تبليغاتX
سرمایه‌گذاری
درباره سرمایه‌گذاری در شرکت پالینور

بزرگ‌اندیشان بلندپرواز

تمام امروز و دیروز را در جلسات متعدد گذراندم. جلساتی با افرادی در حال رشد، جست‌جوگر، راه‌بر و بلندپرواز. بودن با چنین افرادی واقعاً لذت‌بخش است؛ به قول رندی گیج، ما در همه‌ی امور، ثروت، دانش، شخصیت، فرهنگ، سبک زندگی و ... میانگین 5 نفری هستیم که بیش از همه به ما نزدیکند. بنابراین، انتخاب افرادی رده بالا برای مراوده، نکته‌ی بسیار مهمی است که ما را بالا می‌کشد.

اما نتیجه‌ی دیگر این جلسات؛ می‌خواهیم قبل از رسیدن به یک بحث مهم و دنباله‌دار، چند بحث مهم، بنیادین و قدیمی را یادآوری کنیم. بحث‌هایی که قبلاً هم تکرار شده‌اند؛ اما اولاً از آن‌جا که انسان ذاتاً فراموش‌کار و هر یادگیری نیازمند تکرار است، از یاد می‌روند و از سوی دیگر، بعضی لیدرهای عزیز فکر می‌کنند که بزرگ شده‌اند و دیگر نیازی به این مسائل بنیادین ندارند و باید به کارهای مهم‌تر بپردازند!

امروز، «نظم» را یادآوری می‌کنیم؛ و انضباط شخصی را.

شما در یک روز تعطیل، چه ساعتی از خواب برمی‌خیزید؟

آیا ساعت Personal Developmentتان یک ساعت ثابت است یا هروقت که شد؟ آیا اعتقاد دارید چون کاری مربوط به خودتان است و وقت هم مال خودتان است، هر ساعتی که دوست دارید انجامش می‌دهید و اهمیتی ندارد کی؟

آیا به موقع سر قرارهایتان می‌رسید؟

آیا وقتی کاری را در برنامه‌تان می‌نویسید، به انجام آن، تنها و تنها پیش خودتان، متعهدید؟

آیا این عادت را در خود ایجاد کرده‌اید که هر روز، بدون استثنا، به این وبلاگ سر بزنید و اگر به هر دلیل نتوانید، احساس کنید چیزی کم دارید؟

آیا می‌توانید خودتان را عادت دهید که هر روز، یک مشاوره برگزار کنید و ریزش سنگ از آسمان هم نتواند جلویتان را بگیرد؟

 آیا تلفن‌هایتان را انجام می‌دهید یا مرتب به فردا می‌اندازید؟

آیا هر روز صبح، پس از برنامه‌ی PD و بلند خواندن و تکرار اهدافتان، روی تکه کاغذی، برنامه‌ی آن روز را می‌ننویسید تا مروری کرده باشید به قدم‌هایی که آن روز برای اهدافتان برمی‌دارید؟

اگر از امشب شروع کنید به بلند خواندن اهدافتان در شب، قبل از خواب، این کارتان چند شب دوام می‌آورد؟

آیا توانسته‌اید خودتان را ملزم کنید که همواره، حتی وقتی تنها در خانه‌اید، مرتب و آراسته باشید؟

نکته را گرفتید؟ بقیه‌ی سؤالات را خودتان اضافه کنید!
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 1:49  توسط علیرضا 

دوستان همیشگی

اولین نیمه‌ی ماه فوریه را پشت سر گذاشتیم. هم‌چنان که پیش‌بینی می‌شد، رشد این 15 روز در مقایسه با رشد عظیم و قدرتمند ماه ژانویه، کم‌تر بود. بسیاری از افراد سرمایه‌گذار در ماه ژانویه، در 15 روز فرصت جذب سرمایه نداشته‌اند و بسیاری از لیدرها نیز با توجه به فشار کاری روز آخر ژانویه و اول و دوم فوریه، چند روزی را تنها به آموزش اختصاص دادند. بنابراین انتظار می‌رفت که رشد 15 روز اول، چندان چشم‌گیر نباشد.

اما در آغاز 15 روز دوم هستیم. این 15 روز، قضیه کاملاً فرق می‌کند. اول از همه آن که فوریه 28 روزه است و در نتیجه تنها 13 روز به پایان ماه باقیست. از طرفی 28 روز، زمان بسیار مناسبی است که با توجه به روند کاری –که برای مجموعه‌های مختلف متفاوت است- سرمایه‌گذاران ماه ژانویه به درآمد خوبی از طریق جلب سرمایه دست یابند. این کار به ویژه با Plan جدید بسیار ساده‌تر است. برنامه‌ی جدید سوددهی، ریسک سرمایه‌گذاری را هم در نظر سرمایه‌گذار جدید و هم معرف او به شدت کاهش داده و موانع ذهنی را کاملاً برطرف کرده‌است. مطمئناً در این 15 روز فرصت داشته‌اید که درباره‌ی مزایای این برنامه فکر و برنامه‌ریزی کنید و مشاوره‌ها را متناسب با آن به کارآمدترین وجه انجام دهید. از هم‌اکنون کارآیی مشاوره‌ها به طور چشم‌گیری افزایش میابد. به ویژه که هم‌اکنون بسیاری امتیازات جدید در مشاوره وجود دارد که جای هیچ گونه ابهامی برای اطمینان سرمایه‌گذار جدید باقی نمی‌گذارد.

بنابراین، به شدت توصیه می‌کنم که ویژن‌هایتان را متناسب با وضعیت جدید تنظیم کنید. همین امروز هم برنامه‌ی رسیدن به آن را بریزید و کار را شروع کنید. در این 13 روز، این وبلاگ هم بسیار پربار خواهد بود؛ چرا که صحبت‌های بسیار زیادی برای گفتن وجود دارد. حتی 1 روز هم وبلاگ را از دست ندهید!

Palinure در حال حاضر نخستین، معتبرترین، گسترده‌ترین و پویاترین نتورک ایران است. (و شاید نتها سیستم سرمایه‌گذاری قابل کاملاً مطمئن موجود). در عرصه‌ی بین‌الملل نیز کمپانی با ایجاد بازارهای جدید، مجموعه‌های بسیار فعالی در کشورهای مختلف دور و نزدیک ایجاد کرده‌است که روز به روز به وسعت آن‌ها افزوده می‌شود. در چند ماه آینده، دیگر کم‌کم امتیاز «نو بودن» و «اولین بودن» در ایران و بسیاری نقاط جهان به طور کامل از دست می‌رود؛ ولی هنوز می‌توانید تا حدی از این فرصت بهره ببرید.

شاد باشید!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 12:9  توسط علیرضا 

 

ظهر روز 15 فوریه است. من در روز آخر، هرگز از برابر ژنیولوژی‌ام دور نمی‌شوم. شما چه‌طور؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 12:26  توسط علیرضا 

هم­راهان همیشگی!

به تازگی با یکی از لیدرها درباره­ی سازمانش صحبت می­ کردم؛ که درباره­ ی رشد پالینور و آینده­ ی هریک از ما-اعضای آن- صحبت شد. مهم­ترین نتیجه­ای که این­جور وقت­ها می­ گیرم، این است که چه­ قدر این مسابقه برای استفاده­ ی کامل­تر از موقعیتی که هم­ اکنون پالینور برایمان فراهم کرده فشرده است و چه­ قدر، با هدر دادن هر لحظه ممکن است عقب بیفتیم. برقراری این توازن آسان نیست: هم­زمان که از حال، و موفقیت­هایی که تا به حال به دست آورده­ اید، لذت­ می­برید، بدانید که راه فراوانی مانده و یک لحظه را هم از دست ندهید!

بسیاری از شما در آغاز راه پالینور هستید. بعضی نیز در میانه­ی راهید. اگر در حالت دوم قرار دارید، باید بتوانید هم­زمان، هم از راه طی شده لذت ببرید و هم راه از بزرگی راه پیش رو غافل نباشید.

