|
|
|
||||||||||||||||||||||
|
دوستان همچنان که شاید در کتاب سعادت، اثر رندی گیج، خوانده باشید، از نظر این استاد بزرگ، هفت قانون مهم برای موفقیت و ثروت وجود دارد. در واقع، رندی گیج معتقد است که قانون جذب، که در فیلم راز از آن صحبت میشود، یکی از این هفت قانون است که از آن به عنوان «قانون تصور» نام میبرد. لیست این قوانین، که به تدریج به آنها خواهیم پرداخت، عبارت است از:
این قوانین طلایی، تلنگرهایی به ناخودآگاهتان میزند که گاهی باورنکردنی است. بیان هرکدام از آنها، آنچنان بعضی از انگیزهها و اشکالات درونی شما را فاش میکند که متحیر میشوید و تازه میفهمید زمانی که میگفتید «من 50 تا مشاوره گذاشتم ولی جواب نگرفتم» یا «بچهها به حرف من گوش نمیدن» یا «دور و بر من کسی نیست» یا «الان این کار جواب نمیده»، چهقدر از مرحله پرت بودهاید! اما قبل از پرداختن به این قوانین، اصل مهمی وجود دارد که باید تمرین کنید و بپذیرید؛ وگرنه این قوانین و هیچ قانون و راهکاری به درد شما نمیخورد. آن اصل چیست؟ ... اصلی، پایه و بنای همهی موفقیتها و پیشرفتها: مسئولیت همهچیز را، شخصاً، به عهده بگیرید. به این موضوع فکر کنید. فردا در این باره خواهیم نوشت. 8 روز دیگر از ماه بسیار مهم ژوئن باقی ماندهاست. ویژنهایتان را از برابر چشمانتان دور نکنید و یک لحظه از تلاش غافل نباشید. حتی یک لحظه اجازه ندهید یأس و «نمیشود» بر شما غلبه کند ... حتی یک لحظه ... |
|||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 12:26 توسط علیرضا
|
|||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
30 می: فقط امروز و فردا را برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان همپا نگاهی به ویژن انتهای می بیندازید. چهقدر به آن نزدیکید؟ نه ... منظورم تعادلتان نیست. منظورم در ذهنتان است. چهقدر به آن خود گرفتهاید؟ چهقدر مطمئنید به آن میرسید؟ چهقدر ایمان دارید که به آن میرسید؟ نگاهی هم به سایر ویژنهایتان بیندازید. ویژنهای درازمدت. حتماً برای همهی ویژنهایتان تصویر ساختهاید و این تصاویر را هر روز میبینید. امروز و فردا، نزدیکی شما به ویژنتان خودش را نشان میدهد. از قول رندی گیج، دربارهی مفهوم ایمان بخوانید ... قدرت ایمان By Randy Gage, May 11th, 2009 داستانی در انجیل (و قرآن) هست دربارهی زنی که وقتی عبای عیسی را لمس کرد، از یک بیماری درماننشدنی بهبود یاقت. عیسی به او گفت: «ایمان تو، تو را نجات داد». فارغ از باورهای معنوی و مذهبی، این داستان نیز مثل بقیهی انجیل، درس خوبی برای ما دارد ... ایمان، «انتظار خوبی» داشتن است. به همین سادگی. ما میدانیم وقتی منتظر چیزی هستیم، ناخودآگاه و خودآگاه ما راهی برای رخ دادن آن پیدا میکند. نه تنها دربارهی سلامتی، که دربارهی همهی عرصههای موفقیت. گوهر ایمان، ویژن مثبت است. با این حساب، ایمان شما چهگونه است؟ رندی گیج جالب آن که، این تعریف زیبا و دوستداشتنی از ایمان، در مذهب ما بسیار محکمتر و پابرجاتر وجود دارد و عمل میکند. ایمان، یعنی ویژن مثبت. یعنی انتظار رخ دادن ویژن مثبتتان. ایمان محکم، یعنی اطمینان از این که حتماً، ویژنتان محقق میشود. چهقدر با ایمانید؟ امروز و فردا، نتیجهاش را خواهید دید! امروز و فردا، بیشتر با هم خواهیم بود. شاد باشید و یک مژده: به زودی، مجموعه درسهای قوانین موفقیت را، به نقل از رندی گیج، در این وبلاگ خواهید خواند. منتظر باشید! قوانین موفقیت در دو روز آخر می خیلی عالی جواب می دهد ... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 10:23 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
