تبليغاتX
سرمایه‌گذاری
درباره سرمایه‌گذاری در شرکت پالینور

Often the difference between a successful man and a failure is not one's better abilities or ideas, but the courage that one has to bet on his ideas, to take a calculated risk, and to act.

- Maxwell

اغلب تفاوت بین یک فرد موفق و یک شکست‌خورده، توانایی‌های بیشتر یا ایده‌های بهتر نیست؛ بلکه انگیزه‌ایست که باعث می‌شود فرد حاضر باشد. روی ایده‌اش شرط ببندد ... که ریسک کند، و عمل کند.

دوستان هم‌راه

اخبار دیروز، می‌تواند 15 روز دوم ژوئن را به بزرگ‌ترین و به یادماندنی‌ترین زمان رشد شما تبدیل کند. یاد روزهایی به خیر که پالینور تازه شروع به کار کرده‌بود و ما با حداقل داشته‌ها مشغول کار بودیم؛ روزهایی که افراد منفی‌باف با طعنه و بدبینی به ما نگاه می‌کردند و مرتب پیش‌بینی می‌کردند که شش ماه یا یک سال بیشتر دوام نمی‌آوریم! امروز مدارک و اطمینان‌ها آن‌قدر زیاد است که با سود فوق‌العاده‌ی 6% در ماه، هیچ ریسکی باقی نمی‌ماند. پیش‌نهاد می‌کنم دوباره به سراغ لیستتان بروید؛ تمامی افراد قدیمی را، حتی کسانی را که دو سال پیش مشاوره کرده‌اید، دوباره مشاوره کنید آن‌ها را در جریان اخبار جدید قرار دهید.

به تیم قدرتمند پالینور و اندیشه‌ی تیم اقتصادی آن، که قدم به قدم به سوی تثبیت یک کمپانی بزرگ و بی‌رقیب می‌رود، افتخار می‌کنیم. پالنور بزرگ‌ترین فرصت زندگی شماست. این جمله را خیلی‌خیلی جدی بگیرید.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 19:49  توسط علیرضا 

دوستان هم‌راه

اخبار بینظیر جدید را اینجا بخوانید. از این فرصت بی نظیر خوب استفاده کنید.

یک نکته‌ی مهم دیگر: دوبله‌ی فارسی سخن‌رانی رندی گیج در سمینار پالینوراینترنشنال چند روز است که آماده شده و هم‌اکنون در مجموعه‌ها وجود دارد. این دوبله با بهترین کیفیت و توسط هنرمندان خوش‌صدای کشورمان انجام شده و دیدن آن برای هر پالینوری کاملاً واجب است. این CD را از بالاسری‌تان بخواهید. به نظر من، این CD را باید بارها و بارها ببینید؛ چون رندی گیج در این 1 ساعت، دوره‌ی فشرده‌ای از نتورک را به زیباترین وجه برای شما مطرح می‌کند؛ درسی بهتر از این CD برای رشد شخصی روزانه وجود ندارد.

چهارمین روز از 15 روز دوم ماه ژوئن را پشت سر می‌گذاریم. 12 روز دیگر به پایان ژوئن فرصت باقیست. 12 روزی که سرنوشت خیلی از ما، به ویژه لیدرهای بزرگ به آن وابسته است.

در ادامه‌ی مطلب این چند روز، حتماً تاکنون با خود خلوت کرده‌اید؛ تا کمی فکر کنید و خودتان، استراتژی مناسب را برای این روزها بریزید. استراتژی که از فکر خودتان نشأت گرفته و شما را به سرمنزل مقصود می‌رساند. مثلاً، برای لیدرها، شاید لازم باشد زمانی را هر روز صبح، مثلاً 9 تا 11، با 5 نفر اصلی سازمانتان تماس بگیرید و برنامه‌های روز را چک کنید. یک پیش‌نهاد بسیار خوب و بلکه واجب دیگر این است: دور هم جمع شوید و CD فارسی رندی گیج را با هم ببینید. برای افراد تازه‌وارد، کار آسان‌تر است؛ چون راه دقیق و امتحان پس‌داده وجود دارد؛ برای مشاوره‌ها و تعیین تکلیف‌ها.

یکی از نکات مهم در کار ما این است که راه موفقیت ما از موفقیت دیگران می‌گذرد. راه شادی ما از شادی دیگران می‌گذرد. تا دیگران احساس پیروزی نکنند، به شما نیز احساس پیروزی دست نخواهد داد. بهترین تعهدی که می‌توانید بدهید، این است که مثلاً 5 نفر را به سطح اول بازنشستگی برسانید. رندی گیج حتی از این هم فراتر می‌رود و می‌گوید:  

برکت دادن به خودتان و دیگران


By Randy Gage, June 9th, 2009

هر روز صبح، وقتی من جملات تأکیدی روزانه و اهدافم را می‌گویم، هم‌چنین دعا می‌کنم. من لیست طولانی از افراد گوناگون در دعایم دارم. وقتی برای آن‌ها دعا می‌کنم، می‌دانم سرنوشت، بهترین خوبی‌ها را به سوی آن‌ها جاری خواهد کرد. من فقط روی این موضوع تأکید می‌کنم و آن را می‌گویم.

چرا همین امروز زمانی را برای فکر کردن مثبت درباره‌ی دیگران اختصاص نمی‌دهید؟

اگر ویژنی برای بهبودی یک بیمار دارید، درباره‌ی بیماری فکر نکنید. اگر برای ثروتمند بودن کسی دعا می‌کندی، هیچ فکر یا جمله‌ای را به فقر اختصاص ندهید. به جای آن، ویژنی از آرزوهای خوب برای آن‌ها داشته‌باشید. بهترین‌ها را برای آن‌ها بخواهید تا این بهترین‌ها به سوی ما نیز باز گردند.

امروز را به  سپاس‌گزاری برای برکت‌یافتن دیگران بگذرانید. بیش از آن را به سوی خودتان جذب خواهید کرد!

رندی گیج

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 11:23  توسط علیرضا 

دوستان هم‌راه

قبلاً بارها درباره‌ی یادگیری و آموزش صحبت کرده‌ایم. باید بدانید که یادگیری بر دو نوع است:

در نوع اول، شما چیزی را یاد می‌گیرید و از آن پس، بدون نیاز به تغییر چندانی از آن استفاده می‌کنید و سود می‌برید. مثلاً اگر رانندگی را یاد گرفته باشید، یا عملیات محاسبه را، یا تایپ کردن را، برای همیشه می‌توانید بدون کم و کاستی از دانسته‌هایتان استفاده کنید.

بعضی از  دوستان، کار ما را هم چنین چیزی می‌پندارند و انتظار دارند که با یادگیری چیزهایی، خیالشان راحت شود و با تکرار همان چیزها به آزادی مالی برسند. این خطای بزرگی است که باید برطرف شود.

کار ما، شغلی است مثل مدیریت یک شرکت، یا پزشکی، یا معلمی. در این شغل‌ها شما نیاز به یک سری اطلاعات پایه دارید تا کارتان را شروع کنید. ولی هرگز نمی‌توانید به آن اکتفا کنید و هرگز نباید در آن متوقف شوید. شما مدام با شرایط جدید روبه‌رو می‌شوید که علاوه بر تکمیل دانسته‌هایتان، باید فکر کنید، برنامه‌ریزی کنید، طرح‌های جدید بریزید و آن‌ها را اجرا کنید.

مهم نیست که الآن همه‌چیز را بدانید. اصلاً چنین چیزی ممکن نیست. مهم این است که به جای ذهنی پر از دانسته‌ها، ذهنی آماده‌ی ریختن طرح جدید برای شرایط جدید داشته‌باشید.

اگر می‌خواهید لیدر بزرگی باشید و از این فرصت استثنایی زندگی‌تان، استفاده ببرید و بعداً حسرت نخورید و از پالینور به آزادی مالی برسید ...

1-هرگز رشد شخصی روزانه را، که بخشی از آن دانش مدیریت و نتورک است، متوقف نکنید.

2-هرگز فکر نکنید که با همین دانسته‌ها و شرایط می‌توانید ادامه دهید! اگر شما 2 ماه، طرح جدیدی نریزید و کار جدیدی نکنید، اعضای مجموعه‌تان خیلی خوب می‌فهمند که در جلسه‌تان حرف جدیدی برای گفتن ندارید!

3-از شرایط (مانند شرایط این روزها) گله نکنید. یکی از لیدرها می‌گفت که قطع SMS  در این روزها کل سازمانش را به هم ریخته و از این قضیه بسیار شاکی بود! کار شما همین است: شرایط مختلف باید پیش بیاید و شما مطابق با آن شرایط، طرح‌های جدید برای پیش‌برد کارتان بریزید و از شرایط به سود خودتان و سازمانتان استفاده کنید.

4-منتظر نباشید تا با انجام یک سری کارها و تکرار آن‌ها، همه‌چیز خودبه‌خود پیش برود ... باید بیشتر بدانید؛ منتظر شرایط جدید باشید و مطابق با آن، تغییرات ایجاد کنید ... از تغییر دادن محتوای جلسات، تا شکل جلسات، تا نوع Eventها، تا محتوای مشاوره و ...

15 روز آخر ژوئن، به ویژه برای لیدهای بزرگ، از نظر امتداد راه و ارزیابی لیدرهای جدید خیلی خیلی مهم است. این جمله را، و این 15 روز را، خیلی خیلی جدی بگیرید.

شاد باشید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 11:5  توسط علیرضا 

دوستان هم‌نبرد

دیروز با یکی از لیدرها درباره‌ی نتیجه‌ی 15 روز پیشین و 15 روز آینده صحبت می‌کردم. نکات زیادی در صحبت‌ها وجود داشت؛ اما مهم‌ترین نکته، تعداد «ن» در صحبت‌هایش بود!

