تبليغاتX
سرمایه‌گذاری
درباره سرمایه‌گذاری در شرکت پالینور

ترجمه‌ی صحبت‌های آقای سنتینی را ادامه می‌دهیم:

اولین هفته‌ی شما با پالینوراینترنشنال. بگذارید چیز مهمی را به شما بگویم. نتورک مارکتینگ، سخت‌ترین راه در دنیا برای میلیونر شدن است. بگذارید سؤال دیگری هم بپرسم. شما چند راه قانونی می‌شناسید که بتوانند شما را میلیونر کنند؟ طبق نظر کارشناسان، کم‌تر از 10 راه برای این کار وجود دارد. بگذارید به چند مثال نگاهی بیندازیم. شما یکی از بزرگ‌ترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای دنیا را باز می‌کنید. مثل مک دونالد. خیلی عالی است؛ نه؟ خیلی سریع یک میلیون دلار درآمد خواهید داشت. خوب. شما چه قدر سرمایه برای شروع این کار نیاز دارید؟ صدهزار؟ دویست هزار یا سی‌صد هزار دلار؟ خوب. یک کار دیگر. یک پمپ بنزین بزنید! ممکن است بتوانید در چند سال برای شما یک میلیون دلار درآمد داشته‌باشد. این جا شما به پانصد هزار دلار سرمایه نیاز دارید! این برای اکثر مردم ممکن نیست.

پاسخ، به سادگی معلوم است. استفاده از نتورک مارکتینگ در شرکتی مانند پالینور اینترنشنال. این تجارت نیاز به سرمایه‌ی بزرگی برای شروع کار ندارد. شما فقط به یک هزار دلار نیاز دارید تا کارتان را برای کسب یک میلیون دلار شروع کنید.  خیلی حس خوبی است که بدانید در سه سال گذشته، این اتفاق برای بعضی از دوستان نزدیک شما افتاده و رؤیاهای آنها به واقعیت پیوسته. به عنوان آخرین مطلب، بگذارید این نکته را هم اضافه کنم: این راه، یک راه حال کامل و بی‌نقص است برای کسانی که پول زیادی برای سرمایه‌گذاری ندارند.

حالا درباره قدم‌هایی صحبت می‌کنیم که شما در شروع کار به آن ها نیاز دارید. پالینور، تنها راه واقعی در دنیاست که می‌تواند برای شما یک میلیون دلار درآمد به هم‌راه داشته‌باشد؛ البته، اگر مثل اکثر افراد، سرمایه‌ی زیادی نداشته‌باشید تا کارهای دیگری را که درباره‌اش صحبت کردیم شروع کنید. اما اولین قدم، باور کردن، و اطمینان کردن به آن چه است که کمپانی می‌تواند برای شما به ارمغان بیاورد. فراموش نکنید که برای اطمینان کردن به پالینور ...

فردا باقی این متن را می‌خوانیم.

این CD، برای کسانی طراحی شده که به پالینور می‌پیوندند و می‌خواهند کار خود را شروع کنند. پیش‌نهاد میکنم که حتماً بلافاصله بعد از سرمایه‌گذاری هر کس، این CD را با او ببینید!

شاد باشید!

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 14:37  توسط علیرضا 

دوستان همیشگی

دومین بخش صحبت‌‌های مشاور نتورک کمپانی را بخوانید:

فرض کنید شما توسط یکی از دوستانتان به سیستم جهانی پالینور اینترنشنال معرفی شده‌اید و با 1000 دلار سرمایه‌گذاری کرده و کارتان را شروع کرده‌اید. قطعاً شما می‌خواهید در کوتاه ترین زمان ممکن به موفقیت و ثروت دست پیدا کنید و درآمد بالای ماهیانه یا هفتگی داشته‌باشید. ممکن است اولین کاری که انجام دهید، آشنا شدن با همه‌ی استراتژی‌های این تجارت باشد. شما می‌توانید در اینترنت کلماتی مانند نتورک مارکتینگ یا مولتی لول مارکتینگ را جست‌و‌جو کنید. چرا؟ چون معرف شما به شما گفته کمپانی از طریق سیستمی به شما درآمد می‌دهد که مربوط به این کلمات است و اگر می‌خواهید در این سیستم موفق شوید، باید این کلمات را بشناسید.

بسیار خوب. بگذارید امتحان کنیم. اینترنت را سرچ می‌کنیم. عبارت نتورک مارکتینگ را تایپ کنید. فکر می‌کنید چه می شود؟ من دیروز این کار را کردم. جست و جوی این عبارت، 136 میلیون صفحه را برای شما پیدا می کند! حالا با عبارت Multi level marketing ... نتایج؟ 36 میلیون و هفتصد هزار! به عنوان آخرین جست و جو، Palinure را سرچ می کنید. همه‌اش، 17200 نتیجه!!

خوب ... چه طور است شروع به خواندن این صفحات کنید تا اطلاعاتتان کامل شود و همه چیز را یاد بگیرید؟

بسیاری از چیزهایی که در این جست‌و‌جو پیدا می‌کنید، بی‌فایده است. صحبت اولیه مان را از یاد نبرید: من نمی‌توانم افرادی را سرزنش کنم که در آغاز کار، با این نیت به این تجارت پیوسته و سرمایه گذاری کرده‌اند که از سریع‌ترین راه ممکن در نتورک مارکتینگ کارشان را شروع کنند و به درآمد برسند.

وقتی سرمایه تا را در پالینور می‌گذارید و برای رسیدن به اهدافتان، عزم حرکت می‌کنید، احتمالا به شرایطی که ما در آغاز این صحبت گفتیم بر می‌خورید. کمی گیج می‌شوید که "قدم بعدی چیست؟" و "حالا چه کار کنم؟" بهترین پیش‌نهاد من این است: اول از همه، اینترنت را فراموش کنید. بله. درست شنیده‌اید. خوبی‌ها و بدی‌های جست‌وجو در یاهو و گوگل را کنار بگذارید و روی این CD به عنوان قدم اول تمرکز کنید. دیروز، بعد از یک ماه فکر، من عنوان این CD را انتخاب کردم: هفته‌ی اول من، در پالینور اینترنشنال.