26 می: 5 روز برای استفاده از سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان همراه! روزهای آخر ماه می فرا رسیدهاست. در این روزها، شما نتیجه را خواهید دید. نتیجهی هدف داشتن را؛ انگیزه داشتن را؛ و تلاش را، هم با کمیت کافی و هم کیفیت کافی. نتیجهی داشتن فهرستهای لازم برای کار و استفاده از آنها را. نتیجهی تلفن کردنها و پیگیریها را. نتیجهی روزی 10 ساعت کار کردن را. نتیجهی دوری از منفیها و رفتن به سراغ افراد مثبت را. نتیجهی ساعت به ساعت جلسه رفتن را. نتیجهی رفتن به دنبال سرمایهگذارانی را که در سازمانتان بودهاند و تاکنون جدیشان نگرفتهبودید. نتیجهی امید و مثبت اندیشیدن را. نتیجهی تعهدتان را. نتیجهی تغییر کردنتان را ... بخوانید: انتخاب شما چیست؟ By Randy Gage, May 14th, 2009 بله. شما میتوانید گارسن را جریمه کنید و به او انعام ندهید؛ چون یادش رفته برای شما سس اضافی بیاورد. شما میتوانید بلندبلند آه بکشید و بیقراری کنید، چون خانمی که جلوی شما در سوپرمارکت ایستاده، پنج دقیقهی تمام طول میکشد تا کیف پولش را بیرون بیاورد. شما میتوانید از عصبانیت منفجر شوید و یک ناسزا هم بگویید، چون رانندهی اتوموبیل کنار شما جوری پیچید که از 1 سانتیمتری ماشین شما رد شد. شما میتوانید یک یا دو ساعت بیشتر عصبانی بمانید، تا همسرتان واقعاً برای اشتباهش مجازات شود. یا نه. میتوانید این کارها را نکنید. انتخابت شما چیست؟ رندی گیج شادی، موفقیت، ثروت و ...، فقط و فقط از درون شما منشأ میگیرد. لازم نیست چیزی را تغییر دهید. کافیست خودتان را تغییر دهید. فعلاً 5 روز دیگر فرصت دارید! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 9:36 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان همراه لینک یکی از ویدئوهای رندی گیج را این جا گذاشتم که از طریق آن میتوانید بقیهی لینکهای مرتبط را ببینید. این ویدئوی زیبا را که حاوی بخشهایی از سمینارهای بیشمار اوست، همینجا میتوانید تماشا کنید. بخشهایی از صحبتهایش را هم برایتان ترجمه کردهام؛ ولی یه شدت توصیه میکنم به خواندن صرف ترجمهها اکتفا نکنید و حتماً تصاویر را هم ببینید تا لحن صحبت دستتان بیاید؛ که به تنهایی، حتی بدون دانستن ترجمهی حرفهایش، فوقالعاده است:
-ممکنه لازم باشه با 15 نفر صحبت کنین تا 5 تاشونو پیدا کنین که جدی باشن. اگه مثل من باشین در اول کارتون، ممکنه لازم باشه با 25 نفر حرف بزنین. یا 50 نفر. ولی 25 نفر در سال، یعنی هفتهای نصف نفر! میتونین از پس هفتهای نصف نفر بر بیاین؟! خوب این کلیدشه. من میگم شما باید سه سال، هفتهای با نصف نفر حرف بزنین تا بعد یه تجارت 5 میلیون دلاری داشته باشین. این کارو انجام میدین؟ نکتهش اینه که اگه شما با 25 نفر تو چند ماه اول یه نتیجهای به دست بیارین، بعدش همین نتیجه رو با 10 نفر به دست میارین؛ چون تجربه دارین؛ اعتماد به نفستون بالاتره و آدمای زیادی تو دستتون دارین.این کارو باید ادامه بدین ... برای 2 سال، 3 سال، 4 سال ... و من به شما قول میدم شما در سال پنجم یه تجارت 5 میلیون دلاری خواهید داشت ... -ولی بعضی از شما میرین سر صحبت یا تلفن میزنین و پیش خودتون میگین: (رندی ادای این افراد را در میآورد) «کاش قبول کنه ... کاش تلفنو قطع نکنه ...» میدونین چهجوری باید نتیجه بگیرین؟ اکثر مردم وتی مشاوره تموم میشه از بالاسریشون میپرسن: «خوب چهجوری بود؟ فکر میکنید خوشش اومد؟ فکر میکنی وارد میشه؟!» ولی در واقع، سؤالی که باید بپرسین اینه: «نفر بعدی کیه؟!» و شما با وضعیت ذهنی میرین اونجا که شما 5 میلیون دلار دارین. من به اونا نمیگم که 5 میلیون دلار دارم؛ ولی این تو ذهنم هست. توی قلبم هست مطمئنم. میدونین اون طرف چی فکر میکنه؟! پیش خودش میگه: «من نمیدونم این یارو چی میدونه ... ولی قطعاً یه چیز مهمی میدونه ...» «من نمیدونم داره چیکار میکنه ... ولی میدونم یه کار مهمی داره میکنه ...» «من نمیدونم اون کجا داره میره؛ ولی من، میخوام، باهاش، برم!» -«خواهش میکنم وارد شو ... من به تو احتیاج دارم!» شما نباید به مردم التماس کنین! نباید گریه و زاری کنین! شما باید فریاد بزنین که «من یه کار پنجاه میلیونی دارم! تو میخوای؟ نه؟ تو چی ... میخوای؟ نه؟ تو هم نمیخوای؟ نه؟ تو چی؟ میخوای؟ عالیه! من میتونم بهت کمک کنم!» -شما ازدواج کردین؟ همسرتون کجاست؟ آهان ... همینجاست. یادته اون روز که ازت خواست باهاش ازدواج کنی؟ روز خاصی بود؛ نه؟ ... خوب؛ به ایناش کاری ندارم. من فقط میخوام اینو بدونم: وقتی اون گفت: «عزیزم؛ دوستت دارم؛ میخوام زندگیمو با تو سر کنم؛ میخوام باهام ازدواج کنی.»؛ آیا تو اینو بهش گفتی که: «بله ... به احتمال 54% ما میتونیم با هم موفق باشیم؟!» -سالها پیش، اون جامعهی مذهبی رو شوکه کرد وقتی گفت: «فقیر بودن، گناهه.» من هنوز مردمو شوکه میکنم وقتی اینو میگم. شما میدونین تعریف درست گناه چیه؟ -باید بگیریش ... محکم بگیرش و ولش نکن ... این جملاتو پشت سر من تکرار کن: «سر به سر من نذار رفیق ...» میدونی من چی دارم؟ آزادی. آزادی! کلید آزادی مالی! مال خودمه. شما دارین؟ -سؤال اول اینه: آیا رؤیاهاتونو باور دارین؟ من میخوام بدونم: آیا شما نتورک مارکتینگ رو باور دارین؟ و یه سؤال دیگه، که میخوام فقط یک کلمه بلندترین جوابو بدین و من از اینجا برم بیرون. آیا، شما، خودتونو باور دارین؟! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 10:29 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان مشتاق تغییر 5 روز اول ماه می را پشت سر گذاشتیم. درآمد سرشار ماه آوریل را امروز دریافت میکنید؛ در حالی که ماه آوریل در می ادامه یافتهاست و همچنان ادامه دارد. حتماً تا به حال ویژن این ماهتان را تنظیم کردهاید؛ خودتان را بارها در روز اول ژوئن مجسم کردهاید و میکنید؛ برنامههایتان را ریختهاید؛ آموزش سرمایهگذاران انتهای آوریل روزهای پایانی را طی میکند؛ برای حداقل دو Event بزرگ در ماه می برنامهریزی کردهاید و ساعات کاریتان را طوری تنظیم کردهاید که حداکثر استفاده را از این ماه ببرید و هرچه بیشتر به سطح بازنشستگی نزدیک شوید. بعضی از دوستان هم که مشاورههایشان را آغاز کرده و تاکنون سرمایهگذار نیز جذب کردهاند. همچنان که ماه پیش هم گفتیم، در 15 روز اول، شما سرمایه جذب میکنید؛ و این سرمایه، تعداد افرادی است که سرمایهگذاری میکنند. هرچه این تعداد بیشتر باشد، در 15 روز دوم، روزهای سرشارتری خواهید داشت. خوب ... برای ماه می منتظر چه هستید؟ (Expect) و چهقدر از این نتیجه را میتوانید بپذیرید؟ (Accept)؟ چند روز پیش، مطلبی از رندی گیج خواندید با عنوان: چه چیزی شما را عقب میکشد. امروز ادامهی آن را بخوانید:
