|
|
|
|
|
دوستان همدل و همراه امروز، داشتم نگاهی به آرشیو این وبلاگ میانداختم. از آبان سال 86 باهم بودهایم و نوشتهایم و خواندهاید و رشد کردهایم. وبلاگ هم همراه با خود ما، و پالینور بزرگمان، قدم به قدم رشد کرده و حرفهایتر شده. مهمترین نکتهای که به نظرم رسید، این بود که حیف است که دوستانی که از میانهی راه به پالینور و این وبلاگ پیوستهاند، مطالب قدیمی ما را نخوانده و ندیدهاند. مثلاً، همین مطلب مرداد ماه پارسال را بخوانید: همنفسان! چند سؤال تکراری؛ اما کلیدی. تکتک این سؤالات را بخوانید؛ عجله نکنید. بعد از هر سؤال چشمانتان را ببندید و صادقانه پاسخ دهید: 1-آیا اهدافتان را نوشتهاید؟ 2-آیا ویژن این ماهتان را نوشتهاید؟ 3-آیا حداقل روزی 2 ساعت، برای کار وقت میگذارید؟ (وقت=صحبت با دیگران؛ مشاوره یا جلسه!) 4-آیا روزی 30 دقیقه، وقت برای رشد خودتان میگذارید؟ 5-آیا تعدا مشاوره در مجموعهتان، و توسط خودتان، کافیست؟ 6-آیا در نگاه دیگران، تصویر مثبتی، چه از نظر ظاهری و چه وضع ذهنی، ایجاد میکنید؟ 7-آیا خودتان را- و دیگران را- دوست دارید؟ 8-آیا هر روز که از خواب برمیخیزید، برای آن روز برنامهی مشخص دارید؟ 9-آیا هر روز این وبلاگ را میخوانید؟! 10-آیا از تابستان به این زیبایی، به اندازهی کافی لذت میبرید؟! از زندگیتان چهطور؟! صادقانه پاسخ دهید ... چه قدر با ویژنتان فاصله دارید؟! به تازهپالینوریها، حتماً پیشنهاد میکنم که نگاهی به آرشیو وبلاگمان و مطالب قدیمی بیندازند. این پیشنهاد البته به درد قدیمیها هم میخورد؛ چون کار ما، همان است و روند رشد، چندین برابر و ملزومات، بارها و بارها بیشتر! همنفسان! امروز 25 جولای است. این هفته، همزمان با پایان جولای به پایان میرسد. هفتهی بزرگی است و باید برای تکتک روزهای آن برنامهای دقیق و منظم داشتهباشید. اگر چنین نیست، همین حالا بهترین فرصت است. ویژنتان را-که هر روز تکرارش میکنید و از داشتنش، هماکنون، لذت میبرید- بنویسید و با مقایسهی تعادل فعلیتان با آن، برنامهی دقیق این روزهایتان را بنویسید. هر روز از روزهای باقی مانده، به اندازهی روزها میارزد! شاد باشید. نکته: به زودی و در چند روز آینده، منتظر ک خبر ویژه از جانب کمپانی باشید. خبری که میتواند رشد مجموعهی شما را، چند برابر و اعتبار کمپانیمان را نزد سرمایهگذاران، چندین برابر کند! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 0:0 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
دوستان همپا
10 روز تا پایان ماه ژوئن باقی ماندهاست. ماهی که با اطلاعات جدید کمپانی و استحکام بیشتر پایه های آن، تکلیف خیلی از لیدرهای کمپانی در آن روشن میشود. نوشتهی امروز رندی گیج را بخوانید:
هوشیارتر شدن ...
By Randy Gage, June 11th, 2009
بعضی چیزها آنقدر سادهاند که به راحتی از نظر دور میمانند؛ همان چیزهایی که جیم ران آنها را به این صورت توصیف میکند: «آنقدر نورانی است که آدم را کور میکند!». میخواهم امروز دربارهی یکی از این چیزها صحبت کنم: داناتر شدن. (خردمندتر شدن و بیشتر دانستن) به اندازهی کافی ساده به نظر میرسد؛ نه؟ هیچ کس در این باره بحثی ندارد. آدم باید بیشتر بداند و خردمندتر شود! اما چند نفر از مردم واقعاً هر روز کاری را انجام میدهند تا در پایان روز، کمی داناتر باشند؟! زندگی بسیار کوتاهتر و بسیار پیچیدهتر از آن است که حتی یک روز در یک وضعیت توقف کنید. برای رشد آگاهی و رسیدن به بینش روشن، باید «دانایی و هوشیاری» را در خودمان پرورش دهیم. معنی این جمله این است که مطمئن شویم هر روز، بدون استثنا، چیز جدیدی یاد گرفتهایم؛ حتی یک چیز کوچک. در این باره چه میکنید؟ رندی از یکی از «چیزهایی که از شدت سادگی فراموش میشوند» نام میبرد. از این چیزها زیاد است ... چیزهایی ساده که همه میدانید. مانند بلد بودن مشاوره. نوشتن لیست. انجام یک مشاوره در روز. داشتن جلسهی هفتگی. حداقل روزی 2 ساعت کار کردن. روزی نیم ساعت رشد شخصی. خواندن هر روز این وبلاگ. دیدن دستهجمعی CD رندی گیج و ... . همهاش معلوم است؛ نه؟! رندی گیج هم دربارهی یکی از این بدیهیات صحبت کردهاست: آدم باید داناتر شود. نه؟ خوب اگر بله؛ آیا هر روز کمی داناتر از دیروز هستید؟ پسنوشت: روزهای مهم و تلخی را در کشورمان از سر میگذرانیم. هیچ چیز در چنین روزهایی، مهمتر و تأثیرگذارتر از رشد شخصیتان نیست. چه برای کارمان، چه سرنوشت خودمان و میهنمان. این را فراموش نکنید ... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 12:39 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
Often the difference between a successful man and a failure is not one's better abilities or ideas, but the courage that one has to bet on his ideas, to take a calculated risk, and to act. - Maxwell دوستان همراه اخبار دیروز، میتواند 15 روز دوم ژوئن را به بزرگترین و به یادماندنیترین زمان رشد شما تبدیل کند. یاد روزهایی به خیر که پالینور تازه شروع به کار کردهبود و ما با حداقل داشتهها مشغول کار بودیم؛ روزهایی که افراد منفیباف با طعنه و بدبینی به ما نگاه میکردند و مرتب پیشبینی میکردند که شش ماه یا یک سال بیشتر دوام نمیآوریم! امروز مدارک و اطمینانها آنقدر زیاد است که با سود فوقالعادهی 6% در ماه، هیچ ریسکی باقی نمیماند. پیشنهاد میکنم دوباره به سراغ لیستتان بروید؛ تمامی افراد قدیمی را، حتی کسانی را که دو سال پیش مشاوره کردهاید، دوباره مشاوره کنید آنها را در جریان اخبار جدید قرار دهید. به تیم قدرتمند پالینور و اندیشهی تیم اقتصادی آن، که قدم به قدم به سوی تثبیت یک کمپانی بزرگ و بیرقیب میرود، افتخار میکنیم. پالنور بزرگترین فرصت زندگی شماست. این جمله را خیلیخیلی جدی بگیرید. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 19:49 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همراه قبلاً بارها دربارهی یادگیری و آموزش صحبت کردهایم. باید بدانید که یادگیری بر دو نوع است: در نوع اول، شما چیزی را یاد میگیرید و از آن پس، بدون نیاز به تغییر چندانی از آن استفاده میکنید و سود میبرید. مثلاً اگر رانندگی را یاد گرفته باشید، یا عملیات محاسبه را، یا تایپ کردن را، برای همیشه میتوانید بدون کم و کاستی از دانستههایتان استفاده کنید. بعضی از دوستان، کار ما را هم چنین چیزی میپندارند و انتظار دارند که با یادگیری چیزهایی، خیالشان راحت شود و با تکرار همان چیزها به آزادی مالی برسند. این خطای بزرگی است که باید برطرف شود. کار ما، شغلی است مثل مدیریت یک شرکت، یا پزشکی، یا معلمی. در این شغلها شما نیاز به یک سری اطلاعات پایه دارید تا کارتان را شروع کنید. ولی هرگز نمیتوانید به آن اکتفا کنید و هرگز نباید در آن متوقف شوید. شما مدام با شرایط جدید روبهرو میشوید که علاوه بر تکمیل دانستههایتان، باید فکر کنید، برنامهریزی کنید، طرحهای جدید بریزید و آنها را اجرا کنید. مهم نیست که الآن همهچیز را بدانید. اصلاً چنین چیزی ممکن نیست. مهم این است که به جای ذهنی پر از دانستهها، ذهنی آمادهی ریختن طرح جدید برای شرایط جدید داشتهباشید. اگر میخواهید لیدر بزرگی باشید و از این فرصت استثنایی زندگیتان، استفاده ببرید و بعداً حسرت نخورید و از پالینور به آزادی مالی برسید ... 1-هرگز رشد شخصی روزانه را، که بخشی از آن دانش مدیریت و نتورک است، متوقف نکنید. 2-هرگز فکر نکنید که با همین دانستهها و شرایط میتوانید ادامه دهید! اگر شما 2 ماه، طرح جدیدی نریزید و کار جدیدی نکنید، اعضای مجموعهتان خیلی خوب میفهمند که در جلسهتان حرف جدیدی برای گفتن ندارید! 3-از شرایط (مانند شرایط این روزها) گله نکنید. یکی از لیدرها میگفت که قطع SMS در این روزها کل سازمانش را به هم ریخته و از این قضیه بسیار شاکی بود! کار شما همین است: شرایط مختلف باید پیش بیاید و شما مطابق با آن شرایط، طرحهای جدید برای پیشبرد کارتان بریزید و از شرایط به سود خودتان و سازمانتان استفاده کنید. 4-منتظر نباشید تا با انجام یک سری کارها و تکرار آنها، همهچیز خودبهخود پیش برود ... باید بیشتر بدانید؛ منتظر شرایط جدید باشید و مطابق با آن، تغییرات ایجاد کنید ... از تغییر دادن محتوای جلسات، تا شکل جلسات، تا نوع Eventها، تا محتوای مشاوره و ... 15 روز آخر ژوئن، به ویژه برای لیدهای بزرگ، از نظر امتداد راه و ارزیابی لیدرهای جدید خیلی خیلی مهم است. این جمله را، و این 15 روز را، خیلی خیلی جدی بگیرید. شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 11:5 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همراه به دلیل پایین بودن سرعت اینترنت با توجه به شرایط فعلی، نوشتن مطالب در وبلاگ کاری است بسیار مشکل. با وجود این، کار ما، هرگز، در هیچ شرایطی، متوقف نمیشود. به ویژه که امروز 14 ژوئن است و فقط امروز و فردا را برای هتریک کردن فرصت دارید ...! متن زیبای رندی گیج را در ادامهی مطلب قبلی بخوانید ... عکسالعمل شما چه بود؟ By Randy Gage, April 21st, 2009 در مطلب قبلی، پیشنهاد کردم که زمانی را برای فکر کردن در سکوت برنامهریزی کنید. پاسخی که به آن درخواست دادید، خیلی چیزها دربارهی تمایل شما به ظاهر کردن موفقیت، هوشیاری و شادی در زندگی میگوید. بعضی از عکسالعملهای احتمالی شما: این کار برای رندی گیج آسونه. اگه یچه داشت میفهمید که اصلاً کار آسونی نیست. ای کار برای رندی گیج آسونه. اگه قرار بود مثل من بره سر یه کار وقتگیر، میفهمید که اصلاً آسون نیست. این پیشنهاد خوبیه. من الان سرم خیلی شلوغه وقتشو ندارم. بذار یه خورده اوضاعم بهتر بشه؛ اونوقت بنامهشو میریزم. من به سکوت احتیاج ندارم. جلوی تلویزیون و رادیو بهتر کار میکنم. پیشنهاد خوبیه. امروز تو برنامهم مینویسم 15 دقیقه انجامش بدم. خوب؛ کدامش را انجام دادید؟ راستش را بگویید ... خداوند میشنود! رندی گیج |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 11:33 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان هممسیر دیروز در جلسهای که با چند نفر از لیدرها داشتم، یکی از دوستان به نکتهای بسیار مهم اشاره کرد؛ نکتهای که با وجود قدیمی بودن و با وجود تکرار شدن، آن هم بارها و بارها، باز هم جای تکرار آن وجود دارد. آن نکته، ثبات است. این ثبات معانی متفاوتی دارد. قبلاً در بحث درسهای رندی گیج دربارهی یک معنای مهم آن صحبت کردیم؛ امروز میخواهم از جنبهی دیگری به این کلمه بپردازم ... نکتهی مهم این است: کار ما، اهداف ما، طرز فکر ما و جمع ما با اطرافمان متفاوت است. آنچه در کارمان، و جمعهای دوستداشتنیمان به آن میرسیم، برای دیگران نشدنی به نظر میآید. افراد خارج از فضای ما، وقتی به اهداف ما نگاه میکنند، آن را خیالبافی و غیر ممکن میپندارند. یک جنبهی مهم ثبات این است که خودمان را از فضای دوستداشتنی کارمان خارج نکنیم. قطع کار، حتی برای یک روز، اثراتی روی مجموعه میگذارد که قبلاً در بحث رندی گیج به آن پرداختهایم. اما مهمتر از آن، اثری است که روی خودمان میگذارد. اگر شما یک روز از فضای کار خارج شوید ... اگر یک روز با مجموعهتان در تماس نباشید ... اگر یک روز از رشد شخصیتان غافل شوید ... اگر یک روز اهدافتان را جلوی چشمتان نگذارید ... اگر یک روز، به مشاوره، جلسه، آموزش و پیگیری فکر نکنید ... روز بعد که به کار برمیگردید، همان آدم دو روز پیش نیستید. بلکه پر هستید از تردیدها، ترسها، «نشدن»ها و نتوانستنها. و یک روز باید تلاش کنید تا وضعیتتان به قبل برگردد. چرا؟ ذهن شما در یک روزی که مشغول کار نبودهاید، توقف نکردهاست. چون ... تلویزیون برنامه دارد. اطرافیان شما هستند. شما مدام از دنیای اطرافتان پیامهای مبنی بر «نتوانستن» دریافت میکنید. شما به راحتی آنچنان از فضای فوقالعاده کار خارج میشوید که اهدافتان به نظر خودتان هم عجیب میآیند! پس، یک معنی و نتیجهی زیبای ثبات این است: نه تنها برای رشد سازمانتان، بلکه برای وضعیت ذهنی و شادابی خودتان، هرگز، در هیچ شرایطی، توقف نکنید. حتی اگر کاری ندارید، جلسهای پیدا کنید و خودتان را در فضا نگهدارید.مجموعهتان را روی کاغذ بکشید و به آن فکر کنید. به یکی از لیدرهای بدون ارتباط سازمانی با خودتان زنگ بزنید و دربارهی استراتژیهای جدید کاری صحبت کنید. برنامهی جلسهی فردایتان را بچینید و دربارهی محتویاتش فکر کنید. چند تلفن کاری بزنید؛ چند رابطهی جدید؛ چند مشاورهی جدید؛ و یا پیگیری یکی از قدیمیها ... هرگز، یک روز بیکار نباشید و ذهنتان را در برابر ورودیهای اطرافتان، تنها و بیپناه رها نکنید! شاد باشید. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 9:54 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان نیکروش امروز، برای باقیماندهی سال 2009 برنامهریزی میکردم که به یاد مطلب زیبایی از وبلاگ رندی گیج – که در این ماه نوشتهشده- افتادم. با هم بخوانیم: پیش رفتن به سوی رؤیاهایتان By Randy Gage, June 2nd, 2009 تاریخ امروز را دیدهاید؟ ما در ماه ژوئن هستیم. وقتی این ماه به پایان برسد، نصف سال از دست رفتهاست. برای رؤیاها و اهداف سال 2009تان در چه وضعیتی قرار دارید؟ نکتهی مهم و مطلوب دربارهی پیشرفتن این است که میتواند درست مثل گذشت زمان باشد. قدم به قدم، هر زمان، فقط یک حرکت کوچک. حتی اگر بسیار کند به جلو حرکت کنید، اثر تجمعی آن میتواند بسیار قابل توجه باشد. هر روز کمی بیشتر، میتواند در یک یا دو ماه، منجر به پیشرفتی حیرتآور شود. و در 7 ماه- زمانی که تقریباً تا پایان سال 2009 باقی مانده- کاری که میتوانید انجام دهید، شگفتانگیز است! حالا سؤال این است: قدم کوچک امروز شما کدام است؟ قدمی که شما را کمی، فقط کمی به اهدافتان نزدیک کند؟ رندی گیج اصل پیشرفت قدمبهقدم بسیار تأثیرگذار و خواندنی بود و مرا به فکر فرو برد؛ اما بیش از آن، این خواندن این نوشته واقعاً حیرتزده شدم. واقعاً نصف سال 2009 گذشت؟ ژانویه انگار کاملاً تازه اتفاق افتاده ... ما در ژانویه با موقعیتی که کمپانی ایجاد کرد، یک پیشرفت بزرگ آفریدیم. بعد فوریه و مارس را آرام و پیوسته پشت سر گذاشتیم و در آوریل و می، با تلاشی مضاعف، یک رشد بزرگ و دوستداشتنی را رقم زدیم. ما در سال 2009، درآمد بسیاری کسب کردیم. شاید بیش از هر شغل دیگر. ما در سال 2009، بسیار تغییر کردیم؛ از لحاظ رشد شخصیت و نیز از لحاظ ذهن بزرگ و ثروتمند. اول ژانویه، همین 6 ماه پیش بود؛ اما ما، از هیچ نظر آدمهای 6 ماه قبل نیستیم. کافی است به نوشتههای همین وبلاگ در این ماهها نگاهی بیندازید. 7 ماه باقیماندهی سال نیز، بسیار پرکار به نظر میرسند. بسیاری از ما در این ماههای باقیمانده، به تعادل بازنشستگی 4 میلیون دلار خواهیم رسید. ما به سمینار 2009 کمپانی خواهیم رفت. ما افتتاح دفتر جدید کمپانی را شاهد خواهیم بود. ما باز هم به سود نهایی طراحی شدهی کمپانی بزرگ پالینور اینترنشنال نزدیک خواهیم شد و ما، هر روز، از لحاظ شخصیتی باز هم یک قدم به جلو برخواهیم داشت. رشد شخصی هرگز به پایان نمیرسد. ما خود را بیشتر خواهیم شناخت؛ ضعفهای خود را، اشکالات تکراری خود را، علت آنها را، و نیز نکات قوت خود را. ما هر روز، «خوبتر»، تواناتر، موفقتر و ثروتمندتر خواهیم شد. ما، سپاسگذار این «بزرگشدن» هستیم و همهی اینها، از همان قدمهای کوچک هر روز، اتفاق میافتد ... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 0:36 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همدل و همپا! هفتهی اول ماه ژوئن را پشت سر گذشتهایم. تاکنون آموزشها به پایان رسیده و مشاورههای جدید شروع شدهاست. آنها که در ماه می به جمع ما پیوستهاند، هماینک در حال شروع مسیری بزرگ به سوی آزادی مالی هستند. اما روی سخن امروز با آنهاست که در آوریل یا می سرمایهگذاری کردهاند و در ماه می هم با موفقیت، توانستهاند به درآمد PLB دست یابند. ماه ژوئن، به ویژه 15 روز اولیهی ماه ژوئن، مربوط به آنهاست. بهترین نوع شروع درآمد، شروع با هتریک است. هتریک، فرصتی بینظیر است که به ویژه در اختیار این دوستان قرار گرفتهاست.
