|
|
|
|
|
۲۱ می: ۱۰ روز برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید. اگر فقیر هستید- و تعریف من از فقر این است که دارایی شما کمتر از ده میلیون دلار باشد- روزی چند ساعت را به تصدیق و اذعان فقیر بودن خود میگذرانید؟ آیا از این حرفهای احمقانه میزنید که «پولدارها روز به روز پولدارتر میشوند» و «پول درآوردن نیاز به سرمایه دارد»؟ آیا دربارهی رئیس یا شرکت خود بدگویی میکنید؟ آیا افرادی را که فقر را نشانهی شرافت میدانند دور و بر خود گرد آوردهاید؟ چند نفر از دوستان و اطرافیان شما درآمدی بیش ار شما دارند؟ آیا اکثر نگرانیهای شما به پول مربوط میشود (مثل پرداخت صورت حساب و ...) یا در فکر راههایی برای حفظ و افزایش ثروت فعلی خود هستید؟ کتاب سعادت، نوشتهی رندی گیج، صفحهی 74 از تعریف فقر لذت بردید؟ در خواندن این کتاب، تردید نکنید. ماه می به روزهای آخر خود نزدیک میشود. «رویاهای شما هرگز تا این حد دستیافتنی نبودهاند». شاد باشید. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 9:20 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
20 می: 11 روز برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید. شگفتزده میشوم وقتی بعضی را میبینم. بعضی که چهگونه به دست خود، به هزار بهانه و توجیه، مانع موفقیت خودشان میشوند. بعضی که خودشان، آگاهانه، فرصت پیش پایشان را برنمیدارند و آنوقت، مینشینند و از زندگیشان گله میکنند و زمین و زمان را مقصر میدانند؛ البته به جز خودشان را! زندگی هر انسان، شاهکاری است که خودش آن را میسازد. سخنان دوستداشتنی رندی گیج را بخوانید: محدودیتها را دور کنید By Randy Gage, May 7th, 2009 «من رقص بلد نیستم».«با هر کی آشنا میشم، قبلاً ازدواج کرده!» «مشکل من اینه که همیشه ...» محتوای جملات بالا چیست؟ آنها اعلان محدودیت و ناتوانی هستند. اعلانهایی که ناخوداگاه شما را برنامهریزی میکنند و باورهای محدودکننده میآفرینند. حتماً حالا میگویید: «خوب آخه درسته. من واقعاً نمیتونم برقصم!». البته که شما نمیتوانید. شما دارید این ناتوانی را همچنان در ذهن ناخودآگاهتان برنامهریزی میکنید! چرا گفتارتان را به چنین جملاتی تغییر نمیدهید: «تا حالا من نتونستهم ...» یا «من تا این لحظه موفق نشدهم که ...» از شر هر فکر، احساس یا باوری که شما را از پذیرفتن خوبی باز میدارد خلاص شوید. هر رفتاری را که شما را از بالاترین خوبی باز میدارد، کنار بگذارید. وقتی این کار را کردید، مکشی ایجاد میکنید که چیزهای خوب را جذب خواهد کرد. چرا همین حالا خودتان را متعهد نمیکنید به افکار جدید، باورهای جدید و رفتارهای جدید؟ این نخستین قدم برای ظاهر کردن خوبیها و موفقیتهاست. و اگر میخواهید رشد کنید و اعلانهای مثبت داشتهباشید، همین حالا، آنها را روی یک کاغذ بنویسید و بلند بخوانید. همین حالا. رندی گیج باورهای جدید مثبت ... افکار جدید مثبت و رفتار جدید مثبت. راستی، هتریک را فراموش نکنید! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 3:6 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
19 می: 12 روز برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان! تاکنون دو کتاب ارزشمند «نخستین سال شما در بازاریابی شبکهای» و «سعادت» را معرفی کردیم. همچنان که گفتیم، تلاش میکنیم هر از چندی یکی دیگر از کتابهای مناسب را معرفی کنیم تا به تدریج فهرستی خوب از منابع در دست داشتهباشیم. به کتاب امروز، قبلاً هم اشاره کردهایم؛ دربارهی تکنیک قرار دادن آینه در هنگام صحبتهای تلفنی. بخوانید: گفتوگو با بزرگترین بازاریاب شبکهای دنیا نویسنده: جان میلتن فاگ؛ صاحب امتیاز دو مجلهی بازاریابی شبکهای به نام network marketing life styles و Upline و سردبیر مجلهی networking times و یکی از نویسندگان مجلهی Success ترجمهی نیما عربشاهی قیمت: 2900 تومان کافی است بعضی از سرفصلها را نام ببریم: «چی میشه اگه برای باور داشتن یه واقعیت، به جای دونستنش، عاشقش باشی؟!» «مهمترین مهارت یه بازاریاب شبکهای اینه که از مردم سؤالایی بپرسه که چی براشون واقعاً مهمه ...» «"سختتر بکوش"، لزوماً لزوماً راه حل مناسبی برای رسیدن به دستآورد بیشتر نیست. گاهی همین تلاش زیاد تبدیل میشه به بخش اصلی مشکل ...» «شما گوش نمیدین. هیچ کس درست گوش نمیده؛ شما فقط میشنوین. 99.99% مردم اینجوریان» «تنها کاری که باید بکنین، سؤال پرسیدنه ... سؤال درست». این کتاب، کتاب ارتباط برقرار کردن است. کتابی که به شما یاد میدهد چهگونه با دیگران صحبت کنید. چهگونه ارتباط برقرار کنید. چهگونه مشاوره کنید. چهگونه یک همصحبت جذاب و دوستداشتنی باشید و چه کنید تا محبوب باشید و همه بخواهند دور و بر شما باشند. ارتباط، کلید موفقیت در نتورک است و این کتاب، کلید برقراری ارتباط. مطمئن باشید پس از خواندن این کتاب، جور دیگری مشاوره میکنید؛ جور دیگری با دوستانتان صحبت میکنید و جور دیگری جلساتتان را اداره میکنید. علاوه بر همهی اینها، نگاه جدیدی نسبت به باور پیدا خواهید کرد که بسیار به شما کمک میکند. روزی سی دقیقه رشد شخصی را فراموش نکنید؛ درآمد شما به اندازهی تغییرات شخصیتت و رفتارتان تغییر میکند. از 2 ماه پیش تاکنون، چه تغییری کردهاید؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 2:54 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان! شاید این ماجرا را شنیدهباشید: «مردی نیاز به مقدار زیادی پول داشت. راهی نداشت جز آن که این پول را از طریق قرعهکشی لاتاری به دست بیاورد. برای خودش این ویژن را تعیین کرد. مرتباً برای خودش تصویرسازی کرد که در لاتاری برنده شدهاست. پس از آن به همهی شهر اعلام کرد که در لاتاری برنده خواهد شد. به همه میگفت که هماکنون یک میلیون دلار پول دارد که در روز آخر هفته به دستش خواهد رسید. برایش تصویرسازی کرد و سناریواش را هر روز با خود تکرار میکرد. مردم اولش به او خندیدند؛ اما او آنقدر این موضوع را تکرار کرد و آنقدر اعتقادش و ایمانش محکم بود که در همهی شهر پخش شد. همانها که او را مسخره میکردند، کمکم دچار تردید شدند: نکند او چیزی میداند؟ چهقدر مطمئن است! چهقدر ایمان دارد! هرچه روز قرعهکشی نزدیک میشد، همه، از جمله خود او، بیشتر مطمئن میشدند که این مبلغ به دست او خواهد رسید. او حتی پیشاپیش، بخشی از پول را خرج کرد. خانهی جدیدی را معامله کرد. تمام بدهکاران خود را مطمئن کرد که پس از قرعهکشی و برنده شدن، با آنها تصفیه حساب خواهد کرد و ... روز قرعهکشی فرا رسید. همهی شهر هم پذیرفتهبود که او برنده خواهد شد ... قرعه کشی در سالن اصلی شهر برگزار شد. او در ردیف اول حضور داشت؛ فقط برای این که جایزهی خود را بگیرد. قرعهکشی انجام شد و ناگهان، اسم فرد دیگری به عنوان برنده اعلام شد! صدای حیرت از تمام اهالی شهر بلند شد. مردم میگفتند: چه شد؟ او که خیلی مطمئن بود؟ یعنی گولمان زد؟ مرد قصهی ما، مبهوت روی زمین نشست و پس از چند لحظه رو به آسمان گفت: من که همهکار کردم؛ پس چرا راز به کمک من نیامد؟! چهشد که من نبردم؟ من نه تنها خودم این ویژن را باور کرده بودم، بلکه آنقدر باوریم قدرتمند بود که همه آن را باور کردهبودند! من بردن این پول را از هرچیز بیشتر میخواستم! دیگر چهکار باید میکردم؟ نوری در بالای سالن دیدهشد و در میان چشمان حیرتزدهی مردم شهر، فرشتهای بالدار از آن پایین آمد و در برابر مرد قرار گرفت. سپس صدای فرشته، بلند و رسا در سالن طنینانداز شد: «بله. تو همه کار کردی. فقط یک کار مانده بود: باید یک بلیت میخریدی!!» دوستان؛ نکتهی مهمی که بارها از زبان اساتید موفقیت و نتورک هم شنیدهام این است: راز، جادو نیست. جادویی در کار نیست. راز عمل میکند؛ آن هم از راهی که شما فکرش را نمیکنید. راز انرژی است. فرستادن انرژی به جهان و دریافت آنچه میخواهید. این انرژی را باید بفرستید و باید آنچه را میخواهید، فعالانه دریافت کنید. به دنبالش باشید. لوازمش را فراهم کنید و یک لحظه باز نایستید. جادویی در کار نیست! برای آنکه بزرگترین برد زندگیتان در ماه می اتفاق بیفتد، حتی قرعهکشی هم نخواهد شد. همهی شرکتکنندگان برنده حساب میشوند. ولی لازم است بلیت را بخرید! بنابراین، روزی نیم ساعت به رشد شخصی بپردازید؛ هدف داشتهباشید و آنرا تصویرسازی کنید؛ لیست بنویسید؛ مشاوره و پاسخ به پرسشها را یاد بگیرید؛ از بالاسریتان راهنمایی بخواهید؛ مشاوره برگزار کنید؛ سرمایهگذاران جدید را آموزش دهید ... و شگفتانگیزترین روزهای زندگیتان را، نه تنها با پول فراوان، که با سلامتی، شادی، رضایتمندی، روابط دوستانه و خانوادگی خوب، تجربه کنید. در ماه می، همه برنده خواند شد. 14 روز به پایان ماه می و روز برنده شدنتان باقی ماندهاست. پسنوشت: برنامهی سوددهی یکطرفه از در ماه می آغاز شدهاست. آیا خودتان را اکتیو کردهاید؟ ممکن است در حال حاضر اهمیت این قضیه برایتان زیاد نباشد؛ ولی این توصیه را از من بپذیرید: در سایت انترتینمنت، از امروز، تمام بازیها را، حتی با 1 دلار، پیشبینی کنید. حتماً، هر روز این کار را بکنید. دلیلش را بعداً خواهید دانست. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 11:43 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