فراموش نکنید؛ پالینور، کمپانی است که می­تواند زندگی مادی و حتی معنوی شما را برای همیشه عوض کند. شاید بسیاری افراد، از پالینور تنها در حد کسب مقداری درآمد، چه به صورت سود و چه PLB، استفاده کنند؛ اما واقعیت این است که ظرفیت قابل استفاده، اصلاً قابل مقایسه با این اعداد نیست. پالینور می­تواند شما را برای همیشه به یک تاجر بین­ المللی نتورک تبدیل کند؛ پالینور مقصد بسیاری افراد است که نتورک­های گوناگون را تجربه کرده و سرانجام در رؤیای­ترین آن­ها آرام گرفته و در جهت بزرگ­ترن اهداف پیش می­روند. میزان استفاده­ ی شما از پالینور بستگی به بزرگی ذهن و پذیرش شما دارد و بس ... حواستان باشد که بعدها این روزها را از دست رفته ندانید!

فردا 15 فوریه است. حتی­ الامکان، انجام سرمایه­ گذاری­های خود را به آخر وقت موکول نکنید. روزهای آخر ماه، و به ویژه روز آخر، زمان رشد انبوه و عرضی است و بقیه­ ی روزهای ماه، بیشتر زمان رشد عمقی و ایجاد سازمان و سیستم. از امروز و فردا به شدت استفاده کنید و حتی 1 دلار هم از  ویژنتان پایین نیایید!

شاد باشید!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 17:50  توسط علیرضا 

این جا بخوانید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 19:59  توسط علیرضا 

دوستان!

از امروز، 3 روز دیگر به پایان فوریه فرصت دارید. دیروز ویژن یکی از لیدرها را به او یادآوری کردم و فرصت باقی‌مانده را. پاسخ جالبی داد: «من دارم تمام کارایی رو که لازمه می‌کنم. سعی می‌کنم به ویژنم برسم».

شما از این جمله چه برداشتی می‌کنید؟ نکته را گرفتید؟

صادقانه، این دوست ما از همین حالا پذیرفته که به ویژنش نمی‌رسد و با این جملات دارد از قضیه را توجیه می‌کند. «من هر کاری لازمه می‌کنم» و «سعی می‌کنم» معنایش این است: «اگه نرسیدم تقصیر من نیستا!»

البته دیدگاه دوستمان پس از یک گفت‌گوی کوتاه تصحیح شد. اما شما در چه حالید؟ الآن، در فاصله‌ی 3 روز باقی‌مانده چه می‌گویید؟ می‌دانید که 3 روز، یعنی در واقع تمام 15 روز. همه‌ی اتفاقات در 3 روز آخر می‌افتند و بس. کافی است بخواهید، مطمئن باشید که ویژنتان محقق می‌شود، آن را باور کنید (حتی اگر فاصله‌ی فعلی‌تان با آن زیاد است) و یک لحظه را هم از دست ندهید.

همیشه، وقت هر فکر و هر سخن، این پرسش را از خودتان بپرسید: «آیا دارم خودم را گول نمی‌زنم؟ آیا مشغول توجیه خودم نیستم؟». باور، باور است؛ باور به ویژن که پس از آن، ویژنتان اتفاق می‌افتد، یعنی یقین به آن و دیدن آن از هم‌اکنون! هیچ توجیهی هم نمی‌پذیرد!

پس‌نوشت 1: متن قبلی رندی گیج را باز هم بخوانید و جملات خودتان و رؤیاهای خودتان را به انتهایش اضافه کنید و آن‌ها را تجسم کنید و لذت خالص ببرید. بی‌نظیر است.

پس‌نوشت 2: بازی امروز پرسپولیش-استقلال را دسته‌جمعی ببینید. من از همین‌جا رسماً اعلام می‌کنم که «پرسپولیس قهرمان می‌شه ...!» آبی‌ها برای امشب و ناراحتی شدیدشان از باخت فکری بکنند که روی کارشان تأثیر منفی نگذارد!

شاد باشید!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 9:20  توسط علیرضا 

ادامه‌ی متن ای-میل:

اما همیشه این‌طور نبوده است ... من نوشته‌ای دارم مربوط به 15 سال پیش. هیچ کس دیگری روزی زمین آن را ندیده و نخواهد دید؛ آن نوشته، یک یادداشت برای خودکشی است؛ یادداشتی نوشته شده در نهایت یأس. زمانی که زندگی بیش از حد دشوار  به نظر می‌رسید؛ بیش از حد تحمل‌ناپذیر؛ و دردناک‌تر از آن که بتوانم بیشتر دوام بیاورم.

اگر بر اساس این احساس آنی در آن لحظه عمل می‌کردم، دیگر هرگز در پاریس عاشق نمی‌شدم؛ با کنکورد پرواز نمی‌کردم؛ منظره‌ی شگفت‌انگیز غروب در Key West را از دست می‌دادم؛ و صحبت کردن با دوستان خوبم در شب‌های طولانی تا ساعت 4 صبح را از دست می‌دادم. هرگز یک فیل نمی‌راندم و هرگز نمی‌دیدم خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌هایم بزرگ و بالغ شده‌اند.  

خیلی چیزها را از دست می‌دادم که هریک، به اندازه‌ی یک زندگی کامل می‌ارزند. هر کدام، تنها، کافیست که یک زندگی معنا داشته‌باشد ...

من دیگر نمی‌توانم هیچ کدام از این‌ها را به کارول بگویم؛ بنابراین به شما می‌گویم. اگر دارید درد می‌کشید، اگر مشکلات به نظر لاینحل دارید، یا اگر فکر می‌کنید که آیا هرگز زندگی شما عوض خواهد شد یا نه، تمام چیزی که من می‌توانم به شما بگویم این است: صبر کنید؛ حداقل یک روز دیگر.

تو هدایایی داری که هیچ کس دیگری در جهان ندارد. تو مهارت‌هایی داری که حتی روحت هم از آن خبر ندارد؛ تو هنوز عشق‌هایی مانده که باید تجربه کنی؛ و امیدوارم به نام تو شهره شوند!

آوازهایی هست که هنوز باید بخوانی. رقص‌هایی مانده که باید تجربه کنی؛ و داستان‌هایی هست که فقط تو می‌توانی بگویی!

اگر با مشکلات اقتصادی روبه‌رویی، قول می‌دهم که حل می‌شود. اگر آن‌چه من می‌دانم درباره‌ی ثروت بدانی، شوکه می‌شوی که ثروت چه‌قدر آسان به دست می‌آید؛ اگر ذهنت درست باشد. اگر این دغدغه‌ی ذهنی‌ات است، به این آدرس برو: http://www.randygage.com/ebook.html  و کتاب من را با عنوان «فراوانی‌ات را بپذیر»، به رایگان Download کن.

اگر با مشکلاتی در سلامتی‌ات روبه‌رویی، بدان که علم دارد هر روز، به صورت تصاعدی پیش‌رفت می‌کند. اندام‌های طبیعی‌نما، انقلاب در تحقیقات سلول‌های بنیادی و ... هر روز دارد اتفاق می‌افتد و بیماری‌ها مرتب دارند معالجه می‌شوند.

اگر از افسردگی رنج می‌بری، یک روان‌پزشک حرفه‌ای پیدا کن که کمکت کند. شاید علت حتی چیزی باشد بسیار ساده ... در حد به هم خوردن توازن یک ماده‌ی شیمیایی در بدنت که با رژیم یا یک دارو به سادگی خوب می‌شود.

یک مشاور خوب می‌تواند به تو خیلی کمک کند اگر مورد سوء استفاده قرار گرفته‌ای؛ ترکت کرده‌اند یا ضربه‌ی روحی دیگری خورده‌ای. اگر مشکلت پولش است، برنامه‌های سلامت ذهنی از طرف دولت وجود دارد؛ یا می‌توانی به دنبال کمک از طریق راه‌بران معنوی و مذهبی باشی.

اگر قلبت شکسته، یعنی تو قدرت دوست داشتن و محبت را داری! یک نفر هست ... جایی هست ... که منتظر است تو را ملاقات کند.

حالا که به زندگی‌ام نگاه می‌کنم، حتی حاضر نیستم یک لحظه را عوض کنم. من دوست داشته‌ام و از دست داده‌ام؛ تعداد تجارت‌هایی که در آن‌ها شکست خورده‌ام بیش از آن است که بتوانم بشمرم؛ تقریباً با مرگ قطعی روبه‌رو شده‌ام؛ با اعتیاد به الکل و مواد جنگیده‌ام؛ و با بسیاری هیولاهای شخصی سرو کله زده‌ام. و همه‌ی این چیزها مرا قوی‌تر کرده‌است؛ به من خرد داده و به من اجازه داده که عشق بورزم. این مشکلات مرا به این شکل در آورده؛ هم‌چنان که مسائل شما، شما را شکل می‌دهد.