از اول تا آخر صحبت، حرف‌های دوستمان پر بود از «نمی‌شود» و «نشد» و «نمی‌توانند» و «نتوانستند» و «نمی‌توانم» و «نمی‌کنند» و «نرسیدند» و ...! اولش می‌خواستم بشمرم؛ ولی کمی بعد که تعداد «ن»‌ها غیر قابل شمارش شد!

این «ن»ها، مفهومشان را به شما جذب می‌کنند. مانند ویروس، ذهن ناخودآگاه شما را برای خودشان برنامه‌ریزی می‌کنند و آن‌وقت، برنامه‌ی خودشان را در ذهن شما اجرا می‌کنند. آدم مبتلا شده به چنین ویروسی، در حالی که حتی ممکن است تا دیروز کاملاً مثبت و پرتلاش بوده‌باشد، گوشه‌ی خانه روی مبل لم می‌دهد. صورتش گرفته است؛ گویی لاینحل‌ترین مشکل عالم در برابرش قرار دارد. مدام فکر می‌کند که چرا وضعش این‌قدر بد است؛ از دست خودش و زیر مجموعه‌ها و شاید بالاسری‌اش عصبانی است؛ ویژن‌های خودش را دور و بیهوده می‌بیند؛ نه حوصله‌ی انجام رشد شخصی را دارد و نه حوصله‌ی رفتن به جلسه و مشاوره و تلفن کردن برای پی‌گیری و ...؛ و به جای فکر کردن به ویژن‌ها و روش کار و ...، به جای این که خلاقیتی برای رشد به کار بندد یا تنها همان کارهای همیشگی را منظم و پیوسته ادامه دهد، تنها درباره‌ی این فکر می‌کند که «اگه نشه چی؟! چه بلایی سرم میاد؟» به بالاسری‌اش زنگ می‌زند و از او حرف‌های همیشگی را می‌شنود؛ حرب‌هایی که بارها با آن‌ها رشد کرده، اما ویروس این بار مانع می‌شود ...

این ویروس معمولاً با رخ دادن یک اتفاق منفی کوچک قدرت می‌گیرد و هرچه رشد شخصی فرد مبتلا پایین‌تر باشد، قدرت بیماری‌زایی بیشتر از خود نشان می‌دهد. نتیجه‌ی ابتلا به این ویروس، این است که اولاً کاری می‌کند که تمام آن «ن»ها رخ دهد؛ ثانیاً با تمام قدرت از فرد مبتلا به دیگران سرایت می‌کند و تکثیر می‌شود!

نگاهی به خودتان بیندازید. شاید مبتلایید. شاید جلوی دیگران اجازه‌ی بروز علائم را نمی‌دهید؛ اما ویروس در اعماق ذهنتان پنهان است و آن را آلوده کرده‌است. شاید عملتان را تحت تأثیر قرار داده بی‌آن‌که روی گفته‌هایتان تأثیر بگذارد. اگر چنین است، نگران نباشید. با قدرت تفکر مثبت، به راحتی ویروس «ن» را ریشه‌کن کنید!

شاد باشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 10:23  توسط علیرضا 

دوستان شریف

متأسفانه با قطع و یا کندی بیش از حد اینترنت در این روزها، امکان تماس ما با همدیگر نیز به حداقل رسیده‌است. همین حالا که این مطلب نوشته‌می‌شود، مطمئن نیستم که می‌توانم آن را روی وبلاگ بگذارم یا نه؟! امیدوارم چنین شود.

به هر حال، اولین دو هفته‌ی ژوئن تمام شد و دومین 15 روز ژوئن آغاز شده‌است.

در 15 روز اول، تا حدودی تحت تأثیر رشد بسیار بالای ماه می،مشغول آموزش بوده‌اید و افراد جدید تازه به حدی رسیده‌اند که بتوانند مشاوره‌ها را برگزار کنند. 15 روز باقی‌مانده‌ی ماه ژوئن، زمان رشد بزرگ مبتنی بر سرمایه‌گذاران انبوه ماه می و آوریل خواهد بود.

بنابراین، مهم‌ترین کار در این روزها پی‌گیری انجام مشاوره‌هاست؛ البته اگر طبق روند کاری، تاکنون آموزش‌ها انجام شده‌باشد که حتماً همین‌طور است. بنابراین، لیست خود را در برابرتان بگذارید و هر روز، حداقل 2 مشاوره برگزار کنید.

حتماً ویژن 15 روز دوم ژوئن را بنویسید و آن را با بالاسری‌تان هم‌آهنگ کنید. از یاد نبرید که بدون ویژن، هرگز به هیچ جا نمی‌رسید.

برنامه‌های متعددی نیز در ادامه‌ی این وبلاگ خواهیم داشت. به معرفی کتاب‌ها ادامه خواهیم داد؛ و به زودی ترجمه‌ی «قوانین موفقیت» رندی گیج را در این‌جا خواهید خواند.

پس‌نوشت: مدارک ثبتی جدیدی از دفتر کالیفورنیا به زودی به دستتان خواهد رسید. رشد و تثبیت روزافزون پالینور، مبارکتان باشد. پالینور برای همه‌ی ماست!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 14:58  توسط علیرضا 

دوستان هم‌راه

به دلیل پایین بودن سرعت اینترنت با توجه به شرایط فعلی، نوشتن مطالب در وبلاگ کاری است بسیار مشکل. با وجود این، کار ما، هرگز، در هیچ شرایطی، متوقف نمی‌شود. به ویژه که امروز 14 ژوئن است و فقط امروز و فردا را برای هتریک کردن فرصت دارید ...!

متن زیبای رندی گیج را در ادامه‌ی مطلب قبلی بخوانید ...

عکس‌العمل شما چه بود؟

By Randy Gage, April 21st, 2009

در مطلب قبلی، پیش‌نهاد کردم که زمانی را برای فکر کردن در سکوت برنامه‌ریزی کنید. پاسخی که به آن درخواست دادید، خیلی چیزها درباره‌ی تمایل شما به ظاهر کردن موفقیت، هوشیاری و شادی در زندگی می‌گوید. بعضی از عکس‌العمل‌های احتمالی شما:

این کار برای رندی گیج آسونه. اگه یچه داشت می‌فهمید که اصلاً کار آسونی نیست.

ای کار برای رندی گیج آسونه. اگه قرار بود مثل من بره سر یه کار وقت‌گیر، می‌فهمید که اصلاً آسون نیست.

این پیش‌نهاد خوبیه. من الان سرم خیلی شلوغه وقتشو ندارم. بذار یه خورده اوضاعم بهتر بشه؛ اون‌وقت بنامه‌شو می‌ریزم.

من به سکوت احتیاج ندارم. جلوی تلویزیون و رادیو بهتر کار می‌کنم.

پیش‌نهاد خوبیه. امروز تو برنامه‌م می‌نویسم 15 دقیقه انجامش بدم.

خوب؛ کدامش را انجام دادید؟ راستش را بگویید ... خداوند می‌شنود!

رندی گیج

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 11:33  توسط علیرضا 

It is hard to fail, but it is worse never to have tried to succeed. "
-Theodore Roosevelt

شکست سخت‌ است؛ اما بدتر از آن این است که هرگز برای موفقیت تلاش نکرده‌باشید.

تئودور روزولت (رئیس جمهور آمریکا در جنگ جهانی دوم)

در پالینور ما، شکست بی‌معنی است. تا سه روز دیگر، همه باید هتریک کنند!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 17:15  توسط علیرضا 

دوستان نیک‌سیرت

1-روزهای آخر این دوره نزدیک می‌شوند. امروز، 11 ژوئن است و تا 4 روز دیگر، هتریک کنندگان مشخص خواهند شد. خواهید دید کسانی که در این 15 روز هتریک می‌کنند، همان‌ها هستند که در سمینار امسال کمپانی بیشترین حضور را خواهند داشت و همان‌ها هستند که بزرگ‌ترین لیدرهای کمپانی را تشکیل خواهند داد. شعارمان را از یاد نبرید: در ماه ژوئن، همه باید هتریک کنند!

2-امیدوارم چهار کتاب معرفی شده‌ی قبلی را خوانده باشید. کتاب بعدی آماده است و به زودی به معرفی‌اش خواهیم کرد. اگر هنوز چهار کتاب قبلی را نخوانده‌اید، هرچه زودتر آن‌ها را تهیه کنید و یکی یکی خواندنشان را شروع کنید. فهرست این کتاب‌ها را از لینک موضوعی وبلاگ، قسمت «معرفی کتاب‌ها و مابع کاری» می‌توانید بخوانید.

3-از قول رندی گیج بخوانید:

خفه شو! دارم فکر می‌کنم!

By Randy Gage, April 20th, 2009

تا حالا جمله‌ی بالا را از پدر و مادرتان یا کس دیگری شنیده‌اید؟ ممکن است جمله‌ی مؤدبانه‌ای نباشد، اما حقیقت بزرگی را در خود دارد. آلبرت انیشتین، توماس ادیسون، و بسیاری دیگر از بزرگان مشهور، واقعاً زمان خاصی را برای «فکر کردن» می‌گذاشته‌اند. من فکر می‌کنم این کار، مهم‌ترین کاری است که من برای موفق شدن انجام می‌دهم. مهم‌تر از همه، من این کار را بدون تلویزیون، رادیو یا موسیقی انجام می دهم. در سکوت.