Just because your sister is brilliant at sports and you were always better at maths, just because your partner is a professional chef and you are a car salesman, doesn't mean you shouldn't take up sports or cookery. Maybe you won't be as good as them, or maybe you'll be better! You should try either way, if you think you'll enjoy it. تنها این که خواهرت در ورزش بسیار با استعداد است و تو همیشه ریاضیات بهتر بوده، یا فقط این که شریکت یک آشپز حرفهای است و تو یک فروشندهی اتومیوبیل، دلیل نمیشود که تو نباید ورزش یا آشپزی را امتحان کنی. شاید تو به اندازهی آنها خوب باشی؛ یا حتی بهتر از آنها باشی! تو باید راههای دیگر را امتحان کنی؛ اگر فکر میکنی که از آن کار لذت خواهی برد. مانند همیشه؛ پیامی بسیار نغز و به یاد ماندنی. پیامی که به یادمان میآورد: همیشه، پیشداوری وجود دارد. اکثر مردم خودشان برای چهگونه بودنشان تصمیم نمیگیرند؛ بلکه به پیشداوری دیگران تن میدهند. در ابتدا پدر و مادر؛ سپس اطرافیان و جامعه. اکثر مردم میشنوند: «تو اینطوری هستی»؛ «به تو نمیاد که ...»؛ «تو که نمیتونی ...» و بدون آنکه خودشان نقشی در این پیشداوریها داشتهباشند، همان میشوند که دیگران میگویند و انتظار دارند. بنابراین، بعضی همیشه ناموفقند. بعضی همیشه بداخلاق. بعضی همیشه چاق. بعضی ورزشکار و بعضی همیشه تنبل. بدون این که خودتان بدانید یا بخواهید، این پیشداوریها جزئی از شخصیتتان میشود و شما دیگر خودتان نیستید. بلکه آنچه هستید که محیط اطرافتان میگوید. کمی فکر کنید. ویژگیهای خودتان را فهرست کنید؛ به ویژه آنها که مانع پیشرفت شما هستند. و ببینید چهقدرشان ناشی از پیشداوریهاست. پیام دیگر این جملهی کمپانی، نترسیدن از امتحان کردن ناشناختههاست؛ آن هم در جایی که دیگرانی ماهرتر و پیشرفتهتر در آن به نظر میرسند. صادقانه بشنوید: از کسانی که امروز، همین امروز در پالینور سرمایهگذاری کردهاند و هیچ تجربهی نتورکی ندارند، کسانی هستند که در پایان سال، جزو لیدرهای درجهی اول مورد اعتماد کمپانی و اعضای اصلی تصمیمگیرندهی کمپانی خواهند بود و بسیاری از آنها را که امروز خود را لیدر میدانند، پشت سر خواهند گذاشت. این افراد امروز سرمایهگذاری کردهاند؛ آرام آرام یاد میگیرند و بدون آنکه کسی بفهمد کی، جایگاهشان بالا و بالاتر میرود و به سطح اول میرسد. در حالی که لیدر ارشدشان به سادگی هنوز در حال درجا زدن است! این اتفاق حتمی است و موفقیت منتظر کسی نمیماند. شما، جزو کدام دستهاید؟ آگاهیتان را بالا ببرید ... پسنوشت: از این پس دوباره روزشمار ماه می را، که در پایان آن، مهلت استفاده از سود 7% به پایان میرسد، خواهیم داشت؛ در کنار یک شعار مهم: در 15 روز دوم می، همه باید هتریک کنند! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 6:57 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همیشه همراه! تغییر Plan در پایان می کافی بود تا هریک از شما، بزرگترین رشد خود را در تاریخ پالینور تجربه کنید؛ اما کمپانی با دو خبر جدید، باعث شدهاست تا این تجربه، قطعی باشد! اخبار را این جا بخوانید. با افتتاح دفتر جدید و امکان تماس همگی اعضا با کمپانی، قدم دیگری برای رشد پالینور اینترنشنال و تبدیل شدن آن به بزرگترین کمپانی نتورک و سرمایهگذاری جهان، برداشتهشده است. نتایج ایجاد این دفتر جدید را به زودی خواهید دید. و با Plan هتریک، عملاً کمپانی جایزهی بزرگی به همهی شما دادهاست. چرا که با توجه به پایان سود 7% در پایان می، بدون تردید همه به راحتی به سه برابر تعداد PLB در 15 روز اول خواهند رسید؛ در واقع بدون این جایزه نیز اکثر اعضا به چنین تعادلی میرسیدند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 10:9 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان! امروز 15 می است ... 1-فرصت پیشبینی هتریک، امشب به پایان میرسد. اگرچه این پیشبینی چندان آسان نیست، 50 هزار دلار هم چیزی نیست که به سادگی بشود از آن گذشت! شانستان را با کمی تحلیل، امتحان کنید. 2-از فردا، 15 روز پایانی ماه می، آخرین فرصت تمدیدنشدنی استفاده از سود 7% در ماه، فرا میرسد. شما لازم نیست کار خاصی بکنید. تنها کافی است چنین سودی و پایان آن را به دیگران اطلاع بدهید. از فردا، 15 روز بزرگ را با هم پشت سر خواهیم گذاشت. مطلب دیروز رندی گیج را بخوانید و آماده، وارد 15 روز جادویی پایان می شوید. 3-بزرگترین فرصت، متعلق به دوستانی است که در ماه آوریل، یا همین 15 روز به ما پیوستهاند. آموزشهای اولیهتان را تکمیل کنید و آماده، وارد 15 روز پایانی شوید. کار ما بسیار ساده است. 7 قانون طلایی کار ما، پس از سرمایهگذاری اینهاست: -اهداف حقیقیتان را به صورت تصویری بنویسید -مشاوره را یاد بگیرید و با کمپانیتان آشنا شوید (حتماً CD سخنرانی رندی گیج را هم بخوانید) -لیست بنویسید و مدام لیستتان را بزرگ کنید -مشاوره کنید؛ تعیین تکلیف کنید و PLB بزنید -افرادتان را آموزش دهید و تیم بسازید -روزی نیم ساعت را به رشد شخصی اختصاص دهید؛ شامل مرور اهداف، یادگیری نتورک، برنامهریزی ناخودآگاه -تلاش و مداومت داشتهباشید و در مدت 2 تا 4 سال، این کارها را انجام دهید و در هیچ شرایطی باز نایستید و عقب نکشید. البته قوانین نقرهای هم وجود دارند؛ مانند هر نتورک دیگر. ولی سازندهی سازمان شما، و تضمینکنندهی آزادی مالی شما، همین قوانین طلاییاند. با رعایت این قوانین، رسیدن شما به آزادی مالی قطعی است و هیچ عاملی نمیتواند جلویتان را بگیرد. یکایک اهدافی که نوشتهاید، یکی پس از دیگری در برابر چشمانتان ظاهر خواهند شد؛ گویی شما نه اهداف، بلکه یک نقشه کشیدهاید و آنها قبلاًهمانجا بودهاند و انتظار شما را میکشیدهاند. در تمام این راه، شما از همراهی لیدرتان و نیز کمپانیتان برخوردارید که قدم به قدم با شماست. از فردا، بسیار با هم خواهیم بود ... امروز، تا میتوانید، برای 15 روز آخر «آماده» شوید و «ذخیره«ی بیشتر بردارید ... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10:19 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان خوب 14 ماه می آغاز شده است. تا فردا شما فرصت خواهید داشت که سرمایهی لازم را برای نیمهی دوم ماه می جمعآوری کنید. بارها گفتهایم که این سرمایه، تعداد نفراتی هستند که در نیمهی اول به پالینور پیوستهاند. در این میان، سرمایهگذاران آوریل بسیار خوشبخت و خوششانسند. چرا که سرمایهگذاری خود را در آخرین روزهای سود 7% انجام دادهاند، اما با تمدید این فرصت حتی میتوانند در ماه می چندین برابر میزان اصل سرمایهشان درآمد داشتهباشند. دیروز بخش اول از صحبتهای رندی گیج را دربارهی اعتماد به نفس خواندیم. امروز آن بحث را تمام میکنیم. رندی گیج در این مطلب، به نکتهای بسیار بسیار مهم اشاره میکند که میتواند همهی ما را به فکر فرو ببرد. این که «چهقدر آماده وارد بازی شدهایم» و این که «چهگونه اعتماد به نفسمان را پس از ناکامی، باز پس بگیریم». باز پس گرفتن اعتماد به نفستان By Randy Gage, May 5th, 2009 داشتیم دربارهی افزایش اعتماد به نفستان صحبت میکردیم؛ و این که چهگونه آن را باز پس بگیرید. چیزی که من میدانم این است: بهترین راه برای باز پسگیری اعتماد به نفس، «آمادگی» است. تیمی که خوب تمرین میکند، آماده به بازی میرود. اگر به اندازهی کافی برای یک امتحان درس خوانده باشید، شما در جلسهی امتحان احساس خوبی خواهید داشت. اگر شما قبل از فروش، به اندازهی کافی تحقیقات کرده و اطلاعات داشتهباشید، زمانی که به سراغ تلفن می روید و تلفن میکنید، اعتماد به نفس کافی دارید. خوب؛ شما چهگونه هستید؟ آیا معمولاً «آماده» به سراغ کارتان میروید یا خودتان را برای یک بحران کمبود اعتماد به نفس آماده میکنید؟ اگر معمولاً آماده نیستید، فکر میکنید چرا اینگونه است؟ ارزشش را دارد که دربارهاش فکر کنید. وقتی اعتماد به نفستان را از دست میدهید چه؟ چهگونه آن را باز پس گیرید؟ راههای گوناگونی هست که دربارهشان صحبت کردهایم. مجلهها، تابلوهای اهداف و رؤیاها، جملات تأکیدی مثبت، و سایر پیشنهادهایی که کمک میکنند ناخودآگاهتان را با باورهای مثبت، برنامهریزی کنید. بسیار خوب است که دوستان، همکاران یا همتیمیهایی داشتهباشید که به شما نیروی مثبت بدهند؛ اما این میتواند مشکل دیگری ایجاد کند. اگر شما برای اعتماد به نفستان به پشتیبانی دیگران نیاز داشتهباشید، شما خودتان را در اختیار دیگران میگذارید و به آنها اجازه میدهید اعتماد به نفس شما را بگیرند. منظور مرا اشتباهی نفهمید؛ اگر آدمهایی در اطرافتان دارید که از شما حمایت میکنند، بسیار عالی است. اما اعتماد به نفس واقعی، یک چیز درونی است. فقط شما میتوانید خودتان را مطمئن کنید و به خودتان اعتماد به نفس بدهید؛ به ویژه وقتی یک ناکامی را تجربه میکنید. پیشنهاد من برای شما، برای بازپسگیری اعتماد به نفستان، اینهاست: *مطمئن شوید که آمادگیهای ضروری را انجام دادهاید. *فکر کنید که از ناکامی قبلی خود چه چیزی یاد گرفتهاید که این بار میتواند به شما کمک کند. *فکر کنید که اگر شکست بخورید، بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست؟ 99% موارد، اتفاق چندان بدی هم در انتظار شما نیست. *پیروزی و نتیجهی موفق را در ذهنتان تصویرسازی کنید. *برای خودتان، در صورت انجام موفقیتآمیز کارها، جایزه بگذارید. آنوقت، تنها بروید و آن کار را انجام دهید. شروع کنید. هرچه بیشتر تحلیل کنید و دوباره دربارهی چیزی فکر کنید، بیشتر به ترس و تردید فرصت دادهاید. هیچ چیز، مانند شروع کردن کار و عمل کردن، ترس را زایل نمیکند! رندی گیج خوب. چهقدر آمادهاید؟ چهقدر اطلاعات دربارهی نتورک، نحوهی کار، انواع سرمایهگذار، کمپانیتان، نحوهی سوددهی و منابع سوددهی کمپانی دارید؟ چهقدر مشاوره را خوب بلدید؟ چهقدر از نظر ذهنی با رشد شخصی روزانه آمادهاید؟ چهقدر خودتان به خودتان اعتماد به نفس میدهید؟ و در نهایت، چهقدر «وارد عمل» شدهاید؟ روزی چند ساعت را با آمادگی به کار کردن گذراندهاید؟ با همهی رشدها، مطمئناً هریک از ما در زمینه هایی کمبود داریم. آماده شوید. با تمام توان. سلاح رزم بپوشید و از امکانات موجود و از کمپانی بینظیر پالینور و استعدادهای گوناگون فضای کاری تهایت استفاده را ببرید. برای 17 روز باقیماندهی ماه می، خیلی خیلی آمادهتر از قبل باشید. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 11:21 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همپا در فاصلهی تنها 2 روز به پایان 15 روز اول می، نگاهی به ویژنتان در این 15 روز بیندازید. اهمیت این ویژن، بیش از هر چیز، در برآورده شدن ویژن بزرگ شما در 15 روز آخر است؛ 15 روزی که بنای رسیدن شما به درآمد بازنشستگی کمپانی را خواهد گذاشت. اخبار ویژهای از کمپانی بزرگ پالینور در راه است. اخباری که این تنها نتورک فعلی در دسترس ما را، محکمتر و دستنیافتنیتر میسازد. از پالینور عقب نمانید! مطلب زیبایی از رندی گیج را در دو قسمت پیاپی بخوانید: به دست آوردن اعتماد به نفس By Randy Gage, May 4th, 2009 اغتماد به نفس چیز جالبی است. وقتی شما آن را دارید، همه چیز ممکن به نظر میرسد. وقتی شما آن را از دست میدهید، همه چیز به نظر لاینحل میشود! بدون آن، شما بر اساس ترس کار میکنید. به جای آن که فکر کنید شما این قرارداد، شغل، هدف یا رابطه را به دست میآورید، انتظار دارید که به دستش نیاورید. و ما به اندازهی کافی میدانیم که قدرت ذهن چهقدر است و چهگونه شما آنچه انتظار دارید، میآفرینید. هر کسی اعتماد به نفسش را در مواقع مختلف و در جاهای مختلف از دست میدهد. نکتهی مهم این است که با حداکثر سرعت آن را دوباره به دست آورید. خوب؛ اعتماد به نفس شما چهگونه است؟ وقتی آن را از دست میدهید، چهگونه باز پسش میگیرید؟ در این باره فکر کنید. در مطلب بعدی در این باره خواهیم نوشت. رندی گیج پیروز باشید و زیر باران موفقیت این روزها، چترهایتان را کنار بگذارید! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 11:9 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
Some watch what happens Some wonder what happened And some make things happen Who are you listening to? بعضی نگاه میکنند که چه اتفاقی میافتد بعضی متحیر میمانند که چه اتفاقی افتاد و بعضی باعث میشوند که چیزی اتفاق بیفتد شما از کدام دستهاید؟ خوب فکر کنید. 3 روز دیگر، تنها 3 روز دیگر از 15 روز اول می باقی مانده. رشد شما در این 15 روز، سرمایهی شماست برای رشد عضیم پایان می. چهقدر از این سرمایه جمع کردهاید؟ 3 روز دیگر فرصت دارید ... آیا قرار است فقط نگاه کنید؟ آیا بعدش تازه حیران به نتایج دیگران نگاه خواهید کرد؟ یا خودتان نتیجه را رقم میزنید و از حالا خوب میدانید که قرار است چه بشود؟ تکتک ساعتهای امروز شماست که پنج سال بعد شما را میسازد. روزی که به آزادی مالی رسیدهاید و برای تمام عمرتان از دغدغهی مالی بینیاز شدهاید؛ یا این که هنوز در پی آنید که امروز را هم سر کنید ... هر موفقی، وقتی به گذشته نگاه میکند، اولین حسش، یادآوری شیرین لحظاتی است که به امید و یقین نتیجه، در تلاش بوده و یأسها، مشکلات، موانع و امواج منفی را پشت سر میگذاشته و ادامه میداده و ادامه میداده است. این تلاش، در کار ما، فقط 2 تا 4 سال است تا آزادی مالی شما را تأمین کند. آیا فقط نگاه میکنید؟ یا قرار است حیران و شاید حسرتزده بمانید؟ یا 5 سال بعدتان را، خودتان دارید میسازید؟ شاد باشید. نکته: دوستان، اگر برای بعضی از نظرات پاسخ خصوصی می خواهید، لطفا حداقل آدرس ای-میلتان را بگذارید! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 11:8 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
-این جمله را یادت باشد: کار از خودت شروع میشود. -قانون بخشایش، قانون چهارم موفقیت میگوید: به عقب بازگرد و همهی کسانی را که مقصر میدانی ببخش. از همه مهمتر، خودت را ببخش. -آنها میگویند روزی یک نفر را شاد کن. من توصیهی دیگری برایتان دارم. روزی یک نفر را شاد کن: خودت را! -کمپانیات را باور کن. نتورک را باور کن؛ از همه مهمتر، خودت را باور کن. -همه را دوست داشتهباش؛ و از همه مهمتر، خودت را دوست داشتهباش. -برای آن که به دیگران احترام بگذاری، اول از همه، به خودت احترام بگذار. -برای ساخت یک تجارت موفق، اول باید خودت را بسازی. -برای کمک به دیگران، اول به خودت کمک کن. -برای تغییر دادن جهان، اول خودت را تغییر بده. تا بزرگترینشان ... تاکنون شنیدن چنین جملاتی شما را تکان داده؟ تاکنون پذیرفتهاید که «شما، آفریدگار دنیای خود هستید؛ با قدرتی بینهایت. شما خداوند قلمرو خود هستید؛ و هرچه بخواهید و اراده کنید، حقیقت مییابد». این قدرت بیکران را احساس کردهاید؟ پسنوشت: وقتی عدهای در مسیر موفقیت قرار میگیرند، نزدیکی ذهنها و یکسانی فکرها شگفتانگیز است. شاید شما هم با لیدرهایتان چنین تجربهای را کردهباشید. بلافاصله بعد از این که متن بالا را برای امروز نوشتم، قبل از قرار دادنش در وبلاگ، این جمله را یکی از لیدرها برایم SMS کرد: روزشمار راز، 11 می: وقتی با خودت رفتاری را که دوست داری دیگران با تو داشتهباشند، نداری، هرگز نمی توانی اوضاع را تغییر دهی. ماه می، ماه تو، و سال 2009، سال توست. یک بار دیگر تک تک جملات بالا را بخوان و به هر کدام فکر کن. شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:40 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همراه لینک یکی از ویدئوهای رندی گیج را این جا گذاشتم که از طریق آن میتوانید بقیهی لینکهای مرتبط را ببینید. این ویدئوی زیبا را که حاوی بخشهایی از سمینارهای بیشمار اوست، همینجا میتوانید تماشا کنید. بخشهایی از صحبتهایش را هم برایتان ترجمه کردهام؛ ولی یه شدت توصیه میکنم به خواندن صرف ترجمهها اکتفا نکنید و حتماً تصاویر را هم ببینید تا لحن صحبت دستتان بیاید؛ که به تنهایی، حتی بدون دانستن ترجمهی حرفهایش، فوقالعاده است:
