روزانه است. امروز تنها میخواهم به یک سؤال مهم بپردازم تا در 15 روز دوم نوامبر که هماکنون چهار روز آن را پش سر گذاشتهایم، بیشتر مورد توجه و تأکید واقع شود: آیا برنامهی روزانه دارید؟ شاید با قاطعیت میگویید «بله». پس بگذارید کمی بیشتر وارد جزئیات شویم. آیا هر روز، حداکثر تا 9 صبح، روی یک برگه نوشتهاید که آن روز، برای دسترسی به ویژنتان چه میخواهید بکنید؟ آیا هر روز، حداکثر تا 9 صبح، این برنامه را با بالاسریتان چک میکنید؟ دوستان؛ کاری که شما در آن قرار دارید، پتانسیل درآمدی چندین برابر کارهای روتین جامعه دارد؛ بنابراین حداقل باید با آن به صورت یک «کار» جدی و نه سرگرمی برخورد کنید. کار جدی، داشتن برنامهی هدفمند روزانه میخواهد. داشتن برنامهی کاری هر روز، و چک کردن آن با بالاسریتان تا قبل از 9 صبح را از فردا امتحان کنید. نتایج شگفتانگیزی خواهید دید. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 17:9 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همیشه همراه! این روزها در وبلاگ بیشترین سؤالی که به کرات مطرح میشود، دربارهی دو واقعهی بزرگ نوامبر است. لازم است در اینجا توضیحی در این باره دادهشود تا این سؤالات تکرار نشود. بسیاری از دوستان مدام دربارهی تاریخ آغاز به کار Palinure entertainment و نحوهی کار آن میپرسند. دربارهی تاریخ آغاز به کار این پروژه، متأسفانه هنوز اطلاع دقیقی در دست نیست. در واقع هر روز همهی ما منتظریم که آغاز به کار Entertainment در صفحهی اول سایت اعلام شود. تنها میتوانیم بگوییم که این اتفاق به زودی رخ خواهد داد. اما دربارهی نحوهی کار آن و نحوهی سوددهی آن، بخشی از اطلاعات درباره نوع محصول، نوع سوددهی این کار (که باینری نخواهد بود) و ... در سایت سرگرمیها موجود است. در واقع اطلاعات کمی بیش از آن وجود دارد؛ ما تمام تلاشمان را میکنیم تا هرچه بیشتر این اطلاعات را کسب کنیم و در اختیارتان بگذاریم. تنها تا این حد میدانیم که این پروژه، یعنی عرضهی این محصول از طریق نتورک، برای نخستین بار است که در جهان صورت میگیرد. در کشور ما که خود صنعت Entertainment به ویژه نوع اینترنتی آن بسیار جدید است و جای رشد بسیار دارد. به هر حال، همهی ما منتظر آغاز به کار پروژه هستیم و تا رسیدن آن، تلاش میکنیم که میزان سرمایههای جذب شده و تعداد افراد آماده به کار را در سازمانمان گسترش دهیم. مسألهی دومی که مدام مورد پرسش دوستان قرار میگیرد، زمان سمینار کمپانی در خاورمیانه و نحوهی شرکت در آن است. دربارهی تاریخ سمینار، هنوز هیچ اعلام رسمی و موثقی جز «پاییز 2008» از سوی کمپانی صورت نگرفتهاست؛ اگرچه شنیدههای غیر رسمی حاکی از آن است که سمینار در روزها 10 تا 15 آذر برگزارخواهدشد و انتظار میرود که حداقل یک هفته قبل از آن، کمپانی این خبر را رسماً اعلام کند. دربارهی شرکت در سمینار نیز، افراد شرکتکننده از حدود دو ماه قبل مشخص شدهاند و امکان شرکت فرد جدیدی به هیچ وجه وجود ندارد. با وجود این، افراد شرکتکننده از آغاز ماه خود را آمادهی شرکت در سمینار کردهاند تا در صورت اعلام زودهنگام کمپانی، امکان حضور در این گردهمآیی بینظیر را از دست ندهند. هر دوی این اتفاقات، خون تازهای در رگهای جوان پالینور خواهد دمید. منتظر روزهای بزرگ و شیرین باشید! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 21:15 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
پایان همهچیز خوب است. اگر الآن اوضاع خوب نیست، یعنی هنوز کار به پایان نرسیده.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 0:37 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