آنها که 1 PLB زدهاند، به هیچ وجه به کمتر تعادل 9000 راضی نشوند. آنها که 2 PLB زدهاند، کوچکترین ویژنشان باید 6 PLB باشد. آنها که 3 PLB داشتهاند، حداقل باید به 9 PLB برسند. لیدرها و بالاسریها نیز، مهمترین کارشان در این 15 روز، باید جا انداختن و توضیح دادن هتریک و مزایای آن باشد. هتریک، معنای تصاعد است و کمپانی ما با دوراندیشی و تفکر بسیار دقیق، با این قانون دوستداشتنی فرصتی در اختیار ما قرار داده که به بهترین وجه، معنای درآمد تصاعدی را دریابیم. هتریک، بهترین فرصت است برای هدایت اعضا به سوی درک درآمد تصاعدی. فرصتها همیشه وجود ندارند. معنای موفقیت این است: «استفادهی به موقع و از فرصتها». فرصتها همیشگی نیست؛ هتریک همیشگی نیست! بزرگترین شعار ماه ژوئن، چه در 15 روز اول و چه دوم، باید تمرکز بر «معجزهی هتریک» باشد: همه باید هتریک کنند! پسنوشت: دو روز پیش، به اشتباه در این وبلاگ ذکر شد که PLBها روز پنجم (به جای هفتم) واریز میشود. بسیار خوشحالم که حداقل 10 نفر در قسمت نظرات این اشکال را تذکر دادند. به همراهی با شما دوستان دقیق، نکتهبین و دوستداشتنی میبالیم! ضمناً باز هم از تأخیر در پاسخگویی به انبوه نظرات و سؤالات پوزش میخواهیم و امیدواریم بتوانیم حتی الامکان پاسخ گوی همه شما باشیم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 1:12 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان! پنج روز اول ژوئن گذشت و PLBها واریز شدهاست.از امروز، کار ماه ژوئن با قدرت اصلی و کامل آغاز میشود. بدانید: کسی که با آن رشد بزرگ آوریل، در ژوئن این رشد را تکرار کند، رشدش برای همیشه باقی خواهد بود. برای افرادی که کمتر از 3 PLB در 15 روز دوم ماه می داشتهاند، کمتر از هتریک کردن به هیچ وجه پذیرفته نیست. و هتریک، یعنی درآمدی فوقالعاده و نیز تضمین رشدتان برای همیشه. وظیفهی کنونی شما این است: آشنایی با کارتان و کمپانیتان (CD رندی گیج را حتماً ببینید). بعد هدف، نوشتن لیست، یادگیری مشاوره و پاسخ به پرسشها. حتماً و بیتردید، هدفتان را هتریک کردن در این 15 روز قرار دهید و شروع کنید ... هدف این ماهتان را، مانند بقیهی اهدافتان بنویسید و از برابر چشمانتان دور نکنید. آنقدر آن را تکرار کنید تا در ناخودآگاهتان بدیهی و مسجل شود. لذت زندگی را به عنوان یک هدیهی دوستداشتنی، از آخرین مطلب رندی گیج بخوانید: یافتن لذت در زندگی By Randy Gage, June 4th, 2009 خرید یک ماشین جدید، رفتن به یک خانهی نو یا گرفتن ترفیع، همهشان میتوانند دلیلی برای چشن گرفتن باشند و همهی ما میتوانیم با چنین چیزهایی لذت ببریم. اما اینها، تنها چیزهایی نیستند که برای ما موفقیت ایجاد میکنند. موفقیت همچنین یک نسیم تابستانی است. یا تماس آرام یک دست، یا نوازش کردن یک سگ خانگی. یک وضعیت ذهنی درست در هرچیزی لذت را پیدا میکند. و این وضعیت ذهنی، با این کار، حتی خوبهای بیشتری را به سوی شما جذب میکند و شما را به لذت بیشتری میرساند. به این ترتیب، چرا همین امروز همهجا را به دنبال شادی و لذت نمیگردید؟ در آدمهایی که میبینید، چیزهایی که یاد میگیرید، و حتی اشتباهاتی که ممکن است مرتکب شدهباشید؟ شادی از تمام جهان اطراف، برای شما و من. رندی گیج یک درس تکاندهندهی دیگر را خواندید. همین حالا، شاد هستید؟ سرتان را بلند کنید. به دور و برتان نگاه کنید و منابعی را که میتوانند منشأ شادی و لذت باشیند بشمارید. زندگی جدیدی را آغاز کردهاید ... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 2:0 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همیشه همراه امروز، درآمدهای PLB واریز میشود. تاکنون حتماً آموزشها برای اعضای جدید به پایان رسیده و شاید مشاورهها نیز آغاز شدهباشد. نکتهی مهم این است: میزان درآمد خود را ببینید ... اگر در 15 روز اول ژوئن، سه برابر این درآمد داشتهباشید، به همین اندازه هم جایزه خواهید گرفت! جز هتریک کردن، به هیچ چیز فکر کنید. به ویژه شما، دوست تازهکاری که اولین PLB ات را در 15 روز آخر می زدهای ... شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 9:35 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان! بی هیچ توضیحی ادامهی سؤالات رندی گیج را بخوانید: 11-آیا مذهب شما بر گناهکار بودن ذاتی شما متمرکز است و شما فکر میکنید همیشه در برابر خداوند، گناهکاری و شایستهی نجات نیستید؟ 12-اگر وقتی دارید در یک بزرگراه رانندگی میکنید، یک رولزرویس یا فراری با لاستیکهای صاف ببینید، به نظرتان خندهدار میآید؟ 13-آیا شما الگوی «روابط منفی و ناموفق» را تکرار میکنید؟ 14-آیا باورهای اصلی شما دربارهی موفقیت محدودکننده است؟ مثلاً آیا معتقدید برای پول در آوردن، باید سرمایهی اولیه، روابط خوب یا تحصیلات بالا داشتهباشید؟ 15-آیا هرگز اصطلاحاتی مانند «فقیر وارسته»، «پولدار کثیف»، «ثروتمند بیشرم» یا «مرفه بیدرد» را استفاده کردهاید؟ 16-آیا به آدمهایی که لباسهای خیلی خوب میپوشند یا ماشینهای خوب دارند، حسودی میکنید؟ 17-آیا اگر درآمد شما بیش از پدر و مادر یا همسرتان باشد، احساس گناه میکنید؟ 18-آیا واقعاً انتظار دارید با همسرتان «برای همیشه، شاد» زندگی کنید یا در پنهان منتظرید که هر لحظه روابطتان مخدوش و خراب شود؟ 19-آیا همیشه در ترس از از دست دادن داشتههایتان هستید و مرتباً برای خود با بیمههای عجیب و غریب، و زنگ خطر دانستن هر چیزی، حاشیهی امنیت درست میکنید؟ 20-آیا فکر میکنید اگر ثروتمند شوید، بالاخره ثروت حدی دارد و در ازای از دست دادن چیزی به دست میآید؟ جداً به تکتک این سؤالات فکر کنید. ممکن است بعضی از آنها به نظرتان غریبه بیاید و بعضی دیگر کاملاً آشنا. صادقانه به خودتان و احساستان فکر کنید و قضاوت کنید که آیا در مجموع، افکارتان مثبت هستند یا منفی؟ اگر خیلی مثبتاندیش هستید، مرا به خاطر تردیدکردن به شما ببخشید و ذهنیت موفقتان را جشن بگیرید. اما اگر احساس میکنید که نمرهتان بیشتر بر اساس تفکر منفی و «نداشتن» است، همچنان که من از آن میترسیدم، به دنبال راهی باشید و با ما همراهی کنید تا این سطح را با مطالب آیندهمان بالا بکشیم. رندی گیج این 20 سؤال رندی گیج، به دقت جنبههای مختلف ذهنیت نادرست را در ذهن شما مشخص میکند. هریک از این سؤالات به یک جنبهی خاص اشاره میکند که مکمل یکدیگر هستند. سرسری و سریع از روی این سؤالات رد نشوید. به دقت، به تکتک آنها صادقانه پاسخ دهید. به نظر من اگر از این 20 سؤال، 18 به بالا بگیرید، بسیار خوب است. به شما پیشنهاد میکنم سؤالاتی را که ذهنتان تفکر نادرست دارد، بنویسید. آنوقت عمیق شوید و علت این ذهنیت را در خودتان کشف کنید. اگر به تنهایی مشکل است، از دیگران کمک بگیرید؛ از دوستانتان، همسرتان، بالاسریتان، حتی از یک روانشناس حرفهای. آنوقت، برای تغییر این ذهنیت، جملات مثبتی را که این ذهنیت را اصلاح میکند، روی برگهای بنویسید و هر روز، در 30 دقیقهی رشد شخصیتان، آنها را برای خودتان بخوانید. همچنین قبل از خواب چنین کنید تا در زمان خواب، ذهنتان با تکرار این جملات، مشکل را اصلاح کند. این کار بسیار آسان است. این کار را انجام دهید تا جاری شدن ثروت، موفقیت و شادی را در زندگیتان شاهد باشید ... علاوه بر آن، از لینکی که در متن مطلب قبلی گذاشتیم، به آزمون رشد شخصی خودمان سری بزنید و به خودتان از 10 نمره بدهید. شاد باشید. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 11:1 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همیشگی! پس از ماه می، ماه ژوئن را با برنامهی جدید کمپانی با هم آغاز کردهایم. اخبار حاکی از آن است که حدود 6 ماه دیگر، سمینار کمپانی برگزار میشود. بهترین ویژنی که میتوانید هماکنون ببیندید، این است که در این سمینار، چند نفر از مجموعهی شما حاضر خواهند بود؟ این ویژن را، به همراه ویژن رسیدن به حداقل سطح بازنشستگی کمپانی، از امروز بنویسید و در 6 ماه آینده پیگیری کنید. ویژن مهم دیگر که در چند ماه آینده میتوانید به بهترین وجه از آن استفاده کنید، طرح هتریک است و پتاسیل بسیار قدرتمندی که برای هریک از ما دارد ... چندی پیش، در این وبلاگ، دربارهی آزمون رشد شخصی صحبت کردیم. چندی پیش، رندی گیج در وبلاگ خود آزمونی را در 20 سؤال مطرح کرد. آزمونی برای سنجش «ذهنیت موفقبت» در شما. 10 سؤال آن را امروز میخوانیم و 10 سؤال را به فردا موکول میکنیم؛ چرا که لازم است هر سؤال را دقیق و کامل بخوانید؛ خوب فکر کنید و صادقانه پاسخ بگویید ... آزمون موفقیت! By Randy Gage, April 2nd, 2009 در پستهای گذشته من ارزیابی شما را از وضعیت ذهنی و طبیعت افکارتان به چالش کشیدم. خوب؛ وضعیت واقعی ذهنی شما چیست؟ امروز، یک آزمون در برای شما آماده کردهام. اگر صادقانه به آن پاسخ دهید؛ نه آنچه را دلتان میخواهد باور کنید، حقیقت را در خواهید یافت و به بهترین وجه، موفقیت را در زندگیتان ظاهر خواهید کرد. 1-وقتی شما به سمت کسی میروید که به هر علت برای شما جالب است و قصد دارید با او ارتباط برقرار کنید، آیا اولین فکر شما ترس از پس زدهشدن است؟ 2-لحظات آخر یک مسابقهی ورزشی است. یک نفر روی مرز قرار دارد: تا چند لحظهی دیگر، یا به سختی در ملأ عام شکست میخورد، یا قهرمان میشود! دوست دارید در آن لحظه چنین فردی باشید؟ 3-شما در یک قرعهکشی حضور دارید که دارند بلیتهای برنده را مشخص میکنند. با شروع قرعهکشی، شما در انتظار برد هستید یا باخت؟ 4-شما مقدار زیادی پول به دست میآورید. آیا عصبی میشوید؛ فکر میکنید اشتباهی رخ داده؛ یا منتظرید که این پول یک جوری از دست برود؟ 5-آیا اگر به 5 نفر، نزدیکترین افراد به خود، بگویید که شما یک ایده دارید که 100 میلیون دلار میارزد، آنها بلافاصله با شوق و ذوق از شما حمایت میکنند و آمادهی کمک میشوند؛ یا تلاش میکنند برای شما دلیل بیاورند که طرح شما جواب نمیدهد؟ 6-وقتی همهچیز عالیست و دارد به بهترین وجه پیش میرود، آیا کمی نگران هستید و منتظرید که اتفاق بدی بیفتد؟ 7-در یک مسابقه شرکت کردهاید و جزو سه نفر آخر هستید. مجری میآید که اعلام کند کدامیک از این سه باید مسابقه را ترک کند ... آیا از لحاظ ذهنی، خودتان آماده میشوید که بروید بیرون؟ 8-آیا معمولاً چنین عباراتی را به کار میبرید: «من هرگز چیزی نمیبرم». «همهی آدمهای خوب قبلاً ازدواج کردهاند؛ کی باید گیر من بیاید؟!»«از کلمهی شانس، فقط بدشانسی به من رسیده!» «اینجا رفتار مردم چندان دوستانه نیست» یا «من باورم نمیشود برنده شوم!» 9-آیا بینندهی پروپاقرص سریالهای تلویزیونی هستید؟ همانها که همهاش حرفهای بیهورده و بیارزشی دربارهی فواید نداشتن و ایرادهای ثروتمندان تحویل شما میدهند؟ 10-آیا در پنهان، در اعماق ذهن خودتان، میترسید که اگر ثروتمند و موفق شوید، دوستان و خانوادهی شما ممکن است دیگر دوستتان نداشتهباشند؟ خوب؛ اوضاع نمرهتان چهطور است؟ شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 23:50 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان! هنوز اخبار تایید شده ای به دست ما نرسیده است. صبور باشید! دو ماه آوریل و می را پشت سر گذاشتیم؛ دو ماه پر از تلاش، رشد، پیشرفت و شادی! دو ماهی که با اخبار جدید کمپانی، پالینور نیز چند قدم به جلو برداشت. اگر این مدت با این وبلاگ و با پالینور بودهباشید، همهچیزتان نسبت به دو ماه پیش تغییرات بزرگی کردهاست ... میزان درآمد ثابتتان فاصلهتان با بازنشستگی ویژنهای زندگیتان شخصیتتان دانشتان دربارهی نتورک اندازهی مجموعهتان و تعداد افراد آمادهی کار در آن محتویات رشد شخصی روزانهتان شناختتان از خودتان و آرامش و لذتی که از زنده بودن، نه تنها زندگی کردن، میبرید! امروز، ضمن چیدن ویژن ماه ژوئن و به ویژه 15 روز اولیهی آن، نگاهی به گذشته بیندازید. این موارد را یکییکی مرور کنید. اگر در هریک تغییر نکردهاید، با پالینور همراه نبودهاید. حتما اگر دقیق نگاه و مقایسه کنید، تغییراتتان را درخواهید یافت. به این تغییرات فکر کنید و از این رشد لذت ببرید. فراموش نکنید که لذت بردن از مسیر، از قدم به قدم آن، و شکرگزاری برای هر قدم که برمیدارید، لازمهی رشد بیشتر و حرکت بیشتر به سوی اهداف است. از این همه تغییر مثبت و این همه رشد، شاد باشید؛ لذت ببرید و اطرافتان را پر از امواج شادی، رضایت و توانایی کنید. این شادی را به اطرافیانتان تقدیم کنید. امشب، دوستان نزدیک، یا خانوادهتان را میهمان کنید و تا میتوانید، لذت ببرید. این توصیه را جدی بگیرید! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 16:46 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
30 می: فقط امروز و فردا را برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان همپا نگاهی به ویژن انتهای می بیندازید. چهقدر به آن نزدیکید؟ نه ... منظورم تعادلتان نیست. منظورم در ذهنتان است. چهقدر به آن خود گرفتهاید؟ چهقدر مطمئنید به آن میرسید؟ چهقدر ایمان دارید که به آن میرسید؟ نگاهی هم به سایر ویژنهایتان بیندازید. ویژنهای درازمدت. حتماً برای همهی ویژنهایتان تصویر ساختهاید و این تصاویر را هر روز میبینید. امروز و فردا، نزدیکی شما به ویژنتان خودش را نشان میدهد. از قول رندی گیج، دربارهی مفهوم ایمان بخوانید ... قدرت ایمان By Randy Gage, May 11th, 2009 داستانی در انجیل (و قرآن) هست دربارهی زنی که وقتی عبای عیسی را لمس کرد، از یک بیماری درماننشدنی بهبود یاقت. عیسی به او گفت: «ایمان تو، تو را نجات داد». فارغ از باورهای معنوی و مذهبی، این داستان نیز مثل بقیهی انجیل، درس خوبی برای ما دارد ... ایمان، «انتظار خوبی» داشتن است. به همین سادگی. ما میدانیم وقتی منتظر چیزی هستیم، ناخودآگاه و خودآگاه ما راهی برای رخ دادن آن پیدا میکند. نه تنها دربارهی سلامتی، که دربارهی همهی عرصههای موفقیت. گوهر ایمان، ویژن مثبت است. با این حساب، ایمان شما چهگونه است؟ رندی گیج جالب آن که، این تعریف زیبا و دوستداشتنی از ایمان، در مذهب ما بسیار محکمتر و پابرجاتر وجود دارد و عمل میکند. ایمان، یعنی ویژن مثبت. یعنی انتظار رخ دادن ویژن مثبتتان. ایمان محکم، یعنی اطمینان از این که حتماً، ویژنتان محقق میشود. چهقدر با ایمانید؟ امروز و فردا، نتیجهاش را خواهید دید! امروز و فردا، بیشتر با هم خواهیم بود. شاد باشید و یک مژده: به زودی، مجموعه درسهای قوانین موفقیت را، به نقل از رندی گیج، در این وبلاگ خواهید خواند. منتظر باشید! قوانین موفقیت در دو روز آخر می خیلی عالی جواب می دهد ... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 10:23 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