فردا ادامه‌ی ترجمه‌ی CD «هفته‌ی اول من در پالینور اینترنشنال» را بخوانید.

یادتان باشد، از امروز، دقیقا 10 روز دیگر به پایان ماه اگوست فرصت دارید ... اگر در همین  5 روز سرمایه‌گذاری کرده‌اید، حداقل هدفتان باید رسیدن به دو PLB باشد ...

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 10:35  توسط علیرضا 

دوستان هم‌راه

ممکن است هنوز CD آموزشی اول پالینور به دستتان نرسیده‌باشد که قطعاً تا پایان ماه اگوست به دستتان خواهد رسید. از امروز، ترجمه‌ی متن نخستین سند آموزشی پالینور اینترنشنال را (البته بعد از CD رندی گیج) در این‌جا خواهید خواند؛ این قدم بزرگ را، به شما، پالینوری‌هایی که افکار بزرگی برای آینده در سر دارند، تبریک می‌گوییم! این CD، پس از ترانه‌ی اولیه که ویژه‌ی پالینور ثبت و اجرا شده، با سخن‌رانی مشاور نتورک کمپانی، در محل دفتر پالینور اینترنشنال، با این جملات آغاز می‌شود:

من ارین سنتینی هستم؛ مشاور پالینور اینترنشنال در زمینه‌ی نتورک مارکتینگ. مطابق توافق‌نامه‌ی مدیریت با دیوید گاردنر، مدیر اجرایی کمپانی، سری CDها و DVDهای آموزشی را برای غلبه بر چالش‌ها و به عنوان ادامه‌ی فعالیت‌های کمپانی، آغاز می‌کنیم. خوب؛ من به کمک شما احتیاج دارم. اگر پاسخی به این پرسش دارید، دست خودتان را بالا ببرید: در اولین بحث آموزشی‌مان، درباره‌ی چه باید صحبت کنیم؟

یک ماه قبل، آقای گاردنر به من گفت که این CD را آماده کنم. از آن موقع، من دارم فکر می‌کنم که عنوان اولین سخن‌رانی را چه بگذارم؟ رازهای موفقیت در نتورک مارکتینگ؟ دلایل شکست برای تازه‌واردان؟ بحثی درباره‌ی همانندسازی یا شاید دانش نتورک مارتینگ؟ شان راسل، یکی از هم‌کاران من، به تازگی نتیجه‌ی یک تحقیق در اینترنت را درباره‌ی نتورک مارکتینگ ارائه کرد. این تحقیق، درباره‌ی کتاب‌ها، CDها، نوارهای آموزشی و ... انجام شد که مستقیماً با موضوع بازاریابی چند سطحی و بازاریابی شبکه‌ای ارتباط داشتند. فکر می‌کنید این دو عنوان، بازاریابی چند سطحی و بازاریابی شبکه‌ای، چند بار در عنوان کتاب‌ها و CDها و ... آموزشی استفاده شده؟ 10 بار؟ 100 بار؟ 500 بار؟ نه ...

واقعیت این است که این عنوان، فقط در عنوان کتاب‌های ثبت شده به زبان انگلیسی، بیش از 5000 بار آمده‌است! بگذارید سؤال دیگری بپرسم: شما چند کتاب را درباره‌ی دانش نتورک مارکتینگ یا چه‌گونگی موفقیت در آن خوانده‌اید و می‌شناسید؟ من دیده‌ام که بیشتر افراد تازه‌وارد همین مشکل را برای شروع کردن کار و کسب درآمد دارند. وقتی که ...

فردا، قسمت بعدی را خواهید خواند!

نکته: در صورت مشاهده ایرادی در متن ترجمه، حتما اطاع دهید تا تصحیح شود.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 3:31  توسط علیرضا 

مطلب امروز را هم در این جا بخوانید.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 14:53  توسط علیرضا 

دوستان هم‌گروه!

در آستانه‌ی یک 15 روز جدید، به ویژه 15 روزی که قرار است اتفاق بزرگی مانند رسیدن CDهای آموزشی کمپانی در آن بیفتد، باید بر منظم و دقیق آغاز کنیم:

اول، ارزیابی 15 روز گذشته. به ویژنتان رسیدید؟ اگر بله، به ترکیب تیم برنده دست نزنید و اگر نه، چرا؟

دوم، باید ویژن 15 روز پیش رو را بنویسید  و برنامه‌ی اجرایی آن را، با رفع اشکالات بنویسید. برای نوشتن این ویژن، یک پیش‌نهاد خوب داریم:

تیم شما از چه کسانی تشکیل شده‌است؟

By Randy Gage, July 29th, 2009

کار تیمی شما چه‌طور است؟ باید اقرار کنم که من همیشه به تنهایی کار کرده‌ام. من برای یک تیم سافتبال بازی می‌کنم؛ ولی در تجارت و بیشتر عرصه‌های دیگر زندگی‌ام، تنها کار کرده‌ام.

اخیراً من  دارم دوباره لذت کار کردن با یک تیم قوی را، که روی یک هدف واحد تمرکز کرده، کشف می‌کنم؛ و چه لذتی دارد! کار کردن با یک تیم، واقعاً می‌تواند شما را قوی‌تر کند. شما می‌توانید مهارت‌های رهبری را هم فرا بگیرید. شما ناچارید که خودتان را از تمایل کنترل همه‌چیز رها کنید و لذت غلاقیت کار دسته‌جمعی را تجربه کنید.

خوب؛ شما در حال حاضر در چه تیمی مشغول کار هستید؟!