یاران بیبازگشت امروز، آخرین روز از نیمهی اول ماه نوامبر است و PLBهای دو هفتهی گذشته در پایان امروز محاسبه خواهند شد. هنوز اتفاقات ویژهای که ماه نوامبر را به زمانی متفاوت با تمامی ماههایی که تاکنون در پالینور تجربه کردهایم، تبدیل میکند، رخ ندادهاست. همهی ما در انتظار آغاز رسمی بخش Entertainment هستیم و نیز سمینار خاورمیانهی کمپانی هنوز برگزار نشدهاست. احتمالاً هردوی این اتفاقات در نیمهی دوم ماه نوامبر رخ خواهد داد. جالب آن که صرف انتظار این وقایع بزرگ، باعث شده که همین 15 روزهی نوامبر، با زمانهای مشابه در ماههای پیش کاملاً متفاوت باشد و همهی ما تجربهی کاری بسایار موفقی را در این 15 روز پشت سر بگذاریم. در این روز آخر، وظیفهی تکتک ما، چه سرمایهگذاران جدید و چه افراد مجموعهدار، بسیار سنگینتر است. در ادامهی مطلب روزهایی پیش، یکی از مهمترین کارهای هریک از ما این است که در چند روز آخر و به ویژه در روز و حتی در ساعتهای آخر، با تماس گرفتن، اطلاع داشتن از وضعیت مجموعها و دانستن میزان جذب سرمایههای لازم برای ایجاد تعادل و دریافت PLB، اجازه ندهیم تلاشهای افراد مجموعهمان در طول 2 هفته هدر برود. این را بدانید که تماس شما و پیگیری شما، بسیار بسیار بسیار بیشتر از آنچه میاندیشید مؤثر است؛ به شرطی که خودتان پذیرفته باشید که حتی اگر تنها 1 ساعت به پایان زمان باقی مانده باشد، یک فرد 0 به 0 میتواند به یک PLB برسد! امشب، همهی ما بیدار خواهیم بود و با تمام موفقیت و رسیدن به ویژنهایمان، نیمهی دوم نوامبر را آغاز خواهیم کرد! پیروز باشید! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 4:57 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همیشگی! یک سال گذشت. قبل از ادامهی مطالب «آنچه باید در تماسهای تلفنی با لیدرهایتان بگویید»، میخواهم سری بزنم به یک سال قبل. 23 آبان سال 86، این وبلاگ با مطلب زیر آغاز به کار کرد: «هرکس در زندگی خود به موقعیت هایی بر می خورد که می توانند راهی باشند برای تحقق رؤیاها. بعضی این موقعیت ها را درمی یابند. بعضی حسرت آلود به آن نگاه می کنند و از کنار آن می گذرند و هزار توجیه می آورند. بعضی اصلاْ آن را نمی بینند و بعضی لگدی هم نثار آن می کنند و می روند! همیشه دلم می خواهد از دسته اول باشم.» خوشحالم که همچنان بر همان حرف هستیم و همچنان میخواهم و میخواهیم از دستهی اول باشیم. بسیاری افراد در طول این یک سال به ما اضافه شدند و بسیاری نیز از ما جدا شدند و حتی در برابر ما قرار گرفتند؛ اما تردیدی نیست که از آن میان، هماکنون جمعی داریم که این یک سال را در کنار ما بودهاند و با پایداری به رشد و اهدافشان فکر کردهاند. هرگز نه همراهانشان و نه خودشان را تنها نگذاشتهاند و ذرهای از آنچه در ابتدا به آن امید آغاز کردند عقب ننشستهاند. ما یک سال با تجربهتر شدهایم. یک سال قدرتمندتر شدهایم و یک سال به اهدافمان نزدیکتر شدهایم. میتوان مطمئن بود آنها که این یک سال را بودهاند، تا رسیدن به تمام اهداف همهمان خواهند بود. ما نیز در این وبلاگ، به زودی تغییرات جالبی خواهیم داد و به شکل جدیدی به همراهی ادامه خواهیم داد. پیروز و شاد باشید و مطالب این یک سال را از یاد نبرید! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 17:52 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همراه بارها گفتهایم که باید هر روز با زیرمجموعههای خود تماس بگیرید و برنامهشان را چک کنید. سؤالی که یکی از دوستان در یکی از جلسات اخیر مطرح کرد این بود: «زنگ بزنم هر روز بهش چی بگم آخه؟! داره کارشو مینه دیگه! به نظر من همون هفتهای 1 بار کافیه. به جای تماس گرفتن، میتونم هر روز برم خودم یه شاخهی جدیدو راه بندازم!» با این حرف، این بحث مطرح شد که اصلاً هدف از این تماسها چیست و ما قرار است چه چیزهایی را چک کنیم؟! در چند روز آینده میخواهیم به این سؤال بپردازیم و در نهایت، وظایف یک لیدر را در تماسهای روزانه خلاصه کنیم. اول از همه باید یک نکته را مد نظر داشتهباشیم: شما، در نقش یک لیدر، تنها با یک بار گفتن، هرگز نمیتوانید هیچ تغییری در رفتار کسی ایجاد کنید. انتظار نداشتهباشید که یک بار به کسی چیزی بگویید و او از فردا آن را برای شما اجرا کند! ما در این کار با انسان سر و کار داریم؛ نه کامپیوتر و نه ماشین. اگر با یک بار گفتن، قضیه حل میشد، امروز بسیاری از بیماریها، حوادث و ... دست از سر بشر برداشتهبود. آموزش و درس خواندن هم معنی خود را از دست میداد؛ چرا که 1 بار مبحثی در کلاس مطرح میشد و تمام! قدم اول گفتن و آگاهی دادن است. قدمهای بعدی تکرار آن است؛ و بازهم تکرار و تکرار و تکرار؛ و تذکر دادن حین انجام کار؛ و ارزیابی مجدد؛ و خواستن؛ و تکرار و تکرار و تکرار. آنقدر که در مرحلهی اول، آگاهی جا بیفتد و آن مفهوم ملکهی ذهن شود؛ و تازه بعد از آن، باید باز هم خواست و تکرار کرد تا این آگاهی، به عمل تبدیل شود و یک تغییر ایجاد کند. به عنوان مثال، فرض کنید میخواهید کسی را عادت دهید که روزی نیم ساعت برنامهی رشد شخصی داشتهباشد. خودتان فکر کنید که این کار چهقدر زمان میبرد. در روزهای آینده، بعضی از این مقولهها را که ما باید هر روز تکرار کنیم و عملاً آموزش دهیم، بر خواهیم شمرد! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 19:15 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
همراهان! همچنان که سالگرد کمپانی را پشت سر گذاشتیم، به زودی (23 آبان) نخستین سال تأسیس این وبلاگ را پشت سر خواهیم گذاشت. در یک سال گذشته، در 365 روز، 323 مطلب در این وبلاگ نوشتهشده و این مطلب، 324مین مطلب این وبلاگ است. روزی که این وبلاگ را شروع میشد، اصلاً گمان نمیکردم که پس از یک سال حجم مطالب به این قدر برسد؛ فکر میکردم که بالاخره مطلب محدود است؛ دیگر چه میخواهم بنویسم؟ اما پس از مدتی، این تصور با ایجاد نیازهای جدید، سؤالات گوناگون، مطالب مدیریتی و ... در هم شکست و برعکس، دریافتم که آنقدر مطالب زیادی وجود دارد که آنچه کم است، وقت کافی برای پرداختن به آنهاست! آنچه در این یک سال مهمترین انگیزهی ادامهی کار وبلاگ بود، استقبال پالینوریها از آن بود. چیزی که از آغاز وجود داشت و اندکاندک فزونی یافت؛ به صورتی که به لطف دوستان این وبلاگ به معتمدترین منبع خبررسانی فارسی دربارهی پالینور بدل شد. برای ارج گذاشتن به این اعتماد، نهایت تلاشمان را کردهایم تا قبل از نقل هر خبر یا مطلب، تا حد ممکن از درستی آن مطمئن شویم تا به اعتماد به وبلاگ خدشهای وارد نیاید. ضمن آن که حتی در نحوهی نوشتن، ادبیات و رسمالخط نیز، نهایت کوششمان بر آن بوده که این وبلاگ، شایستهی کمپانی بزرگ پالینور و نیز جایگاهش در میان فارسیزبانان باشد. با نزدیک شدن به سالگرد تأسیس، قصد داریم به زودی تغییرات بزرگی در وبلاگ ایجاد کنیم و آن را به مرجعی مطمئنتر و ماندنیتر تبدیل کنیم؛ چرا که بر این گمانیم با گسترش فعالیت پالینور و همهگیر شدن آن، نیاز به این تغییر و نیاز به این گسترش وجود دارد.