29 می: 2 روز برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان همراه 1-سه روز آخر ماه از راه رسیدهاست. سود 7% در ماه، تنها 3 روز دیگر به پایان میرسد. هنوز کسی مانده که خبر را به او ندادهباشید؟ اگر چنین است، بعد از پایان ماه، پاسخی نخواهید داشت. حواستان باشد که برای دیگران تصمیم نگیرید. به همه، خبر بدهید؛ از جمله به آنها که قبلاً، حتی چند بار مشاوره کردهاید، بگویید که اگر سود 9 و 8 درصد را هم از دست دادهاند، 3 روز دیگر سود 7% را هم از دست خواهند داد. 2-در سه روز آینده، میزان رشد اگر نگوییم به اندازهی کل پالینور، چندین برابر ماههای عادی خواهد بود. چیزی که در ژانویه و آوریل تجربه کردهایم. موانع ذهنیتان را بردارید و به کم راضی نشوید. تصمیم شماست که تعادلتان را تعیین میکند. از این فرصت، به عنوان یک سکوی پرش برای رسیدن به تعادل یازنشستگی استفاده کنید. 3-اهمیت رشد ماه می، با همهی ماههای دیگر متفاوت است. این موضوع وقتی با گشایش دفتر جدید کمپانی در کالیفورنیا و اخبار سمینار امسال کمپانی در نظر گفتهشود، معنای خاصی پیدا میکند. حتی اگر همین امروز سرمایهگذاری کردهاید، این نکته را جدی بگیرید. ۵-از یاد نبرید: درآمد و روش زندگی شما نیست که رفتار و شخصیت و احساس شما را میسازد. احساس و رفتار و شخصیت شماست که درآمد شما را تعیین میکند. آنها که در پالینور و هرجایی به درآمد بالا رسیدهاند، خوب معنی این عبارت را میفهمند: درآمد شما تغییر نمیکند؛ شمایید که تغییر میکنید و درآمد شما در نتیجهی آن، مثل خیلی چیزهای دیگر عوض میشود. ثروت، پول نیست. اگر شما عوض نشوید، یک میلیون دلاری که همین حالا ناگهان سر راهتان قرار بگیرد، شش ماه دیگر کوچکترین تغییری در زندگیتان ایجاد نکرده و محو شدهاست. اما اگر شما تغییر کنید، حتی اگر همین حالا هیچ چیز نداشتهباشید، 6 ماه دیگر ثروتمندید. «ثروتمند بودن»، «پولدار بودن» نیست. شخصیتی است که پول هم به همراه دارد ... شما، به اندازهی بزرگیتان، رشد شخصیتان، و تلاشتان، از ماه بزرگ می بهره خواهید برد ... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 11:11 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
28 می: 3 روز برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید.
جادوی کار پاره وقت جیم ران ترجمهی توحید فریدونی قیمت: 1800 تومان کتاب، حاصل پیادهسازی و ویرایش یکی از سخنرانیهای جیم ران است؛ دربارهی روش موفقیت در نتورک مارکتینگ. این کتاب، تنها 74 صفحه دارد. به عبارتی شاید بتوانید آن را در 2 ساعت بخوانید. اما به جرأت میتوانم بگویم که محتویات آن، دو سال کار شما در بازاریابی شبکهای را تضمین میکند. کتاب 12 فصل است و در پایان کتاب هم، گفتوگویی با جیم ران را میتوانید بخوانید و او و نظراتش را بیشتر بشناسید. در 12 فصل کتاب، مباحث كليدي و مقدماتي علم بازاريابي شبكهاي، بسیار جامع و تأثيرگذار در کمترین حجم ارائه شدهاست. به عنوان مثال: فصل 1: یافتن یک فرصت کاری فصل 2: سود بردن بهتر از مزد گرفتن است فصل 4: تنظيم بادبان : بادها براي همهی ما به صورت يكسان ميوزند (باد مصائب، باد فرصتها و باد تغييرات) آنها حتي زماني كه قايق ما سر و ته شدهاست نيز مي وزند و اين شماييد كه به عنوان ناخداي كشتي خود، سرنوشت خود را تعيين ميكنيد. فصل 6: كاشت و برداشت: مانند يك كشاورز پيوسته دانههايت را بپاش و نگران دانههايي كه پرندگان با خودشان ميبرند نباش. هرچه دانه بیشتر بپاشی، تعداد بیشتری از پرندگان در امان میماند و احتمال موفقیت تو بیشتر میشود. فصل 8: بياييد باهم كار كنيم: بيا بريم انجامش بديم نه اينكه برو انجامش بده. فصل 12:خوب زندگی کنید. امیدوارم سه کتاب قبلی را خواندهباشید. در هر جایگاهی که هستید، خواندن «جادوی کا پارهوقت»، بسیار ضروری است. فردا جمعه است و آخرین مشاورهها، تماسها و Eventها برگزار میشود. در 2 روز آخر ماه می، یعنی شنبه و یکشنبه، به اندازهی چند برابر کل ماه یا حتی به اندازهی کل پالینورتان، سرمایه جذب خواهید کرد. آمادهی پذیرش این موفقیت هستید؟ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 10:58 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
24 می: 7 روز برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان باهوش هم چنان که گفتیم، چه در 7 روز باقی مانده و چه بعد از آن، یکی از مهمترین عوامل استفاده از موقعیت، روش درست کار است. رندی گیج در مطلب اخیر وبلاگ خود، یکی از مسائل مربوط به روش کار را به بهترین وجه بیان کرده است: نظم، آزادی می آفریند By Randy Gage, May 22nd, 2009 ما فکر می کنیم که از نظم متنفریم. اما حقیقت این است که همه ما به آن نیاز داریم. و عجیب این است که همین نظم است که آزادی می آفریند. وقتی شما فعالیت جدیدی را آغاز می کنید، مثلا تمرین بدن سازی یا رشد شخصی روزانه، هر روز وقتش که می رسد، ممکن است شما دوست نداشته باشید آن را انجام دهید. شما باید خودتان را مجبور کنید که آن کار را بکنید. شما نمی خواهید، اما به ناجار انجامش می دهید. آن وقت اتفاق بامزه ای می افتد ... ناگهان شما به نقطه ای می رسید که شما خودتان می خواهید آن کار را انجام دهید. و اگر چیزی مانع شود که مسا آن کار را انجام دهید، شما واقعا عصبانی و ناراحت خواهید شد. وقتی به چنین حالتی رسیدید، آن کار کاملاً درونی شده و واقعاً روی شما تأثیر گذاشته است. اگر شما آموزش های مرا مدتی دنبال کرده باشید، اغلب شعار مرا شنیده اید: "من امروز کاری را انجام می دهم که دیگران انجام نمی دهند؛ بنابراین فردا می توانم کاری را انجام دهم که دیگران نمی توانند" این شعار، سال ها به درد من خورده و به من یک زندگی رؤیایی داده است. اما این زندگی رؤیایی، به خاطر نظم و انضباطی بوده که قبل از آن در کارهایم داشته ام؛ و آزادی و لذت های آینده من، در نظم و انضباط امروز من پنهان شده و بستگی به آن دارد. خوب؛ شما در این زمینه چه گونه عمل می کنید؟ رندی گیج مطمئناً شما هم مانند من تحت تأثیر این شعار خواندنی قرار گرفتید. اما بگذارید درباره نظم، کمی ریزتر و نزدیک تر به کارمان صحبت کنیم. دوستانی دارم که امروز، با سادگی درباره بخشی از مجموعه و اتفاقات آینده آن صحبت می کنند و سه روز بعد، در صحبت هایشان آن مجموعه را یادشان می رود! دوستانی دارم که خبر می دهند یکی از ورودی های مستقیمشان برای اولین بار PLB زده و خوش حالند. اما وقتی درباره آموزش این افراد جدید سؤال می کنم، یک لحظه مکث می کنند و می گویند: «اه! یادم رفت آموزشو پی گیری کنم. خوب شد گفتی!» دوستانی دارم که هرگز زودتر از 12 ظهر از خواب بیدار نمی شوند. دوستانی دارم که کارهایشان به سادگی فراموش می شود و یا دو تا از زیر مجموعه هایشان را در پی گیری امروز از یاد می برند. دوستان دارم که ... این ها همه نشانه بی نظمی است. 1-آیا جلسه ثابت هفتگی دارید؟ چه با بالاسری و چه زیر مجموعه؟ فراموش نکنید. ثابت بودن ساعت و روز این جلسه در هفته، آن قدر اهمیت دارد که آزادی مالی تان وابسته به آن است. چندان هم کار سختی نیست. که ساعتی را در هفته یا روزهای خاصی را در ماه به عنوان جلسه تعیین کنید و حتی اگر زمین و زمان به هم بریزد، جلسه تان را برگزار کنید. 2-آیا ساعت مشخصی از روز، هر روز، به رشد شخصی می پردازید؟ 3-آیا دفترچه یادداشت کوچکی همیشه همراهتان هست؟ که فهرست افراد سازمان، و فهرست پی گیری هایتان را در آن نوشته باشید؛ وقتی به جلسه ای می روید در آن یادداشت بردارید و ...؟ این سه، مثال هایی بود از نقش نظم در سازمان پالینوری شما. نقشی که رندی گیج به زیبایی درباره اش صحبت کرده و اهمیت آن را یادآوری کرده است. اگر مثال دیگری به ذهنتان می رسد در نظرات مطرح کنید تا درباره اش صحبت کنیم. امروز، در 7 روز باقی مانده از می، کاری کنید که دیگرانی که قدر فرصت را نمی دانند، نمی کنند. در عوض، فردا، کاری را بکنید که دیگران نمی توانند بکنند. مانند سفر به سمینار کمپانی یا سفر به ... زندگی رؤیایی، حق شماست. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 11:29 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
23 می: 8 روز برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان با ایمان دیروز دربارهی رهبری، به ویژه در چند روز باقیماندهی می صحبت کردیم. چیزی که نتایج آن به صورت تصاعدی به تعادل و درآمد شما اضافه میکند. و گفتیم که کارهای رهبری «علاوه بر» کارهایی است که هر سرمایهگذار تازهوارد هم انجام میدهد و چیزی از آن کم نمیکند. دربارهی نشاندادن هدف، ایجاد انگیزهی دستیابی به آن و نشان دادن روش کار، به عنوان سه اصل اساسی رهبری، با توجه به تعریف اصلی رهبری صحبت کردیم. برای انجام این سه کار به صورت ایدهآل، یک رهبر باید ویژگیهایی داشتهباشد؛ ویژگیهایی که او را با یک مدیر متفاوت میسازد. در این باره صحیت خواهیم کرد و کتابهایی را برای یادگیری بیشتر رهبری معرفی خواهیم کرد. در اینا فقط میخواهم یک نکته را تذکر دهم: یک رهبر، منشأ اندیشه، راهکار و تفکر در سازمانش است. یک رهبر، «خودش» فکر میکند و برای هریک از این سه وظیفه برنامهریزی و اجرا میکند. اگر شما در سطح رهبری سازمانتان باشید، قطعاً میتوانید از دیگران، مجموعههای دیگر و بالاسریتان-که او هم قطعاً یک رهبر است- برای راهکار نشان دادن روش کار درست یا نحوهی برخورد در روزهای باقیماندهی می، نظر بخواهید. اما مطمئن باشید که برای اجرای ایدهآل آن، باید با در نظر گرفتن این مشاورهها، خودتان فکر و برنامهریزی کنید. هیچ کس به اندازهی شما مجموعهتان را نمیشناسد. هرگز هم نمیتوانید مسئولیت فکر کردن، برنامهریزی کردن یا مطالعه کردن را از روی دوش خود بردارید و به دوش دیگری بیندازید و در نتیجه مسئولیت نتیجه را هم از او طلب کنید. در نتیجه، «تو گفتی این کارو بکنم ...» اصلاً معنی ندارد! اگر شما در سطح رهبری سازمانتان باشید، حتماً اصول اصلی و اساسی کار را به خوبی یاد گرفتهاید. تعیین روش کارها و جزئیات با شماست. شاید پیشنهاد دیگری برای مجموعهی شما حتی خطرناک باشد. شما، خودتان، باید منشأ فکر باشید. خودتان باید شرایط را به دست بگیرید و مسئولیت همهی نتایج را هم به عهده بگیرید. پذیرش مسئولیت، آسان نیست؛ اما فقط، فقط و فقط در این صورت است که آزادی مالی را خواهید دید. لازمهی رسیدن به جای بزرگ، پذیرش کامل و 100% مسئولیت تصمیمها و نتایج آن است؛ حتی اگر د ر این مسیر، گاهی اشتباه هم بکنید. حالا بنشینید و افراد مختلف مجموعهتان را ارزیابی کنید. اگر لازم است با آنها صحبت کنید. بفهمید که کدامیک از این سه کار، دربارهی هر کدام باید مورد تأکید قرار گیرد. و بعد، فکر کنید که چهگونه این کار را باید انجام دهید. مثلاً دربارهی روش کار، آیا لازم است از یک نفر لیست افرادی را که قرار است در ماه می PLB بزنند بگیرید؟ یا قرار است هر روز، تکتک این افراد را نام ببرید و وضعیتشان را پیگیری کنید؟ یا یک Event را ترجیح میدهید؟ یا فکر میکنید بهتر است این جمع، در روزهای باقیمانده از ماه می هر روز ساعت 8 شب دور هم جمع شوند و نتایج آن روز را بررسی کنند؟ یا حتی لازم است هر روز خودتان همهی این افراد را ببینید؟ یا فرد اصلی شما مشاوره را بلد نیست و امروز به مدت 6 ساعت باید با او تمرین کنید؟ شمایید که تعیین میکنید کدامیک را اجرا کنید. نکتهی 1: دوستان، در روزهای باقیماندهی ماه می، هر ساعت کاری معادل 3 ساعت از وقتهای دیگر است. با روزی 7 تا 8 ساعت کار مفید، مانند خیلی افرادی که در حال حاضر چنین میکنند، نتایج شگفتانگیزی خواهید گرفت. ساعات کاری، نشانهی میزان تلاش شماست و معیاری برای موفقیت ... نکتهی 2: دیروز، Eventهایی بسیار بزرگ و کمنظیر در همهجای سازمان پالینور برگزار شد که هریک به تنهایی برای بیمهکردن یک سال یک مجموعه کافیست ... چه رسد به این که ماه، ماه می باشد! نکتهی 3: از ماه می، برای خیز برداشتن به طرف برنامهی بازنشستگی و نیز حضور قطعی در کنفرانس آموزشی امسال کمپانی، خیز بردارید. شاد و موفق باشید! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 9:55 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