رندی گیج

 

کار ما اما، کاملاً تیمی است. خوب می‌دانید نتیجه‌ای که شما می‌گیرید مطلقاً بسته به این است که در چه تیمی هستید و فضای مجموعه‌تان چه‌طور است. بنابراین پیش‌نهاد می‌کنم، همه‌ی ما، در ویژن‌های 15 روز آینده‌مان، یک ویژن تیمی هم بگنجانیم. این ویژن می‌تواند مربوط به تیم بالاسری یا تیم پایین خودمان باشد. تفاوتی ندارد. مهم این است که این ویژن علاوه بر خودمان، به تعدادی افراد دیگر نیز مربوط است. با این کار، در جلسه‌ی آغاز ماه در آن گروهی که ویژن مربوط به آن است، همان کارهایی را بکنید که به تنهایی با ویژنتان می‌کنید:

آن را بخوانید (در زمان حال و گویی به آن رسیده‌اید)، برایش برنامه‌ریزی کنید و برنامه را اجرا کنید!

به این ترتیب، لذت یک کار گروهی را تجربه خواهید کرد.

15 روز دوم اگوست آغاز شده و به دومین سال‌گرد کمپانی نزدیک می‌شویم ... شاد باشید!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 9:8  توسط علیرضا 

 

تنها کاری که امروز باید بکنید، رسیدن به ویژن‌هایتان است!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 9:8  توسط علیرضا 

دوستان!

نمی‌دانم چرا من هم‌چنان فکر می‌کنم در ماه جولای هستیم! چند بار این اشتباه را کرده‌ام و تصحیحش کرده‌ام؛ این بار از این اشتباه عذر می‌خواهم و می‌گذارم اشتباه دیروز سر جای خودش بماند تا شاید از این پس آن را تکرار نکنم!

ما در ماه آگوست هستیم. در پایان سیزدهمین روز آن و در آستانه‌ی دو روز آخر. بهترین شکل دو روز آخر برای ماه، همواره این است که این دو روز، جمعه و شنبه باشد؛ تا در روز جمعه از Event  استفاده کنیم و در روز شنبه، یک روز کاری، یک پایان کامل را با رسیدن به ویژن‌هایمان رقم بزنیم.

پیام دیروز کمپانی، به یادماندنی است. «برای خودتان زندگی کنید.» فقط به این سؤال فکر کنید: چه‌قدر از ارزش‌های شما، دلایل کارهای روزمره‌ی شما، راهی که در زندگی در پیش گرفته‌اید و انگیزه‌های تمامی زندگی‌تان از خودتان سرچشمه گرفته و چه‌قدرش را دیگران و محیط و جامعه به شما تحمیل کرده‌اند؟

برای که زندگی می‌کنید؟ خوب به این سؤال فکر کنید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 23:0  توسط علیرضا 

Living for yourself should be as natural as eating or breathing.

برای خودتان زندگی کنید ... کاملاً طبیعی؛ همان‌قدر طبیعی که می‌خورید و نفس می‌کشید.

درباره‌ی این پیام زیبا صحبت خواهیم کرد. حتماً در صفحه‌ی اول سایت، خبر جدید را هم دیده‌اید. بعد از خبر رسیدن CDهای آموزشی، این هم یک قدم دیگر:

به زودی اخباری درباره‌ی سمینار لیدرشیپ کمپانی خواهید شنید!

تنها سه روز دیگر از 15 روز اول جولای باقیست. سه روزی که تمام اتفاقات در آن می افتد. یک قدم هم از ویژنتان پا پس نگذارید.

شاد باشید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 19:48  توسط علیرضا 

دوستان هم‌صدا

دیروز، گفتیم که اتفاقات هر روز، با انتخاب‌های آن روز شما شکل می‌گیرد و همین اتفاقات، سرنوشتتان را رقم می‌زند. به عبارتی، تصمیمی که شما هر روز صبح برای آن روز می‌گیرید و انتخاب‌هایی که می‌کنید، نتیجه‌ی مستقیم بر زندگی شما می‌گذارد؛ پس ...

آیا ثروت را انتخاب می‌کنید؟

By Randy Gage, August 6th, 2009

فکر کنید از کسی حالش را بپرسید؛ و او بگوید: فوق‌العاده‌ام! این احساس، فقط یک وضعیت جسمی نیست که برای آدم اتفاق بیفتد. این حالت، ی انتخاب است. هرچه شما انتخاب می‌کنید، بی‌نهایت بر آن‌چه به آن می‌رسید، تأثیر دارد.

در بدن شما، یک روند ترمیم همیشگی وجود دارد. یک نیروی هوشمند که دائماً مشغول بهبود بخشیدن، تغذیه کردن و بازسازی شماست. اگر شما به دنبالش باشید، و می‌توانید این انرژی را درون خودتان احساس کنید و  آن را درون بدنتان هدایت کنید. برای این کار، می‌توانید این خواسته را بلند بگویید. و می‌توانید آین نیرو را تشویق کنید تا تقویت شود.

چرا سلامتی و شادی را برای امروز انتخاب نمی‌کنید؟

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 9:40  توسط علیرضا 

دوستان!

امروز صبح، که می‌خواستید روز را شروع کنید، اول از همه چه کردید؟ آیا انتخاب کردید و تصمیم گرفتید که روز را چه‌گونه شروع کنید و به پایان ببرید؛ یا گذاشتید که محیط، دیگران، تلویزیون و ... برایتان تعیین کنند که در پایان روز چه گونه باشید؟ آیا مثلاً تصمیم گرفتید که امروز را شاد باشید؟ یا موفق؟ یا ثروتمندتر؟ یا داناتر؟ و این را اعلام کردید یا جایی نوشتید؟ یا از خواب برخاستید و بدون هیچ تصمیمی و هیچ انتخابی، زندگی روزمره را شروع کردید و ...؟

هر زندگی که دارید، هر احساسی که دارید، خودتان انتخابش کرده‌اید. با تصمیم‌هایی که گرفته‌اید و با تصمیم‌هایی که نگرفته‌اید ... بخوانید:  

انتخاب‌های امروز شما

By Randy Gage, August 5th, 2009

بارها گفته‌اند و شنیده‌ایم: زندگی شما فقط توسط یک چیز رقم می‌خورد: انتخاب‌هایی که شما می‌کنید.