استقبال شما و نظرات شما، سرمایهی ما برای انجام این کار است. امیدواریم سال دیگر، در چنین روزهایی، با افتخار از سالی که در پیش رو داریم، هم برای کمپانی و هم برای وبلاگ یاد کنیم. به زودی این برنامهها را اعلام خواهیم کرد و بسیار بیشتر با هم خواهیم بود. فعلاً فراموش نکنید که امروز10 نوامبر است و ویژن شما، یعنی دامنهی اندیشه و تواناییتان؛ و هیچ چیز، هیچ چیز نباید و نمیواند مانع رسیدن شما به آن شود اگر خودتان بخواهید. شاد و پیروز باشید! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 6:46 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان از امروز، درست یک هفته فرصت به 15 نوامبر باقیماندهاست. مهمترین کاری که ما باید انجام دهیم، همان قدمهای سادهی همیشگی است. ویژن خود را هر روز صبح تکرار کنید. برنامهی روزانه برای رسیدن به ویژنتان داشتهباشید. هر روز نیم ساعت وقت را به رشد شخصی اختصاص دهید. انجام تعداد کافی مشاوره را پیگیری کنید. به همراه سازمانتان باشید و ایرادهای مشاوره و پاسخ به پرسشها را بگیرید. هر روز ارزیابی کنید که چهقدر از برنامهتا جلو یا از آن عقبید ... یک هفته فرصت دارید! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 3:30 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان! مطلب امروز را به وبلاگ فوقالعاده زیبای جادوی پالینور اختصاص میدهم. وبلاگی که قبلاً هم آن را معرفی کردهام؛ اما امروز با خواندن پست جدیدش، لازم دیدم که یک بار دیگر این کار را انجام دهم. امروز مطلبی را در این وبلاگ خواندم که باز دیگر ایمان آوردم که ما، با چنین تیم کاری، که به جرأت قویترین تیم نتورک در تاریخ کشورمان است؛ قطعاً شکستناپذیریم. دوستان ... ما محکوم به پیروزی هستیم؛ خوش به حال آنها که تا آخر در کنار ما باشند! 5 نوامبر هم تمام شد. حواستان که هست؟! پس نوشت: این وبلاگ خوب هم به تازگی متولد شده. درباره اش خواهیم نوشت! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 0:16 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همیشگی به این سؤال فکر کنید: آنچه از کار میخواهید، حداقلی است یا حداکثری؟ میدانم. توضیح بیشتری لازم است. حداقلی کار کردن چیست؟ بعضی از دوستان، اینگونه کار میکنند. آنها اگرچه برای شما از ویژنها و آرزوهایشان میگویند، اما در عمل، تنها تا حدی کار میکنند که نیازهای اولیهشان برآوردهشود؛ یک درآمد محدود داشتهباشند؛ مشکلی در رشد و سازمانشان پیش نیاید و همین برایشان کافی است. آنها را میبینید که فقط وقتی به تکاپو میافتند که احساس کنند سازمانشان از حداقل رشد برخوردار نیست. به راحتی به شما ویژن میدهند و به ویژنهایشان نمیرسند و خم هم به ابرو نمیآورند! یک سال میگذرد و آنها همان آدمهای یک سال پیشند با همان درآمد و همان وضع زندگی. گروه اول، مانند دانشآموزانی هستند که فقط برای نمرهی قبولی 10 درس میخوانند. چنین دانشآموزی در طول یک سال، تغییر چندانی نمیکند؛ چون با چنین درس خواندنی در واقع چیزی به معلوماتش اضافه نمیشود. گروه دوم برداشتشان از کار حداکثری است. آنها برای «مشکل نداشتن» کار نمیکنند. بلکه برای «داشتن» و «رسیدن» به چیزهایی که هماکنون ندارند کار میکنند. آنها هنگامی که ویژنی را مطرح میکنند، به آن میاندیشند و متعصبند و اگر به آن نرسند، میبینیدشان که ناراحت و سرافکندهاند و به دنبال دلیل میگردند تا آن را برطرف کنند و به رؤیای شیرینشان برسند. اگر چنین افرادی را به فاصلهی یک سال ببینید، از تغییراتشان حیرتزده میشوید. وضع زندگیشان تغییر کردهاست. درآمدشان تغییر کردهاست. قطعاً ظاهرشان و شخضیتشان هم تغییر کردهاست. این افراد مانند دانشآموزانی هستند که برای نمرهی 20 درس میخوانند؛ اگرچه