22 می: 9 روز برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان رو به جلو در روزهای بسیار مهم باقی مانده از ماه می که پیش روی ما قرار دارد، مهمترین عوامل رشد، برای تازهکارها و سرمایهگذاران آوریل و می، دو نکته است: ویژن، تلاش. اما برای قدیمیترها و آنها که سازمانی دارند، یک نکتهی دیگر هم اضافه میشود. هر دو گروه، باید فهرستهای خود را آماده داشتهباشند، با تمامی افراد مشاوره شده و مشاوره نشده تماس بگیرند و فرصت پایان سود 7% در ماه می را به آنها اطلاع دهند. این کار برای هر دو گروه یکسان است. اما وظیفهی متفاوت این دو گروه، در یک کلمه خلاصه میشود: رهبری. گروه دوم، علاوه بر گرفتن سرمایهگذاران جدید به صورت مستقیم، باید گروه اول را رهبری هم بکنند. بیایید یک بار معنای واژهی رهبری را مرور کنیم: «رهبری یعنی، افراد، با میل خود، کاری بکنند که در حالت عادی انجام نمیدهند». این تعریف، بسیار جامع و گویاست. افراد باید با میل خود کار کنند و نتیجهی کار خود را ببینند. رهبری فرمان دادن نیست (با میل خود)؛ به جای دیگران کار انجام دادن هم نیست (آنها باید کاری بکنند)؛ انفعال هم نیست و نتیجه را تغییر میدهد (در حالت عادی انجام نمیدهند). در واقع نیروهای درونی آنهاست که باید شکوفا شود؛ با راهنمایی رهبر. افراد ممکن است به چند دلیل کاری را که برایشان مفید است انجام ندهند. درست در اینجاست که رهبر وارد میشود و این دلایل را برطرف میکند؛ آنوقت اتفاق خودش میافتد: دلیل اول: نمیدانند و فرصت را نمیشناسند: مثل دانشآموزی که نمیداند قبول نشدن در این امتحان او را یک سال عقب میاندازد. در کار ما، مثلاً یک تازهوارد، از پتانسیل عظیم ماه می به خاطر تغییر سود بیخبر است. اطلاعرسانی تجربیات پیشین، مانند ژانویه و آوریل، وظیفهی رهبری است. دلیل دوم: نمیدانند چهگونه کار را انجام دهند: طرف میخواهد درس بخواند و نفر اول امتحان شود. اما نمیداند چهطور. یک رهبر باید او به او روش درس خواندن را یاد بدهد. نه فرمان دادن (برو درس بخوان) فایدهای دارد و نه به جای او درس خواندن. در کار ما، رهبر باید یاد بدهد که فرد جدید: لیست بنویسد؛ انتخاب کند؛ مشاوره کند؛ پاسخ بدهد؛ و از همه مهمتر، در روزهایی چنین پرحجم و پرکار و مهم مثل پایان ماه می، تلاش خود را به بهترین وجه هدایت کند. مثلاً وقت گذاشتن تمام روز، برای پیگیری تنها 1 نفر، فاجعه است؛ در حالی که فرد میتواند یک لیست پنجاه نفره داشتهباشد و برنامهاش این باشد که باید با هرکدام از اینها، فقط روزی 10 دقیقه تماس برقرار شود. دلیل سوم: احساس ناتوانی میکنند: دانشآموز همیشه نمرهاش 10 بوده؛ اعتماد به نفس کافی ندارد که به 20 فکر کند؛ حتی اگر امتحان این بار بسیار آسان باشد و حتی اگر تمام جوابها را داشتهباشد، باز 10 میگیرد! ماه می، شبیه به چنین امتحانی است. به همین آسانی. رهبر باید باور این فرد جدید را بالا ببرد. با صحبت، نشان دادن دیگران، تکرار و تکرار یک ویژن آنقدر که برای فرد جدید، حقیقی و در دسترس شود و ... برای آن که مطلب امروز طولانی نشود، آن را خلاصه میکنیم: رهبر باید هدف را نشان دهد حس توانایی و در دسترس بودن هدف را ایجاد کند و روش کار را نشان دهد. این سه کار، مجموعههای رهبران خوب را در ماه می، طوری متحول خواهد کرد که دیگران به خواب هم نمیبینند. دربارهی این سه کار خوب فکر کنید و خوب دربارهی خودتان قضاوت کنید. هیچ کدام از این سه جای دیگری را نمیگیرد. اگر کسی نمیداند برای رسیدن به چه دارد تلاش میکند، اگر شما گلویتان را با آموزش روش کار پاره کنید، فایدهای ندارد. برعکس، اگر طرف روش کار را بلد نیست، هرقدر به او اعداد بزرگ و زندگی مرفه و شاد نشان دهید، فقط او را افسردهتر خواهید کرد! شما باید بدانید که مشکل طرف کدامیک از این سه است؛ و روی همان کار کنید. انجام این سه کار و تقویت نقاط ضعفتان در آن، کلید آزادی مالی و تغییر سرنوشت شماست! شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 11:11 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان! امروز 15 می است ... 1-فرصت پیشبینی هتریک، امشب به پایان میرسد. اگرچه این پیشبینی چندان آسان نیست، 50 هزار دلار هم چیزی نیست که به سادگی بشود از آن گذشت! شانستان را با کمی تحلیل، امتحان کنید. 2-از فردا، 15 روز پایانی ماه می، آخرین فرصت تمدیدنشدنی استفاده از سود 7% در ماه، فرا میرسد. شما لازم نیست کار خاصی بکنید. تنها کافی است چنین سودی و پایان آن را به دیگران اطلاع بدهید. از فردا، 15 روز بزرگ را با هم پشت سر خواهیم گذاشت. مطلب دیروز رندی گیج را بخوانید و آماده، وارد 15 روز جادویی پایان می شوید. 3-بزرگترین فرصت، متعلق به دوستانی است که در ماه آوریل، یا همین 15 روز به ما پیوستهاند. آموزشهای اولیهتان را تکمیل کنید و آماده، وارد 15 روز پایانی شوید. کار ما بسیار ساده است. 7 قانون طلایی کار ما، پس از سرمایهگذاری اینهاست: -اهداف حقیقیتان را به صورت تصویری بنویسید -مشاوره را یاد بگیرید و با کمپانیتان آشنا شوید (حتماً CD سخنرانی رندی گیج را هم بخوانید) -لیست بنویسید و مدام لیستتان را بزرگ کنید -مشاوره کنید؛ تعیین تکلیف کنید و PLB بزنید -افرادتان را آموزش دهید و تیم بسازید -روزی نیم ساعت را به رشد شخصی اختصاص دهید؛ شامل مرور اهداف، یادگیری نتورک، برنامهریزی ناخودآگاه -تلاش و مداومت داشتهباشید و در مدت 2 تا 4 سال، این کارها را انجام دهید و در هیچ شرایطی باز نایستید و عقب نکشید. البته قوانین نقرهای هم وجود دارند؛ مانند هر نتورک دیگر. ولی سازندهی سازمان شما، و تضمینکنندهی آزادی مالی شما، همین قوانین طلاییاند. با رعایت این قوانین، رسیدن شما به آزادی مالی قطعی است و هیچ عاملی نمیتواند جلویتان را بگیرد. یکایک اهدافی که نوشتهاید، یکی پس از دیگری در برابر چشمانتان ظاهر خواهند شد؛ گویی شما نه اهداف، بلکه یک نقشه کشیدهاید و آنها قبلاًهمانجا بودهاند و انتظار شما را میکشیدهاند. در تمام این راه، شما از همراهی لیدرتان و نیز کمپانیتان برخوردارید که قدم به قدم با شماست. از فردا، بسیار با هم خواهیم بود ... امروز، تا میتوانید، برای 15 روز آخر «آماده» شوید و «ذخیره«ی بیشتر بردارید ... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10:19 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همیشگی! دیروز در جلسهای، با عدهای از دوستان صحبتی داشتیم که موجب شد یک بار دیگر یکی از اساسیترین اصول نتورک را یادآوری کنم: شما در نتورک، 2 تا 4 سال کار میکنید و سپس بازنشسته خواهید بود و از آزادی مالی استفاده میکنید. در این 2 تا 4 سال، شما وظایف گوناگونی دارید و وظیفهی شما در قبال هر ورودیتان از مدیریت مستقیم، هدایت، نظارت، مشاوره دادن و انگیزهبخشی تغییر میکند؛ اما یک کارتان ثابت است و هیچ تغییری نمیکند: گرفتن ورودیهای جدید و ساختن مجموعههای جدید. پس از بازنشستگی، شما باز هم انگیزهبخش مجموعهتان باقی خواهید ماند و با دانش و شخصیتی که در این مدت کسب کردهاید، باز هم مرجع مجموعههای متفاوت (چه خودتان و چه دیگران) خواهید بود؛ چه از نظر علم و تکنیک نتورک؛ چه از نظر الگو و اسوهی موفقیت. اما تفاوتی که این دوره را بازنشستگی میکند، این است که سازمان شما بدون حضور مستقیم شما در مشاوره یا گرفتن ورودیهای جدید پیش میرود و اگر به هر علتی مدتی هم نباشید، در درآمد شما اختلالی ایجاد نمیکند. چنین شرایطی زمانی پیش میآید که دهها لیدر مستقل-که شاید شما خیلیها را نمیشناسید- دارند در سازمان شما کار میکنند و منشأ تولید هستند. نکتهی مهم این است: در 2 تا 4 سال کار شما، گرفتن ورودیهای جدید هرگز نمیتواند و نباید متوقف شود. شما مدام و مدام باید سازمان خود را بسازید و به آن خون تازه تزریق کنید. بعضی از دوستان گمان میکنند که حداکثر باید 6 ماه اول کار را ورودی بگیرند و بعد از آن به امور مدیریتی میپردازند! این «امور مدیریتی» و از آن مهمتر رشد شخصیت، همیشگی است. آنچه به معنی 2 تا 4 سال کار کردن است، دخالت مستقیم در ساختن مجموعههای جدید است. جملهی رندی گیج را در سمینار پالینور به یاد بیاورید: «از شما میخوام که مثل روز اول ورودتون به پالینور کار کنین ...». آخرین بار کی به لیست اسامیتان نگاه کردهاید؟ آخرین بار کی اسم و شماره تلفن جدیدی به آن افزودهاید؟ یادتان باشد، بهترین زمان برای جذب سرمایهگذاران جدید، روزهای منتهی به تغییر Plan است و تجربه این را به خوبی نشان داده. از ماه «می»، بیشترین استفاده را ببرید! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:49 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
29 آوریل: فقط امروز و فردا را تا پایان آوریل و سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان اول از همه این که حواستان باشد. لطفاً کارهای امروزتان را به فردا نیندازید؛ اگرچه تمهیدات لازم انجام شده و فردا حتماً سایت را در اختیار خواهیم داشت، به هر حال شلوغی منجر به کند شدن سایت خواهد شد. بنابراین تلاش کنید فردا بار کاری سایت کمتر باشد و وقت کمتری بگیرد. هر ثانیه از وقت، امروز و فردا با ارزش است و تلف کردن آن در حال نگاه کردن و انتظار به صفحهی کامپیوتر، ضرری جبرانناپذیر. اگر فهرستهایی را که بارها دربارهاش صحبت کردیم، آماده کردهباشید، میدانید که امروز و فردا چه باید بکنید. بنابراین امروز و فردا را از دست ندهید. جمعه روز ارزیابی و مقایسه است؛ و البته روز آگاهی از Plan جدید و برنامهریزی آینده بر اساس آن. امروز و فردا تعیین میکند که حمعه را به چه احساسی آغاز خواهید کرد و چهقدر با تعادل 4 میلیون دلار و سطح اول بازنشستگی کمپانی فاصله خواهید داشت. حتماً تا به حال در پیشبینی هتریک شرکت کردهاید. اگر نه، شانستان را امتحان کنید؛ هرچه هم که باشد، 50 هزار دلار چیزی نیست که بشود به راحتی از آن صرف نظر کرد! پسنوشت: یکی از مشکلات وبلاگ این است که آدم دلش میخواهد خیلی بنویسد؛ ولی حجم نوشته باید محدود باشد؛ وگرنه خوانده نمیشود! اگر بدانید چهقدر دربارهی نتورک، پالینور و از همه مهمتر رشد شخصی و قوانین موفقیت و شخصیت مطلب داریم که بنویسیم ... از دوستانی هم که این روزها پرسشهایشان در قسمت نظرات بیپاسخ مانده عذر میخواهم. بعضی پرسشها نیاز به پاسخ مفصل – چه از طریق ای-میل و چه در همین وبلاگ- دارد که فعلاً فرصتش نیست. به زودی به سراغ آنها میرویم. یک لحظه از امروز و فردا را از دست ندهید. شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:9 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
27 آوریل: 3 روز تا پایان ماه آوریل و سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان اگر به توصیهی دیروز عمل کردهباشید، هماکنون فهرستی دارید از افرادی که در سازمان شما قرار است در 3 روز آینده، حداقل 2 PLB بزنند. حالا میدانید باید با چه کسانی تماس بگیرید؛ چه کسانی را پیگیری کنید و هرکدام باید چه مبلغی سرمایه جذب کنند. کسب درآمد باینری با توجه به پایان سود 7% در ماه در پایان آوریل، در حال حاضر بسیار آسان است. تنها و تنها باید سازماندهی درستی داشتهباشید که این فهرست به شما کمک میکند. از سوی دیگر، فهرستی دیگر هم دم دستتان دارید؛ حتی اگر هیچ مجموعهای نداشتهباشید. فهرست مشاورههای انجام شدهتان در هر زمانی، که باید خبر نزدیک شدن پایان آوریل و دلیل اهمیت آن را به آنها بدهید. این فهرستها، شما را در سه روز باقیمانده از سردرگمی باز میدارد و دقیقاً میدانید چه باید بکنید تا از فرصت این 3 روز، درست و کامل استفاده کنید. اما امروز ... معرفی کوتاهی از یک کتاب باارزش دیگر که به فارسی موجود و برای رشد شخصی روزانه بینظیر است، خواهید خواند: سعادت / نویسنده: رندی گیج / ترجمه: نیما عربشاهی رندی گیج را خوب میشناسید. مردی که سرنوشت خود را، خود رقم زده و اسرار دلنشین این زندگی بینظیرش را با ما قسمت میکند. خوشبختانه کتابی از او، که در برگیرندهی چکیدهی نظراتش است، به زبان فارسی در اختیار ما قرار دارد: مجموعه سعادت شامل پنج كتاب از رندي گيج است كه به كوشش نيما عربشاهي در يك جلد جمعآوري و ترجمه شدهاست. 1- غناي خود را بپذير 2-ذهن سعادتمند 3-هفت قانون معنوي سعادت 4-هفت راز سعادت 5-صدویک كليد سعادت سعادت از ديرباز موضوعي مورد توجه بوده و نقطهنظرات مختلفي در مورد آن بيان گرديده است. اين كتاب شامل مباني اصلي و تأثيرگذار در تحقق سعادت و همچنين موانع موجود در اين مسير از نگاه استاد بزرگ نتورك " رندي گيج " است. سعادت از نظر رندی گیج، یعنی فراوانی. فراوانی در ثروت، سلامتی، روابط خوب و ... . سعادت چيست؟ شخصيت و رابطهی آن با سعادت، عوامل تأثير گذار بر شخصيت، نحوهی كنترل ذهن، آگاهي از برنامهريزي شكست از دوران كودكي، تقابل خودآگاه و ناخودآگاه، عوامل مؤثر بر احساس رضايت و همچنين ويژگي انسانهاي قرباني بخشي از مباحث ارزشمند اين كتاب است. لحن رندی بزرگ بسيار رك است و مثل همیشه، دقیقاً به هدف میزند. اگر تحمل نقد شدن را داريد؛ اگر انسان ركي هستيد؛ اگر معتقديد كه شما و طرز فكرتان است كه جهان پيرامونتان را تشكيل ميدهد؛ اگر خود را سزاوارتر از آنچه هستيد ميدانيد؛ اگر ميخواهيد برروي شرايط پيرامون خود تاثير بگذاريد؛ اگر قرباني بودن را نميخواهيد؛ اگر آمادهاید که تغییر کنید؛ اگر بهترينها را ميجوييد و اگر جهان قلههاي رفيع، موفقيتهاي بزرگ و لذتهاي ناب را سزاوار خود ميدانيد، خواندن اين كتاب را به شما توصيه ميكنم. اما اگر زودرنجيد و انتقادپذير نيستيد؛ اگر معتقديد كه شرايط، جهان پيرامونتان را رقم زده. اگر به آنچه هستيد قانعيد و خود را بالاتر نميبينيد؛ یا درستتر بگويم: خود را بالاتر نميخواهيد؛ اگر باور داريد كه توانايي تأثير بر محيط پيرامون خود را نداريد؛ اگر خود را بدشانس ميدانيد؛ اگر معتقديد كه ذاتاً قرباني آفريده شدهايد و جهان آرزوها متعلق به ديگران است و اگرهايي از اين قبيل، خواندن اين كتاب را برايتان بيشتر توصيه ميكنم. قوانین رندی گیج، جواب میدهد و به خوبی، برای شما یک هدف «بودن» ایجاد میکند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 7:12 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