آن‌چه شما امروز صبح انتخاب می‌کنید، بر نتیجه‌ای که تا پایان روز می‌گیرید و اتفاقاتی که طی روز خواهد افتاد، بی‌نهایت تأثیر دارد. کسی که شما انتخاب می‌کنید تا به سراغش بروید، مشخص می‌کند که امروز چه‌قدر درآمد خواهید داشت؛ چه‌قدر ارتباطات امروز شما مثبت خواهد بود و چه‌قدر در پایان روز شاد خواهید بود.

غذایی که برای خودن انتخاب می‌کنید، اثری بی‌نهایت بر سلامت شما خواهد داشت. هم‌چنین ورزشی که انجام می‌دهید؛ یا نمی‌دهید. اگر انتخاب کنید که زمانی در روز را برای رشد شخصی کنار بگذارید، این کار زندگی شما را طوری تغییر خواهد داد که تصورش را هم نمی‌کنید.

انتخاب‌های کوچک‌تر، راهی است به سوی انتخاب‌های بزرگ‌ترکه در سرنوشت شما تغییرات بزرگ ایجاد می‌کند. و همه‌ی این‌ها با تصمیم‌های کوچکی که شما امروز می‌گیرید، آغاز می شود ...

رندی گیج

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 9:25  توسط علیرضا 

دوستان!

بعضی از دوستان بعد از خبر دیروز، بلافاصله تماس گرفته و CDها را می‌خواهند! لطفاً کمی صبر کنید. این CDها هنوز به دست مجموعه‌ها نرسیده؛ اما اطمینان دارم که حداکثر تا پایان ماه اگوست، آن را به عنوان ابزار آموزشی خواهید داشت.

روزهایی بود که ما در پالینور، از ابزار آموزشی نتورک‌های دیگر استفاده می‌کردیم. حالا، روزهایی می‌رسد که هر نتورکی، باید از ابزارهای آموزشی پالینور استفاده کند ... راه بزرگی را طی کرده‌ایم و راه بزرگ‌تری را در پیش داریم.

امروز، در یک روز تعطیل و شاد، Eventهای متعددی در همه‌جا برگزار می‌شود. جشن امروز را به شما تبریک می‌گوییم و هم‌راه شما، از این گردهم‌آیی‌ها لذت می‌بریم و استفاده می‌کنیم!

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 9:47  توسط علیرضا 

دوستان هم‌قدم!

این هم خبری که در انتظارش بودیم:

اولین CDهای آموزشی تیم نتورک کمپانی پالینور،آماده شده و به زودی در اختیار اعضا قرار خواهد گرفت. می‌توانید در چند روز آینده به سراغ بالاسری‌هایتان بروید و آن‌ها را بخواهید!

این CDها، هم تغییر بزرگی در سیستم آموزشی‌مان ایجاد می‌کند و هم تأثیر آن بر رشد، کم‌نظیر خواهد بود. با پالینور، فقط در جلوی راه ما یک راه وجود دارد: به سمت بالا!

شاد باشید.

(راستی ... امروز 6 اگوست است. یادتان که هست؟!)   

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 9:31  توسط علیرضا 

دوستان!

مطلب امروز را هم این جا بخوانید. کلاً از این پس، به هزار و یک دلیل و مشکل بلاگفا، اگر مطلب روز را در این وبلاگ ندیدید، سری هم به Mypalinure.com بزنید. ممکن است آن‌جا غافل‌گیر شوید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 11:9  توسط علیرضا 

خبرهای خوبی درباره‌ی آفریدن ذهن موفق

By Randy Gage, April 23rd, 2009

مطلب دیروز، خیلی بحث‌انگیز بود. بحث درباره‌ی زمان بود؛ زمانی که طول می‌کشد تا ذهن شما از یک قربانی فقیر، به یک ذهن کاملاً موفق تبدیل شود. به شما گفتم که فکر می‌کنم تغییر ذهنیت، یک پروسه‌ی تدریجی است؛ نه ناگهانی. اما قسمت خوب ماجرا. قرار نیست که این تغییر حتماً سال‌ها طول بکشد. البته برای من این طور بود، چون من تمام پروسه را خودم برای خودم آفریدم؛ در طی مسیر مرتب اشتباه می‌کردم؛ و نمی‌توانستم از بالا به راهم نگاه کنم و بدانم راه اصلی کدام است. هم‌چنین من یک ذهن کاملاً قربانی داشتم؛ و نگاهم به دنیا 100% منفی بود. شما مجبور نیستید همان اشتباهاتی را که من تکرار کردم، تکرار کنید.

هرچه شما برنامه‌ریزی منفی را که در معرضش قرار دارید محدود کنید و خودتان را با مثبت‌ها برنامه‌ریزی کنید، سریع‌تر می‌توانید پروسه‌ی موفقیت را تحقق ببخشید. من فقط می‌خواستم بگویم اگر این امر، ناگهان اتفاق نیفتاد، ناامید نشوید. (اگرچه من بسیار خوش‌حال خواهم شد اگر برای شما، این تغییر ناگهانی اتفاق بیفتد). بهترین کاری که شما می‌توانید انجام دهید، لذت بردن از این سفر است؛ جشن گرفتن هر پیروزی کوچک و مز‌مزه کردن روند رشد، ماجراهای آن و تعالی ناشی از آن!

رندی گیج

در واقع، اولاً اگر برای تمدن بشر 10 هزار سال و برای شخص گالیله 10 سال طول کشید تا به این نتیجه برسد که زمین گرد است و می‌چرخد، قرار نیست همه‌ی آدم‌ها برای دانستن این موضوع همین روند را طی کنند! امروز هر کودک 8 ساله‌ای هم می‌داند که زمین گرد است و می‌چرخد!