کجا راحت هستید؟! در مطلب قبلی در این به دنبال عاملی گشتیم که مانع میشود شما به دنبال «بیشترها» و «بهترها» در زندگی باشید. ما در واقع داریم دربارهی حوزهی آسایش شما صحبت میکنیم. این که شما چهقدر میتوانید موفق باشید و هنوز با خودتان راحت باشید؛ بدون این که موفقیت موجب عذاب روحی شما شود. خیلی عجیب به نظر میرسد؟ حتماً فکر میکنید که خیلی راحتتر خواهید بود اگر سالمتر، ثروتمندتر و شادتر باشید تا این که فقیر، بیمار و افسرده باشید. اما در واقع تعداد کمی از مردم چنین هستند ... بعضی از مردم میخواهند بیمار باشند تا جلب توجه کنند. بعضی اگر خیلی موفق باشند و درآمد زیادی داشتهباشند، احساس گناه میکنند. بعضی هرگز شاد نیستند؛ مگر مواقعی که غمگیناند. خوب؛ شما چهطوری راحتترید؟ خیلی جدی به این موضوع بیندیشید. رندی گیج باز هم دستش را روی نقطهی حساس گذاشت؛ نه؟! چهطوری راحتترید؟! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:40 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
23 آوریل: 7 روز تا پایان ماه آوریل و سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان همیشگی! دقیقاً یک هفتهی دیگر باقیست. به بار سایت در روز آخر فکر کنید ... بعد از خواندن مطلب دیروز از رندی گیج، لازم است که ادامهی آن را هم بخوانید و خوب به اهداف بودنتان فکر کنید. فراموش نکنید؛ شما چیزی را به دست میآورید که قبلاً کسی شدهباشید که آن شیء را دارد.
By Randy Gage, April 17th, 2009 در مطلب دیروز، دربارهی قسمت «بودن» یا «شدن» از اهدافتان صحبت کردیم. این قسمت، مهمترین عنصر سازندهی سلامتی، شادی و فراوانی برای شماست. اگر میخواهید چیزی به دست بیاورید، بتر است که دربارهی این فکر کنید که چهچور آدمی چنان چیزی دارد؟ افراد ثروتمند، کسی شدهاند که لایق و امین ثروت است. افراد سالم، کسی شدهاند که ورزش میکند و درست غذا میخورد. افراد موفق کسانی هستند که قبلاً نیاز به ارزش نهادن به دیگران را درک کردهاند. امروز کمی وقت بگذارید و دربارهی چیزهایی که میخواهید داشتهباشید فکر کنید. سپس فکر کنید چهجور آدمی باید بشوید تا این اتفاق بیفتد؟ رندی گیج |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 8:4 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
22 آوریل: 8 روز تا پایان ماه آوریل و سود 7% در ماه فرصت دارید. دوستان همیشگی! چند روز پیش با یکی از لیدرها صحبت میکردم و متوجه نکتهی جالبی در او شدم. او ویژنهای خیلی خوبی دارد و آدم توانایی هم هست؛ مثلاً به شدت به دنبال آن است که هرچه زودتر به تعادل 4 میلیون به 4 میلیون دلار برسد و از مزایای آن استفاده کند. برای این کار هم خوب تلاش میکند؛ ولی ... متوجه شدم که بعضی اعمال و موضعگیریهایش، با اهدافی که میخواهد به آنها برسد نمیخواند و نمیتوان با آن اعمال، چنان حالتی را تصور کرد. از او خواستم کمی فکر کند و یک لیدر با تعادل 4 میلیون را در نظر بگیرد. آن وقت، ویژگیهایی که این لیدر دارد، در رفتار، گفتار، شخصیت، میزان مطالعه، نحوهی برخورد با بالاسری و زیرمجموعه، نحوهی ادارهی جلسه، دانش و ... را روی یک کاغذ بنویسد. در طرف دیگر کاغذ، ویژگیهای خودش را بنویسد و ببیند چه تفاوتهایی با این لیدر دارد؛ تا بداند علاوه بر داشتن چنین ویژنی، بداند چهگونه باید بشود. دوستان؛ ما برای داشتن بعضی چیزها، باید آدم دیگری هم بشویم. نمیشود شما هنوز به مقادیر اندک فکر کنید، یا هیچ کتابی نخوانید، یا از دایرهی نفوذتان استفاده نکنید، یا همهچیز را از خودتان ندانید، یا قدرت روحی بالا نداشتهباشید، و آن وقت چیزی بخواهید که همهی اینها را میخواهد. فقر، شخصیتی دارد و ثروت، شخصیتی. شخصیت و کارهای شما شبیه کدام است؟ جالب این بود که رندی گیج، دو روز بعد، در وبلاگش دقیقاً همین مطلب را به زیبایی هرچه تمامتر نوشت! شباهت فکر است دیگر ... کاریاش نمیشود کرد! بخوانید: آیا کسی شدهاید که برای ثروتمند شدن، لازم است باشید؟