تجربیات شادمانه و شگفت‌انگیزی در انتظار شماست؛ ولی باید باشید تا دریافتشان کنید. بله؛ تاریک‌ترین لحظه‌ی شب، درست قبل از سپیده‌ی صبح است؛ ولی همیشه سپیده تاریکی را خواهد شکست.

خواهش می‌کنم ... اگر شما هنوز دارید این متن را می‌خوانید، آماده‌ی شکست خوردن نیستید. شما نمی‌توانید شکست بخورید.

بنابراین، من به جنگیدن برای زندگی ادامه می‌دهم

تا دلیلی برای جنگیدن نباشد؛

من به تلاش برای دیدن ادامه می‌‌دهم؛

تا زمانی که آخرش را ببینم؛

می‌دانید که من هم‌چنان تلاش می‌کنم ببخشم؛

پس به من یک فرصت دیگر بده؛

می‌دانی که من برای زندگی می‌میرم

تا زمانی که بمیرم!

اما برای بقیه‌ی شما ...

بیشتر شما که این متن را می‌خوانید، قصد خودکشی ندارید. اما شما الآن با نعمت بزرگی به نام زندگی که دارید، چه می‌کنید؟ کی می‌خواهید زندگی‌تان را شروع کنید؟! کی می‌خواهید زندگی‌تان را فریاد بزنید؟ بزرگ ... و رنگارنگ!

همین حالا به کسی زنگ بزن و بگو دوستش داری. عوارض ماشین پشت سری‌ات را هم پرداخت کن. به گارسون یک انعام باورنکردنی احمقانه بده. تمام شب را بیدار بمان. برای کسی گل بفرست. برای خودت گل بفرست. ستاره‌ها را نگاه کن.

آن کتاب، نمایش‌نامه یا اپرا را که سال‌هاست داری درباره‌اش صحبت می‌کنی شروع کن. یک شانس به خودت بده. یک خطر کن. [...](دو جمله بنا به دلایل فرهنگی حذف شد!) دوشاخه‌ی تلویزیون را یک ماه از برق بکش. دفعه‌ی دیگر که می‌روی رستوران، یک ساندویچ کره‌ی بادام زمینی با یک شیر شکلاتی بزرگ سفارش بده (پیش‌نهاد وطنی من ... چند تا پیش‌نهاد حسابی به ذهنم رسید. دهانم آب افتاد! نه؛ من نمی‌گویم؛ شما بگویید؛ چه می‌گذارید به جای غذای پیش‌نهادی رندی گیج؟)

خواهش می‌کنم زندگی کنید. زندگی خودتان را زندگی کنید. و آن را تبدیل به زندگی‌ای کنید که ارزش زیستن را داشته‌باشد.

رندی گیج

چه‌قدر خوب است که آدم هر از چندی یک میل از رندی داشته‌باشد.

چه‌قدر خوب است اگر CDها و کتاب‌هایش را هم داشته‌باشد و استفاده کند.

چه‌قدر خوب است آدم Palinure را برای رسیدن به رؤیاهایش در اختیار داشته‌باشد.

چه‌قدر خوب است آدم Mypalinure داشته‌باشد که هر روز به آن سر بزند و بخواند!

نه؟!

-این پیشنهاد را هم به پیشنهادات رندی گیج اضافه کنید: بازی ایران-کره (چهارشنبه)و پرسپولیس-استقلال (جمعه) را حتما دسته جمعی ببینید! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 0:33  توسط علیرضا 

دوستان!

بنا به عادت همیشگی، برای رشد شخصی روزانه، ای-میل رسیده از رندی گیج را باز کردم و با متنی بی‌نهایت زیبا و تأثیرگذار روبه‌رو شدم. قبل از آن که به امروز- که 7 روز مانده به پایان 15 روز اول فوریه است- برسیم، دلم نیامد آن را در وبلاگ قرار ندهم. رشد شخصی، سرمایه‌ایست که برای دست‌یابی به هر پیش‌رفتی، از جمله ثروت، لازم است. نوشته‌های رندی گیج را بخوانید:

صدای غمناک جانی لانگ داشت از بلندگوها پخش می‌شد:

چرا من برای زنده ماندن می‌جنگم؛

وقتی که فقط زنده‌ام تا بجنگم؟

چرا دارم سعی می‌کنم ببینم؛

وقتی چیزی در منظر دیدم نیست؟

چرا تلاش می‌کنم برای دیگران؛

وقتی آن‌ها هیچ فرصتی به من نمی‌دهند؟

چرا برای زندگی می‌میرم؛

وقتی فقط زنده‌ام که روزی بمیرم؟!

این ترانه، یکی از محبوب‌ترین آوازهایی است که من همیشه با خودم می‌خوانم. ولی آن روز، شنیدن آن مرا خیلی غمگین کرد ... هفته‌ی قبل، آخر هفته، دوستم کارول، پدرش را کشت و سپس به زندگی خودش خاتمه داد. البته او از خیلی وقت پیش مریض بود و دوست داشت بمیرد. ولی این سابقه یک ذره هم از دردناک بودن و شوک‌آور بودن خبر کم نکرد.

کارول وضع روحی خیلی بدی داشت. خیلی رنج می‌برد و نمی‌خواست ادامه دهد. با بیماری‌های مختلف جسمی دست به گریبان بود و نمی‌توانست به خواهرش گیل (Gail) در نگهداری از پدرشان کمکی بکند. من به جای او نیستم؛ بنابراین نمی‌توانم درباره‌اش قضاوت کنم یا بدانم که چه چیزی او را در نهایت به این‌جا کشاند؛ ولی می‌دانم این یک پایان تراژیک و غمگین برای زندگی‌ای بود که روزی، روشن و گرم، می‌درخشید. این را هم می‌دانم که این حادثه قلب مرا زخمی کرد و روحم را غمگین. من همیشه دلم برای دوستم تنگ خواهد شد.

بعضی وقت‌ها آرزو می‌کنم که کاش تکبر بنیادگراها را داشتم؛ با اطمینان کاملی که به نجات تضمین‌شده دارند. به هر حال، با نهایت تأسف، تنها می‌توانم آرزو کنم که کارول و پدرش در جای بهتری باشند. جایی مهربان‌تر.

می‌دانم که مرگ، آن‌ها را از رنج بیشتر نجات داد. ولی اگرچه این حس کمی بازماندگان را تسکین می‌دهد؛ هنوز یک اشتیاق دردناک باقی می‌ماند که چه چیزهایی ممکن بود؛ اگر آن‌ها نمی‌مردند ... 

من هرگز پدرم را ندیده‌ام. بنابراین روز پدر را به پدریزرگ مادری‌ام اختصاص می‌دادم؛ اما او نیز سال‌هاست که رفته؛ بنابراین هر ماه ژوئن، من کسی را ندارم که به او تبریک بگویم.

مادربزرگم نیز رفته‌است؛ بنابراین من فقط 1 کارت تبریک می‌توانم بفرستم: برای مادرم در ماه می؛ و می‌ترسم روزی بیاید که این را هم نداشته باشم. و البته همان‌قدر که از این می‌ترسم، از برعکسش حتی بیشتر وحشت دارم؛ چرا که هیچ مادری نباید هرگز ناچار شود که فرزندش را دفن کند.

روزی، با تمام خانواده به Disney World رفته‌بودیم. تعدادمان زیاد بود؛ 5 اتوموبیل بودیم. هم‌چنان که اغلب در فلوریدا اتفاق می‌افتد، یک باران تند تابستانی همه‌مان را خیس کرد. همه به طرف ماشین‌ها دویدیم تا به هتل برگردیم.

اما در آن لحظه من متوجه شدم که مادربزرگ در هیچ کدام از ماشین‌ها نیست. بنابراین همه را فرستادم و خودم به تنهایی منتظرش ماندم. سرانجام او را دیدم؛ تنها زیر باران ایستاده‌بود. او یک بارانی خوب پوشیده‌بود و خواسته‌بود کمی زیر باران بماند. بنابراین من موافقت کردم که زیر باران، از میان Disney World، با هم قدم بزنیم؛ فقط او و من.

... که ناگهان به خودم آمدم. دیدم یک روز سرد زمستانی است و قطرات باران، در واقع قطرات اشکند؛ و من هرگز هیچ فرصتی ندارم که یک بار دیگر با او زیر باران قدم بزنم.