ثانیاً، رشد یک روند است نه یک مقصد. قرار نیست به جای خاصی برسید و رشد ذهنی و شخصی شما تمام شود. بلکه مهم این است که در این مسیر باشید.

ثالثاً، بر اساس تجربه‌های گذشتگان و به لطف امثال رندی گیج، ما در پالینور این روند رشد ذهنی به سمت یک ذهن موفق و ثروتمند را به صورت کاملاً برنامه‌ریزی شده، با راهی مشخص و دقیق و امتحان‌پس داده در اختیار داریم. راهی که از دیدن CDهای آموزشی بزرگانی چون کیوساکی و خود رندی در جلسات اول شروع می‌شود. با صحبت مقدماتی درباره‌ی هدف، این کار را به صورت عملی به اولین PLB ها در همان هفته‌های نخست تمرین می‌کند و سپس متناسب با افزایش درآمد، بیشتر درباره‌ی هدف صحبت می‌کند و هم‌چنین درباره‌ی رشد شخصی و بزرگ شدن ذهن.

در واقع باید بگویم، بهترین راه برای داشتن یک ذهن موفق، هم‌زمان با تجربه کردن ثروتی متناسب با آن، در حال حاضر پالینور است!

بنابراین، دوست خوب من، لازم نیست کارهای خود را تعطیل کنی تا به رشد شخصی رسی. قرار نیست اول به رشد شخصی برسی و بعد در پالینور درآمد کسب کنی. رشد شخصی و ذهنیت موفق روند دقیقی است که در آموزش‌ها پالینور و دقیقاً متناسب با میزان رشد شما، طراحی و بر آن تأکید شده است. با رعایت قدم‌های آن، از هر لحظه‌ی این راه پر ماجرا و البته پر چالش، لذت ببرید و خود واقعی‌تان را بسازید!

شاد باشید!

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 9:40  توسط علیرضا 

دوستان همیشه هم‌راه

روز سوم ماه آگوست را با یک سؤال چالش‌برانگیز از رندی گیج آغاز می‌کنیم. با خواندن این مطلب، یاد دوستانی میفتم که چهار ماه است در پالینور سرمایه‌گذاری کرده‌اند و یک PLB هم نزده‌اند یا فقط چند تا؛ و وقتی از بالاسری‌شان می‌پرسی موضوع چیست؛ می‌گویند که طرف در حال تغییر شخصیت است و هنوز شخصیتش را پیدا نکرده‌است! نظر شما چیست؟ چنین چیزی ممکن است؟ چه پاسخی به این حرف می‌دهید؟ از رندی گیج بخونید:

تغییر دادن ذهنیتتان

By Randy Gage, April 22nd, 2009

قبلاً گفتیم که ذهن، نمی‌تواند یک دفعه تغییر کند و این اتفاق باید در یک پروسه و به تدریج بیفتد. بعضی از شما گفتید که من دارم یک حرف منفی می‌زنم؛ چون می‌تواند باعث شود افراد، تغییر کردن را طول بدهند و بهانه بیاورند! نظر شما چیست؟ راستش خودم نمی‌دانم. و فکر نمی‌کنم کسی پاسخ این سؤال را بداند. اما من عقیده‌ای دارم که ممکن است شما نپسندید.

من باور دارم که این پروسه، زمان‌بر است. من باور نمی‌کنم کسی یک‌شبه به بینشی برسد که بر سال‌ها برنامه‌ریزی منفی که ذهنش دریافت کرده، غلبه کند. البته من خیلی دوست دارم باور کنم که شما، ناگهان در یک لحظه، جهت ذهنتان را عوض کرده‌اید و از برنامه‌های منفی رها شده‌اید؛ ولی باورم نمی‌شود!

چرا؟

چون برای من، این کار ساله‌ها زمان برد. و من می‌بینم که این کار، در افرادی که با آن‌ها کار می کنم، به تردیج انجام می‌گیرد. و به خاطر فضای اطراف که همه‌جا حاضر است -توصیه‌های عرفی و اخلاقی، دولت و جامعه که همه بسیار محافظه‌کارند، اطرافیانی که نمی‌توانند کسی را جلوتر از خود ببینند، تلویزیون و ...- برنامه‌ریزی منفی دائم حضور دارد و عمل می‌کند. ما داریم درباره‌ی باورهای مرکزی صحبت می‌کنیم که در سه یا چهار سالگی بنیادشان ریخته‌می‌شود و برای سال‌های سال، عمل کرده و قدرتمند شده‌اند.

خوب؛ به نظر شما این خبر بدی است؟ راستش نه. من فکر می‌کنم که خبر خوبی است! نظر شما چیست؟ در مطلب بعدی در این باره صحبت خواهیم کرد.

رندی گیج

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 9:24  توسط علیرضا 

یاران با ایمان!

ماه جولای را برای دومین بار در پالینور به پایان رساندیم و اگوست را آغاز کرده‌ایم. به زودی دومین سالگرد کمپانی را هم پشت سر خواهیم گذاشت و وارد سومین سال می‌شویم.

حتماً دیروز، اهداف 15 روز اول اگوست را تعیین کرده‌اید؛ نوشته‌اید؛ برنامه‌ریزی کرده‌اید؛ و تکرار خواهید کرد؛ هر روز صبح، قبل از هر کاری و هر شب، قبل از خواب، بعد از همه‌ی کارها؛ به هم‌راه رشد شخصی روزانه.

برنامه‌ی مجموعه‌تان را هم که ریخته‌اید. ویژن‌های لیدرها را می‌دانید؛ و جلسات و Eventها هم برنامه‌ریزی شده‌است.

اگر تازه به پالینور پیوسته‌اید هم، حتماً مشغول آموزش دیدن هستید. جزوه‌ها را بررسی کرده‌اید؛ فیلم سمینار رندی گیج را دیده‌اید؛ لیست خودتان را نوشته‌اید و برای برگزاری مشاوره‌هایتان آماده می‌شوید!

