|
|
|
|
|
دوستان همنبرد دیروز با یکی از لیدرها دربارهی نتیجهی 15 روز پیشین و 15 روز آینده صحبت میکردم. نکات زیادی در صحبتها وجود داشت؛ اما مهمترین نکته، تعداد «ن» در صحبتهایش بود! از اول تا آخر صحبت، حرفهای دوستمان پر بود از «نمیشود» و «نشد» و «نمیتوانند» و «نتوانستند» و «نمیتوانم» و «نمیکنند» و «نرسیدند» و ...! اولش میخواستم بشمرم؛ ولی کمی بعد که تعداد «ن»ها غیر قابل شمارش شد! این «ن»ها، مفهومشان را به شما جذب میکنند. مانند ویروس، ذهن ناخودآگاه شما را برای خودشان برنامهریزی میکنند و آنوقت، برنامهی خودشان را در ذهن شما اجرا میکنند. آدم مبتلا شده به چنین ویروسی، در حالی که حتی ممکن است تا دیروز کاملاً مثبت و پرتلاش بودهباشد، گوشهی خانه روی مبل لم میدهد. صورتش گرفته است؛ گویی لاینحلترین مشکل عالم در برابرش قرار دارد. مدام فکر میکند که چرا وضعش اینقدر بد است؛ از دست خودش و زیر مجموعهها و شاید بالاسریاش عصبانی است؛ ویژنهای خودش را دور و بیهوده میبیند؛ نه حوصلهی انجام رشد شخصی را دارد و نه حوصلهی رفتن به جلسه و مشاوره و تلفن کردن برای پیگیری و ...؛ و به جای فکر کردن به ویژنها و روش کار و ...، به جای این که خلاقیتی برای رشد به کار بندد یا تنها همان کارهای همیشگی را منظم و پیوسته ادامه دهد، تنها دربارهی این فکر میکند که «اگه نشه چی؟! چه بلایی سرم میاد؟» به بالاسریاش زنگ میزند و از او حرفهای همیشگی را میشنود؛ حربهایی که بارها با آنها رشد کرده، اما ویروس این بار مانع میشود ... این ویروس معمولاً با رخ دادن یک اتفاق منفی کوچک قدرت میگیرد و هرچه رشد شخصی فرد مبتلا پایینتر باشد، قدرت بیماریزایی بیشتر از خود نشان میدهد. نتیجهی ابتلا به این ویروس، این است که اولاً کاری میکند که تمام آن «ن»ها رخ دهد؛ ثانیاً با تمام قدرت از فرد مبتلا به دیگران سرایت میکند و تکثیر میشود! نگاهی به خودتان بیندازید. شاید مبتلایید. شاید جلوی دیگران اجازهی بروز علائم را نمیدهید؛ اما ویروس در اعماق ذهنتان پنهان است و آن را آلوده کردهاست. شاید عملتان را تحت تأثیر قرار داده بیآنکه روی گفتههایتان تأثیر بگذارد. اگر چنین است، نگران نباشید. با قدرت تفکر مثبت، به راحتی ویروس «ن» را ریشهکن کنید! شاد باشید |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 10:23 توسط علیرضا
|
||