وقتی مزاحمتی نباشد، شما واقعاً آزادانه‌تر و  خلاقانه‌تر فکر می‌کنید. این بسیار مهم است. خوب؛ چرا همین حالا و برای امروز، برنامه‌ریزی نمی‌کنید؟ برنامه‌ریزی برای زمانی برای سکوت و تفکر؟

رندی گیج

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 10:55  توسط علیرضا 

دوستان هم‌مسیر

دیروز در جلسه‌ای که با چند نفر از لیدرها داشتم، یکی از دوستان به نکته‌ای بسیار مهم اشاره کرد؛ نکته‌ای که با وجود قدیمی بودن و با وجود تکرار شدن، آن هم بارها و بارها، باز هم جای تکرار آن وجود دارد. آن نکته، ثبات است.

این ثبات معانی متفاوتی دارد. قبلاً در بحث درس‌های رندی گیج درباره‌ی یک معنای مهم آن صحبت کردیم؛ امروز می‌خواهم از جنبه‌ی دیگری به این کلمه بپردازم ...

نکته‌ی مهم این است: کار ما، اهداف ما، طرز فکر ما و جمع ما با اطرافمان متفاوت است. آن‌چه در کارمان، و جمع‌های دوست‌داشتنی‌مان به آن می‌رسیم، برای دیگران نشدنی به نظر می‌آید. افراد خارج از فضای ما، وقتی به اهداف ما نگاه می‌کنند، آن را خیال‌بافی و غیر ممکن می‌پندارند. یک جنبه‌ی مهم ثبات این است که خودمان را از فضای دوست‌داشتنی کارمان خارج نکنیم. قطع کار، حتی برای یک روز، اثراتی روی مجموعه می‌گذارد که قبلاً در بحث رندی گیج به آن پرداخته‌ایم. اما مهم‌تر از آن، اثری است که روی خودمان می‌گذارد.

اگر شما یک روز از فضای کار خارج شوید ...

اگر یک روز با مجموعه‌تان در تماس نباشید ...

اگر یک روز از رشد شخصی‌تان غافل شوید ...

اگر یک روز اهدافتان را جلوی چشمتان نگذارید ...

اگر یک روز، به مشاوره، جلسه، آموزش و پی‌گیری فکر نکنید ...

روز بعد که به کار برمی‌گردید، همان آدم دو روز پیش نیستید. بلکه پر هستید از تردیدها، ترس‌ها، «نشدن»ها و نتوانستن‌ها. و یک روز باید تلاش کنید تا وضعیتتان به قبل برگردد. چرا؟ ذهن شما در یک روزی که مشغول کار نبوده‌اید، توقف نکرده‌است. چون ...

تلویزیون برنامه دارد. اطرافیان شما هستند. شما مدام از دنیای اطرافتان پیام‌های مبنی بر «نتوانستن» دریافت می‌کنید. شما به راحتی آن‌چنان از فضای فوق‌العاده کار خارج می‌شوید که اهدافتان به نظر خودتان هم عجیب می‌آیند!

پس، یک معنی و نتیجه‌ی زیبای ثبات این است: نه تنها برای رشد سازمانتان، بلکه برای وضعیت ذهنی و شادابی خودتان، هرگز، در هیچ شرایطی، توقف نکنید. حتی اگر کاری ندارید، جلسه‌ای پیدا کنید و خودتان را در فضا نگه‌دارید.مجموعه‌تان را روی کاغذ بکشید و به آن فکر کنید. به یکی از لیدرهای بدون ارتباط سازمانی با خودتان زنگ بزنید و درباره‌ی استراتژی‌های جدید کاری صحبت کنید. برنامه‌ی جلسه‌ی فردایتان را بچینید و درباره‌ی محتویاتش فکر کنید. چند تلفن کاری بزنید؛ چند رابطه‌ی جدید؛ چند مشاوره‌ی جدید؛ و یا پی‌گیری یکی از قدیمی‌ها ... هرگز، یک روز بی‌کار نباشید و ذهنتان را در برابر ورودی‌های اطرافتان، تنها و بی‌پناه رها نکنید! 

شاد باشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 9:54  توسط علیرضا 

دوستان نیک‌روش

امروز، برای باقی‌مانده‌ی سال 2009 برنامه‌ریزی می‌کردم که به یاد مطلب زیبایی از وبلاگ رندی گیج – که در این ماه نوشته‌شده- افتادم. با هم بخوانیم:

پیش رفتن به سوی رؤیاهایتان

By Randy Gage, June 2nd, 2009

تاریخ امروز را دیده‌اید؟ ما در ماه ژوئن هستیم. وقتی این ماه به پایان برسد، نصف سال از دست رفته‌است. برای رؤیاها و اهداف سال 2009تان در چه وضعیتی قرار دارید؟

نکته‌ی مهم و مطلوب درباره‌ی پیش‌رفتن این است که می‌تواند درست مثل گذشت زمان باشد. قدم به قدم، هر زمان، فقط یک حرکت کوچک. حتی اگر بسیار کند به جلو حرکت کنید، اثر تجمعی آن می‌تواند بسیار قابل توجه باشد. هر روز کمی بیشتر، می‌تواند در یک یا دو ماه، منجر به پیش‌رفتی حیرت‌آور شود. و در 7 ماه- زمانی که تقریباً تا پایان سال 2009 باقی مانده-  کاری که می‌توانید انجام دهید، شگفت‌انگیز است!

حالا سؤال این است: قدم کوچک امروز شما کدام است؟ قدمی که شما را کمی، فقط کمی به اهدافتان نزدیک کند؟

رندی گیج

اصل پیش‌رفت قدم‌به‌قدم بسیار تأثیرگذار و خواندنی بود و مرا به فکر فرو برد؛ اما بیش از آن، این خواندن این نوشته واقعاً حیرت‌زده شدم. واقعاً نصف سال 2009 گذشت؟ ژانویه انگار کاملاً تازه اتفاق افتاده ... ما در ژانویه با موقعیتی که کمپانی ایجاد کرد، یک پیش‌رفت بزرگ آفریدیم. بعد فوریه و مارس را آرام و پیوسته پشت سر گذاشتیم و در آوریل و می، با تلاشی مضاعف، یک رشد بزرگ و دوست‌داشتنی را رقم زدیم.

ما در سال 2009، درآمد بسیاری کسب کردیم. شاید بیش از هر شغل دیگر. ما در سال 2009، بسیار تغییر کردیم؛ از لحاظ رشد شخصیت و نیز از لحاظ ذهن بزرگ و ثروتمند. اول ژانویه، همین 6 ماه پیش بود؛ اما ما، از هیچ نظر آدم‌های 6 ماه قبل نیستیم. کافی است به نوشته‌های همین وبلاگ در این ماه‌ها نگاهی بیندازید.

7 ماه باقی‌مانده‌ی سال نیز، بسیار پرکار به نظر می‌رسند. بسیاری از ما در این ماه‌های باقی‌مانده، به تعادل بازنشستگی 4 میلیون دلار خواهیم رسید. ما به سمینار 2009 کمپانی خواهیم رفت. ما افتتاح دفتر جدید کمپانی را شاهد خواهیم بود. ما باز هم به سود نهایی طراحی شده‌ی کمپانی بزرگ پالینور اینترنشنال نزدیک خواهیم شد و ما، هر روز، از لحاظ شخصیتی باز هم یک قدم به جلو برخواهیم داشت. رشد شخصی هرگز به پایان نمی‌رسد. ما خود را بیشتر خواهیم شناخت؛ ضعف‌های خود را، اشکالات تکراری خود را، علت آن‌ها را، و نیز نکات قوت خود را. ما هر روز، «خوب‌تر»، تواناتر، موفق‌تر و ثروتمندتر خواهیم شد. ما، سپاس‌گذار این «بزرگ‌شدن» هستیم و همه‌ی این‌ها، از همان قدم‌های کوچک هر روز، اتفاق می‌افتد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 0:36  توسط علیرضا 

دوستان هم‌دل و هم‌پا!

هفته‌ی اول ماه ژوئن را پشت سر گذشته‌ایم. تاکنون آموزش‌ها به پایان رسیده و مشاوره‌های جدید شروع شده‌است. آن‌ها که در ماه می به جمع ما پیوسته‌اند، هم‌اینک در حال شروع مسیری بزرگ به سوی آزادی مالی هستند.

اما روی سخن امروز با آن‌هاست که در آوریل یا می سرمایه‌گذاری کرده‌اند و در ماه می هم با موفقیت، توانسته‌اند به درآمد PLB دست یابند. ماه ژوئن، به ویژه 15 روز اولیه‌ی ماه ژوئن، مربوط به آن‌هاست. بهترین نوع شروع درآمد، شروع با هتریک است.

هتریک، فرصتی بی‌نظیر است که به ویژه در اختیار این دوستان قرار گرفته‌است.

آن‌ها که 1 PLB زده‌اند، به هیچ وجه به کم‌تر تعادل 9000 راضی نشوند.

آن‌ها که 2 PLB زده‌اند، کوچک‌ترین ویژنشان باید 6 PLB باشد.

آن‌ها که 3 PLB داشته‌اند، حداقل باید به 9 PLB برسند.

لیدرها و بالاسری‌ها نیز، مهم‌ترین کارشان در این 15 روز، باید جا انداختن و توضیح دادن هتریک و مزایای آن باشد. هتریک، معنای تصاعد است و کمپانی ما با دوراندیشی و تفکر بسیار دقیق، با این قانون دوست‌داشتنی فرصتی در اختیار ما قرار داده که به بهترین وجه، معنای درآمد تصاعدی را دریابیم. هتریک، بهترین فرصت است برای هدایت اعضا به سوی درک درآمد تصاعدی. فرصت‌ها همیشه وجود ندارند. معنای موفقیت این است: «استفاده‌ی به موقع و از فرصت‌ها». فرصت‌ها همیشگی نیست؛ هتریک همیشگی نیست!