ممکن است گاهی 19.5 بگیرند! نتیجه جالب است. افراد گروه اول، برای «مشکل نداشتن» کار میکنند؛ اما همیشه مشکل دارند! علت روشن است. کسی که تنها برای فرار از مشکل کار میکند، آن را به سمت خود جذب میکند. و گروه دوم، اگرچه برای فرار از مشکل کار نمیکنند، بسیار کمتر به مشکلاتی چون عدم رشد برمیخورند! همه، حتی افراد گروه دوم، در مقاطعی احساس گروه اول را تجربه کرده و میکنند. وقتی مسألهای پیش میآید، ذهن تنبل و ناخودآگاه راحتیطلب ما به ما القا میکند که «همین که این قضیه حل شه کافیه ... بیشترشو نخواستیم بابا!» اما افراد گروه دوم، خیلی زود دوباره به بلندپروازی خود باز میگردند و اجازه نمیدهند که این فکر، رشد و بزرگی را از آنها بگیرد. مهم نحوهی برخورد ما با این فکر است. اگر به افقهای بالاتر بیندیشیم، موانع سر راه دیگر چندان بزرگ و بااهمیت به نظر نمیرسند. قضاوت کنید ... برای «داشتن» کار میکنید یا «نداشتن»؟! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 1:18 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
همراهان همهی روزها! نوامبر با عزم استواری آغاز شدهاست. این روزها در هر جلسهای که شرکت میکنم، احساس نو شدن، احساس پیروزی و احساس عزمی آهنین برای رسیدن به قلههای موفقیت درهمه بسیار بسیار بیش از پیش وجود دارد. برنامهی درآمدزایی باینری تازه جا افتاده و به خوبی مورد استفاده قرار میگیرد. مجموعهها تازه شروع کردهاند به این که از این برنامهی درآمدزایی به بهترین نحو استفاده کنند و میکنند. در عین حال، اخبار جدید ثبت کمپانی و تأیید آن توسط دولت آمریکا تأثیر بسیار مثبتی بر برطر ف شدن شک و شبههی بسیاری از دوستان- به ویژه دوستان جدید – داشته و در بعضی مجموعهها نیز چندین نفر برای دریافت گواهی رسمی سرمایهگذاری از کمپانی اقدام کردهاند. در کنار همهی اینها، شور و انتظار برای بزرگترین سمینار آموزشی کمپانی – که شاید بزرگترین سمینار آموزشی نتورک در خاورمیانه تاکنون باشد – به شادابی مجموعهها افزوده و رشد را تسریع کردهاست. علاوه بر آن، این شور و انتظار برای آغاز به کار Palinure Entertainment هم دیدهمیشود و مجموعهها را زنده، تازه و پیگیر نگاه میدارد. همهی اینها را بگذارید کنار بازسازی فکری بسیاری از دوستان که منجر شده مجدداً اصول اولیهی کار، مانند ویژن بستن، جدی گرفتن ویژنها، برنامهریزی منطقی، پیگیری برنامهها، حضور بیشتر، برگزاری جلسات متعدد، آموزش مداوم خود، پیگیری تعداد مشاورهها در مجموعهها، برگزاری جلسات تمرین مشاوره و پاسخ به پرسسشها، و دیگر نکات ریز اولیه را جدی بگیرند و زمان کافی به کار و هریک از این موارد اختصاص دهند. من این روزها از حضور در جلسات، بسیار بیشتر لذت میبرم! در مورد خودتان فکر کنید ... آیا همراه بقیه هستید یا از قافله عقبید؟! شاد شاد شاد، پیروز پیروز پیروز و استوار استوار استوار باشید! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 23:45 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان! حتماً دیشب تا دیروقت بیدار و مشغول آخرین تلاشهای ماه اکتبر بودهاید. امیدوارم از ماه اکتبر توشهی مناسبی به همراه آوردهباشید. چرا که وارد یکی از مهمترین ماههای تاریخ کمپانی پالینور شدهایم. امروز اول نوامبر است. ماه برگزاری نخستین سمینار آموزشی کمپانی که در خاورمیانه برگزار میشود و جهشی بزرگ برای نتورک پالینور خواهد بود. در ماه نوامبر، همچنین نخستین نتورک جید کمپانی ما، یعنی Palinure entertainment کارش را آغاز خواهد کرد و محصولات بعدی به دنبال آن از راه خواهد رسید. در پایان ماه