می‌بینید؟ کار ما مشخص، و راه ما هم معلوم است! چه‌قدر همین راه دقیق و مشخص را، درست اجرا می‌کنید؟

پیام هفته‌ی کمپانی را بخوانید:

Instead of constantly comparing yourself to others, focus on improving your own situation.

به جای این‌که دائم خودتان را با دیگران مقایسه کنید، روی پیش‌رفت وضع خودتان تمرکز کنید (و خودتان را با خودتان مقایسه کنید!)

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 9:35  توسط علیرضا 

دوستان همیشگی!

چند ساعت دیگر به پایان جولای باقی مانده است ... به این ساعت ها بپردازید، تا فردا که ماه آگوست را با هم، با عزمی جدید آغاز کنیم!

 

دوراهی؛ برای باقی زندگیتان:

سمت چپ: زندگی متوسط

سمت راست: زندگی به یاد ماندنی

همه ما، هر لحظه در برابر این انتخاب قرار داریم ...

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 19:50  توسط علیرضا 

دوستان!

فردا، آخرین روز ماه جولای است. در عین حال، تا آن‌جا که اطلاع دارم، فردا چندین گردهم‌آیی در جاهای مختلف برگزار می‌شود. این Event‌ها فرصت بسیار مناسبی است برای این که روز آخر را، به پربارترین روز کاری ماه، از از نظر رشد اطلاعات و شخصیت و هم از نظر رشد عرضی و عددی تبدیل کنید.

اولویت پانزده روز دوم جولای را، که در آغاز این دوهفته درباره‌اش صحبت کردیم، به یاد دارید؟ هم‌اکنون، زمان ارزیابی و نیز، انجام آخرین تلاش‌ها برای رسیدن به آن‌هاست.

درباره‌ی ایمان و تردید، صحبت کردیم. همین تردید، می‌تواند درباره‌ی ابزار رسیدنتان به هدف (پالینور) و نیز درباره‌ی خودتان، بروز کند. مهم‌ترین منشأ این تردید، که آرام و بی‌صدا به شما نفوذ می‌کند و ناگهان به خودتان می‌آیید و می‌بینید فرسنگ‌ها از اهدافتان فاصله دارید، «محیط» اطراف شماست.

افرادی که در طول روز می‌بینید، روزنامه‌ای که می‌خوانید، وبلاگی که بازدید می‌کنید، برنامه‌ی تلویزیونی که نگاه می‌کنید، بذر تردید به هدف، وسیله و خودتان را در ذهن شما می‌کارند.

با رشد شخصی، و نیز انتخاب منابع اطلاعات، خودتان را، در برابر این تردیدها واکسینه کنید. اجازه ندهید هر حرفی، وارد قلمرو مقدس ذهن شما شود. درب آن را ببندید؛ و این درب را، تنها به روی افکار مثبت، ارزیابی‌شده و گذرنامه‌دار، باز کنید. افکاری که با رشد شخصی‌تان آن‌ها را قبلاً ارزیابی کرده‌اید و می دانید که تردید به هم‌راه ندارند.

اطرافیانتان را انتخاب کنید. از آن‌ها که نمی‌توانند شما را بزرگ و برتر و موفق ببینند، و آنها که خود به دنبال بزرگ شدن و موفق شدن نیستند، دوری کنید. آنها عمدا یا سهوا، شما را نسبت به خودتان و شایستگی تان مردد می کنند.

منابع اطلاعاتی‌تان را انتخاب کنید. هر سریال بی‌مایه‌ی تلویزیون را تماشا نکنید. هر مطلبی را نخوانید.

ایمان مقدس، در ذهن شما منزل دارد. شما دربان ذهنتان هستید. اجازه‌ی ورود دزدهای تردید را ندهید!

شاد باشید و فردا را به یک برگ دیگر در حماسه‌ی زندگی‌تان تبدیل کنید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 22:57  توسط علیرضا 

دوستان با ایمان

تنها دو روز دیگر، هم این هفته، هم ماه جولای و هم فرصت شما برای رسیدن به ویژن این ماهتان تمام می‌شود. شاید تاکنون به ویژنتان رسیده باشید. اگر چنین نیست، تنها کاری که باید بکنید، این است که اطمینان خود را از رسیدن به ویژنتان در فرصت باقی‌مانده حفظ کنید و یک لحظه از آن عقب ننشینید و به تلاش خود، ادامه دهید. شما اطلاعی ندارید که از چه راهی قرار است به ویژنتان برسید!

درباره‌ی ایمان، و دشمن آن، تردید، صحبت کردیم. تردید، از چه‌گونه بر سر راه ایمان شما ظاهر می‌شود؟

تردید به هدف. زمانی که در درستی هدفتان تردید می‌کنید. مهم‌ترین راه مقابله با آن، این است که اهداف خود را درست انتخاب کرده‌باشید.

اگر هدفتان را فقط برای نشان دادن به بالاسری (!) نوشته‌باشید؛ یا این که اگر دیگران از شما هدفتان را بپرسند و شما هدفتان را به یاد نیاورید چون دفترتان هم‌راهتان نیست (!)، یا این که با تصور رسیدن به آن، شوقی در دلتان ایجاد نشود، یا ...، شما اصلاً به هدفتان ایمانی ندارید که بخواهید در آن تردید کنید!

از طرف دیگر، ممکن است هدفتان را به درستی انتخاب کرده‌باشید؛ اما با شنیدن و دیدن چیزهایی از محیط اطرافتان، آن را از یاد ببرید یا در این که واقعاً آن را می‌خواهید، تردید کنید. بنابراین، بهترین راه، برای ایمان به هدف، این است:

قبل از انتخاب هدف، مدت محدودی تعیین کنید تا در آن خوب فکر کنید. خوب بررسی و مشورت کنید. خوب ببینید و در صورت لزوم، از کمک کارشناس و متخصص استفاده کنید. و آن‌وقت، هدفتان را تعیین کنید؛ پردازش کنید و بنویسید. پس از آن، به این هدف و درستی آن ایمان داشته‌باشید. هدفتان را آن‌قدر تکرار کنید و باور کنید تا احساس وصف‌ناشدنی رسیدن به آن را تجربه کرده‌باشید. و دیگر، به هیچ محرک خارجی، چه اطرافیان، چه رسانه‌ها و ...، در هیچ صورتی، اجازه ندهید که در عزم و اعتقاد شما به هدفتان خللی وارد کند. شما، هدفتان را انتخاب کرده‌اید و به آن ایمان دارید!