بزرگ‌ترین شعار ماه ژوئن، چه در 15 روز اول و چه دوم، باید تمرکز بر «معجزه‌ی هتریک» باشد: همه باید هتریک کنند!

پس‌نوشت: دو روز پیش، به اشتباه در این وبلاگ ذکر شد که PLBها روز پنجم (به جای هفتم) واریز می‌شود. بسیار خوش‌حالم که حداقل 10 نفر در قسمت نظرات این اشکال را تذکر دادند. به هم‌راهی با شما دوستان دقیق، نکته‌بین و دوست‌داشتنی می‌بالیم!  ضمناً باز هم از تأخیر در پاسخ‌گویی به انبوه نظرات و سؤالات پوزش می‌خواهیم و امیدواریم بتوانیم حتی الامکان پاسخ گوی همه شما باشیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 1:12  توسط علیرضا 

دوستان!

پنج روز اول ژوئن گذشت و PLBها واریز شده‌است.از امروز، کار ماه ژوئن با قدرت اصلی و کامل آغاز می‌شود. بدانید: کسی که با آن رشد بزرگ آوریل، در ژوئن این رشد را تکرار کند، رشدش برای همیشه باقی خواهد بود. برای افرادی که کم‌تر از 3 PLB در 15 روز دوم ماه می داشته‌اند، کم‌تر از هتریک کردن به هیچ وجه پذیرفته نیست. و هتریک، یعنی درآمدی فوق‌العاده و نیز تضمین رشدتان برای همیشه.

وظیفه‌ی کنونی شما این است: آشنایی با کارتان و کمپانی‌تان (CD رندی گیج را حتماً ببینید). بعد هدف، نوشتن لیست، یادگیری مشاوره و پاسخ به پرسش‌ها. حتماً و بی‌تردید، هدفتان را هتریک کردن در این 15 روز قرار دهید و شروع کنید ... هدف این ماهتان را، مانند بقیه‌ی اهدافتان بنویسید و از برابر چشمانتان دور نکنید. آن‌قدر آن را تکرار کنید تا در ناخودآگاهتان بدیهی و مسجل شود. لذت زندگی را به عنوان یک هدیه‌ی دوست‌داشتنی، از آخرین مطلب رندی گیج بخوانید:

یافتن لذت در زندگی

By Randy Gage, June 4th, 2009

خرید یک ماشین جدید، رفتن به یک خانه‌ی نو یا گرفتن ترفیع، همه‌شان می‌توانند دلیلی برای چشن گرفتن باشند و همه‌ی ما می‌توانیم با چنین چیزهایی لذت ببریم. اما این‌ها، تنها چیزهایی نیستند که برای ما موفقیت ایجاد می‌کنند. موفقیت هم‌چنین یک نسیم تابستانی است. یا تماس آرام یک دست، یا نوازش کردن یک سگ خانگی. یک وضعیت ذهنی درست در هرچیزی لذت را پیدا می‌کند. و این وضعیت ذهنی، با این کار، حتی خوب‌های بیشتری را به سوی شما جذب می‌کند و شما را به لذت بیشتری می‌رساند.

به این ترتیب، چرا همین امروز همه‌جا را به دنبال شادی و لذت نمی‌گردید؟  در آدم‌هایی که می‌بینید، چیزهایی که یاد می‌گیرید، و حتی اشتباهاتی که ممکن است مرتکب شده‌باشید؟ شادی از تمام جهان اطراف، برای شما و من.

رندی گیج

یک درس تکان‌دهنده‌ی دیگر را خواندید. همین حالا، شاد هستید؟ سرتان را بلند کنید. به دور و برتان نگاه کنید و منابعی را که می‌توانند منشأ شادی و لذت باشیند بشمارید. زندگی جدیدی را آغاز کرده‌اید ...

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 2:0  توسط علیرضا 

دوستان همیشه هم‌راه

امروز، درآمدهای PLB واریز می‌شود. تاکنون حتماً آموزش‌ها برای اعضای جدید به پایان رسیده و شاید مشاوره‌ها نیز آغاز شده‌باشد. نکته‌ی مهم این است: میزان درآمد خود را ببینید ... اگر در 15 روز اول ژوئن، سه برابر این درآمد داشته‌باشید، به همین اندازه هم جایزه خواهید گرفت!

جز هتریک کردن، به هیچ چیز فکر کنید. به ویژه شما، دوست تازه‌کاری که اولین PLB ات را در 15 روز آخر می زده‌ای ...

شاد باشید!

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 9:35  توسط علیرضا 

دوستان! بی هیچ توضیحی ادامه‌ی سؤالات رندی گیج را بخوانید:

11-آیا مذهب شما بر گناه‌کار بودن ذاتی شما متمرکز است و شما فکر می‌کنید همیشه در برابر خداوند، گناه‌کاری و شایسته‌ی نجات نیستید؟

12-اگر وقتی دارید در یک بزرگ‌راه رانندگی می‌کنید، یک رولزرویس یا فراری با لاستیک‌های صاف ببینید، به نظرتان خنده‌دار می‌آید؟

13-آیا شما الگوی «روابط منفی و ناموفق» را تکرار می‌کنید؟

 14-آیا باورهای اصلی شما درباره‌ی موفقیت محدودکننده است؟ مثلاً آیا معتقدید برای پول در آوردن، باید سرمایه‌ی اولیه، روابط خوب یا تحصیلات بالا داشته‌باشید؟

15-آیا هرگز اصطلاحاتی مانند «فقیر وارسته»، «پول‌دار کثیف»، «ثروتمند بی‌شرم» یا «مرفه بی‌درد» را استفاده کرده‌اید؟

16-آیا به آدم‌هایی که لباس‌های خیلی خوب می‌پوشند یا ماشین‌های خوب دارند، حسودی می‌کنید؟

17-آیا اگر درآمد شما بیش از پدر و مادر یا همسرتان باشد، احساس گناه می‌کنید؟

18-آیا واقعاً انتظار دارید با همسرتان «برای همیشه، شاد» زندگی کنید یا در پنهان منتظرید که هر لحظه روابطتان مخدوش و خراب شود؟

19-آیا همیشه در ترس از از دست دادن داشته‌هایتان هستید و مرتباً برای خود با بیمه‌های عجیب و غریب، و زنگ خطر دانستن هر چیزی، حاشیه‌ی امنیت درست می‌کنید؟

20-آیا فکر می‌کنید اگر ثروتمند شوید، بالاخره ثروت حدی دارد و در ازای از دست دادن چیزی به دست می‌آید؟

جداً به تک‌تک این سؤالات فکر کنید. ممکن است بعضی از آن‌ها به نظرتان غریبه بیاید و بعضی دیگر کاملاً آشنا. صادقانه به خودتان و احساستان فکر کنید و قضاوت کنید که آیا در مجموع، افکارتان مثبت هستند یا منفی؟ اگر خیلی مثبت‌اندیش هستید، مرا به خاطر تردیدکردن به شما ببخشید و ذهنیت موفقتان را جشن بگیرید. اما اگر احساس می‌کنید که نمره‌تان بیشتر بر اساس تفکر منفی و «نداشتن» است، هم‌چنان که من از آن می‌ترسیدم، به دنبال راهی باشید و با ما هم‌راهی کنید تا این سطح را با مطالب آینده‌مان بالا بکشیم.

رندی گیج  

این 20 سؤال رندی گیج، به دقت جنبه‌های مختلف ذهنیت نادرست را در ذهن شما مشخص می‌کند. هریک از این سؤالات به یک جنبه‌ی خاص اشاره می‌کند که مکمل یکدیگر هستند. سرسری و سریع از روی این سؤالات رد نشوید. به دقت، به تک‌تک آن‌ها صادقانه پاسخ دهید. به نظر من اگر از این 20 سؤال، 18 به بالا بگیرید، بسیار خوب است. به شما پیش‌نهاد می‌کنم سؤالاتی را که ذهنتان تفکر نادرست دارد، بنویسید. آن‌وقت عمیق شوید و علت این ذهنیت را در خودتان کشف کنید. اگر به تنهایی مشکل است، از دیگران کمک بگیرید؛ از دوستانتان، همسرتان، بالاسری‌تان، حتی از یک روان‌شناس حرفه‌ای. آن‌وقت، برای تغییر این ذهنیت، جملات مثبتی را که این ذهنیت را اصلاح می‌کند، روی برگه‌ای بنویسید و هر روز، در 30 دقیقه‌ی رشد شخصی‌تان، آن‌ها را برای خودتان بخوانید. هم‌چنین قبل از خواب چنین کنید تا در زمان خواب، ذهنتان با تکرار این جملات، مشکل را اصلاح کند.

این کار بسیار آسان است. این کار را انجام دهید تا جاری شدن ثروت، موفقیت و شادی را در زندگی‌تان شاهد باشید ...

علاوه بر آن، از لینکی که در متن مطلب قبلی گذاشتیم، به آزمون رشد شخصی خودمان سری بزنید و به خودتان از 10 نمره بدهید.

شاد باشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 11:1  توسط علیرضا 

دوستان همیشگی!