من امروز غمگینم؛ اما اگر بیشتر روزها از من بپرسید، به شما خواهم گفت که شادترین فرد روی زمین هستم؛ لااقل از میان آن‌ها که می‌شناسم. من زندگی را دوست دارم؛ و زندگی خودم را زندگی می‌کنم و هر روز و هر روز، این موهبت را جشن می‌گیرم.

اما همیشه این‌طور نبوده است ... من نوشته‌ای دارم مربوط به 15 سال پیش. هیچ کس دیگری روزی زمین آن را ندیده و نخواهد دید؛ آن نوشته، یک ....

بهتر نیست باقی‌اش را فردا بخوانیم؟!

پس‌‌نوشت: از امروز، درست هفت روز دیگر به پایان 15 روز اول فوریه باقی مانده‌است. اگر حداقل نیمی از سرمایه‌گذاران نیمه‌ی پایانی ژانویه به درآمد PLB نرسند، شما شکست خورده‌اید. چنین کاری با توجه به PLAN موجود، بسیار بسیار ساده‌تر از آن است که تصورش را می‌کنید و در واقع اولین و ساده‌ترین قدم است. PLAN موجود، مقدار بسیار کم ریسکی را هم که وجود داشت و سرمایه‌گذاران باید می‌پذیرفتند، کاهش داد و تقریباً آن را به طور کامل از بین برد. هم‌اکنون اطمینان کردن و سپردن سرمایه به پالینور، برای همه بسیار بسیار ساده‌تر است چرا که عملاً در عرض 4 ماه، نیمی از سرمایه‌ی هر سرمایه‌گذار به طور کامل باز می‌گردد؛ بدون این که هیچ فشاری به سیستم، مجموعه و کمپانی وارد شود. هوشمندی طراحی چنین سیستمی، ستودنی است. نگاهی به ویژنتان بیندازید و آن را دقیقاً برای 7 روز باقی‌مانده برنامه‌ریزی کنید. فراموش نکنید که به گفته‌ی رندی گیج، برای موفقیت در این صنعت، باید یک تعهد 2 تا 4 ساله به کار داشته‌باشید تا برای همیشه به آزادی مالی برسید و دغدغه‌ی مالی از زندگی‌‌تان رخت بر بندد؛ ولی در این 2 تا 4 سال، یک روز هم نباید از کار جدا شوید!

شاد شاد شاد شاد شاد شاد شاد شاد باشید!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 10:46  توسط علیرضا 

Some men see things as they are and say, "Why?" I dream of things that never were and say, "Why not?" ,                                                                                          Robert F. (Bobby) Kennedy

بعضی مردم، همه‌چیز را آن‌طور که هست می‌بینند و می‌پرسند: «چرا؟!». من رؤیای چیزهایی را دارم که هرگز وجود نداشته‌اند و می‌پرسم: «چرا نه؟!»                                                           روبرت کندی

همین حالا به رؤیایتان- که هنوز واقعیت ندارد یا از آن بسیار هم دور است- فکر کنید. چرا که نه؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 1:14  توسط علیرضا 

ه‌م‌راهان همیشگی

اول آن که ... 6 روز از ماه فوریه را پشت سر گذاشته‌ایم. عظمت گسترش پالینور در ماه ژانویه چنان بود که عملاً تنها در 15 روز آخر ماه ژانویه، تعداد پالینوری‌ها حداقل 3 برابر شد. حتماً تاکنون ویژنتان را تعیین کرده‌اید و برنامه‌ی آن را بر اساس انبوه سرمایه‌گذاران ماه ژانویه ریخته‌اید. حتماً برنامه را با لیدر خود چک کنید تا نارسایی‌های افق ذهنتان یا ناکارآمدی احتمالی برنامه‌تان هرچه زودتر، قبل از این که به نتیجه بینجامد، اصلاح شود.

دوم آن که ... یک مژده که همه‌ی ما در انتظارش هستیم: CD سخن‌رانی استاد رندی گیج در دوبی، در سمینار پالینور، به زودی در اختیار همه قرار خواهدگرفت. فکرش را بکنید ... جلسه‌ی آموزشی پالینور، با سخن‌رانی رندی گیج با آرم و به نام پالینور! اثرش بر رشد همه‌ی ما معجزه‌آسا خواهد بود.

سوم آن که ... رشد شخصی روزانه را از یاد نبرید. شما به اندازه‌ی بزرگی شخصیتتان و به اندازه‌ی بزرگی اهداف و خواسته‌هایتان رشد می‌کنید. خواسته‌هایتان را بنویسید. اهدافتان را بنویسید و آن‌ها را دقیق مشخص کنید. برای نوشتن آن‌ها، به شرایط نگاه نکنید. این جملات را به صورت شعارهای زیبا نخوانید؛ آن‌ها را جدی بگیرید و به کار ببندید.

چهارم آن که ... مشغول برنامه‌ریزی دقیقی برای یک مطلب دنباله‌دار فوق‌العاده در وبلاگ هستیم. منتظر باشید!

پنجم آن که ... شاد شاد شاد شاد شاد باشید!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 0:3  توسط علیرضا 

PLBهای 15 روز دوم ژانویه، در 7 فوریه پرداخت خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 18:49  توسط علیرضا 

دوستان همیشه هم‌راه! حرف‌های بسیاری برای گفتن داریم و کارهای بسیاری برای انجام دادن؛ اگر زمان به ما اجازه بدهد، روزهای آینده در این وبلاگ بسیار با هم خواهیم بود. فعلاً ترجمه‌ی خبر دو روز پیش کمپانی را بخوانید:

هم‌کاری اعضای پالینور برای غلبه بر بحران اقتصادی

تاریخ خبر: 2 فوریه‌ی 2009

با توجه به بحران اقتصادی کنونی جهان، مشاوران اقتصادی پالینور پیش‌نهاد کردند تغییراتی کوچک در مقدار سود ایجاد شود و برنامه‌های سوددهی و سمایه‌گذاری ایجاد شود تا تأثیر منفی بحران اقتصادی بر برنامه‌های درآمدزایی و سوددهی تخفیف یابد. مشاوران اقتصادی پالینور PL8R6 به این منظور طراحی کرده‌اند. (برای توضیحات بیشتر به قسمت Income Plan مراجعه کنید.)  

ما باید به اطلاع شما، اعضای وفادار برسانیم که ما به هم‌کاری شما برای اجرای مؤثر این پیش‌نهادها نیازمندیم؛ تا ما بتوانیم علی‌رغم بحران اقتصادی کنونی و مشکلات اقتصادی، به کارمان ادامه دهیم.

PL8R6 به اختصار چنین است: مبلغ اصلی سرمایه‌گذاری‌های پیش از اول فوریه‌ی 2009، در زمان پایان قرارداد به صورت اتوماتیک در طرح PL8R6 قرار خواهد گرفت. البته هر کسی می‌تواند کل مبلغ اصلی را با فرستادن یک درخواست از Request System دریافت کنند.

تذکر این نکته لازم است که ما به هم‌کاری و کمک شما برای ادامه دادن طرح‌های سوددهی فعلی PLD، PLB و PLI (که ما به آن‌ها متعهدیم) نیازمندیم.

از یاد نبرید که پالینور برای همه‌ی ماست.

بخش سرمایه‌گذاری پالینور

نکته را گرفتید؟

ماه فوریه را بسیار بسیار برای تثبیت جایگاهتان در پالینور، جدی بگیرید. فراموش نکنید: تمامی سرمایه‌گذاران ماه ژانویه، باید در 15 روز اول فوریه PLB بزنند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 23:53  توسط علیرضا 

دوستان!

با هم‌آهنگی و هم‌راهی لیدرها، اشکالات ناشی از مراجعه‌ی بسیار بالا را در پایان ژانویه پشت سر گذاشتیم و نیز به میزان گستردگی پالینور و قدرت آن به خوبی پی بردیم. با این تفاسیر، اهمیت استفاده از لحظات بسیار بیشتر می‌ود؛ چون در غیر این صورت عقب خواهید ماند.

اما Planهای جدید ... عذرخواهی مرا به خاطر این تاخیر ۵ ساعته در ترجمه و توضیح برنامه جدید بپذیرید. چند ابهام کوچک وجود داشت که خواستیم برطرف شود و برنامه را دقیق و درست به شما تقدیم کنیم. برای خواندن آن‌ها به این جا مراجعه کنید.