24 آوریل: 6 روز تا پایان ماه آوریل و سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان همیشگی! اول آنکه پنجشنبهی آینده، آخرین فرصت برای استفاده از ماه بزرگ آوریل است. بعد از پایان امروز، تنها 6 روز فرصت دارید. دوم آن که امروز، فردا و پسفردا، صدها Event در سراسر ایران برگزار میشود. حضور در این گردهمآییها را جدی بگیرید. هرچه بیشتر از افراد زیرمجموعهتان و نیز افراد مشاوره شده که هنوز سرمایهگذاری نکردهاند را به این گردهمآییها ببرید تا معنی موفقیت را ببینند. سوم آن که دیروز در تماس با چند لیدر متوجه شدم که معنای اهداف بودن و نیز آن تمرین را دربارهی تعادل 4 میلیون دلار، کامل دریافت نکردهاند. بنابراین کمی توضیح بیشتر لازم است: برای داشتن بعضی چیزها، شما باید بررسی کنید که چه کسانی چنان چیزهایی دارند و این افراد چهگونهاند. آنوقت، شبیه شدن به این آدمهای موفق، اهداف بودن شما را تشکیل میدهد. به عنوان مثال، هدفی را در نظر میگیریم که اکثر شما دارید: رسیدن به تعادل 4 میلیون دلار و سطح اول بازنشستگی کمپانی. آیا کافیست که در فهرست اهدافتان بنویسید: «من تعادلم 4 میلیون دلار است» و هر روز این جمله را با صدای بلند بخوانید؟ این کار لازم است. ولی کافی نیست. باید چشمتان را ببندید و تجسم کنید ... یک فرد با تعادل 4 میلیون دلار در برابر شما ایستاده یا به جلسهی شما آمده یا در یک گردهمآیی مشغول سخنرانی است. خوب؛ چنین فردی چه شکلی است؟ چه پوشیده؟ چهگونه صحبت میکند؟ دربارهی چه صحبت میکند؟ با زیرمجموعهاش چهگونه رفتار میکند؟ با بالاسریاش چهطور؟ جواب فلان سؤال را چه میدهد؟ چه میخواند؟ روزش چهگونه میگذرد؟ در برابر فلان خبر منفی چه واکنشی نشان میدهد؟ در برابر فلان خبر مثبت چهطور؟ و ...؛ خوب؛ حالا شما چهگونهاید؟ چه تفاوتهایی با این فرد دارید؟ برطرف کردن ین تفاوتها و شبیه شدن به این آدم که شما در ذهنتان مجسم کردید، یعنی هدف بودن شما؛ که نتیجهاش، میشود هدف داشتن تعادل 4 میلیون به 4 میلیون! این کار را برای تمام اهدافتان انجام دهید. آیا اگر میخواهید یک مؤسسهی خیریه راهاندازی کنید، صحبت کردن شبیه مدیر یک مؤسسهی خیریه در اهدافتان هست و به آن فکر میکنید؟ آیا اگر میخواهید یک مدرس بینالمللی نتورک باشید، دانستن زبان بینالمللی جزو اهدافتان هست؟ آیا اگر میخواهید بزرگترین خانهی شهر را داشتهباشید، شبیه آدمی هستید که چنین خانهای دارد؟ همین حالا، تعادل خود را در پایان آوریل در نظر بگیرید و با اطمینان بگوییید: «من تعادلم ... دلار به ... دلاره. سپاسگزارم!» و آنوقت، مجسم کنید که پنجشنبه شب است و این اتفاق رخ داده ... در آن صورت شما چه میکنید و چه حالی دارید؟ از حالا همانطور باشید! شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 7:27 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
19 آوریل: 11 روز تا پایان ماه آوریل و سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان 11 روز آینده، زمان جهش بسیاری از شما خواهد بود. جهشی که منجر میشود برای همیشه از نشستگان فاصله بگیرید. حتی شما که همین امروز به پالینور پیوستهاید، میتوانید یکی از افرادی باشید که بدین ترتیب از دیگران فاصله میگیرند. آنها که همین امروز و دیروز در پالینور سرمایهگذاری کردهاند، باید در 11 روز باقیمانده حداقل به دو PLB برسند. وگرنه ظرفیت ماه آوریل را از دست دادهاید. به این ترتیب اگر با 500 دلار در پالینور سرمایهاری کردهباشید، در دو هفتهی آینده میتوانید بیش از مبلغ سرمایهگذاریتان درآمد کسب کنید و نوع متفاوت درآمد باینری را درک کنید. اگر در همین روزها به پالینور پیوستهاید، حتماً به سراغ بالاسریتان بروید. آموزشهای اولیه را دریافت کنید (شامل جلسهی توجیهی، تماشای CDها به ویژه CD رندی گیج و پالینور، نوشتن اهداف، لیست و یادگیری مشاوره و پاسخ به پرسشها) و به سراغ مشاورههایتان بروید و به کمتر از ۶۰۰ ذلار درآمد باینری به هیچ وجه راضی نشوید. اگر از این فرصت درست استفاده کنید، در پایان آوریل درآمد 6000 دلار را نیز پشت سر خواهید گذاشت و این تازه آغاز راه بزرگ آزادی مالی است. شما که از مدتی قبل عضو پالینور بودهاید، فهرستهایتان را از برابر چشمهایتان دور نکنید. با تمام آنها که روزی مشاورهشان کردهاید یا هرگز مشاورهشان نکردهاید، تماس بگیرید و پایان فرصت سود 7% را به آنها یادآوری کنید. اگر فهرستتان کامل نیست یا اصلاً فهرستی ندارید، فرصت را از دست ندهید. همین امروز آن را کامل کنید. از طرف دیگر، با همهی افراد فعال و غیر فعال مجموعه در تماس باشید و فرصت ماه آوریل را به آنها یادآوری کنید. این کار را، حتماً، هر روز انجام دهید. و در نهایت، از همهی اینها گذشته، فراموش نکنید که هیچ بهانهای، هیچ دلیلی، و هیچ حادثهای دلیل نمیشود که شما از روزی 30 دقیقه رشد شخصی در صبح صرف نظر کنید. روزی 30 دقیقه، شامل مرور اهداف و مجسم ساختن آن به صورت زمان حال، و مطالعهی تکنیک نتورک یا شخصیت نتورک به صورت جملات مثبت و تأکیدی. برنامهریزی مثبت خود را حتی برای 1 روز از دست ندهید. حتی 1 روز. شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 10:36 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
امروز چهاردهم آوریل است. The greatest mistake you can make in life is to be continually fearing that you will make one. بزرگترین اشتباهی که میتوانید در زندگیتان بکنید، این است که مدام از این که مرتکب یک اشتباه شوید، بترسید. الن هوبارد دوستان هر روز امروز به این سؤال مهم پاسخ دهید: امروز، چند نفر به لیست افرادتاد اضافه شدهاست؟ امروز چند شماره تلفن جدید یادداشت کردهاید؟ نتورک، یعنی 2 تا 4 سال کار مداوم و بعد آزادی مالی در تمام عمر. اما در این 2 تا 4 سال، شما باید مرتباً در حال افزودن به ورودیهای جدیدتان باشید؛ آنها را آموزش دهید؛ سپس به عنوان انگیزهدهنده با آنها در تماس خواهید بود و خودتان باید باز هم تیم جدیدی را آغاز کنید. امروز برای این کار چه کردهاید؟ تنها 4 روز دیگر فرصت باقیست تا بتوانید ورودیهای جدیدی را که آزادی مالی شما را در آینده تأمین میکنند، تنها و تنها با 500 دلار جذب کنید! در این چند روز باقیمانده از طرح 500 دلاری، نباید کسی در اطرافتان مانده باشد که از این فرصت بیخبر یاشد. دوستان. فردا آخرین روز 15 روز نخست ماه آوریل است. تمام تلاشتان را بکنید فردا شب به اعتدال کامل برسید تا از PLBها استفادهی کامل بردهباشید و آماده و کامل، با لشکری از سرمایهگذاران قدیمی و جدید، به ویژه 500 دلاریها، وارد 15 روز سرنوشتساز دوم آوریل شوید. 15 روزی که در زندگیتان هرگز فراموش نخواهید کرد. شاد باشید. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 15:15 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
امروز، دهم آوریل است. دو سوم از نیمهی اول، و یکسوم از کل ماه را پشت سر گذاشتیم. امروز، Eventهای بسیار بزرگی در جاهای متفاوت برگزار میشود. در این گردهمآیی ها، شما انسانهایی خواهید دید که با آدمهای روزمرهی دوروبرتان متفاوتند. آدمهایی که میخواهند موفق باشند و پیش بروند. آدمهایی که به موفقیت دیگران حسادت نمیکنند و مانع موفقیت شما نمیشوند. آدمهایی که برای ناخودآگاه شما برنامههای مثبت میفرستند. تا میتوانید به این آدمها نزدیک شوید و سعی کنید فقط از این آدمها دوروبر خودتان جمع کنید. فراموش نکنید که لیست اسامی شما همیشه باید در حال رشد باشد. امشب، کمی به این موضوع فکر کنید. در یک ماه گذشته چه کسانی به لیستتان اضافه شدهاند؟ یک فامیل قدیمی که در تعطیلات عید دیدید؟ یک همکلاسی قدیمی که اتفاقی در خیابان به او برخوردید؟ یک همکار جدید که تازه به ادارهی شما آمده؟ فامیل جدیدی که با ازداج خواهرتان پیدا کردهاید؟ و ...؟ اسامی این آدمها را بنویسید و خیلی زود، به سراغشان بروید. فرصت سود 7% در ماه را، که فقط 20 روز از آن باقی مانده، به آنها عرضه کنید تا هرچه زودتر سرمایهگذاری کنند و خودشان هم بتوانند علاوه بر استفاده از سود 7%، به سود باینری آن هم برسند و اطرافیانشان را هم از این فرصت بهرهمند کنند. از قول رندی گیج بخوانید: By Randy Gage, March 18th, 2009 آیا شما از ثروتمند شدن میترسید؟ در پستهای قبلی، گفتم که احتمالاً شما دارید نقش قربانی را بازی میکنید. امروز میخواهم بگویم که شما آدمهای ثروتمند را دوست ندارید و از پول میترسید. لابد میگویید: «دیوونه شدهی؟» «نمیدونی من میخوام ثروتمند شم؟ من اصلاً با پول مشکلی ندارم. هرچی بتونم در بیارم، بازم میخوام!» خوب. ببینیم این حرف درست است یا نه: فرض کنید شما در جادهای در حال رانندگی هستید و یک رولز رویس با چرخهای کاملاً صاف و مسطح میبینید. به نظر شما این منظره کمی (یا خیلی) سرگرمکننده است؟ اگر شما همین واکنش را نسبت به دیدن یک هوندای زنگ زده یا همان وضعیت نشان ندهید، شدیداً اسیر یک برنامهی ناخودآگاه «نداشتن» هستید. هرگز شده آدمهای ثروتمند را توی دردسر ببینید (مرتا استوارت، مایکل جکسون، مایک تایسون و ...) و چیزی شبیه این بگویید یا فکر کنید: «خوب ... ممکنه اون خیلی پول داشتهباشه؛ ولی بازم شاد نیست». این نشانهی حسادت و غیظ شما نسبت به آدمهای ثروتمند است. در ته دلتان، پنهانی، وقتی میخوانید که ازدواج دو آدم مشهور و ثروتمند به هم خورده، احساس رضایت میکنید؟ باز هم همانطوری که گفتیم. آیا فکر میکنید آدمهای ثروتمند، قدرتمند و موفق به اندازهی شما والدین خوبی نیستند؟ آیا فکر میکنید کشیشها، روحانیون و وزرا باید با صرفهجویی و ساده زندگی کنند؟ آیا فکر میکنید گردانندگان مؤسسات خیریه و سایر سازمانهای غیر انتفاعی باید مجانی یا با دستمزد ناچیز کار کنند؟ آیا شما با آن آدم کوچکی که قربانی سازمانهای بزرگ حریص شده احساس همدردی میکنید؟ آیا فکر میکنید که قوانین حکومتی باید از ما در برابر سازمانهای بزرگ ثروتمند محافظت کنند؟ آیا وقتی آدم ثروتمندی میبینید، دلیل میآورید که چرا او چنین شده و شما نه؛ و قضیه را به گردن والدینش، شانسش، بدجنسی و بیانصافیاش، شرایط زمانش و ... میاندازید تا خودتان را تبرئه کنید؟ پاسخ مثبت به هریک از سؤالات بالا نشان میدهد که در ناخودآگاه شما چنین باورهایی وجود دارد: پول شیطانی است و فقیر بودن به نحوی خوب است. به این ترتیب، اگر شما این باورها را محو نکنید، آنها مانع شما میشوند. به اینها فکر کنید و نظرتان را بگویید ... رندی گیج |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 9:3 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
It's a sin, to be poor. فقیر بودن، یک گناه است. دوستان! فرصت 500 دلاری تمدید شد. خبر آن را این جا بخوانید. حالا، از امروز، میتوانیم اعلام کنیم که همزمان با نخستین روز کاری پس از تعطیلات در ایران، ماه آوریل، بزرگترین ماه کمپانی پالینور، آغاز شدهاست! در حال حاضر امکان سرمایهگذاری با تنها 500 دلاری نیز برای همه فراهم است. معنی آن به سادگی این است که هر کسی میتواند به راحتی در پالینور سرمایهگذاری کند و با توجه به این خبر که Plan موجود تنها تا آخر ماه باقیست و انتقال این خبر به اطرافیان، به راحتی چندین برابر کیزان سرمایهگذاری 500 دلاری خود را تا پایان ماه به دست بیاورد. این فرصت دیگر هرگز تکرار نخواهد شد. سود 7% در ماه، در بحران کنونی اقتصاد جهانی، بینظیر است؛ ضمن آن که بازگشت تدریجی اصل سرمایه نیز به خوبی اطمینان لازم را ایجاد میکند. اگرچه به علت همین بحران، کمپانی به ناچار سود را در پایان آوریل کاهش خواهد داد. بنابراین از آخرین فرصت بهره بردن از سود 7% در ماه، بهرهی کامل ببرید. در ادامهی پست قبلی منتظر نظرات شما و نیز توضیحات کوتاه نویسندگان وبلاگهای فعال دربارهی وبلاگشان هستیم. بیشتر با هم خواهیم بود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 13:58 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان تقویم میگوید که ماه آوریل آغاز شدهاست. اما من چندان موافق نیستم! وجود فرصت سرمایهگذاری با 500 دلار تا دو روز دیگر، به منزلهی آن است که هنوز ما در حال بذرافشانی برای شروع و پایان طوفانی ماه آوریل هستیم. یکی از مهمترین عوامل برداشت کامل در پایان ماه آوریل، تعداد بذرهای 500 دلاری است که در مزرعهتان افشاندهاید. البته این بذرها نیاز به نگهداری، آبیاری، آفتزدایی، استفادهی درست از زمان باران و ... دارد تا در پایان آوریل – که در حال حاضر بهترین فصل با همهی امکانات برای رشد مزرعهتان است – محصولی شایستهی این فصل و این زمین حاصلخیز برداشت کنید. آفتاب و باران، با شرایط ماه آوریل آماده است. زمین، شرایط جامعه و مخاطبان، کاملاً آمادهی رشد است. ابزار نگهداری بذرها و مزرعه، شامل مواد آموزشی، جلسات و Eventها فراهم است. کار امروز، بذرپاشی است. بذرپاشی یعنی تعداد هرچه بیشتر سرمایهگذاران در سازمانتان که با فرصت سرمایهگذاری تنها با 500 دلار، بسیار سادهتر و سریعتر صورت میگیرد. بنابراین مستقیم و غیر مستقیم، به تعداد بذرهایی که می افشانید اضافه کنید. مزرعه آماده است و فصل، فصل بذرپاشی است. تا میتوانید تعداد بذرها را بیشتر کنید. صد البته کیفیت بذرها نیز در میزان محصولتان مؤثر خواهد بود! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 1:40 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