پس از ماه می، ماه ژوئن را با برنامه‌ی جدید کمپانی با هم آغاز کرده‌ایم. اخبار حاکی از آن است که حدود 6 ماه دیگر، سمینار کمپانی برگزار می‌شود. بهترین ویژنی که می‌توانید هم‌اکنون ببیندید، این است که در این سمینار، چند نفر از مجموعه‌ی شما حاضر خواهند بود؟ این ویژن را، به هم‌راه ویژن رسیدن به حداقل سطح بازنشستگی کمپانی، از امروز بنویسید و در 6 ماه آینده پی‌گیری کنید. ویژن مهم دیگر که در چند ماه آینده می‌توانید به بهترین وجه از آن استفاده کنید، طرح هتریک است و پتاسیل بسیار قدرتمندی که برای هریک از ما دارد ...

چندی پیش، در این وبلاگ، درباره‌ی آزمون رشد شخصی صحبت کردیم. چندی پیش، رندی گیج در وبلاگ خود آزمونی را در 20 سؤال مطرح کرد. آزمونی برای سنجش «ذهنیت موفقبت» در شما. 10 سؤال آن را امروز می‌خوانیم و 10 سؤال را به فردا موکول می‌کنیم؛ چرا که لازم است هر سؤال را دقیق و کامل بخوانید؛ خوب فکر کنید و صادقانه پاسخ بگویید ...

آزمون موفقیت!

By Randy Gage, April 2nd, 2009

در پست‌های گذشته من ارزیابی شما را از وضعیت ذهنی و طبیعت افکارتان به چالش کشیدم. خوب؛ وضعیت واقعی  ذهنی شما چیست؟ امروز، یک آزمون در برای شما آماده کرده‌ام. اگر صادقانه به آن پاسخ دهید؛ نه آن‌چه را دلتان می‌خواهد باور کنید، حقیقت را در خواهید یافت و به بهترین وجه، موفقیت را در زندگی‌تان ظاهر خواهید کرد.

1-وقتی شما به سمت کسی می‌روید که به هر علت برای شما جالب است و قصد دارید با او ارتباط برقرار کنید، آیا اولین فکر شما ترس از پس زده‌شدن است؟

2-لحظات آخر یک مسابقه‌ی ورزشی است. یک نفر روی مرز قرار دارد: تا چند لحظه‌ی دیگر، یا به سختی در ملأ عام شکست می‌خورد، یا قهرمان می‌شود! دوست دارید در آن لحظه چنین فردی باشید؟

3-شما در یک قرعه‌کشی حضور دارید که دارند بلیت‌های برنده را مشخص می‌کنند. با شروع قرعه‌کشی، شما در انتظار برد هستید یا باخت؟

4-شما مقدار زیادی پول به دست می‌آورید. آیا عصبی می‌شوید؛ فکر می‌کنید اشتباهی رخ داده؛ یا منتظرید که این پول یک جوری از دست برود؟

5-آیا اگر به 5 نفر، نزدیک‌ترین افراد به خود، بگویید که شما یک ایده دارید که 100 میلیون دلار می‌ارزد، آن‌ها بلافاصله با شوق و ذوق از شما حمایت می‌کنند و آماده‌ی کمک می‌شوند؛ یا تلاش می‌کنند برای شما دلیل بیاورند که طرح شما جواب نمی‌دهد؟

6-وقتی همه‌چیز عالیست و دارد به بهترین وجه پیش می‌رود، آیا کمی نگران هستید و منتظرید که اتفاق بدی بیفتد؟

7-در یک مسابقه شرکت کرده‌اید و جزو سه نفر آخر هستید. مجری می‌آید که اعلام کند کدام‌یک از این سه باید مسابقه را ترک کند ... آیا از لحاظ ذهنی، خودتان آماده می‌شوید که بروید بیرون؟

8-آیا معمولاً چنین عباراتی را به کار می‌برید: «من هرگز چیزی نمی‌برم». «همه‌ی آدم‌های خوب قبلاً ازدواج کرده‌اند؛ کی باید گیر من بیاید؟!»«از کلمه‌ی شانس، فقط بدشانسی به من رسیده!» «این‌جا رفتار مردم چندان دوستانه نیست» یا «من باورم نمی‌شود برنده شوم!»

9-آیا بیننده‌ی پروپاقرص سریال‌های تلویزیونی هستید؟ همان‌ها که همه‌اش حرف‌های بیهورده و بی‌ارزشی درباره‌ی فواید نداشتن و ایرادهای ثروتمندان تحویل شما می‌دهند؟

10-آیا در پنهان، در اعماق ذهن خودتان، می‌ترسید که اگر ثروتمند و موفق شوید، دوستان و خانواده‌ی شما ممکن است دیگر دوستتان نداشته‌باشند؟

خوب؛ اوضاع نمره‌تان چه‌طور است؟ شاد باشید!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 23:50  توسط علیرضا 

 

برنامه جدید سوددهی را این جا بخوانید!

با هم خواهیم بود ...

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 18:28  توسط علیرضا 

دوستان!

هنوز اخبار تایید شده ای به دست ما نرسیده است. صبور باشید!

دو ماه آوریل و می را پشت سر گذاشتیم؛ دو ماه پر از تلاش، رشد، پیش‌رفت و شادی! دو ماهی که با  اخبار جدید کمپانی، پالینور نیز چند قدم به جلو برداشت. اگر این مدت با این وبلاگ و با پالینور بوده‌باشید، همه‌چیزتان نسبت به دو ماه پیش تغییرات بزرگی کرده‌است ...

میزان درآمد ثابتتان

فاصله‌تان با بازنشستگی

ویژن‌های زندگی‌تان

شخصیتتان

دانشتان درباره‌ی نتورک

اندازه‌ی مجموعه‌تان و تعداد افراد آماده‌ی کار در آن

محتویات رشد شخصی روزانه‌تان

شناختتان از خودتان

و آرامش و لذتی که از زنده بودن، نه تنها زندگی کردن، می‌برید!

امروز، ضمن چیدن ویژن ماه ژوئن و به ویژه 15 روز اولیه‌ی آن، نگاهی به گذشته بیندازید. این موارد را یکی‌یکی مرور کنید. اگر در هریک تغییر نکرده‌اید، با پالینور هم‌راه نبوده‌اید. حتما اگر دقیق نگاه و مقایسه کنید، تغییراتتان را درخواهید یافت. به این تغییرات فکر کنید و از این رشد لذت ببرید. فراموش نکنید که لذت بردن از مسیر، از قدم به قدم آن، و شکرگزاری برای هر قدم که برمی‌دارید، لازمه‌ی رشد بیشتر و حرکت بیشتر به سوی اهداف است.

از این همه تغییر مثبت و این همه رشد، شاد باشید؛ لذت ببرید و اطرافتان را پر از امواج شادی، رضایت و توانایی کنید. این شادی را به اطرافیانتان تقدیم کنید. امشب، دوستان نزدیک، یا خانواده‌تان را میهمان کنید و تا می‌توانید، لذت ببرید.

این توصیه را جدی بگیرید!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 16:46  توسط علیرضا 

 

دوستان

منتظر اخبار جدید باشید ...

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 12:49  توسط علیرضا 

 

امروز، روز 31 می است.

چند ساعت دیگر فرصت استفاده از سود 7% در ماه به پایان می‌رسد.

امروز را به یاد داشته‌باشید. امروز، روز تولد صدها مجموعه است که چند ماه دیگر، گوی سبقت را از همه‌ی مجموعه‌های نتورک، از آغاز تاکنون خواهند ربود.

امروز، روز تولد دوباره‌ی بسیاری مجموعه‌هاست؛ مجموعه‌هایی که ماه‌هاست با عدم رشد دست و پنجه نرم می‌کرده‌اند.

امروز، روز دو برابر شدن پالینور است. گسترشی که با رخ‌دادن آن، ما باز هم پالینوری قدرتمندتر، به روزتر و خلاق‌تر خواهیم دید.

امروز، روز آغاز رؤیای آزادی مالی بسیاری از انسان‌هاست. انسان‌هایی ثروتند و بزرگ؛ نه صرفاً پول‌دار؛ و انسان‌هایی که ثروتمندی‌شان، به معنای جاری شدن ثروت، شادی و سلامتی در جامعه است.

31 می 2009، روز بسیار بزرگی است. این را بعدها بیشتر خواهید دانست. مثلاً در کنفرانس امسال پالینور اینترنشنال ...

با آخرین خبرها با هم خواهیم بود. تنها بار دیگر تذکر می‌دهیم: انجام سرمایه‌گذاری را به هیچ وجه به ساعات آخر روز موکول نکنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 10:16  توسط علیرضا 

 

30 می: فقط امروز و فردا را برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید.

دوستان هم‌پا

نگاهی به ویژن انتهای می بیندازید. چه‌قدر به آن نزدیکید؟ نه ... منظورم تعادلتان نیست. منظورم در ذهنتان است. چه‌قدر به آن خود گرفته‌اید؟ چه‌قدر مطمئنید به آن می‌رسید؟ چه‌قدر ایمان دارید که به آن می‌رسید؟

نگاهی هم به سایر ویژن‌هایتان بیندازید. ویژن‌های درازمدت. حتماً برای همه‌ی ویژن‌هایتان تصویر ساخته‌اید و این تصاویر را هر روز می‌بینید. امروز و فردا، نزدیکی شما به ویژنتان خودش را نشان می‌دهد. از قول رندی گیج، درباره‌ی مفهوم ایمان بخوانید ...

قدرت ایمان

By Randy Gage, May 11th, 2009

داستانی در انجیل (و قرآن) هست درباره‌ی زنی که وقتی عبای عیسی را لمس کرد، از یک بیماری درمان‌نشدنی بهبود یاقت. عیسی به او گفت: «ایمان تو، تو را نجات داد». فارغ از باورهای معنوی و مذهبی، این داستان نیز مثل بقیه‌ی انجیل، درس خوبی برای ما دارد ...