برنامه های سوددهی جذب مستقیم و باینری هیچ تغییری نکرده است. درباره‌ی این Planها بیشتر خواهیم نوشت. پلن بسیار فوق العاده است، بسیار بهتر از آن چه گمان می کردیم!

از همین حالا ویژن ۱۵ روز اول فوریه را بگویید ... به رقمی حداقل ۱.۵ برابر رقم ۱۵ روز آخر ژانویه فکر کنید. معجزه ژانویه هنوز می تواند ادامه یابد، چون اندازه ها و افکار ما را جا به جا کرده است!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 15:25  توسط علیرضا 

دوستان همیشگی!

زمان تمدید فعلاً تمام شده و دوباره سایت از دست‌رس خارج شده‌است. (با همان پیغام قبلی که امروز صبح خواندید.) بسیاری از شما موفق شدید که سرمایه‌گذاری‌های آخرین سازمان خود را انجام دهید و می‌دانم بسیاری هم موفق نشدید و نتوانستید در دقایق آخر اهدافتان را عملی کنید. چنین موانع غیر قابل پیش بینی هم بخشی از کار بزرگ ماست و رویارویی با آن در مراحل متفاوت گریزناپذیر است.

اتفاقی که در این دو روز افتاد، به خوبی بخشی از پتانسیل بی‌نظیر کار ما، سازمان ما و کمپانی ما را نشان داد و درس بسیار خوبی برای همه‌ی ما بود. می‌دانم که برای بسیاری از شما، سرمایه‌گذاری‌هایی که با وجود همین مشکل، حتی تا انتهای روز 30 ژانویه جذب کردید، بیش از ویژنتان برای ژانویه و بیش از 3 برابر مقدار سرمایه‌گذاری‌تان در 15 روز اول ژانویه بود. یک لحظه به این روی‌داد فکر کنید و بعد دریابید که چه کرده‌اید!

هنوز خبر جدیدی چه از Plan جدید و چه از نتیجه‌ی اختلال دیشب و امروز به ما نرسیده و به محض رسیدن، در وبلاگ اعلام خواهیم کرد. با این سازمان بی‌نظیر که قدرت خود را به همه نشان داد، ادامه‌ی کارمان شیرین‌تر، جذاب‌تر، قدرتمندتر و بزرگ‌تر خواهد بود.

صبح فردا، با Personal Development آغاز می‌کنیم تا از این سازمان عظیم، مجموعه‌ای بسازیم با بیشترین عمق، بهترین عرض و بزرگ‌ترین شخصیت‌ها! در این‌جا نیز کماکان برای برنامه‌ی فوریه با هم خواهیم بود. محض اطلاع: رکورد بازدیدکنندگان این ویلاگ نیز دیروز شکسته‌شد. این هم‌راهی شما را ارج می‌نهیم و سنگینی وظیفه‌مان را بیشتر احساس می‌کنیم.

شاد شاد شاد باشید!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 1:12  توسط علیرضا 

دوستان

با توجه به ترافیک بسیار بالای سایت که منجر به سرعت پایین کاربرد شده و لحظات ارزشمند چند ساعت باقی مانده را که می‌تواند صرف کامل کردن سازمان‌ها شود، از بین می‌برد، تنها راه ممکن این است که با زمان‌بندی تلاش کنیم بار سایت را به طور متعادل به تمام ساعت‌های باقی‌مانده تقسیم کنیم. به این منظور، با لیدرتان صحبت کنید و بر اساس برنامه‌ی زمان‌بندی به سایت مراجعه کنید.

ضمناً تلاش کنید از هر مراجعه‌ی غیر ضروری به سایت خودداری کنید.

پیروز باشید!

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 15:12  توسط علیرضا 

Special Opportunity:

The opportunity to benefit from PL6N5 and PL12N8 plans has been extended (to 21:00 February 1, 2009) in response to Chief Members’ requests due to extraordinary and unexpected number of visitors. Enjoy this outstanding opportunity.

فرصت استفاده از Plan‌های سود 8 و 5 درصد برای 6 و 12 ماه، در پاسخ به درخواست Chief Member به دلیل تعداد غیر معمولی و دور از انتظار بازدیدکنندگان تا ساعت 9 شب اول فوریه تمدید شد. از این فرصت فوق‌العاده لذت ببرید!

و این یعنی تقریباً تا ساعت 12 امشب به وقت تهران فرصت باقیست. کارهایتان را بین ساعت‌های باقی‌مانده تقسیم کنید تا بار زیادی به سایت وارد نشود. در این باره با لیدرتان مشورت کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 12:5  توسط علیرضا 

Dear Valued Members,
This is to inform all members that this website will be unreachable for a few hours because of excessive network traffic. We do apologize for any inconvenience that this may cause.

Palinure Customer Support
January 31, 2009

وبسایت هم چنان به علت "ترافیک بیش از حد شبکه" غیر قابل دسترسی است. به سراغ مشاوره ها و سرمایه گذارهای خود بروید و از این ساعت ها به بهترین وجه سود ببرید!

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 8:29  توسط علیرضا 

مژده:

با توجه به مشکل پیش‌آمده، برنامه‌ی سوددهی Plan فعلی با حفظ تعادل‌های 15 روز دوم ژانویه به مدت 24 ساعت تمدید می‌شود!

گویی 31 ژانویه یک روز تمدید شده‌است! خدا می‌داند قدرت جذب کدام پالینوری عمل کرده تا فرصت بیشتری به همه‌ی ما داده‌شود!

یکی از لیدزها، ساعت 9 شب، ناراحت و نگران می‌گفت: «فقط وقت کم آوردم به خدا ...»! یک فرصت دوباره به همه‌ی ما داده شده که هیچ حسرتی برای ماه ژانویه‌مان باقی نماند. خورشید 31 ژانویه، دوباره به مشرق بازگردانه شده. این هم یک معجزه‌ی دیگر!

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 1:14  توسط علیرضا 

دوستان!

آن‌چه امشب رخ داد، همواره باید به یادتان بماند. امشب همه‌ی ما دو قدرت بزرگ را به چشم دیدیم:

1-قدرت تصاعد نتورک

2-قدرت تیم لیدرهای پالینور

این دو قدرت آن‌قدر هماهنگ و بزرگ عمل کرد که نتیجه‌ی آن، از حوزه‌ی پیش‌بینی‌های پالینور نیز خارج شد! از آغاز در این وبلاگ، یکی از مهم‌ترین مزایای پالینور را تیم کاری قوی و پرتوان و پرتجربه‌ی آن در زمینه‌ی نتورک دانستیم. امشب، شما معنای این قدرت را خوب می‌فهمید. به این تیم قدرتمند افتخار می‌کنیم!

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 1:2  توسط علیرضا 

دوستان!

کمی به مطالب وبلاگ از زمان اعلام تغییر Plan نگاه بیندازید ... حتماً تاکنون معنی معجزه را دریافته‌اید! بله. به دلیل حجم بسیار بالای سرمایه‌گذاران، در حال حاضر سایت جواب‌گوی مراجعین نبوده و در نتیجه برای حل مشکل، تیم تکنیکال کمپانی دست به کار شده‌اند. به همین دلیل، شما با کلیک روی گزینه‌ی Log in، با این پیغام مواجه می‌شوید:

Dear Valued Members,

This is to inform all members that this website will be unreachable for a few hours due to technical upgrades. We do apologize for any inconvenience that this may cause.

Palinure Customer Support

January 31, 2009

«اعضای عزیز

به اطلاع شما می‌رسانیم که این سایت به دلیل به‌روز رسانی تکنیکی به مدت چند ساعت در دست‌رس نخواهد بود. ما برای این مشکل، از شما عذرخواهی می‌کنیم.

بخش حمایت از مشتریان پالینور

31 ژانویه‌ی 2009»

بر این اساس، تیم تکنیکال کمپانی در حال حل مشکل است و هر لحظه سایت به وضعیت عادی بازخواهد گشت. ما هم‌چنان این شب معجزه را تا صبح بیداریم! تا برطرف شدن مشکل، بد نیست نتیجه‌ی ژانویه و برنامه‌ی فوریه‌ی خود را مرور کنید ...

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 23:48  توسط علیرضا 

دوستان!

