|
|
|
|
|
دوستان همراه و هم مقصد بحث آزادی مالی را امروز به پایان میرسانیم. به نظر من درک کامل این مفهوم و معنای آن برای هرکس که در جریان سرمایهگذاری در پالینور قرار میگیرد ضروری است. هدف اصلی ما از پالینور، دستیابی به آزادی مالی است. در غیر این صورت از ابزار قدرتمندمان درست و کامل استفاده نکردهایم و در نهایت نیز تغییر مهمی در زندگیمان ایجاد نخواهد شد. فوقش چند نفر را معرفی میکنیم، چند سود هم دریافت میکنیم و مثلاً یک اتوموبیل هم میخریم. این، یعنی هدر دادن ظرفیت و توانایی سیستم پالینور و یعنی از دست دادن یک فرصت استثنایی در زندگی. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 12:51 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 10:4 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
بحث آزادی مالی را با مدتی تأخیر ادامه میدهیم: شما از چه راههایی میتوانید به آزادی مالی برسید؟ حتماً چند را به ذهنتان رسیده. اولین راه این است که شما منشأ تولید باشید و مثلاً یک کارخانه داشتهباشید. یا مثلاً یک پزشک باشید و یک بیمارستان یا کلینیک "تأسیس" کنید. یا یک معلم باشید و به جای درس دادن و حقوق گرفتن و در نتیجه کسب درآمد به نسبت ساعات کار، خودتان یک مدرسه افتتاح کنید و معلمان دیگر را استخدام کنید. صاحب یک کارخانه، مدرسه یا بیمارستان میتواند همیشه در محل کار خود حضور نداشتهباشد و درآمدش قطع نشود. چرا؟ فرض کتید که 300 نفر در یک کارخانه روزی 8 ساعت کار میکنند. به این ترتیب با یک حساب ساده مشخص میشود که اگر درآمد کارخانه را نتیجهی ساعات کار کارگران بدانیم، درآمد یک ساعت از کار روزانهی هرکس نصیب کارگر و درآمد 7 ساعت بقیه نصیب صاحب اصلی کارخانه میشود. به عبارت دیگر اگر ساعت کاری شخص صاحب کارخانه 0 باشد، در یک روز کاری به اندازهی 7* 300 یعنی 2100 ساعت درآمد کسب کردهاست. و این یعنی آزادی مالی. با وجود این، دستیابی به آزادی مالی از این راه اصلاً آسان نیست. نخست این که شما باید سرمایهی بسیار بالایی داشتهباشید که هرکسی ندارد. علاوه بر آن، دستیابی به آزادی مالی از این راه نیازمند هوش اقتصادی، شناخت بازار، مدیریت علمی و ... است که هریک گاو نر میخواهد و مرد کهن. با داشتن همهی اینها نیز در بازار رقابت، ممکن است در نهایت شکست بخورید و ورشکست شوید. از این رو اگرچه این راه میتواند به آزادی مالی برسد ریسک بالایی نیز دارد. همچنین بدیهی است که در آغاز کار که همهچیز به روال خود نیفتاده، حضور شما الزامی است. شما باید شخصاً به اندازهی چند نفر کار کنید. کارخانهتان را طوری مدیریت و تأسیس کنید تا در آینده بدون حضور شما به راهش ادامه دهد و شما را به آزادی مالی برساند. این راه، نخستین راه رسیدن به آزادی مالی است؛ اما تنها راه نیست. راه دیگری به ذهنتان میرسد؟ این بحث را ادامه خواهیمداد! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 17:1 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
سلام به دوستان عزیز!
در حال ترجمهی متن اهداف کمپانی هستم که کمی طول کشیده و برای همین وبلاگ به روز نشده. این چند روز، اگر رفتن سر جلسهها، تمرین مشاورهها و ... وقتی گذاشتهیاشد، همهاش به هدف فکر کردهام و دیدم چهقدر دور افتادهام از شناخت اهدافم و حرکت در جهتشان ... به زودی نتیجهی این تفکرات در این وبلاگ منتشر خواهدشد. برای من که نتایج خوبی داشت، انشاءالله برای شما هم داشتهباشد! امروز قصد دارم دربارهی یک مفهوم دوستداشتنی قدیمی صحبت کنم ... آزادی مالی چیست؟ شغلتان چیست؟ آیا از نظر مالی بینیازید؟ آیا آزادی مالی دارید؟ ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 1:32 توسط علیرضا
|
|
||