-ممکنه لازم باشه با 15 نفر صحبت کنین تا 5 تاشونو پیدا کنین که جدی باشن. اگه مثل من باشین در اول کارتون، ممکنه لازم باشه با 25 نفر حرف بزنین. یا 50 نفر. ولی 25 نفر در سال، یعنی هفتهای نصف نفر! میتونین از پس هفتهای نصف نفر بر بیاین؟! خوب این کلیدشه. من میگم شما باید سه سال، هفتهای با نصف نفر حرف بزنین تا بعد یه تجارت 5 میلیون دلاری داشته باشین. این کارو انجام میدین؟ نکتهش اینه که اگه شما با 25 نفر تو چند ماه اول یه نتیجهای به دست بیارین، بعدش همین نتیجه رو با 10 نفر به دست میارین؛ چون تجربه دارین؛ اعتماد به نفستون بالاتره و آدمای زیادی تو دستتون دارین.این کارو باید ادامه بدین ... برای 2 سال، 3 سال، 4 سال ... و من به شما قول میدم شما در سال پنجم یه تجارت 5 میلیون دلاری خواهید داشت ... -ولی بعضی از شما میرین سر صحبت یا تلفن میزنین و پیش خودتون میگین: (رندی ادای این افراد را در میآورد) «کاش قبول کنه ... کاش تلفنو قطع نکنه ...» میدونین چهجوری باید نتیجه بگیرین؟ اکثر مردم وتی مشاوره تموم میشه از بالاسریشون میپرسن: «خوب چهجوری بود؟ فکر میکنید خوشش اومد؟ فکر میکنی وارد میشه؟!» ولی در واقع، سؤالی که باید بپرسین اینه: «نفر بعدی کیه؟!» و شما با وضعیت ذهنی میرین اونجا که شما 5 میلیون دلار دارین. من به اونا نمیگم که 5 میلیون دلار دارم؛ ولی این تو ذهنم هست. توی قلبم هست مطمئنم. میدونین اون طرف چی فکر میکنه؟! پیش خودش میگه: «من نمیدونم این یارو چی میدونه ... ولی قطعاً یه چیز مهمی میدونه ...» «من نمیدونم داره چیکار میکنه ... ولی میدونم یه کار مهمی داره میکنه ...» «من نمیدونم اون کجا داره میره؛ ولی من، میخوام، باهاش، برم!» -«خواهش میکنم وارد شو ... من به تو احتیاج دارم!» شما نباید به مردم التماس کنین! نباید گریه و زاری کنین! شما باید فریاد بزنین که «من یه کار پنجاه میلیونی دارم! تو میخوای؟ نه؟ تو چی ... میخوای؟ نه؟ تو هم نمیخوای؟ نه؟ تو چی؟ میخوای؟ عالیه! من میتونم بهت کمک کنم!» -شما ازدواج کردین؟ همسرتون کجاست؟ آهان ... همینجاست. یادته اون روز که ازت خواست باهاش ازدواج کنی؟ روز خاصی بود؛ نه؟ ... خوب؛ به ایناش کاری ندارم. من فقط میخوام اینو بدونم: وقتی اون گفت: «عزیزم؛ دوستت دارم؛ میخوام زندگیمو با تو سر کنم؛ میخوام باهام ازدواج کنی.»؛ آیا تو اینو بهش گفتی که: «بله ... به احتمال 54% ما میتونیم با هم موفق باشیم؟!» -سالها پیش، اون جامعهی مذهبی رو شوکه کرد وقتی گفت: «فقیر بودن، گناهه.» من هنوز مردمو شوکه میکنم وقتی اینو میگم. شما میدونین تعریف درست گناه چیه؟ -باید بگیریش ... محکم بگیرش و ولش نکن ... این جملاتو پشت سر من تکرار کن: «سر به سر من نذار رفیق ...» میدونی من چی دارم؟ آزادی. آزادی! کلید آزادی مالی! مال خودمه. شما دارین؟ -سؤال اول اینه: آیا رؤیاهاتونو باور دارین؟ من میخوام بدونم: آیا شما نتورک مارکتینگ رو باور دارین؟ و یه سؤال دیگه، که میخوام فقط یک کلمه بلندترین جوابو بدین و من از اینجا برم بیرون. آیا، شما، خودتونو باور دارین؟! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 10:29 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همیشگی! دیروز در جلسهای، با عدهای از دوستان صحبتی داشتیم که موجب شد یک بار دیگر یکی از اساسیترین اصول نتورک را یادآوری کنم: شما در نتورک، 2 تا 4 سال کار میکنید و سپس بازنشسته خواهید بود و از آزادی مالی استفاده میکنید. در این 2 تا 4 سال، شما وظایف گوناگونی دارید و وظیفهی شما در قبال هر ورودیتان از مدیریت مستقیم، هدایت، نظارت، مشاوره دادن و انگیزهبخشی تغییر میکند؛ اما یک کارتان ثابت است و هیچ تغییری نمیکند: گرفتن ورودیهای جدید و ساختن مجموعههای جدید. پس از بازنشستگی، شما باز هم انگیزهبخش مجموعهتان باقی خواهید ماند و با دانش و شخصیتی که در این مدت کسب کردهاید، باز هم مرجع مجموعههای متفاوت (چه خودتان و چه دیگران) خواهید بود؛ چه از نظر علم و تکنیک نتورک؛ چه از نظر الگو و اسوهی موفقیت. اما تفاوتی که این دوره را بازنشستگی میکند، این است که سازمان شما بدون حضور مستقیم شما در مشاوره یا گرفتن ورودیهای جدید پیش میرود و اگر به هر علتی مدتی هم نباشید، در درآمد شما اختلالی ایجاد نمیکند. چنین شرایطی زمانی پیش میآید که دهها لیدر مستقل-که شاید شما خیلیها را نمیشناسید- دارند در سازمان شما کار میکنند و منشأ تولید هستند. نکتهی مهم این است: در 2 تا 4 سال کار شما، گرفتن ورودیهای جدید هرگز نمیتواند و نباید متوقف شود. شما مدام و مدام باید سازمان خود را بسازید و به آن خون تازه تزریق کنید. بعضی از دوستان گمان میکنند که حداکثر باید 6 ماه اول کار را ورودی بگیرند و بعد از آن به امور مدیریتی میپردازند! این «امور مدیریتی» و از آن مهمتر رشد شخصیت، همیشگی است. آنچه به معنی 2 تا 4 سال کار کردن است، دخالت مستقیم در ساختن مجموعههای جدید است. جملهی رندی گیج را در سمینار پالینور به یاد بیاورید: «از شما میخوام که مثل روز اول ورودتون به پالینور کار کنین ...». آخرین بار کی به لیست اسامیتان نگاه کردهاید؟ آخرین بار کی اسم و شماره تلفن جدیدی به آن افزودهاید؟ یادتان باشد، بهترین زمان برای جذب سرمایهگذاران جدید، روزهای منتهی به تغییر Plan است و تجربه این را به خوبی نشان داده. از ماه «می»، بیشترین استفاده را ببرید! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:49 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان هر لحظه! دو سه روز پیش، در وبلاگ فیلم کوتاهی دیدید از جملات مثبتی که هر روز میتوانید به خودتان بگویید و نیز از تصاویری متناسب با بعضی ویژنها؛ کاری که باید بکنیم و برای هر هدفمان یک تصویر مناسب پیدا کنیم. حتماً فیلم را دیدهاید. محض اطلاع، از همان لینک زیر فیلم، میتوانید وارد سایت youtube.com شوید و صدها فیلم دیگر را ببینید و تصاویر متناسب با ویژنهایتان را پیدا کنید. بهترین کار آن است که با کنار هم گذاشتن جملات مربوط به ویژنهای خودتان و تصاویر آن، یک Slide show مخصوص خودتان و اهداف خودتان تهیه کنید و هر روز، آن را صبح و شب تماشا کنید. نتیجه شگفتانگیز خواهد بود. چندتصویر از خانهی رؤیاییتان، سفر رؤیاییتان، روابط رؤیاییتان و هرچه که در فهرست اهدافتان نوشتهاید. همچنین میتوانید در قسمت سرچ، نام randy gage، jim rohn، zig ziglar و یا سایر اساتید شناخته شده را تایپ کنید و صدها فیلم کوتاه از این بزرگان را به عنوان رشد شخصی روزانه تماشا کنید. بعضی از دوستان دربارهی موسیقی متن آن فیلم پرسیدهبودند. این موسیقی، ترانهایست از التون جان، خوانندهی انگلیسی. متن آن ترانه و ترجمهاش را میتوانید در ادامهی مطلب بخوانید. با دانستن متن آن آهنگ، دیدن آن فیلم خیلی دلنشینتر است. بله. هرچه که بخواهید، در درون شما هست. شما برکت دادهشدهاید؛ اگر آن خفتهی درونتان را بیدار کنید و با راه بیندازید. خفتهای که در تمام زندگیتان، زمانی بهتر از می 2009، برای بیدار کردنش وجود نخواهد داشت. شاد باشید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:53 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان مشتاق تغییر 5 روز اول ماه می را پشت سر گذاشتیم. درآمد سرشار ماه آوریل را امروز دریافت میکنید؛ در حالی که ماه آوریل در می ادامه یافتهاست و همچنان ادامه دارد. حتماً تا به حال ویژن این ماهتان را تنظیم کردهاید؛ خودتان را بارها در روز اول ژوئن مجسم کردهاید و میکنید؛ برنامههایتان را ریختهاید؛ آموزش سرمایهگذاران انتهای آوریل روزهای پایانی را طی میکند؛ برای حداقل دو Event بزرگ در ماه می برنامهریزی کردهاید و ساعات کاریتان را طوری تنظیم کردهاید که حداکثر استفاده را از این ماه ببرید و هرچه بیشتر به سطح بازنشستگی نزدیک شوید. بعضی از دوستان هم که مشاورههایشان را آغاز کرده و تاکنون سرمایهگذار نیز جذب کردهاند. همچنان که ماه پیش هم گفتیم، در 15 روز اول، شما سرمایه جذب میکنید؛ و این سرمایه، تعداد افرادی است که سرمایهگذاری میکنند. هرچه این تعداد بیشتر باشد، در 15 روز دوم، روزهای سرشارتری خواهید داشت. خوب ... برای ماه می منتظر چه هستید؟ (Expect) و چهقدر از این نتیجه را میتوانید بپذیرید؟ (Accept)؟ چند روز پیش، مطلبی از رندی گیج خواندید با عنوان: چه چیزی شما را عقب میکشد. امروز ادامهی آن را بخوانید:
کجا راحت هستید؟! در مطلب قبلی در این به دنبال عاملی گشتیم که مانع میشود شما به دنبال «بیشترها» و «بهترها» در زندگی باشید. ما در واقع داریم دربارهی حوزهی آسایش شما صحبت میکنیم. این که شما چهقدر میتوانید موفق باشید و هنوز با خودتان راحت باشید؛ بدون این که موفقیت موجب عذاب روحی شما شود. خیلی عجیب به نظر میرسد؟ حتماً فکر میکنید که خیلی راحتتر خواهید بود اگر سالمتر، ثروتمندتر و شادتر باشید تا این که فقیر، بیمار و افسرده باشید. اما در واقع تعداد کمی از مردم چنین هستند ... بعضی از مردم میخواهند بیمار باشند تا جلب توجه کنند. بعضی اگر خیلی موفق باشند و درآمد زیادی داشتهباشند، احساس گناه میکنند. بعضی هرگز شاد نیستند؛ مگر مواقعی که غمگیناند. خوب؛ شما چهطوری راحتترید؟ خیلی جدی به این موضوع بیندیشید. رندی گیج باز هم دستش را روی نقطهی حساس گذاشت؛ نه؟! چهطوری راحتترید؟! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:40 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