هم‌چنان که عصر دراین‌باره گفتیم، سرور به شدت شلوغ است و کار سرمایه‌گذاری و انتقال به سختی صورت می‌گیرد. بنا به تجربیات قبلی، مطمئن باشید که با رسیدن به ساعات آخر شب و خلوت شدن تدریجی سرور، امکان انجام همه‌ی سرمایه‌گذاری‌ها فراهم خواهد بود. معجزه‌ی ژانویه در حال رخ نمودن است ... و هنوز چند ساعت مانده‌است!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 20:43  توسط علیرضا 

یک توصیه‌ی مهم:

حتی‌الامکان انجام سرمایه‌گذاری را به ساعت‌های آخر امروز موکول نکنید. مطمئناً در ساعات آخر، سایت بسیار شلوغ و کند خواهد شد و ممکن است به مشکل بر بخورید. میزان سرمایه‌گذاری به شدت بالاست و لحظه‌به‌لحظه افزایش میابد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 15:43  توسط علیرضا 

«از بودا پرسیدند: تو و شاگردانت چه می‌کنید؟

او پاسخ داد: می‌نشینیم؛ راه می‌رویم و غذا می‌خوریم.

پرسیدند: اما هرکسی می‌نشیند و راه می‌رود و غذا می‌خورد.

بودا پاسخ داد: وقتی می‌نشینیم می‌دانیم که نشسته‌ایم.

وقتی راه می‌رویم می‌دانیم که راه می‌رویم

و وقتی غذا می‌خوریم می‌دانیم که غذا می‌خوریم.»

زندگی آگاهانه، نتیجه‌ی اول رشد شخصی است. از هم‌اکنون 15 ساعت فرصت دارید. تغییرات به دقیقه رخ می‌دهند!
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 11:12  توسط علیرضا 

دوستان!

31 ژانویه، یکی از بزرگ‌ترین روزهای پالینور و شاید زندگی بسیاری از ما، آغاز شده‌است. امروز، تا پایان لحظه به لحظه در وبلاگ با هم خواهیم بود؛ تا نخستین ساعت اول فوریه؛ تا هم نتایج نهایی ژانویه را دریابیم و جشن بگیریم و هم ... در نخستین دقایق ماه فوریه، با هم در این وبلاگ از Plan جدید آگاه شویم. امروز، روز بسیار بزرگی است ... خواهید دید.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 5:20  توسط علیرضا 

دوستان!

پیام هفته‌ی کمپانی و ترجمه‌ی آن را این جا بخوانید. بعداً درباره‌ی مضمون فوق‌العاده‌ی این پیام صحبت خواهیم کرد.

تنها 2 روز دیگر، برنامه‌های سوددهی فعلی کمپانی (6 و 8 درصد در ماه) به پایان می‌رسد و برنامه‌های جدید -که هنوز توسط کمپانی اعلام نشده‌است- آغاز می شود. تنها 2 روز دیگر فرصت دارید. اندکی بیش از 48 ساعت. هر ثانیه از این زمان با ارزش است. فردا صدها و صدها گردهم‌آیی در همه‌جا برگزار می‌شود و هزاران نفر این روزها پالینوری می‌شوند ... سهم شما و سازمان شما چه‌قدر است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 20:48  توسط علیرضا 

دوستان!

این جملات تأمل‌برانگیز را بخوانید:

«بعضی‌ها می‌خواهند همه دوستشان داشته‌باشند و تمام تلاششان را به همین موضوع معطوف می‌کنند. اما باید بدانید: اگر همه شما را دوست دارند، حتماً یک جای کار شما ایراد دارد. چرا که اگر همه شما را قبول داشته باشند، شما باید بی‌برنامگی یا برنامه‌های محدود آن‌ها را بپذیرید. شما باید اعتیاد و رفتارهای ناکارآمد آن‌ها را تأیید و حتی تقویت کنید. باید آن‌ها را از شر مشکلات و گرفتاری‌هایی که مقصرش هستند رها کنید. برای قربانی بودنشان دل‌سوزی کنید و به آن‌ها بگویید که تقصیر آن‌ها نبوده‌است.»

کمی به خودتان فکر کنید. آیا بخش عمده ای از تلاشهایتان برای این نیست که همه تاییدتان کنند؟ این موضوع چه قدر در کارهای روزانه شما نقش دارد؟ آیا بخش عمده نگرانی هایتان و حتی کابوسهایتان از ترس این نیست که دیگران درباره تان چه می گویند؟! شمایید که با برنامه‌ریزی ناخودآگاهتان، اطرافیانتان را انتخاب می‌کنید.

3 روز دیگر برای رسیدن به یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های زندگی‌تان فرصت دارید. هنوز وقت زیادی است. حتی یک دقیقه را هم از دست ندهید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 19:43  توسط علیرضا 

دوستان روزهای پرشور

با وجودی که هنوز بیش از 4 روز به پایان ماه ژانویه باقی مانده، جادوی ژانویه چنان است که میزان سرمایه‌گذاری حتی از 3 برابر هریک از 15 روزه‌های قبل بیشتر بوده‌است؛ با وجود این، هم‌چنان که می‌دانید اکثر اتفاقات در روزهای آخر و حتی روز آخر، یعنی روز شنبه رخ می‌دهند.

آن‌چه در این چند روزه باید انجام دهیم:

1-رشد شخصی‌تان را فراموش نکنید! حداقل روزی 30 دقیقه.

2-اهدافتان را، به ویژه ویژن ژانویه را، یک لحظه هم فراموش نکنید و از جلوی چشمتان دورش نکنید.

3-Eventهای متعدد ترتیب دهید؛ حتی کوچک؛ و به Event‌هایی که دعوت می‌شوید بروید.

4-به سراغ فهرست‌هایتان بروید؛ چه فهرست‌های افراد مشاوره نشده، چه مشاوره شده و وارد نشده و چه سرمایه‌گذارانی که تاکنون سرمایه جذب نکرده‌اند. فرصت بی‌نظیر ماه ژانویه و پایان سود 8% در ماه را یادآوری کنید تا به هدر نرود.

5-شاد باشید و موفقیت را قبل از آن که رخ بدهد تجربه کنید!
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 17:56  توسط علیرضا 

دوستان هم‌پا و بزرگ‌اندیش

امروز، در یکی از جلسات به مسأله‌ای قدیمی برخوردم که با وجود آن‌که بارها درباره‌اش صحبت کرده‌ایم، دوست دارم باز تکرار شود. لطفاً این مفهوم را به عنوان یک شعار نخوانید؛ فکر کنید؛ به خودتان و وضعیتتان فکر کنید و قضاوت کنید؛ چنان که گویی آن را تجربه کرده‌اید.

راز می‌گوید برای رسیدن به هرچیز، باید 3 مرحله را پشت سر بگذارید: درخواست، باور، دریافت.

مثلاً برای رسیدن به موقعیتی در پایان ژانویه، اول باید دقیقاً بدانید چه می‌خواهید و چرا. دقیقاً می‌دانید که قرار است به چه تعادلی برسید؟ آن را نوشته‌اید؟

بعد، باید باورش کنید! باید همین حالا بتوانید خودتان را در آن وضعیت ببینید. از فردی که با او صحبت می‌کردم، خواستم برایم از احساسش درباره‌ی روز اول فوریه بگوید؛ به سادگی معلوم شد که او، وقتی به اول فوریه فکر می‌کند، قوی‌ترین احساسش نگرانی از نرسیدن به ویژنش است؛ نه اطمینان از رسیدنش به آن.

نکته را گرفتید؟ فرض کنید شما دارید به سراغ فردی می‌روید تا او را مشاوره کنید. چشمانتان را ببندید و همین حالا خودتان را در پایان مشاوره تصور کنید. چه می‌بینید؟ بحث و پاسخ‌گویی به سؤالات مشکل؟ نگرانی از آن که «نکند سرمایه‌گذاری نکند»؟ چشمانتان را ببندید و خودتان را یک سال دیگر تصور کنید. چه می‌بینید؟ خود را چه‌گونه تصور می‌کنید؟

برای آن که در پایان ژانویه به ویژنتان برسید، اول باید خودتان آن ویژن را باور کنید. با ویژنتان زندگی کنید. از رسیدن به آن، همین حالا لذت ببرید. حالا، در ذهنتان به ویژنتان برسید؛ با تمام مشکلات و محدودیت‌ها، تا این اتفاق در عالم خارج هم برایتان بیفتد. همین حالا ...