قبل از انتخاب، چشمان خود را باز کنید و بعد از انتخاب، تمام تلاش خود را بر رسیدن به آن متمرکز کنید و سخنان منفی را درباره‌‌ی هدفتان، نشنوید و نبینید!

تمام موفقیت‌های تاریخ جهان، از اهدافی برخاسته که معتقدین به آن‌ها، علی‌رغم همه‌ی اطرافیان، عزمی راسخ، و اعتقادی سخت و خلل‌ناپذیر، به درستی آن اهداف داشته‌اند.

پیروز باشید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 22:47  توسط علیرضا 

دوستان!

به دلیل آن که بسیاری از سایتهای میزبان تصویر، فیلتر هستند، برای آن که همه دوستان بتوانند مطالب را بخوانند، مطلب امروز را ابن جا بخوانید.

شاد باشید!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 16:40  توسط علیرضا 

دوستان باهوش و موقع‌شناس

امروز، 27 جولای است. تنها 4 روز دیگر به پایان این ماه باقی مانده و هم‌چنان که می‌دانید، همه‌ی اتفاقات در این 4 روز، و بلکه دو روز پایانی می‌افتد. امروز، همان روزی است که همیشه می‌گوییم: هرکس امروز سرمایه‌گذاری کرده، باید بتواند تا پایان ماه، PLB بزند.

دیروز متنی خواندم درباره‌ی تاریخ و پیروزی‌های بزرگ و باورنکردنی تاریخی، مانند پیروزی باورنکردنی اعراب در صدر اسلام و تأسیس تمدن و امپراطوری اسلامی، پیروزی انقلاب فرانسه و پس از آن ارتش انقلابی فرانسه بر همسایگان قدرتمند و قدیمی‌اش، پیروزی انقلاب آمریکا بر استعمار کهنه‌کار و قدرتمند انگلستان و ... . این پیروزی‌ها را با موفقیت‌های عرصه‌های دیگر، مانند علم، اقتصاد و ... مقایسه کردم و به نتیجه‌ای جالب رسیدم؛ به عامل مشترکی که در تمامی این موفقیت‌ها وجود داشته و یکسان، نقش ایفا کرده‌است؛ ایمان (faith).

هر پیروزی در زمان خود، مخالفانی، و بلکه مخالفان سرسختی دارد. مخالفانی که نه تنها با آن پیروزی و وعده‌اش مخالفند، بلکه آن را مسخره می‌کنند، کوچک‌ترین باوری به وعده‌های آن پیروزی ندارند و تمام امکانات قدرتمندشان را هم برای امکان‌ناپذیر کردن آن به کار می‌گیرند؛ اما شگفت، که تمام این‌ها در برابر اعتقاد و ایمان آفرینندگان یک پیروزی، ثمره و چاره‌ای جز شکست و پذیرفتن شرایط جدید، ندارد.

درباره‌ی هریک از این پیروزی‌ها می‌توان جداگانه صحبت کرد که در حوصله‌ی این وبلاگ نیست. اما مفهوم ایمان، در تمام این‌ها در چند زمینه مشترک است:

ایمان به هدف

ایمان به راه

ایمان به خود، به عنوان تحقق‌بخش هدف ای آن راه

نگاهی به کار خودمان بیندازیم؛ که پیروزی در آن هم، از همین راه می‌گذرد:

ایمان به هدفتان، به معنی این که هدفتان واقعاً از ته دلتان برخواسته باشد و نتیجه‌ی خواست واقعی شما باشد؛ چیزی باشد که یادآوری هر روزه‌ی آن، شما را به شوق بیاورد و به جلو ببرد و کوچک‌ترین تردیدی، در درست بودن، لازم بودن، و خوب بودن آن نداشته‌باشید

ایمان به پالینور، به عنوان ابزارتان، از همه نظر، ابزاری که توانایی دارد به بهترین وجه شما  را به آن هدف برساند  

و ایمان به خودتان. به این که شایسته‌ی آن هدف، و بهره گرفتن از آن ابزار هستید و می‌توانید.

درباره‌ی این سه «ایمان»، فکر کنید. در هر کدام، از 100، به خودتان چند می‌دهید؟ تردید نکنید که اگر این سه «ایمان» را کامل کنید، هیچ چیز در جهان، نخواهد توانست مانع شما شود. باز هم در این باره خواهیم نوشت.

نکته: بعضی دوستان درباره‌ی قولمان درباره‌ی نوشتن قوانین موفقیت رندی گیج می‌پرسند. در حال ترجمه از فایل صوتی است و به زودی منتشر خواهد شد!

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 12:41  توسط علیرضا 

دوستان هم‌دل و هم‌راه

امروز، داشتم نگاهی به آرشیو این وبلاگ می‌انداختم. از آبان سال 86 باهم بوده‌ایم و نوشته‌ایم و خوانده‌اید و رشد کرده‌ایم. وبلاگ هم هم‌راه با خود ما، و پالینور بزرگمان، قدم به قدم رشد کرده و حرفه‌ای‌تر شده. مهم‌ترین نکته‌ای که به نظرم رسید، این بود که حیف است که دوستانی که از میانه‌ی راه به پالینور و این وبلاگ پیوسته‌اند، مطالب قدیمی ما را نخوانده و ندیده‌اند. مثلاً، همین مطلب مرداد ماه پارسال را بخوانید:

هم­نفسان!