نوامبر، به جرأت میتوان گفت که امکانات شما بری کسب درآمد در پالینور چندین برابر شدهاست؛ و البته آوازهی پالینور هم همینطور. دربارهی سمینار و نیز Entertainment در این ماه بسیار خواهم نوشت و بسیار خواهید خواند. فعلاً به عنوان روز اول نوامبر، ویژن روز 15 نوامبرتان را بر اساس اهدافتان تعیین کنید و بنویسید که قرار است چند PLB در ماه نوامبر بزنید. این ویژن را به بالاسریتان اعلام کنید و برای برنامهریزیتان از او کمک بگیرید. این کار را همین امروز انجام دهید. ماه نوامبر را بسیار بسیار جدی بگیرید. شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 19:24 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همیشگی! فردا ماه اکتبر به پایان میرسد. 24 ساعت دیگر وقت دارید تا نگذارید زحماتتان در دو هفتهی گذشته به هدر رود. از یاد نبرید که ایجاد تعادل 3000 دلار بسیار ساده است. روزهایی را به یاد بیاورید که باید برای کسب درآمد به تعادل 12000 دلار برسید. کار بسیار ساده شدهاست؛ چهقدر از این سادگی استفاده کردهاید؟ فردا تعطیل است. از صبح تا شب فرصت دارید که با اعضای مجموعهتان و مشاورههایتان در تماس باشید. هر که فردا صبح، کار را زودتر و با هدف و برنامه آغاز کند، در پایان روز شادتر و ثروتمندتر خواهد بود! روز پایان ماه پرباری داشتهباشید! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 22:23 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
موفقیت در این تجارت با پرورش با پرورش اعتماد به نفسی خللناپذیر ممکن میشود. هیچ کس به موفقیتی چشمگیر نرسیده مگر این که نیش انتقاد دوست و دشمن را تحمل کردهباشد. تحمل این اهانتها، پوستکلفتی میخواهد. چهگونه میتوان این قابلیت را به دست آورد؟ بهترین شیوه این است که به راحتی گوش خود را به نقدها ببندید و آنها را ناشنیده بگیرید. ابراهام لینکلن پس از تحمل 4 سال انتقادهای ناجوانمردانهی روزنامهها، در آخرین سخنرانی خود گفت: «به عنوان یک قاعده، خود را از خواندن گزارش حملهها منع میکردم تا نکند دست به کاری بزنم که از جواب آن عاجز آیم.» تنها باید چشم به پاداش نهایی بدوزید ... موج چهارم؛ نوشتهی ریچارد پو؛ ترجمهی سید امیرحسین حجتخواه؛ صفحهی 101 |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 17:57 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همیشگی روزهای بسیار بسیار پرکاری است. روزهایی که اگر از کاری عقب بمانی، حالاحالاها وقت نمیکنی که انجامش دهی! از سویی، با تغییرات جدید پالینور، بار کاری بسیار بیشتر شده و مجموعهها روزبهروز بزرگتر و پرکارتر میشوند. گواه آن هم Eventهایی است که این روزها برگزار میشود و دیگر مانند چند ماه پیش، حضور صدها نفر در آن چیز جدید و عجیبی نیست. از طرف دیگر، با فعالیتهای جدید کمپانی در زمینهی ثبت و نیز شروع به کار در عرصهی Entertainment (که به زودی اتفاق میافتد و همه منتظر آن هستیم)، معرفی این زمینه و کسب دانش مورد نیاز دربارهی آن وقت و انرژی زیادی میطلبد. از سوی دیگر نیز به نخستین سمینار آموزشی کمپانی در خاورمیانه نزدیک میشویم و همه در انتظار آن هستیم که خود بر انرژی و پرکاری ما در روزهای باقیانده تا سمینار میافزاید! تلاش برای رسیدن به اهدافی که روزی کهملاً دور از دسترس و فراموش شده بودند، لذتبخشترین کار دنیاست ... موافقید؟ به هر حال ... فراموش نکنید که تنها ۴ روز از اکتبر باقی مانده و شما تنها ۴ روز فرصت دارید که به اهدافتان در این ماه برسید. تنها ۴ روز! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 0:45 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان بزرگاندیش انسان در تمام جنبهها همزمان رشد میکند؛ نه تنها در یک جنبهی خاص. اگر خواستههایتان بزرگ است و اگر در پالینور یاد گرفتهاید بزرگ بیندیشید؛ اگر باور دارید که با فرصت بزرگی در زندگیتان روبهرویید و با یک کمپانی بزرگ سروکار دارید، برای آنکه از جمع این «بزرگها»، به خواستههای بزرگتان برسید ... خودتان هم باید بزرگ باشید و بزرگ بیندیشید. در چند روز اخیر، در مجموعهای که ادعاهایش گوش فلک را کر میکند، به مشکلات و شکایات کودکانهای برخوردم که حیرتزده شدم. چهگونه انتظار دارید وقتی در زندگی روزمره، افق دیدتان از فضای بسیار محدود دور و بر و حرفهای اینو آن فراتر نمیرود، به آزادی مالی برسید؟! بزرگی اندیشه، تنها به بزرگی خواستهها و برداشتن محدودیتهای ذهنی برای دستیابی به آنه میخواهید نیست؛ بلکه از آن مهمتر، رهایی از اندیشههای محدود و بیارزش و کوچک است. اندیشههای که به هیچ کس نفعی نمیرسانند؛ ولی زمان و انرژی با ارزش ذهنی شما را به بدترین وجه درگیر خود میکنند. زمان هر تصمیم، هر بحث، هر کار لطفاً چند لحظه فکر کنید ... این کار چهقدر در راستای اهدافم است؟ چهقدر به رسیدن به اهدافم کمک میکند؟ و آنگاه بزرگی آن را با بزرگی اهدافتان بسنجید. اگر کتاب «موج چهارم»، نوشتهی ریچارد پو را ندارید، آن را تهیه کنید و فصل «جنگجوی چینی» را حتماً بخوانید. در زمان این تصمیمگیری فراموش نکنید که هر کار که شما میکنید و هر اندیشهای که شما امروز دارید، چند وقت دیگر یا همان زمان بلافاصله در مجموعهان جاری میشود. هر رفتار شما با بالاسریتان و هر اندیشهای دربارهی خودتان و دیگران، همان نتیجه را در مجموعه به دنبال خواهد داشت. اگر شما به اندیشههای حقیرانه مشغول باشید، حقیر خواهید بود و مجموعهتان هم حقیرانه خواهند اندیشید. شاد باشید و شخصیت و اهدافتان را بزرگتر کنید. اخیراً در جستوجوهایم به سایت بسیار زیبایی دربارهی کمپانیمان برخوردم که حتماً به شما هم کمک خواهد کرد. به سایت plninvest سر بزنید. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 18:4 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان تمام لحظات! شايد در اخبار دربارهي بحران مالي اخير كه تمام دنيا و بهويژه آمريكا را درگير خود كرد، مطالبي شنيدهباشيد. چنان كه گفتهمیشود، اين بحران بزرگترين ركود مالي در جهان از سال 1929 تاكنون است و ياعث شده كه بسياري كمپانيهاي بزرگ دنيا و بانكهاي معتبر ورشكست شده يا در آستانهي آن قرار بگيرند. باعث افتخار ماست كه كمپاني پالينور، در برخورد با اين بحران به بهترين وجه توانست بدون تخطي از قرارداد خود با سرمايهگذاران، با برنامهريزي و بعضي تغييرات كوچك دربارهي بعضي از سرمايهگذاران و با اطلاع مستقيم و توضيح به آنها از طريق E-mail، اين بحران را به بهترين وجه مديريت كند و همچنان به عنوان يك كمپاني بيرقيب در عرصهي سرمايهگذاري از طريق نتورك به راه خود ادامه دهد و برنامههاي بعدي خود را براي گسترش زمينهي فعاليتها عملي سازد. سال دوم فعاليت كمپاني، سال گسترش فعاليت و ورود به عرصههايي كاملاً جديد خواهد بود! در انتظار اخبار جديد باشيد! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 19:32 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان بینظیر حتماً برای شما هم پیش آمده که 2 یا 3 روز به هر دلیلی در کار حضور نداشتهباشید و یا از آن فاصله گرفتهباشید. پس از این مدت، به راحتی احساس میکنید که ... حوصلهی کار کردن و جلسه رفتن ندارید؛ ترجیح میدهید که کسی را نبینید و کسی به شما تلفن نزند؛ دوباره با آن همه ماجرا روبهرو شوید؟! غرهای فلانی ... عدم رشد فلانی ... طلبکاریهای فلانی ... جواب رد فلانی ... احساس میکنید که شما موفق نخواهید شد؛ احساس میکنید که کار جواب نمیدهد و ترجیح میدهید برنامهی زندگیتان را بر راه درآمد دیگری، حتی سنتی و بسیار کمتر استوار کنید؛ اهدافتان به نظرتان دور از دسترسو خندهدار میآیند و ته دلتان آنها را مسخره میکنید ... در این شرایط، به ناچار و فقط برای این که به مجموعهتان مسئولیت دارید به یکی از جلسههای آنها میروید؛ یا برای آن که لیدرتان با شما تماس میگیرد و شما نمیتوانید حرف او را رد کنید، به یک جلسهی دستهجمعی میروید ... فرقی نمیکند؛ 10 نفره یا 1000 نفره! 2 ساعت میگذرد ... از جلسه بیرون میآیید. وضعیت هیچ تغییری نکردهاست. مشکلات سر جایشان هستند. ولی شما جور دیگری فکر میکنید! آرزوها و رؤیاهایتان چه نزدیک و چهقدر در دسترس هستند! امشب میخواهید به همه تلفن کنید و دوباره با همه صحبت کنید. کار چهقدر آسان است! به یاد رشد خوب فلانی میافتید؛ به یاد تشکر فلانی از شما و آخرین درآمد خوبی که از کار داشتهاید ... دوباره اهدافتان را مرور میکنید و برای رسیدن به تکتکشان برنامهریزی میکنید. دوباره، آیندهتان را بر اساس درآمد پالینور پایهریزی میکنید و برای فردایتان، چندین جلسه با مشاوره میچینید. ممکن است این اتفاق، بارها و بارها برای شما تکرار شدهباشد؛ آنچه از حالت اول به حالت دوم تغییر کرده، شمایید. واقعیت بیرون، درون شماست و این واقعیت را میتوانید به اختیار خود تغییر دهید. برای کمک هم میتوانید از یک جلسه استفاده کنید؛ همانند یک کتاب؛ یک فیلم؛ یا کمی صحبت با یک لیدر موفق. بیچاره آنها که در حالت اول، به بالاسریشان جواب رد میدهند و به آن جلسه نمیآیند. بیچاره آنها که پس از آن، برای تمام عمر، یادآوری بهترین فرصت زندگیشان، برایشان تنها یادآور یک شکست دردناک است! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 21:43 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان روحبخش از میان ویژگیهای مطرح شده برای هشتمین ویژگی وری ریل بودن، به مثبتاندیشی، لیدرشیپ و هوشیاری به صورت خلاصه پرداختیم. رأی بعدی متعلق به گزینهی «باور به خود» است. دربارهی هریک از این ویژگیها که صحبت میکنیم، به نظر میرسد که همان ویژگی مهمترین است و بیش از همه اثرگذار. با وجود این، شکی نیست که بعضی از این ویژگیها زمینهساز بقیه هستند و اگر نباشند، اصلاً صحبت کردن از بقیه بیمعنی است. باور به خود و باور به موفقیت، از جملهی همین ویژگیهاست. قبلا درباره باور خیلی مفصل صحبت کردهایم. بگذارید در این جا تنها راهی برای سنجش این باور پیدا کنیم. شما دربارهی موفق شدنتان در پالینور چه نظری دارید؟ آیا پیش خودتان مطمئنید که موفق خواهید شد؟ حال اگر فردا به یک میهمانی بروید و در آن، 50 نفر که همه از نظر دانش و تجربه از شما بالاتر هستند، بخواهند به شما ثابت کنند که موفق نمیشوید، باز هم نظرتان همین خواهد بود؟! دوستان؛ هیچ موفقیتی در طول تاریخ به دست نیامده مگر این که فرد موفق علیرغم تمام «نمیتوانی»ها خود را محکم نگه داشته و لحظهای از رفتن در مسیر موفقیت باز نایستادهاست؛ حتی اگر در این راه چندین بار متحمل شکست شدهباشد. از هماکنون، درست 10 روز به پایان ماه اکتبر فرصت دارید. ویژنهای این ماه را بنویسید و برای خود یادآوری کنید. با دست پر وارد ماه نوامبر شوید؛ چرا که اتفاقات بزرگی برای پالینوریها در راه است. پیروز باشید! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 2:39 توسط علیرضا
|
||