To become a champion, you must be willing to educate yourself or be educated, to read about, learn and absorb all the things you need to know, even if they are completely new to you. برای قهرمان شدن، باید خودتان را آموزش دهید که همیشه آموزشپذیر باشید. دربارهاش بخوانید؛ یاد بگیرید و همهی چیزهایی را که نیاز دارید بدانید، جذب کنید؛ حتی اگر کاملاً برای شما جدید است. دوستان! چند وقت یک بار، چیز جدیدی یاد میگیرید؟ آخرین یادگیری جدیدتان کی بودهاست؟ طوفان ماه می نزدیک است. بالهایتان را برای پرواز آماده کنید! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:44 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
باز هم با یکی از لیدرهای خوب صحبت میکردم و شگفتزده شدم ... آیا ممکن است مثلاً یک سال در پالینور بودهباشید و هنوز این کار را انجام نداده باشید؟ اهدافتان را بنوسید. روشن و واضح. وقت صرف کنید و به آنها فکر کنید و آنها را روشن و مشخص بنویسید. به راه فکر نکنید. همهی اهدافتان را بنویسید؛ مالی، تعادل، خانه و اتوموبیل، همسر ایدهآل، وضعیت سلامتی، اهداف «بودن»، شامل ویژگیهای شخصیتیتان، حالات روحیتان و ... . همه را بنویسید. آنها را با در زمان حال بنویسید. چنان که گویی اتفاق افتادهاست. این اهدافت را هر روز بخوانید. برای هر هدف، هر کدامش، یک تصویر پیدا کنید که شما را یاد آن هدف بیندازد. مثلاً تعادلتان را بکشید و جلوی چشمتان ببینید. تصویر خانهی رؤیاییتان را ... عدد موجودی حسابتان را ... وسواس نداشتهباشید. کافیست تصویر شما را به یاد آن بیندازد. برای هر هرف یک سناریو بنویسید. مثلاً بیدار شدن از خواب در خانهی رؤیاییتان و کارهایی که میکنید ... قبولی در امتحان آیندهتان و تصویر و داستان لحظهای که این خبر را به شما میدهند و ... حالا، هر روز، بدون استثنا، بدون توجیه، بدون هیچ عذر و بهانه، روزتان را با خواندن این جملات و این اهداف آغاز کنید. تصاویر را ببینید. چشمانتان را ببندید و سناریوها را یک دو مرور کنید ... در پایان روز، قبل از خوابیدن نیز، یک بار دیگر همین کار را انجام دهید. حداقل دو بار در روز ... صبح، و شب، قبل از خواب. هر صبح و هر شب. هر روز صبح، پس از این کار، نیم ساعت را به رشد شخصی خودتان اختصاص دهید. نکند هنوز فکر کردهاید اینها مال دیگران است؟ نکند میخواهید از آن برای مجموعهتان-نه خودتان- استفاده کنید؟ نکند هنوز خیال دارید از هفتهی آینده شروع کنید؟ بس کنید. چرا نمیخواهید موفقیت را بپذیرید؟ چه اصراری دارید در نداشتنها و حسرتها – از هر نظر- بمانید؟! چرا کار به این سادگی را امتحان نمیکنید؟! حجت را بر شما تمام کردهایم. اگر این کار را نکنید، پیام را شنیدهاید و به آن عمل نکردهاید و در ناتوانی و ناداری خود خواهید ماند. به سرنوشتتان و به آفرینشتان احترام بگذارید. این فیلم را ببینید. کاری که باید بکنید، چیزی شبیه این است ...
این فیلم را اینجا هم می توانید ببینید. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 1:23 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان هر لحظه! چند روز پیش، دربارهی باور به اهداف صحبت کردیم. اگر به یاد ندارید یا آن را نخواندهاید، همین حالا آن مطلب را بخوانید و دوباره به اینجا برگردید؛ چون امروز میخواهیم هان مطلب را ادامه دهیم. در دو روز آخر ماه، پس از نوشتن آن مطلب، چیز شگفتانگیز دیگری دیدم که آن موقع کمتر به آن فکر میکردم. بحث باور را خواندید. در واقع: To achieve a result, you must expect it, and accept it. برای رسیدن به یک هدف، شما باید هم انتظار آن را داشتهباشید، هم آن را بپذیرید! انتظار داشتن (expect) به همان معنی باور داشتن هدف است. شما باید منتظر باشید تا هدفتان اتفاق بیفتد. یعنی باید باور داشتهباشید که چنین اتفاقی رخ خواهد داد؛ همچنان که قبلاً خواندید. اما قدم بعدی هم وجود دارد؛ وقتی آن واقعه رخ داد، شما باید آن را بپذیرید! (accept) . در روزهای آخر ماه آوریل، شرایط آنقدر آماده بود که اهداف به راحتی میسر میشد. با نهایت شگفتی دیدم که مشکل در فراهم شدن هدف نیست؛ بلکه مشکل برای بسیاری در پذیرفتن آن است! دوست ما ویژن 200هزار دلار تعادل میبندد؛ سعی میکند آن را باور کند؛ ماه آوریل آنقدر فضا فراهم است که روز آخر، ناگهان میبیند دارد به آن میرسد؛ آنقدر سرعت رشد زیاد است که با اندک باوری این اتفاق میافند؛ اما در نهایت تعجب، دوست ما خوشحال نمیشود و هدف را در آغوش نمیگیرد؛ بلکه برعکس؛ میترسد؛ هدف را پس میزند و آن را نمیپذیرد! بارها ادعا میکند که میخواهد چنین تعادلی داشتهباشد ... اما وقتی به سادگی به آن میرسد ... خودش کاری می کند که این اتفاق نیفتد. دستش را از روی عمد دراز نمی کند تا هدفش را که در برابرش قرار گرفته، فقط بردارد. دربارهی خودتان فکر کنید. ممکن است ویژن کسب درآمد 1 میلیون دلار داشتهباشید. حالا فرض کنید همین حالا پول در حساب شماست! اولین واکنش بسیاری از ما در این موقع، به جای شادی، اضطراب و پس راندن موفقیت است. خوب به این موضوع فکر کنید. با تمهیدی که کمپانیمان اندیشید؛ ماه می، بسیار بسیار پربارتر از آوریل خواهد بود. در این ماه آنقدر آسان به ویژنهای بزرگ میرسید که باورتان نمیشود. آنقدر راحت به سطح بازنشستگی کمپانی میرسید که شگفتزده میشوید. تنها یک مانع در برابرتان وجود دارد: این که خودتان، آگاهانه (و نه حتی ناآگاهانه!) جلوی موفقیتتان را بگیرید و در برابر سیل عظیم شادی، ثروت و موفقیت که جریان دارد، به جای شنا، سد بسازید و خود را در پناه ترسها و تردیدها از این باران شادی محروم کنید. شما فقط باید بپذیرید ... ولی حقیقت موفقیت آنقدر تکاندهنده است که بسیاری از آن میگریزند. رندی گیج، در وبلاگش، دقیقاً متناسب با همین ماه، مطلبی نوشتهاست. بخوانید: By Randy Gage, April 28th, 2009 چهچیزی شما را عقب میکشد؟ چه چیزی شما را از تلاش کردن برای نتایج بزرگتر، برجستهتر و جسورانهتر از هرآنچه تاکنون برای آن تلاش کردهاید، باز میدارد؟ بسیار خوب. شما چیزهای جدید را امتحان میکنید. به سراغ ماجراهای جدید میروید. اما واقعاً، چهقدر ریسک میکنید؟ چهچیزی مانع میشود که بیشتر ریسک کنید؟ آیا علت، ترس از شکست است یا ترس از موفقیت؟! ترس از ناشناختهها یا ترس از شناختهشدهها؟! شما به خاطر فرار از چیزی در عذابید یا به خاطر رفتن به سوی چیزی؟! ارزشش را دارد که به این موضوع فکر کنید. بررسی کنید و اجازه بدهید بدانیم در این باره چه میاندیشید. رندی گیج امیدوارم به اندازهی من تکان خوردهباشید. شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:9 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان! اخبار آغاز می هنوز تمام نشدهاست. نخستین طرح سوددهی برای محصول پیشبینی مسابقات ورزشی در تاریخ نتورک مارکتینگ،توسط کمپانی بزرگ پالینور از اول می 2009 آغاز به کار کرد. اینجا بخوانید. من هنوز از خوشی خبر تمدید ماه آوریل بیرون نیامدهام که این خبر ... به زودی دربارهی طرح Unilevel بیشتر خواهیم نوشت! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:6 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان! اخبار فوقالعادهی جدید را این جا بخوانید. قایل توجه دوستانی که دیروز و امروز این جملات را از آنها شنیدم: «حیف شد ... من دیر شروع کردم ...» «حیف شد ... مجموعهی من کوچیکه نرسید به این فرصت تغییر پلن و سود 7% ...» «حیف شد ... من این چند روز اسبابکشی داشتم (!) ...» و از آن مهمتر: «حیف شد؛ نتوانستم پولم را به آوریل برسانم و از سود 7% استفاده کنم ...» «حیف شد ...» نه. این بار حیف نشد. این مانند زندگی دوباره است! حیف نشد که هیچ، حالا میتوانید از فرصت دوباره با انبوه ورودیهای ماه آوریل استفاده کنید. ویژنتان را برای 15 روز اول و دوم می ببندید. یادتان نرود ... عدد رشدتان در ماه می، باید خیلی بزرگتر از عدد فعلی باشد. آخر ماه می را از حالا ببینید! شاد باشید و از این فرصت بینظیر و باورنکردنی دوباره، بهترین استفاده را بکنید! همراهتان خواهیم بود ... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:31 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همیشگی ماه آوریل، دیشب تمام شد. میزان رشد را خودتان بهتر میدانید؛ دیشب کل پالینور تقریباً دو برابر شد. از این پس نمیتوانید پالینور را شناختهشده ندانید. دیشب، با تمهیدات کمپانی، با وجود این استقبال بزرگ، هیچ مشکلی در استفاده از سایت پیش نیامد و همه توانستند از سایت استفاده کنند. دیشب، همچنان که قبلاً گفتیم، میزان رشد مهم بود؛ ولی مهمتر از آن، آغاز ساختن یک سازمان همیشه در حال رشد بود که بسیاری به آن رسیدند. میزان رشد به کنار؛ چه 1 پیالبی زده باشید و چه 100 تا، شما حالا افرادی جدید دارید؛ آمادهی رشد و تازهکار. و این یعنی پایههای آزادی مالی. بسیاری از شما، آوریل 2009 را به عنوان شروع رشدی که به آزادی مالیتان انجامید به یاد خواهید آورد. مبارک است ... جشن رفع محدودیت از ذهنهایتان؛ جشن جذب ثروت و شادی بیکران موجود در جهان؛ جشن بزرگ دیدن و بزرگ اندیشیدن و بزرگ بودن؛ و جشن آغاز رشد و تعالی همهجانبهتان؛ رشد مالی، موفقیت، سلامت، شخصیت، و در یک کلمه، شادی. این وبلاگ را در این شادی شریک بدانید! پسنوشت: میدانم. منتظر برنامهی درآمدی جدید هستید. سایت در حال تغییر است. به محض آمدن خبر جدید، آن را اینجا خواهید خواند. منتظر باشید! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:33 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
و سرانجام، 30 آوریل: آخرین روز سود 7% در ماه پیام هفتهی کمپانی را این جا بخوانید. پیامی که یکی از بزرگترین درسهای رشد شخصی را در خود دارد و عمل به آن میتواند همهچیز را تغییر دهد. بعداً مفصل دربارهاش خواهیم نوشت. سرعت رشد، شگفتانگیز است ... پالینور به بلوغی رسیده که از آغاز، انتظارش میرفت. ساعتهای باقیمانده را خیلی خیلی جدی بگیرید. با هر خبر جدیدی در اینجا همراه شما خواهیم بود. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 11:26 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
29 آوریل: فقط امروز و فردا را تا پایان آوریل و سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان اول از همه این که حواستان باشد. لطفاً کارهای امروزتان را به فردا نیندازید؛ اگرچه تمهیدات لازم انجام شده و فردا حتماً سایت را در اختیار خواهیم داشت، به هر حال شلوغی منجر به کند شدن سایت خواهد شد. بنابراین تلاش کنید فردا بار کاری سایت کمتر باشد و وقت کمتری بگیرد. هر ثانیه از وقت، امروز و فردا با ارزش است و تلف کردن آن در حال نگاه کردن و انتظار به صفحهی کامپیوتر، ضرری جبرانناپذیر. اگر فهرستهایی را که بارها دربارهاش صحبت کردیم، آماده کردهباشید، میدانید که امروز و فردا چه باید بکنید. بنابراین امروز و فردا را از دست ندهید. جمعه روز ارزیابی و مقایسه است؛ و البته روز آگاهی از Plan جدید و برنامهریزی آینده بر اساس آن. امروز و فردا تعیین میکند که حمعه را به چه احساسی آغاز خواهید کرد و چهقدر با تعادل 4 میلیون دلار و سطح اول بازنشستگی کمپانی فاصله خواهید داشت. حتماً تا به حال در پیشبینی هتریک شرکت کردهاید. اگر نه، شانستان را امتحان کنید؛ هرچه هم که باشد، 50 هزار دلار چیزی نیست که بشود به راحتی از آن صرف نظر کرد! پسنوشت: یکی از مشکلات وبلاگ این است که آدم دلش میخواهد خیلی بنویسد؛ ولی حجم نوشته باید محدود باشد؛ وگرنه خوانده نمیشود! اگر بدانید چهقدر دربارهی نتورک، پالینور و از همه مهمتر رشد شخصی و قوانین موفقیت و شخصیت مطلب داریم که بنویسیم ... از دوستانی هم که این روزها پرسشهایشان در قسمت نظرات بیپاسخ مانده عذر میخواهم. بعضی پرسشها نیاز به پاسخ مفصل – چه از طریق ای-میل و چه در همین وبلاگ- دارد که فعلاً فرصتش نیست. به زودی به سراغ آنها میرویم. یک لحظه از امروز و فردا را از دست ندهید. شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:9 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
28 آوریل: 2 روز تا پایان ماه آوریل و سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان قبلاً بارها دربارهی اهداف صحبت کردهایم. همین حالا، سریع بگویید: مهمترین دلیل برای نوشتن هدف چیست؟ چه فکر میکنید؟ قبلاً دلایل متعددی را برشمردهایم. ارزیابی میزان و نوع حرکت، تعیین جهت حرکت، رضایت از دستیابی به چیزی، اصلاً شروع حرکت و ...، همه نیازمند هدف است و دلیل ما برای نوشتن اهداف. اما به نظر من، مهمترین دلیل ما برای داشتن هدف، یک چیز است: باور کردن هدف. برای همین است که باید اهداف خود را تجسم کنید. برای همین است که باید برای هر هدفتان یک تصویر خوشآیند پیدا کنید که شما را یاد آن بیندازد و آن را کنار هدفتان بچسبانید و ببینید. برای همین است که باید بر اساس اهدافتان سناریوی زندگی بنویسید؛ خودتان را در حالت رسیده به آن هدف تجسم کنید و آن را بیشتر و بیشتر باور کنید. باید یک روز خود را در خانهی رؤیاییتان تجسم کنید؛ که با بیدار شدن از خواب چه میکنید؟ کدام پنجره را باز میکنید؟ کجا صبحانه میخورید و ... . اینها، ساختن تصویر، نوشتن سناریو و تجسم، راهی است برای آن که هدفتان را باور کنید. چرا؟ به یک دلیل مهم: باور کردن ناخودآگاه شما را برای رسیدن به هدف به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. خودآگاه، تحلیل میکند؛ تجزیه میکند و مفاهیم را با عقل و منطق قبول یا رد میکند. اما ناخودگاه، تجزیه و تحلیل نمیکند. ناخودآگاه فرق خیال و واقعیت را نمیفهمد. وقتی شما فیلم هیجانانگیزی میبینید و قلبتان میتپد، خودآگاهتان میداند که این یک فیلم است و هنرپیشهها دارند برای شما بازی میکنند. اما برای ناخودآگاهتان فرقی نمیکند که این خیال است یا واقعیت. ناخودآگاهتان با فیلم درست مثل واقعیت برخورد میکند؛ در نتیجه شما را میترساند، به هیجان میآورد، به گریه میاندازد یا خشمگین میکند؛ با وجودی که خودآگاه شما، به خوبی میداند که این فقط یک فیلم است، در برابر تأثیر ناخودآگاه کاری نمیتواند بکند. شما تنها باید اهدافتان را به ناخودآگاهتان بباورانید. بقیهی کارها را خودش خواهد کرد؛ آنقدر محکم و قطعی که باورتان نخواهد شد. برای باوراندن، باید مرتب با اهدافتان زندگی کنید. باید آنها را تجسم کنید. باید دقیقاً بدانید که چه میخواهید تا ناخودآگاهتان چیزی روشن را باور کند. باید تصویر بسازید. باید هر روز صبح، و هر شب قیل از خواب، این تصاویر و این سناریوها را مرور کنید. باید آنقدر اهدافتان را تکرار کنید که ناخودآگاهتان، باورش کند! بقیهی کار دیگر خیلی ساده است! این، همان قانون Creativity موفقیت است و قانون آفرینش؛ آفریدن اهدافتان برای ناخودآگاه. یکی از 7 قانونی که رندی گیج در کتاب سعادت از آن نام میبرد؛ و شاید دوستداشتنیترینشان. سه روز آخر ماه، آغاز شد. پیروز باشید! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 8:44 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
27 آوریل: 3 روز تا پایان ماه آوریل و سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان اگر به توصیهی دیروز عمل کردهباشید، هماکنون فهرستی دارید از افرادی که در سازمان شما قرار است در 3 روز آینده، حداقل 2 PLB بزنند. حالا میدانید باید با چه کسانی تماس بگیرید؛ چه کسانی را پیگیری کنید و هرکدام باید چه مبلغی سرمایه جذب کنند. کسب درآمد باینری با توجه به پایان سود 7% در ماه در پایان آوریل، در حال حاضر بسیار آسان است. تنها و تنها باید سازماندهی درستی داشتهباشید که این فهرست به شما کمک میکند. از سوی دیگر، فهرستی دیگر هم دم دستتان دارید؛ حتی اگر هیچ مجموعهای نداشتهباشید. فهرست مشاورههای انجام شدهتان در هر زمانی، که باید خبر نزدیک شدن پایان آوریل و دلیل اهمیت آن را به آنها بدهید. این فهرستها، شما را در سه روز باقیمانده از سردرگمی باز میدارد و دقیقاً میدانید چه باید بکنید تا از فرصت این 3 روز، درست و کامل استفاده کنید. اما امروز ... معرفی کوتاهی از یک کتاب باارزش دیگر که به فارسی موجود و برای رشد شخصی روزانه بینظیر است، خواهید خواند: سعادت / نویسنده: رندی گیج / ترجمه: نیما عربشاهی رندی گیج را خوب میشناسید. مردی که سرنوشت خود را، خود رقم زده و اسرار دلنشین این زندگی بینظیرش را با ما قسمت میکند. خوشبختانه کتابی از او، که در برگیرندهی چکیدهی نظراتش است، به زبان فارسی در اختیار ما قرار دارد: مجموعه سعادت شامل پنج كتاب از رندي گيج است كه به كوشش نيما عربشاهي در يك جلد جمعآوري و ترجمه شدهاست. 