دوستم آلوین دی میگوید سه نوع رؤیا وجود دارد: -رؤیای داشتن -رؤیای انجام دادن -رؤیای بودن این موضوع، وقتی به نظر میرسد افراد در ظاهر کردن رؤیایشان مشکل دارند، دیدهمیشود. یک نفر چند وقت قبل، در یکی از کارگاههای من شرکت کرد و چنین مشکلی داشت. من از او خواستم نقشهی موفقیتش را به من نشان دهد. (نقشهی موفقیت، که رندی در سایر درسهایش هم دربارهی آن صحبت میکند، تابلویی است که شما تصاویر اهدافتان را از اینترنت، مجلات و ... روی آن میچسبانید. این تصاویر هر چیزی میتواند باشد؛ هرچیز که شما را به یاد آن هدف بیندازد؛ و ممکن است حتی برای دیگران یک مفهوم دیگر داشتهباشد. بعداً در این باره خواهیم نوشت). بله؛ از او خواستم نقشهی موفقیتش را به من نشان دهد. وقتی نقشهاش رادیدم، با دیدن این که او چهقدر چیز میخواد شوکه شدم. همهاش رؤیای داشتن بود. و این، دام خطرناکی که بعضی به آن میافتند. نقشه او جواهرات داشت، لباسهای زیبا، ماشین، خانههای متعدد و بسیاری چیزها که او میخواست داشتهباشد. ولی هیچ چیز نبود که او بخواهد انجام دهد. و مهمتر از آن، هیچ چیز نبود که او بخواهد بشود ... و قسمت مشکلدار، همین است. برای داشتن چیزها، شما اول باید چیزی بشوید. خوب، اهداف شما چهگونه است؟ رندی گیج خوب. نگاهی به اهدافتان بیندازید. چهقدر اهداف انجام دادن، و یا اهداف بودن دارید؟ تمرین بالا را درباره رسیدن به تعادل ۴ میلیون دلار انجام دهید و نتیجه را ببینید! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 8:27 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
امروز هفدهم آوریل است. دوستان همیشگی! روزهای کمی به پایان ماه آوریل باقی ماندهاست. حتماً تا حالا از مسابقه مطلع شده و شاید در آن شرکت هم کردهاید. این مسابقه، نوید یک Plan متفاوت و جذاب را در ماه آینده به ما میدهد؛ اما در هر صورت شکی نیست که سود 7% در ماه با بازگشت تدریجی سرمایه به صورت هر 4 ماه، تنها تا آخر آوریل باقی است. این فرصا را به دیگران عرضه کنید تا از آن محروم نمانند و خودتان هم از برکت بیکران آن بهرهمند شوید. ویژنتان را متناسب با ماه آوریل انتخاب کنید و به توصیهی رندی گیج در این باره توجه کنید: تأکید کردن، جواب میدهد
وقتی شما نیایش میکنید، با خودتان خلوت میکنید یا به رشد شخصی میپردازید، استفاده از جملات مثبت همیشه بسیار قدرتمند است. جملاتی مثل: «فرمان الهی هماکنون به من برکت میدهد». چنین جملهای انتظارات مثبت ایجاد میکند و کمک میکند که اندیشه های مثبت کاملاً در ناخودآگاه شما جا بگیرند و محکم شوند. شما با اعتقاد و ایمان کامل صحبت میکنید؛ حتی قبل از این که این وقایع مثبت واقعاً تحقق یابند. به این ترتیب، شما نتایج مثبت را به سوی خودتان جذب میکنید. همچنین بسیار مهم است که شما این جملات را با زمان حال به کار برید. متوجه شدید که من کلمهی «هماکنون» را در مثال بالا به کار بردم. اگر جملات مثبت شما چنین چیزی باشد: «من یک میلیونر خواهم شد»، شما دارید ناخودآگاهتان را برنامهریزی میکنید که این وقایع همیشه در آینده رخ دهند. به نظر من گفتن چنین جملاتی در زمان حال، باعث میشود که وقایع مثبت، بهتر ظاهر شوند. با این حساب، چرا جملهی مثبت و انتظار امروز خود را برای یک فراوانی بیکران و برکت بیپایان نمیگویید؟ رندی گیج |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 11:53 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوازدهم آوریل به پایان رسید و سیزدهم آوریل، آغاز شدهاست! دوستان همگام! 1-در آخرین روزهای نیمهی اول ماه آوریل هستید. شما در آغاز آوریل ویژنی برای خود تعیین کردهبودید. درست است؟ اگر ویژنتان محافظهکارانه و از روی ترس بودهباشد، مطمئن باشید به بخشی از آن هم نرسیدهاید. اگر ویژنتان جسورانه بوده باشد، تا امشب به یک سوم تا نصف آن رسیدهاید و بقیه را در سه روز آینده خواهید رسید. خوب. اوضاعتان چهگونه است؟ ویژنتان چهگونه بودهاست؟ 2-امروز که با یکی از لیدرهای بزرگ صحبت میکردم، به نکتهی بسیار جالبی اشاره کرد. گفت: «تو Event اخیر متوجه شدم که چه پتانسیلهای عظیمی وجود داره تو سازمانم. من فقط چشممو بستهم و دارم 4 نفرو میبینم که مثلاً با اونا کار میکنم؛ اونوقت این همه آدم و این همه پتانسیلو اصلاً نمیدیدم! کافیه فقط بخوام و دنبالش برم ... کافیه سرمو بلند کنم تا مجموعهم چندین برابر بشه!». خوب، سرتان پایین است یا بالا؟! لطفاً چشمهایتان را باز کنید و دوروبرتان را خوب ببینید. این خبر یک حقیقت است: رشد پالینور در این روزها کاملاً بیسابقه است. موقعیت کنونی دیگر هرگز تکرار نمیشود. 3-اگر عضو پالینور هستید، حتماً تاکنون CD رندی گیج را دیدهاید. با داشتن این CD و امکان تماشای سخنرانی کمنظیر رندی گیج برای لیدرهای ارشد پالینور، شما ابزاری در هنگام مشاورهها و آموزشها در اختیار دارید که تاکنون در پالینور وجود نداشتهاست. افتخار رندی گیج به «همراهی با لیدرهای ارشد کمپانی پالینوراینترنشنال»، سرمایهایست که با سالها تجربه و موفقیت برای یک کمپانی برابری میکند. «مردی که بیش از هرکس در دنیا میلیونر ساخته» و «مردی که بزرگترین مدرس نتورک و موفقیت در دنیا»ست، معتقد است در دو سال آینده، بیشتر از کل 60 سال سابقهی نتورک میلیونر به وجود خواهد آمد و پالینور را یکی از مطمئنترین جاها برای تولید این میلیونرها میداند! میدانید این یعنی چه؟! 4-میدانم طولانی شد ... اما حیف است ترجمهی این درس رندی گیج را نخوانید: دربارهی فکرهایتان فکر کنید! By Randy Gage, March 25th, 2009 قبلاً به شما گفتم که زمام افکارتان را به دست بگیرید و اولویت را به این کار بدهید. شما باید «به فکرهایتان فکر کنید». خوب؛ یعنی چه؟! خوب ... اکثر مردم جامعه، افکار خودشان را دارند. آنها افکار آنهاست ... اما شما باید «خودتان» باشید و افکارتان باید چیزی باشد که «شما» به آن فکر کردهاید! شما باید بتوانید یک قدم به عقب بردارید، از افکارتان بالاتر بروید و از آنها آگاه شوید. بنابراین وقتی کسی به شما میگوید: «میخواهی در کمپانی جدید من سرمایهگذاری کنی؟» و شما بلافاصله فکر میکنید: «اگر این واقعاً یه موقیت خوب باشه سهامش باید تموم شده باشه. همه باید سرمایهگذاری کردهباشن پس دیگه واسه من چیزی نمیمونه». باید یک لحظه توجه کنید و از خودتان بپرسید: «چرا چنین فکری کردم؟ آیا واقعاً این فرصت تمام شده؟ یا این که فقط من مثل یک شکستخورده فکر کردهام؟ و اگر مثل یک شکستخورده فکر کردم، چرا چنین افکاری دارم؟» وقتی بتوانید دربارهی افکارتان فکر کنید -به جای این که فقط افکارتان شما را اداره کنند- مهمترین قدم را به سطح بالاتر آگاهی برداشتهاید؛ همچنین مهمترین قدم را به سوی موفقیت و انسان بهتری بودن. خوب؛ همین حالا چه فکری میکنید؟ و مهمتر از آن: چرا چنین فکری میکنید؟ رندی گیج |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 20:19 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
امروز، دهم آوریل است. دو سوم از نیمهی اول، و یکسوم از کل ماه را پشت سر گذاشتیم. امروز، Eventهای بسیار بزرگی در جاهای متفاوت برگزار میشود. در این گردهمآیی ها، شما انسانهایی خواهید دید که با آدمهای روزمرهی دوروبرتان متفاوتند. آدمهایی که میخواهند موفق باشند و پیش بروند. آدمهایی که به موفقیت دیگران حسادت نمیکنند و مانع موفقیت شما نمیشوند. آدمهایی که برای ناخودآگاه شما برنامههای مثبت میفرستند. تا میتوانید به این آدمها نزدیک شوید و سعی کنید فقط از این آدمها دوروبر خودتان جمع کنید. فراموش نکنید که لیست اسامی شما همیشه باید در حال رشد باشد. امشب، کمی به این موضوع فکر کنید. در یک ماه گذشته چه کسانی به لیستتان اضافه شدهاند؟ یک فامیل قدیمی که در تعطیلات عید دیدید؟ یک همکلاسی قدیمی که اتفاقی در خیابان به او برخوردید؟ یک همکار جدید که تازه به ادارهی شما آمده؟ فامیل جدیدی که با ازداج خواهرتان پیدا کردهاید؟ و ...؟ اسامی این آدمها را بنویسید و خیلی زود، به سراغشان بروید. فرصت سود 7% در ماه را، که فقط 20 روز از آن باقی مانده، به آنها عرضه کنید تا هرچه زودتر سرمایهگذاری کنند و خودشان هم بتوانند علاوه بر استفاده از سود 7%، به سود باینری آن هم برسند و اطرافیانشان را هم از این فرصت بهرهمند کنند. از قول رندی گیج بخوانید: By Randy Gage, March 18th, 2009 آیا شما از ثروتمند شدن میترسید؟ در پستهای قبلی، گفتم که احتمالاً شما دارید نقش قربانی را بازی میکنید. امروز میخواهم بگویم که شما آدمهای ثروتمند را دوست ندارید و از پول میترسید. لابد میگویید: «دیوونه شدهی؟» «نمیدونی من میخوام ثروتمند شم؟ من اصلاً با پول مشکلی ندارم. هرچی بتونم در بیارم، بازم میخوام!» خوب. ببینیم این حرف درست است یا نه: فرض کنید شما در جادهای در حال رانندگی هستید و یک رولز رویس با چرخهای کاملاً صاف و مسطح میبینید. به نظر شما این منظره کمی (یا خیلی) سرگرمکننده است؟ اگر شما همین واکنش را نسبت به دیدن یک هوندای زنگ زده یا همان وضعیت نشان ندهید، شدیداً اسیر یک برنامهی ناخودآگاه «نداشتن» هستید. هرگز شده آدمهای ثروتمند را توی دردسر ببینید (مرتا استوارت، مایکل جکسون، مایک تایسون و ...) و چیزی شبیه این بگویید یا فکر کنید: «خوب ... ممکنه اون خیلی پول داشتهباشه؛ ولی بازم شاد نیست». این نشانهی حسادت و غیظ شما نسبت به آدمهای ثروتمند است. در ته دلتان، پنهانی، وقتی میخوانید که ازدواج دو آدم مشهور و ثروتمند به هم خورده، احساس رضایت میکنید؟ باز هم همانطوری که گفتیم. آیا فکر میکنید آدمهای ثروتمند، قدرتمند و موفق به اندازهی شما والدین خوبی نیستند؟ آیا فکر میکنید کشیشها، روحانیون و وزرا باید با صرفهجویی و ساده زندگی کنند؟ آیا فکر میکنید گردانندگان مؤسسات خیریه و سایر سازمانهای غیر انتفاعی باید مجانی یا با دستمزد ناچیز کار کنند؟ آیا شما با آن آدم کوچکی که قربانی سازمانهای بزرگ حریص شده احساس همدردی میکنید؟ آیا فکر میکنید که قوانین حکومتی باید از ما در برابر سازمانهای بزرگ ثروتمند محافظت کنند؟ آیا وقتی آدم ثروتمندی میبینید، دلیل میآورید که چرا او چنین شده و شما نه؛ و قضیه را به گردن والدینش، شانسش، بدجنسی و بیانصافیاش، شرایط زمانش و ... میاندازید تا خودتان را تبرئه کنید؟ پاسخ مثبت به هریک از سؤالات بالا نشان میدهد که در ناخودآگاه شما چنین باورهایی وجود دارد: پول شیطانی است و فقیر بودن به نحوی خوب است. به این ترتیب، اگر شما این باورها را محو نکنید، آنها مانع شما میشوند. به اینها فکر کنید و نظرتان را بگویید ... رندی گیج |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 9:3 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
دوستان هر لحظه دو روز وبلاگمان بهروز نشد که در یک و نیم سال گذشته که با هم بودهایم، کمنظیر است. بابت این قضیه که به علت مشغلهی فراوان پیش آمد، پوزش میخواهم و امیدوارم که دیگر چنین اتفاقی نیفتد. فردا، از اول آوریل، بزرگترین ماه کاری پالینور تاکنون آغاز میشود و قصد داریم که این ماه، بزرگترین و پربارترین ماه کاری وبلاگ Mypalinure هم باشد. چند وقت پیش، در وبلاگ رندی گیج، مطلب زیر را خواندم. مانند همیشه جملات قدرتمندی است و مستقیماً خواننده را مخاطب و تحت تأثیر قرار میدهد. آن را بخوانید و به خودتان فکر کنید: رها شدن از نقش قربانی By Randy Gage, March 14th, 2009 اگر بخواهید به یک مولتیمیلیونر بدل شوید، لازم است هزینههایی بپردازید و کارهایی را انجام دهید؛ همچنان که من باید چنین کنم. کارهای بزرگی مثل عوض کردن روش فکرتان، و چیزهای کوچکی مثل وقت گذاشتن برای رشد شخصی روزانه و کشیدن نقشهی دقیق موفقیت و انجام تأکیدها و تکرارها تا آنها وارد ناخودآگاهتان شوند. اما اجازه بدهید به شما بگویم به نظر من اگر تنها یک کار از همه مهمتر باشد، آن چیست:
رها شدن از نقش قربانی.
من خیلی دراین باره صحبت میکنم و احتمالاً شما فکر میکنید که من سالها پیش این کار را انجام دادهام و شاید هم فکر میکنید خودتان هماکنون از پس این کار بر آمدهاید. به شدت شک دارم که چنین باشد!
من همین هفتهی گذشته هم با این قضیه روبهرو شدهام و متوجه شدهام که دارم نقش قربانی را بازی میکنم! شرط میبندم که شما هم هنوز در لجنزار همهی انواع ذهنیت قربانی –که خودتان هم از آنها آگاه نیستید- گرفتارید.
اگر شبیه اکثر افراد باشید، تصور میکنید که من دارم دربارهی یک نفر دیگر حرف میزنم؛ و شما این مشکل را مغلوب کردهاید؛ اما شرط میبندم که اشتباه میکنید. در واقع، با کمال اطمینان به شما میگویم که شما همهی انواع باورهای قربانی را نگهداشتهاید و آنها هنوز مانع حرکت شما به جلو میشوند.
دوباره به این موضوع فکر کنید. در پستهای آینده در اینباره بیشتر صحبت خواهیم کرد.
امروز، آخرین روز ماه مارس است. اگرچه در پایان اروز باید به ویژنهای این ماه برسید و اتفاقات بسیاری در این روز آخر-مثل همیشه- میافتد، خوشبختانه هنوز 3 روز تا پایان فرصت سرمایهگذاری تنها با 500 دلار باقیست و یک ملاک مهم موفقیت و استفادهی کامل از حادثهی عظیم ماه آوریل، تعداد همین IDهای 500 دلاری خواهد بود ... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 2:53 توسط علیرضا
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 11:48 توسط علیرضا
|
||