ایمان، «انتظار خوبی» داشتن است. به همین سادگی. ما می‌دانیم وقتی منتظر چیزی هستیم، ناخودآگاه و خودآگاه ما راهی برای رخ دادن آن پیدا می‌کند. نه تنها درباره‌ی سلامتی، که درباره‌ی همه‌ی عرصه‌های موفقیت.

گوهر ایمان، ویژن مثبت است. با این حساب، ایمان شما چه‌گونه است؟

رندی گیج

جالب آن که، این تعریف زیبا و دوست‌داشتنی از ایمان، در مذهب ما بسیار محکم‌تر و پابرجاتر وجود دارد و عمل می‌کند. ایمان، یعنی ویژن مثبت. یعنی انتظار رخ دادن ویژن مثبتتان. ایمان محکم، یعنی اطمینان از این که حتماً، ویژنتان محقق می‌شود.

چه‌قدر با ایمانید؟ امروز و فردا، نتیجه‌اش را خواهید دید!

امروز و فردا، بیشتر با هم خواهیم بود. شاد باشید

و یک مژده: به زودی، مجموعه درسهای قوانین موفقیت را، به نقل از رندی گیج، در این وبلاگ خواهید خواند. منتظر باشید! قوانین موفقیت در دو روز آخر می خیلی عالی جواب می دهد ...

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 10:23  توسط علیرضا 

 

29 می: 2 روز برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید.

دوستان هم‌راه

1-سه روز آخر ماه از راه رسیده‌است. سود 7% در ماه، تنها 3 روز دیگر به پایان می‌رسد. هنوز کسی مانده که خبر را به او نداده‌باشید؟ اگر چنین است، بعد از پایان ماه، پاسخی نخواهید داشت. حواستان باشد که برای دیگران تصمیم نگیرید. به همه، خبر بدهید؛ از جمله به آن‌ها که قبلاً، حتی چند بار مشاوره کرده‌اید، بگویید که اگر سود 9 و 8 درصد را هم از دست داده‌اند، 3 روز دیگر سود 7% را هم از دست خواهند داد.

2-در سه روز آینده، میزان رشد اگر نگوییم به اندازه‌ی کل پالینور، چندین برابر ماه‌های عادی خواهد بود. چیزی که در ژانویه و آوریل تجربه کرده‌ایم. موانع ذهنی‌تان را بردارید و به کم راضی نشوید. تصمیم شماست که تعادلتان را تعیین می‌کند. از این فرصت، به عنوان یک سکوی پرش برای رسیدن به تعادل یازنشستگی استفاده کنید.

3-اهمیت رشد ماه می، با همه‌ی ماه‌های دیگر متفاوت است. این موضوع وقتی با گشایش دفتر جدید کمپانی در کالیفورنیا و اخبار سمینار امسال کمپانی در نظر گفته‌شود، معنای خاصی پیدا می‌کند. حتی اگر همین امروز سرمایه‌گذاری کرده‌اید، این نکته را جدی بگیرید.

۴-انجام سرمایه‌گذاری‌ها را به روز آخر و به ویژه ساعات آخر موکول نکنید. افزایش بار سایت، به کند شدن سرمایه‌گذاری‌ها می‌انجامد و وقت باارزش شما را برای انجام پی‌گیری‌ها و گرفتن سرمایه‌های بیشتر در روز آخر از بین می‌برد. ساعات سه روز آینده، هریک به اندازه‌ی 3 روز ارزش و بازدهی دارد.

۵-از یاد نبرید: درآمد و روش زندگی شما نیست که رفتار و شخصیت و احساس شما را می‌سازد. احساس و رفتار و شخصیت شماست که درآمد شما را تعیین می‌کند.

آن‌ها که در پالینور و هرجایی به درآمد بالا رسیده‌اند، خوب معنی این عبارت را می‌فهمند: درآمد شما تغییر نمی‌کند؛ شمایید که تغییر می‌کنید و درآمد شما در نتیجه‌ی آن، مثل خیلی چیزهای دیگر عوض می‌شود. ثروت، پول نیست. اگر شما عوض نشوید، یک میلیون دلاری که همین حالا ناگهان سر راهتان قرار بگیرد، شش ماه دیگر کوچک‌ترین تغییری در زندگی‌تان ایجاد نکرده و محو شده‌است. اما اگر شما تغییر کنید، حتی اگر همین حالا هیچ چیز نداشته‌باشید، 6 ماه دیگر ثروتمندید. «ثروتمند بودن»، «پول‌دار بودن» نیست. شخصیتی است که پول هم به هم‌راه دارد ...

شما، به اندازه‌ی بزرگی‌تان، رشد شخصی‌تان، و تلاشتان، از ماه بزرگ می بهره خواهید برد ...  

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 11:11  توسط علیرضا 

 

28 می: 3 روز برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید.

 

جادوی کار پاره‌ وقت

جیم ران

ترجمه‌ی توحید فریدونی

قیمت: 1800 تومان

کتاب، حاصل پیاده‌سازی و ویرایش یکی از سخن‌رانیهای جیم ران است؛ درباره‌ی روش موفقیت در نتورک مارکتینگ. این کتاب، تنها 74 صفحه دارد. به عبارتی شاید بتوانید آن را در 2 ساعت بخوانید. اما به جرأت می‌توانم بگویم که محتویات آن، دو سال کار شما در بازاریابی شبکه‌ای را تضمین می‌کند.

کتاب 12 فصل است و در پایان کتاب هم، گفت‌وگویی با جیم ران را می‌توانید بخوانید و او و نظراتش را بیشتر بشناسید. در 12 فصل کتاب، مباحث كليدي و مقدماتي علم بازاريابي شبكه‌اي، بسیار جامع و تأثيرگذار در کم‌ترین حجم ارائه شده‌است.

به عنوان مثال:

فصل 1: یافتن یک فرصت کاری

فصل 2: سود بردن بهتر از مزد گرفتن است

فصل 4: تنظيم بادبان : بادها براي همه‌ی ما به صورت يكسان مي‌وزند (باد مصائب، باد فرصت‌ها و باد تغييرات) آن‌ها حتي زماني كه قايق ما سر و ته شده‌است نيز مي وزند و اين شماييد كه به عنوان ناخداي كشتي خود، سرنوشت خود را تعيين مي‌كنيد.

فصل 6: كاشت و برداشت: مانند يك كشاورز پيوسته دانه‌هايت را بپاش و نگران دانه‌هايي كه پرندگان با خودشان مي‌برند نباش. هرچه دانه بیشتر بپاشی، تعداد بیشتری از پرندگان در امان می‌ماند و احتمال موفقیت تو بیشتر می‌شود.

فصل 8: بياييد باهم كار كنيم: بيا بريم انجامش بديم نه اينكه برو انجامش بده.

فصل 12:خوب زندگی کنید.

امیدوارم سه کتاب قبلی را خوانده‌باشید. در هر جایگاهی که هستید، خواندن «جادوی کا پاره‌وقت»، بسیار ضروری است.

فردا جمعه است و آخرین مشاوره‌ها، تماس‌ها و Eventها برگزار می‌شود. در 2 روز آخر ماه می، یعنی شنبه و یک‌شنبه، به اندازه‌ی چند برابر کل ماه یا حتی به اندازه‌ی کل پالینورتان، سرمایه جذب خواهید کرد. آماده‌ی پذیرش این موفقیت هستید؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 10:58  توسط علیرضا 

 

۲۷ می: ۴ روز برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید.

 

در فاصله‌ی 4 روز مانده به پایان ماه می، می‌خواهیم چهارمین کتاب خواندنی را پس از سه کتاب سعادت (رندی گیج)، نخستین سال شما در بازاریابی شبکه‌ای (مارک یارنل)، گفت‌وگو با بزرگ‌ترین بازاریاب شبکه‌ای دنیا (جان میلتون فاگ)، معرفی کنیم؛ به هم‌راه یک نام بزرگ دیگر در عرصه‌ی موفقیت، ثروت و البته، نتورک مارکتینگ:

جادوی کار پاره‌ وقت، اثر جیم ران

اول با نویسنده آشنا شوید: (به شما پیش‌نهاد می‌کنم نام‌های این نویسنده‌ها را به خاطر بسپارید. رندی گیج را که در سمینار 2008 پالینور دیده‌اید؛ ممکن است هریک از این بزرگان را در سمینار 2009 ملاقات کنید!)

جيمز ران معروف به جيم ران، یک آمریکایی است. اهل مینه‌سوتا. او چهل سال است كه به ديگران آموزش راهبري، رفتارشناسي انسان، ارتباط مؤثر و موفقيت تجاري مي‌دهد و شاگردانی مانند آنتوني رابينز و برايان تريسي‌ را پرورش داده‌است. او در سن سي‌ويك‌سالگي با ورود به صنعت بازاريابي شبكه‌اي ميليونر شده و هم‌اكنون جزو ده مربي برگزيده‌ی اين صنعت در دنيا به حساب مي‌آيد. برای آشنایی بیشتر، می‌توانید به سایت او مراجعه کنید. هم‌چنین بد نیست این فیلم را ببینید. ترجمه‌ی آن را در زیر می‌خوانید:

حالا، زمان فرصتی بی‌سابقه است. در هر زمینه‌ای که شما تصور کنید. هر صنعتی ... هر کشوری ... زمان ما، بزرگ‌ترین فرصت در تاریخ نژاد بشر است. قرن 21. به ویژه این سال‌های آغاز قرن 21. پس نکته ی اول این است. فرصت بی‌سابقه در تاریخ بشر. اما نکته‌ی دوم: ما وارد یک رقابت عظیم شده‌ایم. چرا که ما امروز، در یک بازی جهانی درگیریم. این دیگر یک رقابت در خیابان‌ها یا بین کمپانی‌ها نیست؛ بلکه یک رقابت جهانی است. اگر یک شغل خوب داشته‌باشیم، می‌تواند  نصیب کسی از مینه‌سوتا (آمریکا) شود یا نصیب کسی از هندوستان. یک رقابت جهانی. حالا، شما باید آماده باشید که فرصت‌ها را دودستی بچسبید؛ و نیز برای رقابت آماده شوید.