1- غناي خود را بپذير 2-ذهن سعادتمند 3-هفت قانون معنوي سعادت 4-هفت راز سعادت 5-صدویک كليد سعادت سعادت از ديرباز موضوعي مورد توجه بوده و نقطهنظرات مختلفي در مورد آن بيان گرديده است. اين كتاب شامل مباني اصلي و تأثيرگذار در تحقق سعادت و همچنين موانع موجود در اين مسير از نگاه استاد بزرگ نتورك " رندي گيج " است. سعادت از نظر رندی گیج، یعنی فراوانی. فراوانی در ثروت، سلامتی، روابط خوب و ... . سعادت چيست؟ شخصيت و رابطهی آن با سعادت، عوامل تأثير گذار بر شخصيت، نحوهی كنترل ذهن، آگاهي از برنامهريزي شكست از دوران كودكي، تقابل خودآگاه و ناخودآگاه، عوامل مؤثر بر احساس رضايت و همچنين ويژگي انسانهاي قرباني بخشي از مباحث ارزشمند اين كتاب است. لحن رندی بزرگ بسيار رك است و مثل همیشه، دقیقاً به هدف میزند. اگر تحمل نقد شدن را داريد؛ اگر انسان ركي هستيد؛ اگر معتقديد كه شما و طرز فكرتان است كه جهان پيرامونتان را تشكيل ميدهد؛ اگر خود را سزاوارتر از آنچه هستيد ميدانيد؛ اگر ميخواهيد برروي شرايط پيرامون خود تاثير بگذاريد؛ اگر قرباني بودن را نميخواهيد؛ اگر آمادهاید که تغییر کنید؛ اگر بهترينها را ميجوييد و اگر جهان قلههاي رفيع، موفقيتهاي بزرگ و لذتهاي ناب را سزاوار خود ميدانيد، خواندن اين كتاب را به شما توصيه ميكنم. اما اگر زودرنجيد و انتقادپذير نيستيد؛ اگر معتقديد كه شرايط، جهان پيرامونتان را رقم زده. اگر به آنچه هستيد قانعيد و خود را بالاتر نميبينيد؛ یا درستتر بگويم: خود را بالاتر نميخواهيد؛ اگر باور داريد كه توانايي تأثير بر محيط پيرامون خود را نداريد؛ اگر خود را بدشانس ميدانيد؛ اگر معتقديد كه ذاتاً قرباني آفريده شدهايد و جهان آرزوها متعلق به ديگران است و اگرهايي از اين قبيل، خواندن اين كتاب را برايتان بيشتر توصيه ميكنم. قوانین رندی گیج، جواب میدهد و به خوبی، برای شما یک هدف «بودن» ایجاد میکند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 7:12 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
26 آوریل: 4 روز تا پایان ماه آوریل و سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان اگر از زمان سرمایهگذاریتان تاکنون درآمد PLB نداشتهاید، در روزهای باقیمانده، از ماه آوریل، حداقل به دو PLB دست خواهید یافت. با تمامی مشاورههای قبلیتان تماس بگیرید و پایان فرصت سود 7% را به آنها یادآوری کنید. اگر قبلاً PLB زدهاید، دو وظیفه دارید: 1-پتانسیلهای باقیماندهتان را برای سرمایهگذاری از یاد نبرید. لیست مشاورهها و افرادی را که مشاوره نکردهاید، از برابرتان دور نکنید. 2-فهرستی از افراد سازمان خود-که با واسطهی شما سرمایهگذاری کردهاند و تاکنون درآمد PLB نداشتهاند- بنویسید یا تهیه کنید. هریک از این افراد، حتی اگر همین دیروز سرمایهگذاری کردهاشند، در روزهای باقیمانده میتوانند به درآمد دو PLB دست یابند. ترتیبی دهید با تکتک این افراد تماس گرفتهشود و فعالیتشان برنامهریزی شود. این کارها، باعث خواهد شد که رشدتان در آوریل، آنچنان که شایسته است باشد. شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 8:24 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
25 آوریل: 5 روز تا پایان ماه آوریل و سود 7% در ماه فرصت دارید. هفتهی کاری آخر آوریل، آغاز شدهاست. تاکنون، مشاورهها را برگزار کردهاید. از فرصت 500 دلاری استفادهی کافی برده و تعداد افرادتان را زیاد کردهاید. ویژن مناسب برای آوریل را داشتهاید. فرصت پایان سود 7% در ماه را به همه اطلاع دادهاید. حتماً CD رندی گیج را با بالاسریها و زیرمجموعههایتان دیدهاید. ویژن حداقل 600 دلار درآمد باینری را برای افراد در همین هفتهی گذشته تعیین کردهاید. در گردهمآییها شرکت کردهاید ... حالا هفتهی آخر فرا رسیدهاست. زمان چیدن میوههایی که در تمام طول ماه، مشغول مراقبت برای به بار نشستن آن بودهاید. با تمام مشاورههایی که تاکنون برگزار کردهاید (چه 5 ماه قبل و چه هفتهی قبل) مجدداً تماس بگیرید و یادآوری کنید که فرصت سود 7% در ماه تا چند روز دیگر به پایان میرسد. روز چهارشنبه را به همه اعلام کنید تا بار سایت را در روز آخر ماه زیاد نکنید. سرمایهگذاران سازمانتان را هم سازماندهی کنید تا با تمام مشاورههایشان از آغاز تاکنون تماس بگیرند. فهرستهایتان را از جلوی چشمانتان دور نکنید. فهرست مشاورهها، برای خبر دربارهی 7% و پیگیری مجدد؛ فهرست افراد مشاوره نشده؛ برای آنکه نزدیکان را سریعتر مشاوره کنید؛ فهرست سرمایهگذاران، برای آنکه این موضوعات را با آنها هم در میان بگذارید. و از همه مهمتر، از پیگیری این وبلاگ غافل نشوید. نصیحت به یاد ماندنی رندی گیج را بخوانید: شاد کردن یک نفر By Randy Gage, April 20th, 2009 داشتم جملهای میخواندم در کتابی که برای تولدم هدیه گرفتم: «سعی کن روزی یک نفر را خوشحال کنی؛ به این ترتیب، در 10 سال، تو 3650 نفر را شاد کردهای؛ به عبارت دیگر، یک شهر کوچک را با سرمایهی شادی که بخشیدهای روشن کردهای». پیشنهاد خوبی است، اگر میخواهید یک شخصیت خودآزار و دارای اختلال شخصیت باشید! پس بگذارید پیشنهاد خودم را به شما ارائه دهم: «سعی کنید حداقل روزی یک نفر را شاد کنید: خودتان را!» رندی گیج |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 8:30 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
24 آوریل: 6 روز تا پایان ماه آوریل و سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان همیشگی! اول آنکه پنجشنبهی آینده، آخرین فرصت برای استفاده از ماه بزرگ آوریل است. بعد از پایان امروز، تنها 6 روز فرصت دارید. دوم آن که امروز، فردا و پسفردا، صدها Event در سراسر ایران برگزار میشود. حضور در این گردهمآییها را جدی بگیرید. هرچه بیشتر از افراد زیرمجموعهتان و نیز افراد مشاوره شده که هنوز سرمایهگذاری نکردهاند را به این گردهمآییها ببرید تا معنی موفقیت را ببینند. سوم آن که دیروز در تماس با چند لیدر متوجه شدم که معنای اهداف بودن و نیز آن تمرین را دربارهی تعادل 4 میلیون دلار، کامل دریافت نکردهاند. بنابراین کمی توضیح بیشتر لازم است: برای داشتن بعضی چیزها، شما باید بررسی کنید که چه کسانی چنان چیزهایی دارند و این افراد چهگونهاند. آنوقت، شبیه شدن به این آدمهای موفق، اهداف بودن شما را تشکیل میدهد. به عنوان مثال، هدفی را در نظر میگیریم که اکثر شما دارید: رسیدن به تعادل 4 میلیون دلار و سطح اول بازنشستگی کمپانی. آیا کافیست که در فهرست اهدافتان بنویسید: «من تعادلم 4 میلیون دلار است» و هر روز این جمله را با صدای بلند بخوانید؟ این کار لازم است. ولی کافی نیست. باید چشمتان را ببندید و تجسم کنید ... یک فرد با تعادل 4 میلیون دلار در برابر شما ایستاده یا به جلسهی شما آمده یا در یک گردهمآیی مشغول سخنرانی است. خوب؛ چنین فردی چه شکلی است؟ چه پوشیده؟ چهگونه صحبت میکند؟ دربارهی چه صحبت میکند؟ با زیرمجموعهاش چهگونه رفتار میکند؟ با بالاسریاش چهطور؟ جواب فلان سؤال را چه میدهد؟ چه میخواند؟ روزش چهگونه میگذرد؟ در برابر فلان خبر منفی چه واکنشی نشان میدهد؟ در برابر فلان خبر مثبت چهطور؟ و ...؛ خوب؛ حالا شما چهگونهاید؟ چه تفاوتهایی با این فرد دارید؟ برطرف کردن ین تفاوتها و شبیه شدن به این آدم که شما در ذهنتان مجسم کردید، یعنی هدف بودن شما؛ که نتیجهاش، میشود هدف داشتن تعادل 4 میلیون به 4 میلیون! این کار را برای تمام اهدافتان انجام دهید. آیا اگر میخواهید یک مؤسسهی خیریه راهاندازی کنید، صحبت کردن شبیه مدیر یک مؤسسهی خیریه در اهدافتان هست و به آن فکر میکنید؟ آیا اگر میخواهید یک مدرس بینالمللی نتورک باشید، دانستن زبان بینالمللی جزو اهدافتان هست؟ آیا اگر میخواهید بزرگترین خانهی شهر را داشتهباشید، شبیه آدمی هستید که چنین خانهای دارد؟ همین حالا، تعادل خود را در پایان آوریل در نظر بگیرید و با اطمینان بگوییید: «من تعادلم ... دلار به ... دلاره. سپاسگزارم!» و آنوقت، مجسم کنید که پنجشنبه شب است و این اتفاق رخ داده ... در آن صورت شما چه میکنید و چه حالی دارید؟ از حالا همانطور باشید! شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 7:27 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
23 آوریل: 7 روز تا پایان ماه آوریل و سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان همیشگی! دقیقاً یک هفتهی دیگر باقیست. به بار سایت در روز آخر فکر کنید ... بعد از خواندن مطلب دیروز از رندی گیج، لازم است که ادامهی آن را هم بخوانید و خوب به اهداف بودنتان فکر کنید. فراموش نکنید؛ شما چیزی را به دست میآورید که قبلاً کسی شدهباشید که آن شیء را دارد.