جشن اول فوریه، متعلق به کسانی است که از هم‌اکنون در ذهنشان جشن گرفته‌باشند. جشن ذهن‌ها مدت‌هاست که آغاز شده‌است. واقعی شدن آن در عالم خارج، بعد از جشن ذهن شما، کار آسانی است ...

و در نهایت، باید آن را دریافت کنید. این کار هم مترادف با تلاش‌های شما در این 6 روز باقی مانده است. شما در ذهنتان به ویژنتان رسیده‌اید. ویژنتان برای شما ارسال شده، شما باید تنها تلاش‌هایتان را با اطمینان از رسیدن ویژنتان انجام دهید تا فقط آن را دریافت کنید.

این نوشته را یک بار دیگر بخوانید و خوب به آن فکر کنید ...
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 20:27  توسط علیرضا 

با توجه به شلوغی بیش از حد کار در این روزهای آخر ماه ژانویه، متأسفانه نتوانستم مطلب مورد نظرم را برای امروز آماده کنم. این مطلب صرفاً یک اعلام حضور است برای آن که دوستان همیشگی وبلاگ آن را ساکت نبینند. مشغول ترجمه‌ی یک مطلب زیبا هستم که به زودی خواهید خواند!

از این روزهای باشکوه که معجزه این‌قدر دست‌یافتنی است نهایت استفاده را ببرید.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 0:46  توسط علیرضا 

دوستان!

امروز و دیروز، Eventهای متعدد در شهرهای متفاوت برگزار شد و بسیاری از شما در آن شرکت کردید. حتماً به اندازه‌ی کافی در این باره‌ی این موارد شنیده‌اید؛ ولی تکرار، بخش جدانشدنی آموزش و نیز باور کردن اهداف است.

1-هشت روز دیگر فرصت دارید. اهدافتان را برای پایان ژانویه بنویسید. (همین‌طور در مقیاس پزرگ‌تر؛ برای پالینور). ذهنتان را باز باز یگذارید و بگذارید هیچ مانعی سر راهتان نباشد. چیزی که دلتان می‌خواهد بنویسید؛ چیزی که تصورش دلتان را از شوق و لذت سرشار کند. در این مرحله قرار نیست به چه‌گونگی‌اش فکر کنید. اهمیتی ندارد چه‌گونه؛ آزاد آزاد بیندیشید.

2-حالا برای این 8 روز و رسیدن به اولین قدم ویژننتان، یعنی پایان ژانویه، برنامه‌ریزی کنید. در این باره حتماً با بالاسری‌تان مشورت کنید. محدودیت‌ها را کنار بگذارید؛ معجزه همیشه اتفاق می‌افتد؛ ولی در ژانویه خیلی بیشتر اتفاق می‌افتد!

3-فردا روز آخری است که می‌توانید از فرصت ثبت نام در Plainure Entertainment با تنها 30 دلار استفاده کنید ...

فراموش نکنید که اگر این دو فرصت بگذرد و آن را در اختیار دوستانتان نگذاشته‌باشید، هیچ عذری نخواهید داشت.

«باور داشتن معجزه کافی نیست؛ باید روی آن حساب و بر اساس آن برنامه‌ریزی کنید!»

راستش یادم نمی‌آید این جمله از کیست؛ ولی مطمئنم آن را در جایی از قول مرد بزرگی خوانده‌ام. شما فرض کنید رندی گیج!

شاد باشید و احساس پیروزی آخر ژانویه را از هم‌اکنون، قبل از رخ دادن تجربه کنید تا اتفاق بیفتد!
+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 21:38  توسط علیرضا 

دوستان

فردا، در همه‌ی مجموع‌های پالینور، در فاصله‌ی 9 روز مانده به پایان فرصت بزرگ جادوی ژانویه، ده‌ها Event در همه‌جای کشورمان برگزار می‌شود. اگر در مجموعه‌ی فعالی قرار دارید، احتمالاً فردا را در یک گردهم‌آیی خوب خواهید گذراند. هدف از این Eventها، دوگانه است؛ یکی بلند مدت؛ هم‌چنان که رندی گیج می‌گوید، برای آن که افراد روی ریل نتورک قرار گیرند؛ و دیگری کوتاه‌مدت و بسته به موقعیتی که آن مجموعه و سازمان در آن قرار دارد و هدفی که برای آن مقطع تعریف می‌کند. مثلاً ممکن است هدف کوتاه‌مدت از یک گردهم‌آیی، تمرکز روی هدف، ویژن، مشاوره، یا Plan جدید.

اما مهم‌ترین هدف کوتاه‌مدت گردهم‌آیی‌های فردا، بی‌شک صحبت از فرصت بزرگ 9 روزه‌ی باقی‌مانده از ژانویه است. آن‌ها که چنین فرصت‌هایی را ندیده و نمی‌شناسند، اطلاعی ندارند که چه اتفاقی قرار است بیفتد و در نتیجه افق دیدشان از حدود معینی فراتر نمی‌رود. در واقع باید بگویم اگرچه این موضوع همیشه صادق است، در شرایط فعلی ژانویه اهمیت این جمله چندین و چند برابر است: تنها چیزی که میزان موفقیت شما را محدود می‌کند، موانع ذهن شماست.

موانع شما از باورها و از ناخودآگاهتان منشأ می‌گیرند و این باورها، محصول محیط اطراف شماست. فردا، در Event، شما چند ساعت را در محیطی متفاوت با هر روز خواهید گذراند. میان آدم‌هایی که لذت بزرگ اندیشیدن، مثبت اندیشیدن، خواستن و رسیدن را درک می‌کنند. میان آدم‌هایی که اعتقاد دارند مسئولیت تمام زندگی‌شان با خودشان است و این زندگی باید کامل باشد؛ چه از نظر سلامت و شخصیت، چه از نظر دارایی و ثروت.

این امواج مثبت کم‌یاب را فردا خوب بگیرید تا موانع ذهنی شما برای موفقیت در ماه ژانویه برداشته‌شود. آن‌وقت، می‌توانید در ژانویه، آن‌چنان که شایسته است از فرصت موجود سود ببرید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 20:36  توسط علیرضا 

دوستان!

یکی از برنامه‌های من برای Personal Development روزانه، خواندن وبلاگ رندی گیج است. اصولاً باید تا به حال فهمیده‌باشید که این آقای رندی گیج از نظر این‌جانب خیلی مهم است! دیروز که مانند همیشه وبلاگ رندی گیج را می‌خواندم، متوجه شدم که مطلبش فوق‌العاده خواندنی است و به درد همه‌ی ما می‌خورد. بنابراین، ترجمه‌ی آن را به عنوان هدیه‌ی معجزه‌ی ویژه‌ی 15 روز دوم ژانویه، به شما تقدیم می‌کنم. کلام شیرین رندی گیج را بخوانید و لذت ببرید و با رشد ناشی از آن  چنین مطالبی، زندگی‌تان را به یک شا‌هکار بدل کنید. شاهکاری که می‌تواند از همین ژانویه آغاز شود و در واقع بهترین فرصت نیز هست ...

 

"نگاهی به سلامت، ثروت، روابط،کار و تجربیات معنوی و روحانی خود بیندازید.

اگر کاملاً احساس سلامت نمی‌کنید، آیا ناشی از عواملی خارج از کنترل شماست؟ (مثلاً در حادثه‌ای در هنگام اسکی فلج شد‌ه‌اید یا در اثر آلودگی هوا به مشکل ریوی دچارید)

اگر پاسخ شما مثبت است (و علت، از کنترل شما خارج است) آیا تمام حقیقت همین است؟ یا شما  مشکل بد غذا خوردنتان، ضعیف بودن استخوان‌هایتان، یا بی‌تحرکی شغلتان را هم مقصر دانسته‌اید؟

اگر شما می‌دانید که مشکل سلامتی‌تان ناشی از عواملی در کنترل شماست، پس چرا هنوز وجود دارد و آن را کنترل نمی کنید؟ آیا به سادگی می‌گویید: «من باید خودم را نگه دارم که شیرینی نخورم»؟ این کافی نیست؛ در حقیقت راه حل به این سادگی نیست. حقیقت این است: «مشکل چیزی نیست که می‌خورید؛ مشکل چیزی است که شما را می‌خورد!» . خوب؛ این یعنی چه؟ یعنی دلیل پرخوری شما چیز دیگری است که شما می خواهید با خوردن آن را جبران کنید.