همین جملات، به اندازه‌ی کافی سنگین است و تعمق و فکر کردن می‌خواهد. شما وارد یک رقابت شده‌اید، در میدانی به وسعت جهان، در زمانی که بزرگ‌ترین فرصت تاریخ بشر برای موفقیت فراهم است ...

بگذارید درباره‌ی کتاب، فردا صحبت کنیم. چهار روز بزرگ دیگر از می باقی مانده‌است. این فرصت را خیلی خیلی جدی بگیرید و در انتظار خبرهای بسیار مهمی از کمپانی‌تان باشید ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 8:2  توسط علیرضا 

 

26 می: 5 روز برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید.

دوستان هم‌راه!

روزهای آخر ماه می فرا رسیده‌است. در این روزها، شما نتیجه را خواهید دید.

نتیجه‌ی هدف داشتن را؛ انگیزه داشتن را؛ و تلاش را، هم با کمیت کافی و هم کیفیت کافی.

نتیجه‌ی داشتن فهرست‌های لازم برای کار  و استفاده از آن‌ها را.

نتیجه‌ی تلفن کردن‌ها و پی‌گیری‌ها را.

نتیجه‌ی روزی 10 ساعت کار کردن را.

نتیجه‌ی دوری از منفی‌ها و رفتن به سراغ افراد مثبت را.

نتیجه‌ی ساعت به ساعت جلسه رفتن را.

نتیجه‌ی رفتن به دنبال سرمایه‌گذارانی را که در سازمانتان بوده‌اند و تاکنون جدی‌شان نگرفته‌بودید.

نتیجه‌ی امید و مثبت اندیشیدن را.

نتیجه‌ی تعهدتان را.

نتیجه‌ی تغییر کردنتان را ... بخوانید:

انتخاب شما چیست؟

By Randy Gage, May 14th, 2009

بله. شما می‌توانید گارسن را جریمه کنید و به او انعام ندهید؛ چون یادش رفته برای شما سس اضافی بیاورد. شما می‌توانید بلندبلند آه بکشید و بی‌قراری کنید، چون خانمی که جلوی شما در سوپرمارکت ایستاده، پنج دقیقه‌ی تمام طول می‌کشد تا کیف پولش را بیرون بیاورد.

شما می‌توانید از عصبانیت منفجر شوید و یک ناسزا هم بگویید، چون راننده‌ی اتوموبیل کنار شما جوری پیچید که از 1 سانتی‌متری ماشین شما رد شد. شما می‌توانید یک یا دو ساعت بیشتر عصبانی بمانید، تا همسرتان واقعاً برای اشتباهش مجازات شود.

یا نه. می‌توانید این کارها را نکنید. انتخابت شما چیست؟

رندی گیج

شادی، موفقیت، ثروت و ...، فقط و فقط از درون شما منشأ می‌گیرد. لازم نیست چیزی را تغییر دهید. کافیست خودتان را تغییر دهید. فعلاً 5 روز دیگر فرصت دارید!

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 9:36  توسط علیرضا 

 

2۵ می: ۶ روز!

 

شاد بودن هنر است،

گر به شادی تو دلهای دگر باشد شاد

 

شاد باشید و این شادی را از دیگران دریغ نکنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 13:26  توسط علیرضا 

 

 24 می: 7 روز برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید.

دوستان باهوش

هم چنان که گفتیم، چه در 7 روز باقی مانده و چه بعد از آن، یکی از مهمترین عوامل استفاده از موقعیت، روش درست کار است. رندی گیج در مطلب اخیر وبلاگ خود، یکی از مسائل مربوط به روش کار را به بهترین وجه بیان کرده است:

نظم، آزادی می آفریند

By Randy Gage, May 22nd, 2009

ما فکر می کنیم که از نظم متنفریم. اما حقیقت این است که همه ما به آن نیاز داریم. و عجیب این است که همین نظم است که آزادی می آفریند.

وقتی شما فعالیت جدیدی را آغاز می کنید، مثلا تمرین بدن سازی یا رشد شخصی روزانه، هر روز وقتش که می رسد، ممکن است شما دوست نداشته باشید آن را انجام دهید. شما باید خودتان را مجبور کنید که آن کار را بکنید. شما نمی خواهید، اما به ناجار انجامش می دهید.

آن وقت اتفاق بامزه ای می افتد ...

ناگهان شما به نقطه ای می رسید که شما خودتان می خواهید آن کار را انجام دهید. و اگر چیزی مانع شود که مسا آن کار را انجام دهید، شما واقعا عصبانی و ناراحت خواهید شد. وقتی به چنین حالتی رسیدید، آن کار کاملاً درونی شده و واقعاً روی شما تأثیر گذاشته است.

اگر شما آموزش های مرا مدتی دنبال کرده باشید، اغلب شعار مرا شنیده اید:

"من امروز کاری را انجام می دهم که دیگران انجام نمی دهند؛ بنابراین فردا می توانم کاری را انجام دهم که دیگران نمی توانند"

این شعار، سال ها به درد من خورده و به من یک زندگی رؤیایی داده است. اما این زندگی رؤیایی، به خاطر نظم و انضباطی بوده که قبل از آن در کارهایم داشته ام؛ و آزادی و لذت های آینده من، در نظم و انضباط امروز من پنهان شده و بستگی به آن دارد.

خوب؛ شما در این زمینه چه گونه عمل می کنید؟

رندی گیج

مطمئناً شما هم مانند من تحت تأثیر این شعار خواندنی قرار گرفتید. اما بگذارید درباره نظم، کمی ریزتر و نزدیک تر به کارمان صحبت کنیم. دوستانی دارم که امروز، با سادگی درباره بخشی از مجموعه و اتفاقات آینده آن صحبت می کنند و سه روز بعد، در صحبت هایشان آن مجموعه را یادشان می رود! دوستانی دارم که خبر می دهند یکی از ورودی های مستقیمشان برای اولین بار PLB زده و خوش حالند. اما وقتی درباره آموزش این افراد جدید سؤال می کنم، یک لحظه مکث می کنند و می گویند: «اه! یادم رفت آموزشو پی گیری کنم. خوب شد گفتی!» دوستانی دارم که هرگز زودتر از 12 ظهر از خواب بیدار نمی شوند. دوستانی دارم که کارهایشان به سادگی فراموش می شود و یا دو تا از زیر  مجموعه هایشان را در پی گیری امروز از یاد می برند. دوستان دارم که ... این ها همه نشانه بی نظمی است.

1-آیا جلسه ثابت هفتگی دارید؟ چه با بالاسری و چه زیر مجموعه؟ فراموش نکنید. ثابت بودن ساعت و روز این جلسه در هفته، آن قدر اهمیت دارد که آزادی مالی تان وابسته به آن است. چندان هم کار سختی نیست. که ساعتی را در هفته یا روزهای خاصی را در ماه به عنوان جلسه تعیین کنید و حتی اگر زمین و زمان به هم بریزد، جلسه تان را برگزار کنید.

2-آیا ساعت مشخصی از روز، هر روز، به رشد شخصی می پردازید؟

3-آیا دفترچه یادداشت کوچکی همیشه همراهتان هست؟ که فهرست افراد سازمان، و فهرست پی گیری هایتان را در آن نوشته باشید؛ وقتی به جلسه ای می روید در آن یادداشت بردارید و ...؟

این سه، مثال هایی بود از نقش نظم در سازمان پالینوری شما. نقشی که رندی گیج به زیبایی درباره اش صحبت کرده و اهمیت آن را یادآوری کرده است. اگر مثال دیگری به ذهنتان می رسد در نظرات مطرح کنید تا درباره اش صحبت کنیم.

امروز، در 7 روز باقی مانده از می، کاری کنید که دیگرانی که قدر فرصت را نمی دانند، نمی کنند. در عوض، فردا، کاری را بکنید که دیگران نمی توانند بکنند. مانند سفر به سمینار کمپانی یا سفر به ...

زندگی رؤیایی، حق شماست.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 11:29  توسط علیرضا 

 

23 می: 8 روز برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید.

دوستان با ایمان

دیروز درباره‌ی رهبری، به ویژه در چند روز باقی‌مانده‌ی می صحبت کردیم. چیزی که نتایج آن به صورت تصاعدی به تعادل و درآمد شما اضافه می‌کند. و گفتیم که کارهای رهبری «علاوه بر» کارهایی است که هر سرمایه‌گذار تازه‌وارد هم انجام می‌دهد و چیزی از آن کم نمی‌کند.

درباره‌ی نشان‌دادن هدف، ایجاد انگیزه‌ی دست‌یابی به آن و نشان دادن روش کار، به عنوان سه اصل اساسی رهبری، با توجه به تعریف اصلی رهبری صحبت کردیم. برای انجام این سه کار به صورت ایده‌آل، یک رهبر باید ویژگی‌هایی داشته‌باشد؛ ویژگی‌هایی که او را با یک مدیر متفاوت می‌سازد. در این باره صحیت خواهیم کرد و کتاب‌هایی را برای یادگیری بیشتر رهبری معرفی خواهیم کرد. در این‌ا فقط می‌خواهم یک نکته را تذکر دهم: یک رهبر، منشأ اندیشه، راه‌کار و تفکر در سازمانش است. یک رهبر، «خودش» فکر می‌کند و برای هریک از این سه وظیفه برنامه‌ریزی و اجرا می‌کند.