Realize you can't change the past, تو نمیتوانی گذشته را عوض کنی ولی همیشه میتوانی فردای جدیدی آغاز کنی سعی نکن که همهی کارها را یکباره انجام دهی فعلاً، فقط یک قدم بردار دوستان همیشگی! چند نکتهی مهم: اول آن که هماکنون 7 روز دیگر به پایان مهلت سرمایهگذاری تنها با 500 دلار باقی ماندهاست. بعضی از دوستان دربارهی تمدید این فرصت پرسیدهاند؛ کمپانی تا روز آخرچیزی دراینباره اعلام نمیکند و اخبار سایر منابع نیز قابل اعتماد نیست. در نتیجه فعلاً آنچه داریم، این است که تنها 7 روز دیگر فرصت باقیست. به یاد داشتهباشید که مهمترین ملاک رشد خوب در این روزها، تعداد سرمایهگذاران 500 دلاری سازمانتان است! دوم آن که دیروز، امروز و فردا در همهجای مجموعههای پالینور، گردهمآییهای متعددی در حال برگزاری است؛ به ویژه برای آن که سال جدید، با دیدن یکدیگر و در کار هم آغاز شود. از این گردهمآییها حتماً استفاده ببرید. اگر خبر ندارید، به معرفتان تلفن کنید و از او بخواهید که یک گردهمآیی به شما معرفی کند. تا میتوانید، خودتان در این Eventها شرکت کنید؛ افراد سازمانتان یا افرادی را که مشاوره کردهاید به این جمعها ببرید. سوم آن که یک بار دیگر به یاد بیاورید که رویهی مثبت هرچیز را ببینید و از فرصتها استفاده کنید. در روزهای اخیر، در بخش نظرات، افراد متفاوتی دربارهی جنبههای مثبت و منفی اخبار جدید صحبت کردند. راستش من شخصاً از خواندن و شنیدن این که بعضی در این اخبار نکتهی منفی هم دیدهاند، کاملاً شگفتزده شدم؛ چرا که نه تنها ما یاد گرفتهایم مثبتها را ببینیم و باید چنین کنیم، این اخبار با یک دید کاملاً خنثی و بیطرفانه نیز فوقالعاده است! حیف است نگاهتان را تصحیح نکنید و فرصت را از دست بدهید. هر آنچه در ذهن شما تهدید به حساب میآید، از نظر فرد موفق دیگری فرصت است و همین انگاره او را موفق میکند. همین حالا فهرست 5 مورد را که تهدید و اتفاق بد حساب میکنید بنویسید. دربارهی هر کدام چند دقیقه فکر کنید که چهگونه میتوانید آن را به یک فرصت خوب بدل کنید. مطمئن باشید که ممکن است. چهارم آن که کار ما، تنها کاری است که تعطیلات ندارد؛ جمعه و تعطیل نمیشناسد و بخشی از لذتش هم به همین است. از سوی دیگر میتوانید آن را در کنار خانوادهتان، با دوستان نزدیکتان و با پتانسیل درآمدی نامحدود و بازنشستگی 2 تا 4 ساله انجامش دهید. خارقالعاده نیست؟ پنجم آن که رشد شخصی روزانه را از یاد نبرید! شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 12:4 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان 23 مارس آغاز شدهاست. برای استفاده از طرح 500 دلاری حدود 11 روز دیگر فرصت دارید. در یکی دو روز اخیر، تمام تلاشم این بوده که با دوستان دربارهی مزایای این اخبار صحبت کنم. نکات مختلفی توسط همگی برشمرده شده که به آنها خواهیم پرداخت. اما به نظر من مهمترین نکته که برنامهریزی باید بر اساس آن انجام شود این است: ماه آوریل، رشد با توجه به تغییر Plan بسیار بالا خواهد بود. همهی ما این تجربه را داریم و میدانیم یعنی چه. آنچه در ماه آوریل لازم داریم، داشتن سازمانی با تعداد هرچه بیشتر افراد است تا به تمامی و به کمال از این فرصت استفاده کنند. برای تحقق این تعداد زیاد، کمپانی فرصت سرمایهگذاری با تنها 500 دلار را قرار داده تا ما بتوانیم در ماه آوریل، حداکثر تعداد نیروی کاری را برای گسترش سازمانمان به کار بگیریم. بنابراین، در این مرحله، آنچه مهم است، استفاده از فرصت سرمایهگذاری تنها با 500 دلار است. حتماً همهی شما افرادی در سازمانتان داشتهاید که مشتاق سرمایهگذاری و شروع فعالیتند، اما با مبلغ سرمایهگذاری اولیه مشکل دارند. این فرصت به خوبی چنین مشکلی را برطرف میکند. باید به همهی اعضای سازمانتان خبر دهید و فرصت را برایشان تشریح کنید. (نه این که فقط یک SMS بزنید!) تاکنون چند جلسه ویژهی طرح 500 دلاری در مجموعهتان برگزار شدهاست؟ معجزهی فعلی، توانایی سرمایهگذاری تنها با 500 دلار است! اگر تاکنون چنین نکردهاید هنوز 11 روز خوب را فرصت دارید. همین حالا دست به کار شوید! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 3:22 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
صبح روز 12 مارس به خیر! با امروز، 4 روز دیگر از آخرین 15 روز سال 1387 باقی ماندهاست. همچنان که گفتیم، قصد داریم که سال 1387، همچون آغازش، پایانی به یاد ماندنی و باشکوه داشتهباشد. زمینهسازیها تاکنون به خوبی انجام شده تعداد بسیار بالای سرمایهگذاران ژانویه که سود ماه فوریه را نیز دریافت کردهاند، در حال جذب سرمایههای جدیدند. آنچه در این روزها، مثل همهی روزهای دیگر، و شاید بیش از آنها اهمیت دارد، دقت و وسواس در رعایت روند کاری برای تکتک سرمایهگذاران جدید است. آنها که در ژانویه سرمایهگذاری کردهاند، باید تاکنون جلسهی ثابت هفتگی مشخص داشتهباشند؛ مشاورهی استاندارد را به خوبی یاد گرفتهباشند و با زیر و بم برنامههای سوددهی، زمینههای کاری کمپانی و ... به خوبی آشنا باشند. همچنین آنها باید تاکنون حداقل 20 مشاورهی استاندارد برگزار کردهباشند. روزهای آخر، روزهای چک کردن این موضوعات کوچک است که به نتایج بزرگ میانجامد. امروز را به چک کردن و کامل کردن این موارد بگذرانید تا در 3 روز آخر، بزرگترین اتفاق برایتان رخ دهد. 4 روز دیگر باقیست! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 8:11 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
همکاران همپیمان دربارهی دو جنبهی رشد شخصی صحبت کردیم. هدف و دانش. اما سومین جنبهی آن، چیزی است که در نام "رشد شخصی" وجود دارد. شخصیت شما. معنای شخصیت، معنای گستردهایست و بسیار میتوان دربارهاش حرف زد. در اینجا سعی میکنیم اجزایش را بشناسیم. مهمترین معنایی که از شخصیت بر میآید، تأثیری است که شما بر دیگران میگذارید؛ که برمیگردد به همان image شما که در مجموعهی «روی ریل باشید» دربارهاش صحبت کردیم. وقتی با کسی روبهرو میشوید، چه تأثیری بر او میگذارید؟ آیا آرامش و اطمینان را نشان میدهید؟ آیا صبر میکنید تا همهی حرفهایش را بزند و شما با یک لبخند گوش کنید؟ آیا وقتی کسی با شما صحبت میکند، در پایان صحبتها و هنگام خداحافظی، به این نتیجه میرسد که مشکلش آنقدرها هم که فکر میکرده بزرگ نبوده؟ یا وسط حرف دیگران میپرید و اضطراب و ناآرامی را به طرف نشان می دهید؟ این «شخصیت»، نه تنها در نتورک، که در همهی عرصههای زندگیتان خودش را نشان میدهد. آیا پدر و مادرتان، همسرتان، برادر و خواهرتان، همکارانتان، شما را آدم مطمئن، آرام و قابل اطمینانی میدانند؟ و آیا شما، از ته دلتان احساس میکنید که آنها را دوست دارید؟ آیا با دیدن موفقیت دیگران در هر زمینهای، شروع به ایراد گرفتن و آن موفقیت را ناشی از «ابر و باد و مه و خورشید و فلک» دانستن میکنید تا توجیه کنید که خودتان چرا موفق نشدهاید؛ یا به این جمله که «هرکس به هرجا که برسد، حقش همین بودهاست» از ته دل اعتقاد دارید و از صمیم قلب از پیروزی دیگران شاد میشوید؟ آیا روی باورهایتان، کار میکنید تا زمینهی ناخودآگاه ذهنتان را در دست بگیرید؟ آیا خودتان، آگاهانه، هر روز خوراک مثبت به ذهنتان میدهید تا انبوه منفیهایی که از جامعه میگیرید رویش اثر نکند؟ آیا اطرافیانتان و دیدهها و شنیدهها و خواندههایتان را آگاهانه انتخاب میکنید یا خودتان را به تلویزیون میسپارید تا شما را برنامهریزی کند؟! آیا باور دارید شکستناپذیرید؟ آیا اعتقاد دارید که هر اتفاقی که بیفتد، شما به نتیجه خواهید رسید و هیچ چیز نمیتواند جلوی شما را بگیرد؟ «مثبت» بودن و «مثبت» اندیشیدن نیز در همین زمینه جا میگیرد. آیا میتوانید در هر شرایطی، هر اتفاقی که بیفتد ... دقت کنید؛ منظورم «هر» اتفاقی است؛ میتوانید جنبههای مثبت آن را ببینید؟ آیا همیشه شاد هستید؟ شاید بگویید که این چیزها ذاتی است و نه یادگرفتنی؛ و ربطی به روزی نیم ساعت رشد شخصی ندارد. با شما موافق نیستم. این چند جمله را، که چند ماه پیش در همین وبلاگ خواندهاید، از کتاب با ارزش «گفتوگو با بزرگترین بازاریاب شبکهای دنیا» نوشتهی جان میلتون فاگ، دوباره بخوانید: «ذهن نمیتونه افکار منفی و مثبت رو در یک زمان درون خودش نگه داره. علم کشف کرده وقتی شما لبخند میزنین، مغز مادهی اندورفین آزاد میکنه. اندورفین باعث میشه حالت نشاط و شادی به وجود بیاد و افکار منفی خودبهخود از بین میره. من این لبخندو یاد دادم به خودم. یه آینه گذاشتم کنار تلفنم. هروقت میخواستم برای پیگیری، قرار گذاشتن، گرفتن جواب یا صحبت با زیرمجموعههام تلفن بزنم، خودمو تو آینه نگاه میکردم و دقت میکردم همیشه در حال لبخند زدن باشم. نتیجهی این کارم خیلی مبهوتکننده بود! نمیتونم بگم چهقدر راحتتر تلفن میزدم و چهقدر موفقیتهای بیشتری نصیبم میشد! این لبخند اثرشو خیلی زود نشون داد!» شخصیت، یاد گرفتنی است. و قدم اول این است که بخواهید. حتی وقتی که شاد نیستید، مثل افراد شاد رفتار کنید. وقتی آرام نیستید، ادای آرام بودن را در بیاورید. در معرض انسانهای منفیباف نباشید. اطرافیانتان را انتخاب کنید. خوراک دهن و مغزتان را خودتان، از مثبتها انتخاب کنید. روزی نیم ساعت شما میتواند به چنین تمرینهایی بگذرد؛ و یا به خواندن هزاران کتاب آرامشبخش؛ هزاران نوشتهای که به شما تفکر مثبت را میآموزند؛ یا زندگینامهی هزاران انسان «بزرگ شخصیت». صحبت دربارهی محتوای رشد شخصی را به پایان میرسانیم. بعد از این تلاش میکنیم هر از چندی بعضی از منابع را برای رشد شخصی معرفی کنیم. رشد شخصی در نتورک، یعنی هدف، دانش و شخصیت. این سه را فراموش نکنید. وقتی این سه جنبه در شما رشد کند، خودبهخود درآمد شما افزایش خواهد یافت. موقعیتهایی حیرتانگیز در زندگیتان پیش خواهد آمد که فکرش را هم نمیکنید. از جایی ثروت و شادی به سوی شما سرازیر میشود که باورتان نمیشود؛ آنچنان که مبهوت خواهید شد! جریان ثروت و شادی مانند آّبشار از آسمان در حال ریختن است؛ کافیست زیرش بایستید؛ و ایستادن زیر این آبشار، یعنی رشد شخصی. امروز چهارم مارس است. چهار روز اول، از آخرین 15 روز سال 1387، گذشت. و این دوهفته، شما از تمام سال شادتر و ثروتمندتر خواهید بود. سال را با بزرگترین رشد مجموعهتان به پایان خواهید رساند! باور ندارید؟ باور کنید تا اتفاق بیفتد! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 20:30 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان دربارهی هدف و اهمیت آن در رشد شخصی صحبت کردیم. اگر رشد شخصی را در نتورک، ساعتهایی تعریف کنیم که شما باید با خودتان و خودتان داشتهباشید، دومین جنبهی رشد شخصی را، تکنیکها و اطلاعات نام میگذاریم. این تکنیکها و اطلاعات شامل ... 1-دانش نتورک است. روش کار نتورکرها، نظرات و کتابهای استادان نتورک دربارهی سیستمهای مختلف کار نتورک، معنی جلسات هفتگی، انواع جلسات، نحوهی برگزاری جلسه، مفاهیم مهم آموزشی برای فرد تازهوارد در ماه اول، دوم، سوم و ... . خوشبختانه برخلاف گذشته، امروزه هیچ کمبود منابعی از این بابت وجود ندارد. کافیست سری به کتابفروشیها بزنید تا ببینید. به زودی در اینجا نیز کتابهای مهم این حوزه را یکییکی معرفی خواهیم کرد. پس ... هفتهای چهقدر زمان برای یادگیری چیزهای جدید یا مرور دانستههای گذشته در زمینهی دانش و نحوهی کار نتورک میگذارید؟ 2-کمپانی شماست. زمینههای کاریاش، نحوهی کارش، مزایایش، اعتبارش و .... همچنان که قبلاً هم گفتم، دوستانی را میشناسم که هماکنون همان مشاورهای را انجام میدهند که در نوامبر 2007 انجام میشد؛ آن هم فقط در حد دانستههای چند جملهی مشاوره. شاید یک جملهی اضافی نیز نمیتوانست دربارهی بارتر مارکت صحبت کند. علت هم صادقانه این است ... نمیدانند و هرگز به دنبال دانستنش هم نبودهاند! 3-سایر مسائل و مفاهیم اقتصادی است. شما در مشاورههایتان مدعی ارائهی یک مدل اقتصادی مطلوب و منحصر به فردید. چهگونه میتوانید از مسائل اقتصادی بیخبر باشید؟ چهگونه میتوانید دربارهی سیستمهای سوددهی در جهان اقتصاد ندانید؟! چهگونه ممکن است میزان سود بانکی ایران به شما بیارتباط باشد؟ رندی گیج معتقد است که دو سال آینده، با توجه به بحران بزرگ اقتصادی جهانی، بزرگترین رشد تاریخ نتورک اتفاق خواهد افتاد. خوب؛ شما به عنوان یک پالینوری که در مسیر آزادی مالی قرار دارید، دربارهی این بحران چه میدانید؟ این بحران چهگونه و چرا ایجاد شده؟ دامنهی آن تا کجاست؟ چهگونه میتواند به رشد نتورک کمک کند؟ خوب. این تکنیکها و اطلاعات چهگونه به شما در زمینهی کارتان کمک میکند؟ رشد شخصی اطمینان شما را زیاد میکند؛ به گفتهی رندی گیج، شما را روی ریل قرار میدهد تا هیچ چیز، هیچ مخالفتی، نتواند مانعتان شود. آیا کوچکترین شکی دارید که یکی از مهمترین سلاحهای شما برای مقابله با هر مانعی در کارتان، از جمله انواع منفیها، دانش شماست؟ دانش شما در همین سه موردی که شرح دادیم؟ پس از اهداف، دومین جنبهی رشد شخصی که باید در برنامهی روزانهتان باشد، تکنیکها و اطلاعات است. دانش؛ به همین سه معنی که گفتیم. اما رشد شخصی غیر از اهداف و دانش، یک جنبهی مهم دیگر هم دارد. سومین وجه آن، که یک روز دیگر دربارهاش خواهیم نوشت. شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 21:12 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان باهوش دیروز یحث رشد شخصی را آغاز کردیم. دربارهی اهمیت آن بارها نوشتهایم و حتماً در این باره خواندهاید. میخواهیم این برنامه را کمی عملیتر کنیم. «روزی نیم ساعت چه کار کنم؟!» این سؤالی است که حتماً پرسیدهاید. ما برای این سؤال یک پاسخ عملی داریم! اگرچه قبلاً هم همینجا دربارهاش صحبت کردهایم. جنبهی اول رشد شخصی، وسعت ذهن شماست برای جایگاهی که میخواهید به آن برسید. این جایگاه، قبل از عالم واقع، باید در دنیای ذهن شما شکل بگیرد و ساختهشود. قبل از این که هرچیزی را به دست بیاورید، باید بتوانید به خوبی و به کمال آن را تجسم کنید. و همهی اینها، یعنی هدفتان. هدفی که نوشتهاید. اگر سابقهی نتورک را داشتهباشید، حتماً بارها و بارها دربارهی هدف خوانده و شنیدهاید. ولی نمیدانم هماکنون چهقدر اهمیت این موضوع در ذهنتان جای گرفتهاست. شما باید اهدافتان را نوشتهباشید و هر روز حداقل یکی دو دقیقه آن را بخوانید. 1-آیا اهدافتان را نوشتهاید؟ 2-آیا اهدافتان را هر روز میخوانید؟ بعد از نوشتن، قدم بعدی آن است که اولاً اهدافتان متناسب باشد نه محدود کننده؛ و ثانیاً در ذهنتان به آن تجسم ببخشید ... منظور از متناسب بودن چیست؟ از یاد نبرید: نوشتن اهداف، ربطی به ابزار شما ندارد. حتی اگر این را نیز در نظر نگیریم و شما هدفگذاری با ابزار پالینور مد نظرتان باشد، باز هم هر محدودیتی به معنی استفاده نکردن از پتانسیل پالینور است. کمپانی پالینور، محصول آن، و برنامهی سوددهی آن، قدرتمندترین برنامهی نتورکی است که تاکنون در دست بودهاست. این برنامه قادر است تمامی نیازهای مالی شما را برای همیشه برآوردهکند؛ و این یعنی آزادی مالی. بنابراین، در هنگام نوشتن اهدافتان، تنها چیزی که مهم است، آنچیزی است که میخواهید، شما را راضی میکند و با فکر کردن به آن احساس رضایت و شادی به شما دست میدهد. قدرتمندترین ابزار ممکن در اختیار شما قرار دارد؛ این را فراموش نکنید. اما تجسم ... خواندن هر روز اهداف، به معنی تکرار یک سری کلمات بیمعنی به معنی ورد خواندن نیست. معنای این کار این است که هر روز، اهدافتان را تجسم کنید و دقیقاً بدانید چه میخواهید. برای این کار، اهدافتان باید SMART باشد. قبلاً در این جا در این باره صحبت کردهایم. شما باید بتوانید اهدافتان را در ذهنتان ببینید؛ و از آن، هماکنون، قبل از این که به آن برسید، لذت ببرید و احساس رضایت کنید. این ویژگی و این آرامش و شادی، با تمرین به دست میآید. حتماً بخشی از رشد شخصی روزانهتان را به این کار اختصاص دهید. فراموش نکنید که غیر از اهداف کلی، باید یک سری اهداف جزئی هم تعریف کنید که در حقیقت قدمهای شماست برای رسیدن به مقصدتان، که همان هدف بزرگتان است. و در نهایت، فراموش نکنید که اهداف فقط مالی نیست. برای همهی قدمهای زندگیتان به همین شکل، منظم و کامل، هدفدار باشید و اهدافتان را بنویسید. در همین پالینور نیز اهداف غیر مادی فراوانی میتوانند مد نظر شما باشند. پس ... اهدافتان را بدون محدودیت، با ذهنی باز و بزرگ بنویسید. ویژگیهای آن را دقیقاً مشخص کنید تا بتواند کاملاً مجسم شود. و هر روز، بدون استثنا، چند دقیقه از زمان رشد شخصی را به خواندن آن اختصاص دهید؛ به تکرار آن؛ و سفارش دادن آن به ذهن ناخودآگاهتان. پیروز باشید! تذکر: مطلب بالا را خواندید؟ پیش خود فکر کردید که از فردا اجرایش میکنید؟ یا فردا در جلسه به سازمانتان میگویید؟ نه. اشتباه کردهاید. همین حالا، همین الآن، این کار را خودتان انجام دهید. فردا باید آن را بخوانید و تجسم کنید! در این تجسمهای روزانه و با طی شدن روند رشد شخصی شما، این اهداف بزرگتر و کاملتر خواهند شد. حتی یک لحظه هم بدون لیست اهدافتان، هیچ کاری نکنید. همین حالا ... تذکر دیگر: خبر جدید درباره را این جا بخوانید. از این پس با تنها ۱ دلار هم میتوانید پیشبینی کنید! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 21:50 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان باثبات دربارهی نظم و نیز نکات روند کاری صحبت کردیم. بر این اساس، بسیار مهم است که سرمایهگذاران ژانویهتان، هماینک در حال برگزاری مشاورههایشان باشند. و خطاب به شما، دوست عزیز، سرمایهگذار جدید! نمیدانم در حال حاضر چهقدر از این موضوع مطلعید، اما بدانید که پالینور، پتانسیل درآمدی بسیار بیشتر از صرف دریافت سود ماهانهی شما دارد. در این مورد حتماً به سراغ معرف خود بروید و با او صحبت کنید. از او بخواهید که اطلاعات کامل را به شما بدهد و جلسههای آموزشی را برای شما برگزار کند. برای خودتان هدف تعیین کنید؛ خود را برای حدود 2 ساعت وقت گذاشتن در روز آماده کنید تا به جمع افرادی بپیوندید که از این فرصت به بهترین وجه استفاده میکنند. با امروز، 8 روز دیگر به پایان فوریه فرصت باقیست. کسی که همین امروز سرمایهاری کرده، در این 8 روز میتواند و باید به اولین درآمد PLB برسد. Plan جدید سوددهی آنقدر قدرتمند و بدون ریسک و درآمد باینری آنقدر آسان و در دسترس است که 8 روز برای دسترسی به آن زمان زیادی هم هست! فعلاً نمیخواهم سؤالات بعدی را مطرح کنم؛ سؤالاتی که به سطوح بالاتر و لیدرهای بزرگتر که سازمان دارند مربوط است. به زودی، بحثی شیرین و ادامهدار را آغاز خواهیم کرد؛ بحثی با عنوان منابع کاری. 8 روز فرصت باقیست؛ و فردای شما، فقط با تلاش امروز شما ساختهمیشود. شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 8:14 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همراه نکتهی اول را پریروز بررسی کردیم؛ چند سؤال دربارهی نظم. امروز هم به چند سؤال میپردازیم. سؤالاتی بنیادین که اصل کار ماست؛ اما برای بعضی دوستان گاهی پیش و پا افتاده جلوه میکند. هر سرمایهگذار جدید، پس از سرمایهگذاری، چه روندی را در سازمان شما طی میکند؟ هر سرمایهگذار جدید، در چه مدت آموزشهای اولیه را پشت سر میگذارد؟ هر سرمایهگذار جدید، چند مشاوره برگزار میکند؟ در چه مدت؟ چند درصد از مشاورههای هر سرمایهگذار، منجر به جذب سرمایهگذار جدید میشود؟ به این 4 سؤال پاسخ دهید. این 4 سؤال، 4 معیار مهم اولیهی سنجش یک مجموعهی کوچکند. پس از این سؤالات، چند سؤال دیگر هم هست که در روزهای آینده به آنها خواهیم پرداخت؛ اما تا به این سؤالات پاسخ داده نشود و تا آمار و اطلاعات دقیق از این 4 مورد وجود نداشتهباشد، هر سؤال دیگری بیمعناست و شاید گمراه کننده. در نتورک، اگرچه همهچیز به این 4 سؤال ختم نمیشود، از این 4 سؤال آغاز میشود. سرمایهگذاران انبوه ماه ژانویه را در نظر بگیرید و آنگاه به این 4 سؤال پاسخ دهید ... حالا آنها در چه مرحلهای هستند؟ تنها ۹ روز دیگر به پایان ماه فوریه باقیست ... شاد باشید. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت 3:32 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان! هفتهی اول از نخستین 15 روزهی برنامهی درآمدزایی جدید به پایان رسید. در این 15 روز، بسیار با یکدیگر بودهاید و در Eventها یکدیگر را دیدهاید و اهمیت تلاش بیشتر را دریافتهاید. نتیجهی این 15 روز اول، هماکنون برای شما اتفاق افتاده و بنا به کاری که در هفتهی گذشته انجام دادهاید، حسی که دارید و چیزی که میخواهید، اتفاق خواهد افتاد! به روند کاری میپردازیم ... در ابتدا بگذارید هدفمان از روند کاری را در برنامهی 15 روزه مشخص کنیم. با برنامهی فعلی: حداقل هدف از روند کاری این است که هرکس، در 15 روز اول پس از سرمایهگذاری خود، به یک PLB برسد. این کار بسیار ساده و قابل تکرار است. انگیزهمندی و هدفداری فرد سرمایهگذار را تضمین و رشد سازمان شما را نیز بیمه میکند. برای این که چنین اتفاقی بیفتد، لازم است که در یک برنامهی منظم دوهفتهای، هر فرد سرمایهگذار روند دقیق و منظمی را طی کند. در هفتهی اول، هدف، آموزشهای اولیه و شروع انجام مشاورههاست. هدف هفتهی دوم، یادگیری مشاوره ضمن ادامهی مشاوره و تعیین تکلیف و رسیدن به نخستین PLB است. فردا این دو هفته را بیشتر شرح خواهیم داد! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 18:17 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
The only thing we have to fear is the fear itself. تنها چیزی که ما باید از آن بترسیم، خود ترس است. فرانکلین روزولت، رئیس جمهور آمریکا در جنگ جهانی دوم پس از خواندن این جملهی فوقالعاده زیبا که به شدت به کار ما مربوط است، به ادامهی بحث سیستم میپردازیم. در اینجا بیش از هر چیز قصد داشتیم و داریم که اهمیت داشتن یک سیستم و کار مطابق آن را یادآوری کنیم. سیستمی که در آن دقیقاً مشخص باشد که شما هر روز پس از سرمایهگذاری چه باید بکنید. به هیچ وجه قصد نداریم سیستم خاصی را معرفی کنیم؛ چرا که آن را باید از بالاسریتان بگیرید نه این که اینجا بخوانید. آیا خودتان پس از ورود از سیستم دقیقی پیروی کردهاید؟ اگر نه، هرگز دیر نیست. همین حالا از بالاسریتان بخواهید که برنامهی دقیق روزانهی یک ماه آیندهی شما را به شما بدهد! آیا در مجموعهتان این سیستم وجود دارد و از آن پیروی میشود؟ اگر نه، همین حالا دست به کار شوید و با کمک بالاسری خود سیستمی برای تکتک افراد سازمانتان طراحی و اجرا کنید. به عنوان نمونه دربارهی جلسهی توجیهی صحبت کردیم. شما باید برگهی شبیه فرم زیر برای هر فرد داشتهباشید و از آن پیروی کنید: نام: تاریخ سرمایهگذاری: روز اول: جلسهی توجیهی+دریافت بستهی آموزشی اول شامل ... (بسته به قوانین مجموعهتان، شامل CD، جزوه و کتاب) روز دوم:برگزاری جلسهی اول: گام اول تا پنجم روز دوم: تماشای CD رندی گیج، صحبت دربارهی لیست روز سوم: چک لیست و انتخاب افراد روز چهارم: آموزش تعیین تکلیف، گذاشتن قرار 2 مشاوره روز پنجم: انجام اولین مشاوره توسط بالاسری روز ششم تا هشتم: انجام یک مشاورهی دیگر توسط بالارسی+ تمرین مشاوره و پاسخ به پرسشها+دریافت بستهی آموزشی دوم ... از هفتهی دوم تا پایان هفتهی پنجم: انجام روزی یک مشاوره به صورت ثابت+هفتهای یک جلسهی جمعی با بالاسری برای بحث و بررسی دربارهی مشاورهها پایان هفتهی پنجم: داشتن حداقل 10 ورودی + دریافت بستهی آموزشی سوم و همینطور الی آخر. باز هم تذکر میدهیم: این سیستم که گفتهشد فقط یک مثال است. سیستم مجموعهی خودتان را از بالاسریتان بپرسید! داشتن این سیستم دقیق و اجرای آن، ضامن آزادی مالی شماست! پیروز باشید! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 12:41 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان خوبانديش! دربارهي ضرورت داشتن يك سيستم دقيق و مشخص صحبت كرديم. آيا چنين سيستمي داريد؟ در اين باره با بالاسري خودتان صحبت كرديد؟ اين سيستم بايد كاملاً مشخص باشد و روزهاي شما را در بدو ورود، برنامهريزي كردهباشد. گفتيم كه نخستين قدم، معرفي كار به فردي است كه تازه سرمايهگذاري كردهاست. در نخستين قدم، بايد براي اين فرد تازه وارد اين موضوعات بيان شود: 1-نحوهي سوددهي سيستم (برنامههاي درآمدزايي غير سود ماهيانه) 2-مزيتهاي برنامهي نتورك (مثلاً ميتوانيد براي بيان اين موضوع از CD ارزشمند آموزشي رابرت كيوساكي استفاده كنيد) 3-مزاياي پالينور در نتورك (كمپاني، قدرت محصول، تازه بودن در ايران و قدرت تيم كاري) 4-پاسخگویی به پرسشها و نگرانيهاي فرد و انتقال اطمینان اين جلسه بايد حداكثر در روز دوم سرمايهگذاري هر فرد برگزار شود. بهتر است كه اين جلسه جمعي باشد؛ چون وقتي فرد تازه سرمايهگذاري كرده، جمعي را ببيند كه قصد كار دارند يا در حال كار نتورك هستند، با اطمينان بسيار بيشتري حركت خواهد كرد! در اين جلسه، حتماً بستهي اول آموزشي (شامل جزوهها و CDها، بسته به سيستم مجموعهتان) در اختيار فرد قرار گيرد و قرار جلسات آموزشي گذاشتهشود. هدف از اين جلسه آن است كه فرد دریابد پالينور علاوه بر سود سرمايه، موقعيت بسيار مناسبي براي كسب درآمد نيز هست و در اين باره تصميمگيري كند! با برگزاري اين جلسه، درصد بسيار بالايي از سرمايهگذاران شما شروع به كار خواهند كرد و راه آزادي مالي شما بسيار هموار خواهد بود. پيروز باشيد! از خواندن این مطلب بسیار بسیار لذت بردم. بخوانید. اصلا هر روز صبح به عنوان رشد شخصی یک بار بخوانید! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:20 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوست خوب من! میدانم که در بسیاری مجموعهها، در جمعهی گذشته به عنوان روز تعطیل نیمهی ماه، Eventهای بسیار بزرگ، موفق و پرانرژی برگزار شده و همهی ما با ذخیرهی کامل انرژی نیمی دوم ماه بزرگ می را شروع کردهایم. مهمترین ویژگی خاص ماه می را هم که حتماً همهتان میدانید: شما میتوانید هر نیروی تازه نفس در سازمانتان را تنها و تنها با 500 دلار سرمایهگذاری جذب کنید! دربارهی اهمیت سیستم نوشتیم و خواندید. امیدوارم توانستهباشم این اهمیت را به خوبی انتقال دهم؛ چون در واقع، اگر نتورک را فقط در یک کلمه تعریف کنیم، آن کلمه «سیستم» است و بس. یک سیستم که مقدس دانستهشود و قدمبهقدم اجرا شود. حال دربارهی سیستم سازمان خودمان، پالینور صحبت میکنیم. میدانم که هماکنون گروههای بسیار گوناگونی در سراسر جهان مشغول کار در نتورک پالینور هستند و سیستمهای مربوط به خود را دارند. به همین دلیل، در این وبلاگ عمومی، نمیتوان یک نسخه را برای همه پیچید! بهترین کار آن است که همین حالا با بالاسری خود تماس بگیرید و سیستم سازمانتان را دقیق و کامل از او بپرسید و ببینید که اجرا شده یا نه؛ با وجود این، در اینجا تنها به بعضی کلیات اشاره میکنیم که احتمالاً در همهی مجموعهها و سازمانهای پالینور به کار میرود. افرادی که در پالینور سرمایهگذاری میکنند، عمدتاً نه به خاطر کار کردن در نتورک و جذب سرمایه، که برای دریافت سود بالای ثابت و بینظیر کمپانی ما به پالینور میپیوندند. حتی اکثر لیدرهای بسیار برگ پالینور نیز، در ابتدا به همین دلیل به آن پیوستهاند و قصد یا تصمیمی برای کار کردن نداشتهاند. بسیار نادرند افرادی که قبل از ورود، فرصت و موقعیت درآمدزایی (نه سود ثابت) پالینور را دریافته و به خاطر آن به پالینور میپیوندند. البته این کاملاً طبیعی است؛ چرا که به ندرت پیش میآید که انسانها به چیزی که هنوز تحقق پیدا نکرده، باور پیدا کنند و بر اساس آن تصمیم بگیرند؛ که اگر همهی انسانها اینگونه بودند، دنیای ما بینهایت زیباتر، رشدیافتهتر و دلپذیرتر میبود! در نتیجه، نخستین وظیفهی شما پس از سرمایهگذاری فردی که تاکنون فقط به سود ثابت فکر کرده و به خاطر آن سرمایهگذاری کرده، آن است که موقعیت درآمدزایی بینظیر این سیستم را برای او شرح دهید. در واقع تا قبل از سرمایهگذاری، اگر چنین کنید، فایدهی چندانی ندارد. فرد مورد نظر اولاً حرف شما را نمیشنود؛ چون فعلاً در فکر امنیت سرمایهگذاری خودش است؛ و ثانیاً ذهنش منحرف میشود و گمان میکند که برای دریافت سود ثابت باید کاری انجام دهد یا شما از او چنین انتظاری دارید! اما وقتی فرد، سرمایهگذاری خودش را انجام داد، شما در واقع با تشریح سیستم، به رایگان کار جدیدی را به او معرفی میکنید که درآمدی بینظیر دارد! چون فرد قبلاً برای دریافت سود ثابت، سرمایهگذاریاش را انجام داده، نیازی نیست که برای این کارجدید هزینهای پرداخت کند! خوب؛ حالا این دعوت به کار را چهگونه انجام دهیم؟ در مطلب بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 10:54 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان پیروز شما به عنوان یک لیدر، حداقل باید 3 فهرست دیگر را همیشه همراه داشتهباشید: 1-فهرست افراد مشاوره شده که هنوز وارد نشدهاند. این فهرست به ویژه در روزهای آخر ماه که ممکن است در مجموعهی خود برای سرمایهگذاری افراد تخفیفی قائل شوید به درد میخورد. در بسیاری مواقع شما میتوانید به سادگی قدرت این فهرست را به سازمانتان نشان دهید: نیاز به سرمایهگذار دارید؟ این فهرست را در برابر خود بگذارید و چند تلفن بزنید. به سادگی دو-سه سرمایهگذار جدید جذب خواهدشد! 