By Randy Gage, April 17th, 2009 در مطلب دیروز، دربارهی قسمت «بودن» یا «شدن» از اهدافتان صحبت کردیم. این قسمت، مهمترین عنصر سازندهی سلامتی، شادی و فراوانی برای شماست. اگر میخواهید چیزی به دست بیاورید، بتر است که دربارهی این فکر کنید که چهچور آدمی چنان چیزی دارد؟ افراد ثروتمند، کسی شدهاند که لایق و امین ثروت است. افراد سالم، کسی شدهاند که ورزش میکند و درست غذا میخورد. افراد موفق کسانی هستند که قبلاً نیاز به ارزش نهادن به دیگران را درک کردهاند. امروز کمی وقت بگذارید و دربارهی چیزهایی که میخواهید داشتهباشید فکر کنید. سپس فکر کنید چهجور آدمی باید بشوید تا این اتفاق بیفتد؟ رندی گیج |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 8:4 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
22 آوریل: 8 روز تا پایان ماه آوریل و سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان همیشگی! چند روز پیش با یکی از لیدرها صحبت میکردم و متوجه نکتهی جالبی در او شدم. او ویژنهای خیلی خوبی دارد و آدم توانایی هم هست؛ مثلاً به شدت به دنبال آن است که هرچه زودتر به تعادل 4 میلیون به 4 میلیون دلار برسد و از مزایای آن استفاده کند. برای این کار هم خوب تلاش میکند؛ ولی ... متوجه شدم که بعضی اعمال و موضعگیریهایش، با اهدافی که میخواهد به آنها برسد نمیخواند و نمیتوان با آن اعمال، چنان حالتی را تصور کرد. از او خواستم کمی فکر کند و یک لیدر با تعادل 4 میلیون را در نظر بگیرد. آن وقت، ویژگیهایی که این لیدر دارد، در رفتار، گفتار، شخصیت، میزان مطالعه، نحوهی برخورد با بالاسری و زیرمجموعه، نحوهی ادارهی جلسه، دانش و ... را روی یک کاغذ بنویسد. در طرف دیگر کاغذ، ویژگیهای خودش را بنویسد و ببیند چه تفاوتهایی با این لیدر دارد؛ تا بداند علاوه بر داشتن چنین ویژنی، بداند چهگونه باید بشود. دوستان؛ ما برای داشتن بعضی چیزها، باید آدم دیگری هم بشویم. نمیشود شما هنوز به مقادیر اندک فکر کنید، یا هیچ کتابی نخوانید، یا از دایرهی نفوذتان استفاده نکنید، یا همهچیز را از خودتان ندانید، یا قدرت روحی بالا نداشتهباشید، و آن وقت چیزی بخواهید که همهی اینها را میخواهد. فقر، شخصیتی دارد و ثروت، شخصیتی. شخصیت و کارهای شما شبیه کدام است؟ جالب این بود که رندی گیج، دو روز بعد، در وبلاگش دقیقاً همین مطلب را به زیبایی هرچه تمامتر نوشت! شباهت فکر است دیگر ... کاریاش نمیشود کرد! بخوانید: آیا کسی شدهاید که برای ثروتمند شدن، لازم است باشید؟
دوستم آلوین دی میگوید سه نوع رؤیا وجود دارد: -رؤیای داشتن -رؤیای انجام دادن -رؤیای بودن این موضوع، وقتی به نظر میرسد افراد در ظاهر کردن رؤیایشان مشکل دارند، دیدهمیشود. یک نفر چند وقت قبل، در یکی از کارگاههای من شرکت کرد و چنین مشکلی داشت. من از او خواستم نقشهی موفقیتش را به من نشان دهد. (نقشهی موفقیت، که رندی در سایر درسهایش هم دربارهی آن صحبت میکند، تابلویی است که شما تصاویر اهدافتان را از اینترنت، مجلات و ... روی آن میچسبانید. این تصاویر هر چیزی میتواند باشد؛ هرچیز که شما را به یاد آن هدف بیندازد؛ و ممکن است حتی برای دیگران یک مفهوم دیگر داشتهباشد. بعداً در این باره خواهیم نوشت). بله؛ از او خواستم نقشهی موفقیتش را به من نشان دهد. وقتی نقشهاش رادیدم، با دیدن این که او چهقدر چیز میخواد شوکه شدم. همهاش رؤیای داشتن بود. و این، دام خطرناکی که بعضی به آن میافتند. نقشه او جواهرات داشت، لباسهای زیبا، ماشین، خانههای متعدد و بسیاری چیزها که او میخواست داشتهباشد. ولی هیچ چیز نبود که او بخواهد انجام دهد. و مهمتر از آن، هیچ چیز نبود که او بخواهد بشود ... و قسمت مشکلدار، همین است. برای داشتن چیزها، شما اول باید چیزی بشوید. خوب، اهداف شما چهگونه است؟ رندی گیج خوب. نگاهی به اهدافتان بیندازید. چهقدر اهداف انجام دادن، و یا اهداف بودن دارید؟ تمرین بالا را درباره رسیدن به تعادل ۴ میلیون دلار انجام دهید و نتیجه را ببینید! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 8:27 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
21 آوریل: 9 روز تا پایان ماه آوریل و سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان! دیروز با یکی از لیدرهای بزرگ صحبت میکردم و نکتهای گفتهشد که فکر میکنم خوب است شما هم بدانید: در 9 روز باقی مانده از ماه آوریل، هر ساعت کار، از نظر ارزش و نتیجه، مساوی 4 ساعت کار در روزهای عادی است. بنابراین اگر روزی 5 ساعت را به کار نتورکتان اختصاص دهید، نتیجهای برابر با روزی 20 ساعت در حالت عادی خواهید گرفت. پایهی آزادی مالی خود را در آوریل بریزید. از این پس، همچنان که وعده کردهبودیم، هر چند روز یک بار، یک کتاب ارزشمند را برای رشد شخصی، چه از نظر تکنیکی و چه از نظر شخصیت به شما معرفی میکنیم. این کتابها، کیمیای پیروزی هستند: اولین سال شما در بازاریابی (تنها رازموفقیت، دوام اوردن) نوشته مارک و رنه رید یارنل ترجمهی مسعود عیوضخانی و پرستو شوکتی انتشارات پردیس دانش قیمت: 5500 تومان اگر شما سرمایهگذاری کردهاید، حداقل 5 سرمایهگذار جذب کردهاید و حداقل 1 PLB داشتهاید، حتماً سری به نزدیکترین کتابفروشی بزنید و این کتاب را بخرید و بخوانید! این کتاب به شما یاد میدهد چهگونه شروع کنید و در این راه، خطرات غیرمنتظره در چه جاهایی در کمین شما هستند و چهگونه از آنها دوری کنید. برای شبکهسازانی که تجارتشان را جدی گرفتهاند، خواندن این کتاب ضروری است. شما در این کتاب هیچ سخن بیهودهای در مورد زود پولدار شدن نخواهید شنید. این کتاب برای کسانی که آن را جدی بگیرند، آزادی مالی به همراه دار د. ویژگی مهم این کتاب آن است که کاملاً علمی و بر اساس شواهد نوشتهشده است. با شما تعارف ندارد و صریحاً اشتباهات را به شما گوشزد میکند؛ آن هم با شواهد و مدارک کافی. پیشگفتار کتاب را هم ریچارد پو، مدرس بزرگ نتورک نوشته و کتاب را به خوبی تأیید کردهاست. فقط کافیست نگاهی به عناوین فصلها بیندازید تا شوق خواندن کتاب از جا بلندتان کند: فصل اول: بیاعتنایی به موشک جواب رد: جواب رد را به حامی خود بدل کنید: در این فصل دربارهی جواب ردی که از همسرتان، دوستتان، خانوادهتان و ... میشنوید جداگانه خواهید خواند؛ که هریک از این پاسخهای رد را به یک فرصت خوب بدل کنید. فصل دوم: اجتناب از تلهی مدیریت: به جای وابستگی، خودکفایی را تقویت کنید: چهقدر هر لیدری دوست دارد بتواند این کار را بکند! نه؟ فصل سوم: جاخالی دادن از افسردگی: چهگونه دیدگاه مثبت بیافرینید و چهگونه آن را انتقال دهید و شش فصل خواندنی دیگر که بهتر است در خود کتاب ببینید. در پایان هر فصل از این نه فصل، در چند صفحهی کوتاه، خلاصهی فصل به خوبی بیان شدهاست. اما از همهی اینها گذشته، به شدت توصیه میکنم قبل از هرچیز به سراغ مقدمهی بسیار خواندنی کتاب بروید و آن را از دست ندهید. جملاتی از مقدمهی خواندنی کتاب: «نتیجهی تحقیقات ما نشان میدهد که 95% افرادی که ده سال در بازاریابی شبکهای دوام آوردهاند، به ثروتی ورای توقعشان دست یافتهاند. این افراد به پاداشهای مالی سرسامآور یا آزادی زمان و یا هردو دست یافتهاند که آنها را قادر ساخته بتوانند برای انجام کارهایی که بیش از هر چیز برایشان مهم بوده وقت کافی اختصاص دهند ...» «... مسلماً بازاریابی شبکهای بزرگترین فرصت در تاریخ نظام سرمایهداری است و ما از ای که توانستیم در این صنعت شرکت کنیم بسیار مفتخر هستیم ...» اگر تجربهی بازاریابی شبکهای دارید، جاهای بسیاری این کتاب دقیقاً حرف دل شما را خواهد زد و آرزو میکنید کاش زودتر آن را خوانده بودید. اگر هم بیتجربهاید، با این کتاب نتیجهای بسیار متفاوت خواهید گرفت! شاد باشید. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 15:33 توسط علیرضا
|
||