اگر شما در سطح رهبری سازمانتان باشید، قطعاً می‌توانید از دیگران، مجموعه‌های دیگر و بالاسری‌تان-که او هم قطعاً یک رهبر است- برای راه‌کار نشان دادن روش کار درست یا نحوه‌ی برخورد در روزهای باقی‌مانده‌ی می، نظر بخواهید. اما مطمئن باشید که برای اجرای ایده‌آل آن، باید با در نظر گرفتن این مشاوره‌ها، خودتان فکر و برنامه‌ریزی کنید. هیچ کس به اندازه‌ی شما مجموعه‌تان را نمی‌شناسد. هرگز هم نمی‌توانید مسئولیت فکر  کردن، برنامه‌ریزی کردن یا مطالعه کردن را از روی دوش خود بردارید و به دوش دیگری بیندازید و در نتیجه مسئولیت نتیجه را هم از او طلب کنید. در نتیجه، «تو گفتی این کارو بکنم ...» اصلاً معنی ندارد!

اگر شما در سطح رهبری سازمانتان باشید، حتماً اصول اصلی و اساسی کار را به خوبی یاد گرفته‌اید. تعیین روش کارها و جزئیات با شماست. شاید پیش‌نهاد دیگری برای مجموعه‌ی شما حتی خطرناک باشد. شما، خودتان، باید منشأ فکر باشید. خودتان باید شرایط را به دست بگیرید و مسئولیت همه‌ی نتایج را هم به عهده بگیرید.

پذیرش مسئولیت، آسان نیست؛ اما فقط، فقط و فقط در این صورت است که آزادی مالی را خواهید دید. لازمه‌ی رسیدن به جای بزرگ، پذیرش کامل و 100% مسئولیت تصمیم‌ها و نتایج آن است؛ حتی اگر د ر این مسیر، گاهی اشتباه هم بکنید.

حالا بنشینید و افراد مختلف مجموعه‌تان را ارزیابی کنید. اگر لازم است با آن‌ها صحبت کنید. بفهمید که کدام‌یک از این سه کار، درباره‌ی هر کدام باید مورد تأکید قرار گیرد. و بعد، فکر کنید که چه‌گونه این کار را باید انجام دهید.

مثلاً درباره‌ی روش کار، آیا لازم است از یک نفر لیست افرادی را که قرار است در ماه می PLB بزنند بگیرید؟ یا قرار است هر روز، تک‌تک این افراد را نام ببرید و وضعیتشان را پی‌گیری کنید؟ یا یک Event را ترجیح می‌دهید؟ یا فکر می‌کنید بهتر است این جمع، در روزهای باقی‌مانده از ماه می هر روز ساعت 8 شب دور هم جمع شوند و نتایج آن روز را بررسی کنند؟ یا حتی لازم است هر روز خودتان همه‌ی این افراد را ببینید؟ یا فرد اصلی شما مشاوره را بلد نیست و امروز به مدت 6 ساعت باید با او تمرین کنید؟ شمایید که تعیین می‌کنید کدام‌یک را اجرا کنید.

نکته‌ی 1: دوستان، در روزهای باقی‌مانده‌ی ماه می، هر ساعت کاری معادل 3 ساعت از وقت‌های دیگر است. با روزی 7 تا 8 ساعت کار مفید، مانند خیلی افرادی که در حال حاضر چنین می‌کنند، نتایج شگفت‌انگیزی خواهید گرفت. ساعات کاری، نشانه‌ی میزان تلاش شماست و معیاری برای موفقیت ...

نکته‌ی 2: دیروز، Event‌هایی بسیار بزرگ و کم‌نظیر در همه‌جای سازمان پالینور برگزار شد که هریک به تنهایی برای بیمه‌کردن یک سال یک مجموعه کافیست ... چه رسد به این که ماه، ماه می باشد!

نکته‌ی 3: از ماه می، برای خیز برداشتن به طرف برنامه‌ی بازنشستگی و نیز حضور قطعی در کنفرانس آموزشی امسال کمپانی، خیز بردارید.

شاد و موفق باشید!

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 9:55  توسط علیرضا 

 

22 می: 9 روز برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید.

دوستان رو به جلو

در روزهای بسیار مهم باقی مانده از ماه می که پیش روی ما قرار دارد، مهم‌ترین عوامل رشد، برای تازه‌کارها و سرمایه‌گذاران آوریل و می، دو نکته است: ویژن، تلاش. اما برای قدیمی‌ترها و آن‌ها که سازمانی دارند، یک نکته‌ی دیگر هم اضافه می‌شود. هر دو گروه، باید فهرست‌های خود را آماده داشته‌باشند، با تمامی افراد مشاوره شده و مشاوره نشده تماس بگیرند و فرصت پایان سود 7% در ماه می را به آن‌ها اطلاع دهند. این کار برای هر دو گروه یکسان است. اما وظیفه‌ی متفاوت این دو گروه، در یک کلمه خلاصه می‌شود: رهبری.

گروه دوم، علاوه بر گرفتن سرمایه‌گذاران جدید به صورت مستقیم، باید گروه اول را رهبری هم بکنند. بیایید یک بار معنای واژه‌ی رهبری را مرور کنیم: «رهبری یعنی، افراد، با میل خود، کاری بکنند که در حالت عادی انجام نمی‌دهند».

این تعریف، بسیار جامع و گویاست. افراد باید با میل خود کار کنند و نتیجه‌ی کار خود را ببینند. رهبری فرمان دادن نیست (با میل خود)؛ به جای دیگران کار انجام دادن هم نیست (آن‌ها باید کاری بکنند)؛ انفعال هم نیست و نتیجه را تغییر می‌دهد (در حالت عادی انجام نمی‌دهند). در واقع نیروهای درونی آن‌هاست که باید شکوفا شود؛ با راه‌نمایی رهبر.

افراد ممکن است به چند دلیل کاری را که برایشان مفید است انجام ندهند. درست در این‌جاست که رهبر وارد می‌شود و این دلایل را برطرف می‌کند؛ آن‌وقت اتفاق خودش می‌افتد:

دلیل اول: نمی‌دانند و فرصت را نمی‌شناسند: مثل دانش‌آموزی که نمی‌داند قبول نشدن در این امتحان او را یک سال عقب می‌اندازد. در کار ما، مثلاً یک تازه‌وارد، از پتانسیل عظیم ماه می به خاطر تغییر سود بی‌خبر است. اطلاع‌رسانی تجربیات پیشین، مانند ژانویه و آوریل، وظیفه‌ی رهبری است.

دلیل دوم: نمی‌دانند چه‌گونه کار را انجام دهند: طرف می‌خواهد درس بخواند و نفر اول امتحان شود. اما نمی‌داند چه‌طور. یک رهبر باید او به او روش درس خواندن را یاد بدهد. نه فرمان دادن (برو درس بخوان) فایده‌ای دارد و نه به جای او درس خواندن. در کار ما، رهبر باید یاد بدهد که فرد جدید: لیست بنویسد؛ انتخاب کند؛ مشاوره کند؛ پاسخ بدهد؛ و از همه مهم‌تر، در روزهایی چنین پرحجم و پرکار و مهم مثل پایان ماه می، تلاش خود را به بهترین وجه هدایت کند. مثلاً وقت گذاشتن تمام روز، برای پی‌گیری تنها 1 نفر، فاجعه است؛ در حالی که فرد می‌تواند یک لیست پنجاه نفره داشته‌باشد و برنامه‌اش این باشد که باید با هرکدام از این‌ها، فقط روزی 10 دقیقه تماس برقرار شود.

دلیل سوم: احساس ناتوانی می‌کنند: دانش‌آموز همیشه نمره‌اش 10 بوده؛ اعتماد به نفس کافی ندارد که به 20 فکر کند؛ حتی اگر امتحان این بار بسیار آسان باشد و حتی اگر تمام جواب‌ها را داشته‌باشد، باز 10 می‌گیرد! ماه می، شبیه به چنین امتحانی است. به همین آسانی. رهبر باید باور این فرد جدید را بالا ببرد. با صحبت، نشان دادن دیگران، تکرار و تکرار یک ویژن آن‌قدر که برای فرد جدید، حقیقی و در دست‌رس شود و ...

برای آن که مطلب امروز طولانی نشود، آن را خلاصه می‌کنیم:

رهبر باید هدف را نشان دهد

حس توانایی و در دست‌رس بودن هدف را ایجاد کند

و روش کار را نشان دهد.

این سه کار، مجموعه‌های رهبران خوب را در ماه می، طوری متحول خواهد کرد که دیگران به خواب هم نمی‌بینند. درباره‌ی این سه کار خوب فکر کنید و خوب درباره‌ی خودتان قضاوت کنید. هیچ کدام از این سه جای دیگری را نمی‌گیرد. اگر کسی نمی‌داند برای رسیدن به چه دارد تلاش می‌کند، اگر شما گلویتان را با آموزش روش کار پاره کنید، فایده‌ای ندارد. برعکس، اگر طرف روش کار را بلد نیست، هرقدر به او اعداد بزرگ و زندگی مرفه و شاد نشان دهید، فقط او را افسرده‌تر خواهید کرد! شما باید بدانید که مشکل طرف کدام‌یک از این سه است؛ و روی همان کار کنید. انجام این سه کار و تقویت نقاط ضعفتان در آن، کلید آزادی مالی و تغییر سرنوشت شماست!

شاد باشید!

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 11:11  توسط علیرضا