چند سؤال تکراری؛ اما کلیدی. تک­تک این سؤالات را بخوانید؛ عجله نکنید. بعد از هر سؤال چشمانتان را ببندید و صادقانه پاسخ دهید:

1-آیا اهدافتان را نوشته­اید؟

2-آیا ویژن این ماهتان را نوشته­اید؟

3-آیا حداقل روزی 2 ساعت، برای کار وقت می­گذارید؟ (وقت=صحبت با دیگران؛ مشاوره یا جلسه!)

4-آیا روزی 30 دقیقه، وقت برای رشد خودتان می­گذارید؟

5-آیا تعدا مشاوره در مجموعه­تان، و توسط خودتان، کافیست؟

6-آیا در نگاه دیگران، تصویر مثبتی، چه از نظر ظاهری و چه وضع ذهنی، ایجاد می­کنید؟

7-آیا خودتان را- و دیگران را- دوست دارید؟

8-آیا هر روز که از خواب برمی­خیزید، برای آن روز برنامه­ی مشخص دارید؟

9-آیا هر روز این وبلاگ را می­خوانید؟!

10-آیا از تابستان به این زیبایی، به اندازه­ی کافی لذت می­برید؟! از زندگی­تان چه­طور؟!

صادقانه پاسخ دهید ...

چه قدر با ویژنتان فاصله دارید؟!

 به تازه‌پالینوری‌ها، حتماً پیش‌نهاد می‌کنم که نگاهی به آرشیو وبلاگمان و مطالب قدیمی بیندازند. این پیش‌نهاد البته به درد قدیمی‌ها هم می‌خورد؛ چون کار ما، همان است و روند رشد، چندین برابر و ملزومات، بارها و بارها بیشتر!

هم‌نفسان!

امروز 25 جولای است. این هفته، هم‌زمان با پایان جولای به پایان می‌رسد. هفته‌ی بزرگی است و باید برای تک‌تک روزهای آن برنامه‌ای دقیق و منظم داشته‌باشید. اگر چنین نیست، همین حالا بهترین فرصت است. ویژنتان را-که هر روز تکرارش می‌کنید و از داشتنش، هم‌اکنون، لذت می‌برید- بنویسید و با مقایسه‌ی تعادل فعلی‌تان با آن، برنامه‌ی دقیق این روزهایتان را بنویسید. هر روز از روزهای باقی مانده، به اندازه‌ی روزها می‌ارزد!

شاد باشید.

نکته: به زودی و در چند روز آینده، منتظر ک خبر ویژه از جانب کمپانی باشید. خبری که می‌تواند رشد مجموعه‌ی شما را، چند برابر و اعتبار کمپانی‌مان را نزد سرمایه‌گذاران، چندین برابر کند!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 0:0  توسط علیرضا 

این کاریکاتور زیبا را ببینید و فکر کنید:

آیا فکر می کنید که نردبان موفقیت، یک راه مستقیم است؟

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 17:2  توسط علیرضا 

دوستان هم‌راه

امروز و فردا، درمیانه‌ی 15 روز دوم ماه جولای، فرصت بسیار مناسبی برای گردهم‌آیی‌هاست.  Eventهای متعددی در همه‌جا در پالینور برگزار می‌شود و افراد تلاش می‌کنند زیرمجموعه‌هایشان و یا افراد مشاوره شده را به آن‌جا ببرند تا از نزدیک با فضای کار آشنا شوند. در واقع، معمولاً جهش اصلی رسیدن به اهداف هر 15 روز، از چنین وقایعی شروع می‌شود. از آغاز این 15 روز، بسیار درباره‌ی اهدافتان، تکرارشان و ... نوشتیم. مهم‌ترین مسأله‌ای که باید همواره، با اهدافتان به یاد داشته‌باشید این است: جهان به احساس شما پاسخ می‌دهد، نه چیز دیگر. امروز صبح که اهداف ماه جولایتان را خواندید، کدام را احساس را تجربه کردید؟ عقب‌ماندگی و اضطراب؟ یا برایتان علی‌اسویه بود و فقط چند جمله خواندید؟ یا واقعاً، مطمئن از دست‌یابی به آن، از وقوعش لذت بردید؟

جهان، احساس شما را به عنوان یک پیام می‌گیرد و از همان، بیشتر به شما می‌دهد. چرخه‌ی منفی را، با دخالت کردن، و در دست گرفتن افکار و احساسات خود بشکنید تا وارد چرخه‌ی مثبت شوید و شادی، پشت شادی و پیروزی، پشت پیروزی به شما تقدیم شود.

رندی گیج در مطلب اخیر خود، به مسأله‌ی جالبی اشاره کرده که مثل همیشه به درد همه‌ی ما می‌خورد. بخوانید:

 

اشتباه کردن

 

By Randy Gage, July 22nd, 2009

 

چه می‌شود اگر گاهی تصدیق کنید که اشتباه می‌کنید؟ چند وقت یک بار چنین کاری می‌کنید؟

وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، سناریوی جالبی می‌بینم. من «هرگز» اشباه نمی‌کردم. و می‌توانستم هر بحثی را ببرم و دلیل بیاورم که چرا درست می‌گویم. (البته ممکن است این موضوع ناشی از این باشد که من خیلی خوب بحث می‌کنم و درباره‌ی هر قدمم فکر می‌کنم). هم‌زمان، من اعتماد به نفس بسیار پایینی داشتم و احساس ناامنی شدید می‌کردم.

اتفاق خنده‌داری افتاد ...

هم‌چنان که من اعتماد به نفسم را برنامه‌های رشد شخصی بالا بردم، متوجه شدم که گاهی اشتباه می‌کرده‌ام. دیگر مشکلی نداشتم که به این موضوع اعتراف کنم و اگر لازم بود، عذرخواهی کنم. چه اطمینانی!

چه درسی می‌گیرید؟

رندی گیچ

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 11:38  توسط علیرضا