2-فهرست افرادی که سرمایهگذاری کردهاند، ولی هنوز شروع به جذب سرمایه نکردهاند. این فهرست نیز خودبهخود ایجاد خواهد شد. در هنگام ساختن مجموعه، افراد گوناگونی به خواستهی خودشان، به خاطر گرفتاری شخصی یا صرفاً به این دلیل که شما در زمان سرمایهگذاری آنها زمان کافی نداشتهاید، فقط خودشان سرمایهگذاری کردهاند و سرمایهای جذب نکردهاند؛ یا تنها مقداری سرمایه به صورت پراکنده جذب کردهاند و وارد برنامهی درآمد باینری نشدهاند؛ در حالی که شما اعتقاد دارید این افراد توانایی مناسبی دارند که میتوانند شاخههای جدید و موفقی برای سازمان شما بسازند. این فهرست را در اختیار داشتهباشید؛ هر از چندی با این افراد تماس بگیرید و آنها را در جریان پیشرف کار قرار دهید. به ویژه با برطرف شدن مشکل آنها یا باز شدن زمان خودتان پس از استقلال شاخههای اولیه، به سراغ آنها بروید و شاخههای جدیدی بسازید. 3-فهرست افراد در حال کار مجموعهتان؛ به عبارتی فهرست مدیران ارشد سازمانتان؛ این فهرست باید همیشه در دسترس باشد تا بتوانید نکات مورد نیاز هر فرد، قدم بعدی مجموعهی او، نزدیکترین هدف و برنامهی رسیدن به آن و ... را در آن بنویسید و او را برای انجام درست کار راهنمایی و پیگیری کنید. در نهایت، فهرست دیگری که بد نیست داشتهباشید، فهرست افراد فعال سازمانتان است که مستقیماً با شما کار نمیکنند؛ ولی پتانسیل بسیار بالایی دارند. این فهرست به شما کمک میکند این افراد را از طریق لیدرهای مستقیمتان پیگیری و مشکلاتشان را برطرف کنید؛ چرا که عمدهی درآمد شما مربوط به تلاش همین افراد است! یازدهم ژانویه نیز به پایان رسید. تنها 19 روز برای استفاده از Plan فعلی و نیز رسیدن به جوایز این ماه فرصت باقیست. یکی از دوستان آرزو میکرد که کاش هر ماه 60 روز داشت! میدانم که در آن صورت نیز احتمالاً ماه 120 روزه را آرزو میکرد! حرکت کنید و آیندهی خود را بسازید. آینده خودبهخود نمیآید؛ شما آن را میسازید. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 20:30 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همنفس روي سخنم با آنهاست كه خود را «ليدر» ميدانند، مجموعه دارند، جلسهي هفتگي دارند و در حال حاضر، ضمن آنكه دارند حداقل به اندازه يك سال درآمد متوسط يك كارمند، هر ماه از پالينور درميآورند، از ميزان درآمد خود راضي نيستند و خودشان هم ميدانند كه هنوز از نصف پتانسيل Palinureinternational هم استفاده نكردهاند! يكي از اصول ليدرشيپ و رموز موفقيت، چيزي است كه من نامش را ميگذارم «ليستها» يا «فهرستها». لابد ميگوييد ليست كه همان اول قضيه بود و تمام شد و رفت. من ميگويم كه نه. شما، براي موفقيت در اين سيستم و استفادهي درست و كامل از ظرفيتهاي آن، بايد حداقل سه تيم كاري در سطوح مختلف توليد كنيد و آنها را به استقلال برسانيد. یک تیم هرگز کافی نیست. به اين منظور، بايد همواره چند فهرست در دسترس شما باشد تا از آنها استفاده كنيد: 1-فهرست افرادي كه ميخواهيد مشاوره كنيد: اين، نخستين فهرستي است كه مينويسيد؛ ولي كاربردش پس از پايان 15 مشاورهي اول و ايجاد تيم كاريتان تمام نميشود. در واقع شما هميشه بايد اين ليست را داشتهباشيد و مدام هم به آن اضافه كنيد. ان ليست، مانند منبع كار شماست. همهي ما در ميهمانيها، خيابان و ... دوستان قديمي يا بستگان دوري را ميبينيم كه مدتي است به يادشان نبودهايم. همچنين، همهي ما مرتب وارد محيطهاي جديد ميشويم و دوستان و همكاران جديد پيدا ميكنيم! اين ملاقات اتفاقي، اگر شما حواستان به ليستتان باشد، ميتواند زندگي شما و آنها را براي هميشه عوض كند. بنابراين، فهرستي داشتهباشيد از افراد آمادهي مشاوره كه مدام در حال افزايش باشد. و پس از اين كه تيم كاري اولتان را ساختيد، بنا به وقتي كه داريد و نيازي كه مجموعهتان دارد، هر از چندي سري به ليستتان بزنيد، يكي دو فرد جديد از همين ليست را مشاوره كنيد و به شاخههايتان اضافه كنيد! فردا دربارهي بقيهي ليستها صحبت ميكنيم! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 1:56 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان فرصتشناس با توجه به تقاضاي عدهاي از دوستان، مراحل روند كاري را كه قبلاً مفصل توضيح دادهايم، به اختصار ميآوريم تا استفاده از آن آسان باشدِ. کجای این روند قرار دارید؟: 1-انجام سرمايهگذاري با حضور فرد؛ آموزش Invest و Homepage 2-جلسهي توجيهي: توضيح دربارهي Planها و آزادي مالي به اختصار و تصميم به شروع كار 3-صحبت دربارهي هدف به اختصار؛ و تعيين هدف حداقل 2PLB براي ماه اول 4-آموزش و تمرين مشاوره 5-آموزش و تمرين پاسخ به پرسشها و آموزش زمینههای کاری کمپانی 6-نوشتن فهرست اوليهي 30 نفره و صحبت دربارهي تكتك افراد و انتخاب 15 نفر اول تا اين جا، بايد اين 6 كار در 3 روز انجام شود. در اين 3 روز، بايد هر روز سرمايهگذار جديد را ببينيد. اين كارها غير از مورد ششم، بهتر است در جلسات پنج يا شش نفره و دستهجمعي برگزار شود. 7-انجام حداقل 15 مشاوره در 15 روز (دو مشاوره را همراه دوستتان باشيد) 8-جلسهي توجيهي با افراد جديد و انتخاب تيم كاري 9-انجام همين مراحل از اول با تيم كاري 10-ادامهي مشاورهها و ايجاد تيم كاري دوم (هر ورودي بايد در 2 ماه اول ورود خود، ضمن ساختن سازمان، حداقل 50 مشاوره داشتهباشد؛ يعني تقريباً روزي يكي در 2 ماه) پس از 3 روز اول، بايد هر روز با دوستتان تلفني يا مثلاً با SMS در تماس باشيد. حداقل يك بار به جلسهي تيم كارياش برويد تا افراد را ارزيابي كنيد. خودتان هم يك بار در هفته، تا 2 ماه، به طور منظم در يك ساعت خاص براي تيم كاريتان-كه دوستتان هم در آن هست- جلسه داشتهباشيد. محتوي اين جلسات: 1-صحبت مفصلتر دربارهي هدف، كه افراد اهدافشان درازمدتشان را دقيقاً بنويسند و مفهوم هدف جا بيفتد 2-درسهاي رندي گيج 1 تا 6 3-فيلم راز ۴-مطالعهی دو مقالهی کمپانی دربارهی لیدرشیپ به نظر من اينها ضروريات است! مطالب گوناگون ديگري هم هست كه ميتوانيد در مواقع متفاوت و در جلسات از آنها استفاده كنيد. همچنين، قطعاً پس از اين بايد مطالعات شخصي با استفاده از منابع گوناگون – كه به زودي معرفي ميكنيم- ادامه يابد. اما آن ديگر به عهدهي خود فرد است. وظيفهي شما در قبال هر سرمايهگذار جديد يك روند 2 ماهه است به شرحي كه گفتهشد. اين روند، كليد موفقيت است! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 20:29 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
خوبان نیروبخش! همانطور که گفتهبودم، کلی موضوع داریم که باید به آنها بپردازیم. اما قبل از شروع آنها، یک نکتهی اساسی را متذکر میشوم: امروز چهارم ماه است. نمیدانم تا حالا چه کردهاید؛ اما قاعدتاً طبق روند کاری، باید تمام سرمایهگذاران روزهای آخر دسامبر که شروع به کار کردهاند، مشاورههایشان را شروع کردهباشند. اگر نه، عقبید! دو ملاک خوب وجود دارد که میتوانید سازمانتان را ارزیابی کنید: اول، تعداد مشاورههایی که در روز در سازمان شما برگزار میشود، نسبت به تعداد افرادی که اعلام آمادگی برای کار کردهاند؛ دوم، نسبت تعداد سرمایهگذاران جدید به تعداد مشاورهها. این دو ملاک را از امروز تا 10 ژانویه، هر روز ثبت کنید: تعداد مشاوره، تعداد سرمایهگذار جدید. تعداد افراد فعال را هم که میدانید. به این ترتیب، دو سه روز بعد میتوانید با لیدر خود بنشینید و وضع سازمانتان را به خوبی ارزیابی و قدم درست بعدی را طراحی کنید. این کار را انجام دهید تا 5 روز به آخر ژانویه مانده، به التماس نیفتید که چرا به Vision ماه ژانویه نرسیدهاید! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 14:48 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان تأثیرگذار پس از آنکه 15 مشاوره گذاشتهشد، عمدهی فعالیت شما در پالینور برای کسب آزادی مالی، مجموعاً کارهایی است که آن را «رهبری» مینامیم. نخستین قدم آن است که ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 12:21 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان نیکاندیش دربارهی قدم سوم، انجام 15 مشاوره در 15 روز، میتوان ساعتها سخن گفت. شما افرادتان را برگزیدهاید و حالا باید حداقل با روزی یک نفر مشاوره کنید. «روز بدون مشاوره نداشتهباشید». مشاوره با تمام حواشیاش، حداکثر 1 تا 2 ساعت از وقت شما را میگیرد که با در نظر گرفتن آزادی مالی، بهایی نیست. این کار برای شما و هر فرد مجموعهتان، کلیدیترین، مهمترین، کارآترین، مفیدترین و اصلیترین کار در راه رسیدن به آزادی مالی است. در این 15 مشاوره، چند نکتهی زیر باید به یادمان باشد: طی این 15 مشاوره، هر روز با لیدر خود در تماس باشید و در جلسهها شرکت کنید. هر روز، آنچه را در مشاوره اتفاق افتاده با لیدر خود مطرح و به کمک هم آن را تحلیل کنید تا اولاً هر روز مشاورهتان از روز قبل بهتر باشد، ثانیاً با حضور در فضای کاری و افزایش اطمینان و ایمان خودتان، هر روز تأثیر مشاورهتان بر مخاطبین افزایش یابد. مشاوره را سخت نکنید. مشاوره میتواند هرجایی برگزار شود. اگرچه بهتر است که حضوری باشد، میتواند تلفنی هم صورت گیرد. متن مشاوره حفظی نیست. تنها شرط مشاوره این است که نیم ساعت با دوستتان در یک محیط آرام بتوانید صحبت کنید. مطمئناً وسط یک مهمانی شلوغ جای خوبی نیست؛ ولی چند دقیقه قدم زدن در خیابان میتواند فرصت خوبی باشد. هدف اصلی مشاوره یک چیز است: شما، به دوستتان منتقل کنید که میتواند با سرمایهگذاری، بدون هیچ کاری، ماهیانه 7، 10 یا 15 درصد سود دریافت کند و دوست خود را با اطمینان خود مطمئن کنید. شک نکنید. فرصت آنقدر استثنایی است که فقط کافی است آن را به دیگران بگویید! نکتهی مهم این است که در مشاوره تکلیف قضیه را روشن کنید. موقعیت استثنایی و فرصت بسیار کم است. شما قرار نیست منتظر کسی باشید. سعی کنید نتیجهی جلسهی مشاوره به بعد موکول نشود و تصمیم گرفتهشود. سؤالات دوستتان را در جلسهی مشاوره استخراج کنید و به آنها جواب دهید! آمار نشان میدهد که دو سوم مشاورهها منجر به INVEST میشود؛ اگرچه ممکن است برای بعضی تهیهی پول یکی دو هفته طول بکشد. اگر حداقل نزدیک به دوسوم مشاورههای شما به Invest نمیانجامد، مشکل جای دیگری است. با لیدر خود مشورت کنید. در انتها، یک نکته که از امروز، هر روز باید تذکر داده شود ... سه روز آخر ماه، میتواند بیش از کل 27 روز قبل آن موفقیتآمیز باشد ... 8 روز به پایان دسامبر مانده! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 1:6 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان مثبتاندیش و شاد باز به روزهای آخر ماه نزدیک میشویم. نمیدانم چرا اینطوری است؛ ولی همانطور که ماه قبل هم پیشبینی کردیم و درست درآمد، چند روز آخر ماه برابر با چند برابر کل ماه است. راستش نمیدانم چرا. داستان مانند همان امتحان دادن ماست. برای یک حجم درس چه یک هفته وقت داشتهباشیم چه شش ماه، در دقایق آخر با خود میگوییم: «کاش یک روز دیگر وقت داشتم!» شاید بهتر باشد به کمپانی پیشنهاد کنیم که plb هارا به جای هر ماه، هر هفته محاسبه و پرداخت کند! موافقید؟ اینطور ی شرط میبندم هر ماه ما 4 برابر درآمد خواهیم داشت! برگردیم سر بحثمان دربارهی قدم دوم روند کاری. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت 12:0 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
به ادامهی روند کاری در سه روز اول میپردازیم. پس از توجیه و بحث دبارهی اهداف، به تمرین مشاوره بپردازید و درعین حال از سرمایهگذار جدید بخواهید فهرستی از افراد مناسب برای سرمایهگذاری تهیه کند. برای تمرین مشاوره، متنی در اختیار شما قرار دارد که کلیات نکاتی را که لازم است برای معرفی درست سرمایهگذاری در پالینور یادآوری کنیم، در آن آوردهشدهاست. فراموش نکنید که قرار نیست چیزی را حفظ کنید یا کلمه به کلمه بگویید؛ بلکه باید بتوانید محتویات آن را با یک ساختار منسجم و قابل درک بیان کنید تا شنونده به خوبی دریابد چه فرصتی در اختیارش قرار گرفتهاست. بسیار پیش آمده که شنونده به دلیل بیان نادرست گوینده یا عدم تسلط او به محتوای بحث، سرمایهگذاری در پالینور را اشتباه فهمیده و مثلاً گمان کرده که لازم است چند نفر سرمایهگذار جذب کند تا سود ماهینه 15% را دریافت کند! در یک تقسیمبندی کلی، یک مشاورهی خوب دو بخش دارد: 1-محتوای بحث 2-طرز بیان دربارهی اولی، لازم است دربارهی زمینههای کاری کمپانی و نحوه و میزان سوددهی به خوبی بدانید؛ اما در مورد بیان، مهمترین نکته در خودتان است. اگر باورنداشتهباشید که دارید فرصتی استثنایی را به دیگران میگویید و چشمانتان از شوق ندرخشد، سخنان شما هرقدر هم پرمحتوا باشد، بیتأثیر خواهد بود! اگر در این شک دارید، دلایل آن را بنویسید و با جستوجو و پرسش به سرعت برطرفش کنید؛ چون در غیر این صورت هر تلاشی بیفایده است و گذشتن زمان هم چیزی را حل نمیکند! مشاوره را چندین بار با همکاران خود تمرین کنید تا به آن مسلط شوید. تمام سؤالات خود را بپرسید و ابهامات را برطرف کنید. فردا دربارهی اسامی و انتخاب بهترین افراد برای همکاری صحبت خواهیمکرد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت 1:45 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان اندیشمند و صادق در بحث هدف، گفتیم که بهتر است کار را شروع کنید و تلاش کنید درک درستی از هدف حین کار شکل بگیرد؛ اما یک نکته را از یاد بردیم؛ به هر حال، شما باید در ماه اول نیز برای کار با هر فرد جدید هدفی «حداقلی» داشتهباشید؛ هدفی که شما باید برای سرمایهگذار جدیدی که جذب کردهاید تعریف کنید یا اگر نه؛ لااقل خودتان بدانید که در چه صورت در رهبری او موفق بودهاید. به نظر من هدف برای ماه اول ورود میتواند چنین باشد: هرکس قبل از 20 ماه سرمایهگذاری کند، حداقل دو PLB و هرکس که بین 20 و26 ماه سرمایهگذاری کند، حداقل یک PLB در آن ماه درآمد داشتهباشد. این هدف، منطقی و قابل دستیابی است و انگیزه هم ایجاد میکند. قدم دوم را به زودی کامل میکنیم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 16:51 توسط علیرضا
|
||