آیا شما از غذا خوردن برای فرار از چیزی یا جای‌گزین کردن چیزی استفاده می‌کنید؟ آیا شما ناآگاهانه از آن برای خراب کردن نتایج چیز دیگری استفاده می‌کنید؟

همین‌طور درباره‌ی سایر مشکلات ... آیا شما خودتان علت مشکلات را رفع نمی‌کنید تا عذری داشته باشد برای موفق نشدنتان در چیز دیگر؟

آیا روابط شما با دیگران خوب است؟ آیا دیگران را دوست دارید و به آن‌ها عشق می‌ورزید؟ خوب؛ وقتی می‌گویم عشق، منظورم دقیقاً عشق است؛ نه این که «خوب ... ما دو یچه داریم و یک سگ خوشگل ... بنابراین قاعدتاً باید به آن‌ها عشق بورزیم». آیا شما دوستانی دارید ک شما را واقعاً دوست داشته‌باشند؟

آیا شما دوستان و خانواده‌ای دارید که واقعاً با آن‌ها گفت‌وگو کنید؟ اگر مطمئن نیستید، منظورم این است: اگر شما به مادرتان زنگ می‌زنید و او این حرف‌ها را می‌زند، این گفت‌وگوی واقعی نیست:

«خوب ما با خاله بکی رفتیم پیک‌نیک. من کیک درست کرده‌بودم؛ سوزی هم الویه. مادربزرگتم گوشت آورده بود برای کباب. البته ما فقط 8 نفر بودیم ... نمی‌دونم چی فکر کرده بود که 5 کیلو گوشت آورده‌بود ...»

این یک مکالمه‌ی واقعی نیست؛ چون هیچ معنایی ندارد! این فقط یک گفت‌وگوی بی‌اهمیت است برای پر کردن وقت. مکالمه‌ی واقعی، چنین چیزی است:

«من کار جدیدمو هفته‌ی دیگه شروع می‌کنم. راستش واقعاً می‌ترسم. امیدوارم بتونم با این جای جدید اخت بشم. خیلی کار سختیه چون کار بزرگیه و مسئولیتش خیلی زیاده؛ من تا حالا این‌قدر مسئولیت نداشتم. بچه‌ها یه خرده ناراحتن به خاطر این قضیه؛ مخصوصاً که دارن از دوستاشون خداحافظی می‌کنن. راستش من واسه این فرصت جدید هیجان‌زده هستم؛ ولی می‌ترسم بچه‌ها با این تغییرات کنار نیان. من فعلاً فقط دارم به اونا نشون می‌دم که چه‌قدر دوستشون دارم و هواشونو دارم ...»

 

این یک گفت‌وگوی واقعی است؛ چرا که درباره‌ی احساسات واقعی، تجربیات و چیزهایی مانند این‌ها صحبت می‌کند. اکثر افراد نمی‌توانند این‌طوری صحبت کنند. آن‌ها تنها جملات و متن‌هایی را که جامعه به آن‌ها یاد داده، تکرار می‌کنند؛ درباره‌ی هوا، ورزش و برنامه‌ی دیشب تلویزیون.

یکی از مهم‌ترین امتیازیاتی که باید در زندگی به دنبالش بگردید، تعداد افرادی است که واقعاً می‌توانند با شما باشند و شما به دور خودتان جمع کرده‌اید. این تنها به معنی مکالمه‌ی واقعی نیست؛ بلکه باید به درد خود شما نیز بخورد.

 

شما دوست ندارید بشنوید که شلوارم تنگ است؛ نفسم بالا نمی‌آید یا  ما داریم مرتب یک رابطه‌ی منفی پر از آسیب را تکرار می‌کنیم؛ شما به افرادی نیاز دارید که به شما چیزهایی را بگویند که نیاز دارید. داشتن یک نفر که بتوانید همه‌چیز را با آن‌ها چک کنید، برای سالم ماندن در این جامعه‌ی بسیار ناسالم، خیلی ضروری است.

بر این اساس، چند نفر دارید که بتوانید واقعاً با آن‌ها مکالمه کنید؟ تعجب نکنید اگر پاسختان «هیچ» است. بیشتر آدم‌ها همین‌طورند. ولی اگر پاسختان «هیچ» است ...

در این باره بیندیشید. از چه دارید فرار می‌کنید؟ چه چیزی است که هنوز به آن چسبیده‌اید که می‌ترسید کسی به شما بگوید؟ (اعتیاد؟ خودشیفتگی؟ ترس از صمیمی شدن؟ تکبر؟ غرور؟ ...)

و درباره‌ی موفقیت ... شما چه‌گونه درآمد کسب می‌کنید؟ مانند جنبه‌های دیگر، من فکر می‌کنم که این جنبه بسیار مهم است. من باور دارم که میزان درآمد شما مستقیماً به این که شما چه‌قدر به چیزهای دیگر اهمیت می‌دهید ربط دارد. اگر شما ثروتمند نیستید، چرا؟ چرا پول‌دار نیستید؟!

با این سؤال چه احساسی به شما دست داد؟ از دست من عصبانی هستید که چنین سؤالی کردم؟ آیا فکر می‌کنید که سؤال احمقانه یا بدی است؟ آیا شروع کرده‌اید به عذرتراشی؟ با جملاتی مانند این: «همه‌ی مردم که قرار نیست ثروتمند باشند!»؛ «من برای خدا کار می‌کنم!»؛ «من شغل بسیار مهمی دارم که درآمد چندانی ندارد ... مثلاً پرستاری یا معلمی».

شما که واقعاً این مزخرفات را باور ندارید؟ و اگر واقعاً چنین عذرهایی آورده‌اید، خودتان در این باره چه می‌اندیشید؟ آیا این عقاید راضی‌تان می‌کند؟!

ارتباطات معنوی‌تان چه‌طور است؟ آیا باورهایی دارید که به دردتان بخورد و به شما کمک کند؛ چه به سرنوشت، چه طبیعت یا جهان هستی؟ این عقاید چه‌گونه ایجاد شده‌اند؟ و چه برنامه‌ریزی شما را آلوده کرده است؟

آیا شما هم گاهی اتفاقات را به قسمت، سرنوشت با خداوند ربط می‌دهید؛ به جای آن که مسئولیت را شخصاً بپذیرید؟

آدم‌هایی که به شما نزدیک‌ترین هستند، چه‌گونه‌اند؟! آن‌ها سالم، شاد و موفقند یا هنوز نقش قربانی را بازی می‌کنند؟ جیم ران عقیده دارد که درآمد شما، مساوی است با میانگین میزان درآمد نزدیک‌ترین 5 نفر به شما. من فکرمی‌کنم درباره‌ی سلامتی، روابط و چیزهای دیگر هم همین‌طور است. 

امیدوارم خیلی جدی به این پرسش‌ها فکر کنید. چرا که وقتی شما برنامه‌ی ناخودآگاهتان را آشکار می‌کنید، بیشتر قدرت تسلطش را بر شما از دست می‌دهد. معنای این جمله اسن است که هرچه بیشتر روی این قضیه کار کنید، شما را در مسیر موفقیت جلوتر خواهد برد. و خدا می‌داند که این مسیر، چه مسیر هیجان‌انگیزی است ...!"

 اصل متن انگلیسی را این جا بخوانید.

با امروز، 11 روز مانده‌است. 11 روز به جشن بزرگ اول فوریه ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 12:46  توسط علیرضا 

«(علاوه بر آغاز کردن روز با نیم ساعت برنامه‌ریزی مثبت)، روز خود را با اخبار شبانه و رفتن به رخت خواب به پایان نرسانید. اطمینان حاصل کنید که آخرین نکته‌ی دریافتی شما قبل از رفتن به رخت خواب مثبت باشد. حتی اگر خواندن یک پاراگراف از یک کتاب مثبت الهام‌بخش باشد».

رندی گیج- کتاب علم بازاریابی شبکه‌ای

اضافه می‌کنم: حتی اگر فقط بلند گفتن یا نوشتن این جمله باشد که: سپاس‌گذارم که موفقم!

-تا حالا، باید اهداف خود را بزرگ، و سزاوار «معجزه‌ی ژانویه» نوشته‌باشید. می‌دانم که می‌گویید کاش شبانه‌روز به جای 24، 48 ساعت داشت! تنها 12 روز دیگر باقی مانده‌است ...

شب خوش!

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 2:57  توسط علیرضا